درسها و چشم انداز خیزش”۱۴۰۱ ژینا – مهسا” برای خیزش ۱۴۰۴ – سهراب رزمیار

این نوشته به دستاوردهای گرانبها وجایگاه مهم خیزش۱۴۰۱ ژینا ـ مهسا درروند تغییروتکامل “گفتمان سیاسی و نقشه راه”، “رهبری” و”سازمان یافتگی” درادامه خیزشهای سراسری ۹۶ و ۹۸ می پردازد (۱) و بر پایه پیشروی ها و درسهای آن، دورنماهای محتمل و دورنمای مطلوب در روند انقلابی مبارزات ستمدیدگان ایران به بحث گذاشته می شود.

خیزش ژینا در بستر مبارزه انقلابی شده مردم بعد از”شکست” اعتراضات سبز و در ادامه خیزش های سراسری ۹۶، ۹۸، اعتراضات مکرر و بی شمار جنبش های زنان، کارگری، سیاسی، صنفی، مدنی و قیام تشنگان ۱۴۰۰ صورت گرفت. رژیم بعد از سرکوب ۹۸ تصور می کرد که توانسته ازمردم زهرچشم بگیرد و مانند تمام سالهای حاکمیت اش برای حفظ و ادامه جو ارعاب اجتماعی بویژه برای تثبیت سرکوب ۹۸، بطور گسترده تر و شدیدتری با استفاده از راهکارهای همیشگی یعنی اعدام صرف نظر از نوع اتهام چه درملاء عام و چه در زندانها؛ شناسایی، بازداشت، شکنجه و صدوراحکام بلند مدت زندان یا اعدام فعالین و کنشگران؛ کمپین های تبلیغاتی و سایبری برای قدرت نمایی، ماستمالی کردن جنایت هایش، وایجاد روحیه یاس و نا امیدی و ازهمه مهمتر برخورد با زنان بر سر حجاب توسط گشت ارازل در سطح شهرها و کف خیابان که به درگیری های پراکنده با مردم می کشید، برای ازنفس انداختن مقاومت ستمدیدگان آغازکرد. برخلاف خیالات رژیم، تشدید سرکوب در شرایط بحرانی ساختارهای اقتصادی ـ سیاسی ـ اجتماعی، وانزجار مردم و بویژه جوانان طبقه کارگرومتوسط از حاکمیت اسلامی، باعث شد جرقه قتل ژینا، دختری ازکوردستان بر سرحجاب درتهران، آتش خشم زنان بطور خاص و جوانان درکل که هیچ حق وآینده ای با وجود این نظام نمی بینند، شعله ورکند. وقوع این جنایت و کشتار جمعه خونین زاهدان در اعتراض به تجاوزبه دختری بلوچ بوسیله یکی از فرماندهان نظامی رژیم، خود فشرده ای از دو گسل اساسی و ریشه ای جامعه امروز ایران را به نمایش گذاشت یعنی ستم برزن و ستم ملی. محرومترین ها از حقوق بنیادین خود. به همین دلیل شرکت پر شورزنان، جوانان وخلق های تحت ستم ملی نقش تعیین کننده ای درآغازوادامه خیزش داشت. خیزش ژینا درادامه پیشروی های مبارزات پیشین بویژه خیزش آبان ۹۸، یک جهش کیفی درهمه زمینه ها بود. 

این بار نقطه شروع، نه دعواهای جناح ها و باندهای رژیم وسیاهی لشکر شدن مردم زیرعلم یکی از آنها بود؛ و نه استفاده  ازفرصت بدست آمده ازاختلافات و شکاف در بالا برای اعتراض. برای اولین بار، خیزش با اراده و ازمسئله خود مردم و در مرکز آن ستم بر زن و ستم ملی آغاز شد. خشم و نفرت عمومی و فراخوان گروهی خیزش با اراده و به ابتکار پیشروان بویژه زنان و بسیاری از کنشگران محلی و منطقه ای و با همراهی فراگیر مردمی در تهران شروع شد و موج آن بسرعت به سرتاسرایران رسید. شعارها ازهمان دقیقه اول نظام راهدف قرار داد. از این نظر خیزش۱۴۰۱ در مقایسه با نقطه شروع اعتراضات ۸۸، و خیزشهای ۹۶ و ۹۸ یک جهش و پیشرفت تعیین کننده بود و نشان داد که سطح و توان مبارزات مردم در هر سه زمینه گفتمان سیاسی، رهبری و تشکیلات به جایی رسیده است که با اراده و حول محورخواسته های خود اقدام کند.عرض اندام نیرویی است در صحنه سیاسی به نام مردم ستمدیده یعنی کارگران، زحمتکشان روستایی وشهری، و طبقه متوسطی که در نتیجه اوضاع بحرانی وبحران سازاقتصادی، نازک و فقیر شده وبه پایین رانده می شود. مردمی که با حضور و صف مستقل خود پا درراهی گذاشته اند تا به نیرویی گرچه هنوز نامنسجم اما برای خود تبدیل شوند. این درواقع همان خط قرمزی بود که نظام اسلامی به تمامی چه با مشت آهنین “اصولگرایان” یا وعده های توخالی “اعتدالیون” و توهم پراکنی “اصلاح طلبان” سعی درحفظ آن داشت. خیزش ژینا با اتکا به قدرت خود این خط قرمزرا پایمال کرد و توازن قوای مطلوب رژیم را به هم ریخت بطوریکه مجموعه نظام ولایی اسلامی را وادارکرده سیاست سرکوب را به شکلی پیش ببرد که با توجه به اوضاع بحرانی داخلی و خارجی، و توانمندی سیاسی تشکیلاتی مبارزین و آمادگی مردم برای همراهی و حضور درخیابان، حداقل بهانه ای برای شروع  یک خیزش جدید ندهد یا آن را به عقب اندازد.

از نظرگفتمان سیاسی و ماهیت خواسته ها، شاهد چندین پیشروی مهم هستیم. از نظر ماهیت خواسته ها، خیزش ۱۴۰۱ در مقایسه با ۹۶ و ۹۸ و حتی اعتراضات ۸۸ یک جهش کیفی را نشان می دهد. اعتراضات ۸۸ با در نظر گرفتن “توهم” به اصلاح پذیربودن نظام و رهبری اصلاح طلبان درون و بیرون حاکمیت، حول موضوعی سیاسی شروع شد. خیزش های سرنگونی خواهانه ۹۶ و ۹۸ بطور کلی حول مسائل معیشتی وبحران اقتصادی، شکل گرفت. خیزش ۱۴۰۱ ژینا ـ مهسا، ماهیت خواسته ها را به سطح یکی از پایه های سرکوبگرانه هویتی ـ حکومتی رژیم یعنی حجاب اجباری سمبل عمود خیمه زن ستیزی نظام رساند. به این ترتیب گفتمان سیاسی سرنگونی، در خیزش ۱۴۰۱ بر سر سرکوب سیستماتیک زنان فشرده شد. این در واقع دومین خط قرمز نظام بود که با آتش کشیده شدن روسری ها و اعمال اراده و اختیار خود در انتخاب پوشش توسط زنان و همراهی مردان، توسط خیزش لگدمال شد.

در جریان خیزش ۹۸، موضوع آلترناتیو یعنی برنامه سیاسی، نقشه راه و مبارزین سازمان یافته که  توانایی تدوین و پیشبرد آنها را بطور سراسری داشته باشند، برجسته شده بود گرچه پاسخی فراگیر نگرفت. این ضرورت با پیشگام شدن پیشروان و کنشگران کوردستان بویژه زنان کورد درمراسم خاکسپاری پیکرژینا، با سردادن شعار ” زن، زندگی، آزادی”  و طنین انداز شدن آن در سراسر کشور پاسخ گرفت.

خیزش ۱۴۰۱ با این شعار، از “آنچه که نمی خواهد” به “آنچه که می خواهد بسازد” گذر کرد. پاسخی متحد کننده و راهگشا که از نظر چارچوبی برای برنامه سیاسی در شرایط نبود برنامه جامع سراسری مشخصی، مختصات کلی جایگزین نظام اسلامی و نظم موجود را که در مجموع مورد قبول طبقات و اقشار مختلف ستمدیده باشد و حمایت افکار عمومی بین المللی را کسب کند، جلو گذاشت. شعار “زن، زندگی، آزادی” و ترانه “برای”  تبدیل به مانیفست خیزش ژینا شدند. طبیعی بود که طرح این شعار و خواست زندگی انسانی، توجه عمومی را به این موضوع  جلب کند که چه راهکار و برنامه ای می تواند به این مختصات جواب دهد. در نتیجه مبارزه مردم از نظر گفتمان سیاسی هم به سطح بالاتری رسید و در برابر این پرسش اساسی قرار گرفت که با چه آلترناتیوی و چگونه  وضع موجود را باید تغییر داد، و ساختار جامعه آینده چگونه خواهد بود؟  دوره ای از ارائه منشور و برنامه و نقشه راه از طرف نیروهای مختلف در داخل و خارج شروع شد و همچنان ادامه دارد. اگر چه از منظر امروز، منشورها و برنامه ها در ابتدا نه انسجام داشتند و نه دربرگیرنده خواسته های کلیدی همچون حق تعیین سرنوشت خلق های ساکن ایران بودند؛ در مورد ستم بر زنان تنها به کلی گویی بسنده می کردند و نقشه راه را مسکوت می گذاشتند، اما روند این تحول و جهش باعث شد ابعاد ستم طبقاتی، جنسی و ملی بطور گسترده ترو عمیق تری با طرح مسائلی همچون مرکزگرا یا غیر متمرکز بودن ساختار اقتصادی ـ سیاسی ـ اجتماعی آینده و چگونگی توسعه و پیشرفت به دور از ستم طبقاتی، جنسی و ملی و در کل هر ستمی  در سطح عمومی به بحث گذاشته شود و بر اساس آن منشورها و برنامه ها نقد شود و محک بخورد. این خیزش باعث شد گفتمان سیاسی سرنگونی نظام و جایگزین آن از نظر برنامه و نقشه راه، وارد دوره ای از مبارزات سیاسی ـ گفتمانی در سطح عمومی و در میان نیروها و جریانات سرنگونی خواه در داخل و خارج کشورشود تا صف بندی درون مخالفین را روشن تر کند.

جهش مهم دیگری که در این خیزش اتفاق افتاد، شعارهای “بهش نگین اعتراض، اسمش شده انقلاب!”، “این دیگه اعتراض نیست، شروع انقلابه!” بود. پذیرش همگانی یافتن این شعارها و اعلام حرکت خود به نام انقلاب “زن، زندگی، آزادی”، نشان دهنده از میان رفتن تردیدها، باورهای نادرست ونتیجه گیری های انحرافی از انقلاب و بطور مشخص انقلاب ۵۷ و شکست آن بود. این خیزش، با انقلابی خواندن خود، ژست های قلابی نظام، شبهه سازی های بنگاه های تبلیغاتی غرب و شرق و بخش ارتجاعی و رفرمیست اپوزیسیون با انگیزه های متفاوت درنفی انقلاب با انقلابی جا زدن رژیم را به دور انداخت تا ماهیت جنایت کارانه رژیم و حامیان غربی و شرقی اش و دنبالچه های آنها، درسطح افکار عمومی جهان رسوا شود. اعلام انقلاب نشان داد که مشکل در انقلاب کردن وحرکت برای تغییر وضع ستمگرانه موجود نیست. استبداد و فساد نتیجه انقلاب نیست بلکه نشانه شکست آن است. آنچه مهم است چگونگی عملی کردن برنامه و نقشه راه است که ماهیت نیرو و اندیشه ی هدایت کننده آن وساختار آینده را مشخص می کند.

باورسرنگونی از راه انقلاب و پاسخ گرفتن نسبی برنامه ای با شعار “زن زندگی آزادی”، اهمیت و ضرورت نقشه راه و چگونگی سرنگونی را به عنوان اولین گام برای تغییردر کانون توجه فعالین و مردم قرار داد. این خیزش نقش تعیین کننده “نقشه راه” و سئوال کلیدی آن را جلو گذاشت:”چگونه می توان رژیمی که از اعمال هیچ جنایتی ابایی ندارد و به این منظور یک نیروی سازمان یافته، آموزش دیده، مسلح و مجهز در اختیار دارد را سرنگون کرد؟ چگونه و به چه شکل می توان ساختار و نیروی سرکوب  را درهم کوبید؟” جوانان مبارز و مردم با آگاهی از نقش تعیین کننده ساختار و نیروی سرکوب نظامی ـ امنیتی رژیم در حفظ آن، از همان لحظه ی اول می دانستند که با این نیروی بیرحم روبرو هستند اما این بار مبارزین هم با توجه به تجربه  دو خیزش قبلی و آشنایی با تاکتیک های محاصره و سرکوب آنها و با انگیزه بسیار بالا، آماده بودند. خبری از آتش زدن سینما و بانک و غیره نیست بلکه به آتش کشیدن حجاب و روسری بوسیله دختران؛ همراهی و همدلی ستمدیدگان و فریاد مرگ بر دیکتاتور جوانان به عنوان نیروی محرک خیزش در کف خیابان و درگیری با نیروهای نظامی و لباس شخصی است. شدت سرکوب رژیم و مقاومت انقلابی جوانان و مردم جایی برای تبلیغ خشونت پرهیزی باقی نگذاشت. گرچه شاید هنوز توهم مبارزه خشونت پرهیزانه با سپاه و بسیج و لباس شخصی رژیم، مقبولیت خودش را بطور کامل از دست نداده باشد، اما این خیزش ضربه ای اساسی به آن وارد آورد و آن را به حاشیه، همان جایی که به آن تعلق دارد، برد. اکنون پای ذهنیت مبارزین و ستمدیدگان روی زمین سخت واقعیت است.

این واقعیت که نظام اسلامی به بن بست ساختاری رسیده وتنها به اتکا ساختاری از نیروهای نظامی ـ امنیتی ـ اطلاعاتی مسلح، مجهز، آموزش دیده، توجیه و تطمیع شده علنی وغیرعلنی قدرت را حفظ کرده است. این واقعیت که درگیری با سطوح و بخش های مختلف این ساختاردر هرنوع مبارزه کوچک و بزرگی اجتناب ناپذیراست. به همین خاطر در جریان خیزش و در ادامه تجربه  خیزش های ۹۶ و ۹۸، شاهد رشد خط مقابله و درگیری با مزدوران نظامی، امنیتی و اطلاعاتی هستیم. هم زمان با ادامه و شدت یافتن مبارزه و سرکوب، گزارش های میدانی و رسانه های اجتماعی، بیانیه ها و اعلامیه های منتشرشده این رشد را هم در تئوری و هم پراتیک نشان می دادند. آمار تلفات و مجروحینی که رژیم از نیروهایش اعلام کرد، علیرغم بهره برداری تبلیغاتی تمامیت نظام ازاین نوع آمار دادن ها برای توجیه سرکوب باز هم بیشتر و جلوگیری از غیرقابل کنترل شدن مبارزه، اما از منظری دیگر نشان دهنده اراده و مقاومت انقلابی پر شور جوانان و رشد خط تعرضی دربرابر نیروهای سرکوب با حمایت هم دلانه عموم ستمدیدگان بود.

این خیزش این واقعیت را جلو گذاشت که فقط با تظاهرات و آمدن به خیابان کار این رژیم تمام نخواهد شد بلکه با متلاشی کردن و درهم شکستن ساختار نیروهای سرکوبگر، پیروزی و تثبیت دستاوردهای اش امکان پذیر است. نقشه راه و تشکیلات پیش برنده آن باید بر پایه چنین واقعیتی توسط مبارزین طراحی و بنا شود.

شکل گیری و رشد تشکیلات در محلات و رهبری میدانی توسط جوانان پیشرو در جریان خیزش ۹۸، و انسجام یافتن آنها در مبارزات مختلف بعدی بویژه قیام تشنگان ۱۴۰۰؛ حضور فعال جنبش دانشجویی سرنگونی خواه؛ همبستگی و مقاومت تاریخی خلق های تحت ستم ملی و وجود احزاب و سازمان هایی با پایه اجتماعی در این مناطق و فعالیت های اپوزیسیون و ایرانیان خارج از کشور باعث شد که خیزش ژینا از نظر رهبری و سازمان یابی هم جهشی کیفی را تجربه کند.

چگونگی شروع خیزش ژینا و ادامه آن تا چندین ماه مشخص کرد که هم از نظر عینی و هم ذهنی، مبارزه انقلابی از گفتمان نفی رهبری و تشکیلات گذر کرده است و اکنون نوع و چگونگی و مشخصات آن مسئله اصلی است. مطرح شدن مباحثی همچون رهبری میدانی و تشکیلات افقی و سایر خصوصیات آن توسط پیشروان و کنشگران خیزش در مجموع درمخالفت با اتوریته و رهبری از بالا یا عمودی براساس کاریزمای فردی یا دیکتاتوری حزبی و سازمانی با چارچوبه های دستوری بیان می شد. همینطور کارآیی رهبری میدانی و سازمان یابی افقی و غیر متمرکز، در پیشبرد مبارزات خیابانی به مدت چندین ماه و در “حفظ خود” دربرابر شناسایی و سرکوب نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، هر چه بیشتر نیروهای مبارز را به این شیوه متقاعد می کرد.

در جریان خیزش ژینا تاکتیک های مبارزاتی بر اساس شرایط هر منطقه با توجه به تجربه ۹۶ و ۹۸ با اینکه شکل های مختلف و متنوعی داشت اما بطور کلی با سازماندهی تظاهرات غیرمتمرکز و محلی و منطقه ای که از خیزش ۹۸ پایه های آن گذاشته شده بود، ولی این بار به صورت  نقشه مند و سیال با قابلیت انعطاف بالا برای غافلگیر کردن نیروهای سرکوب و شروع اعتراض به پیش برده میشد و در همان حال برای ماندن در کف خیابان و استمرار مبارزه، ضرورت آمادگی برای مقابله با تاکتیک های محاصره و سرکوب مزدوران رژیم اسلامی را دریافته بود. رژیم هم با استفاده ازتجربه ۵۷ یعنی شکل گیری تظاهرات های همگانی و میلیونی، جمعبندی از نقاط ضعف شیوه و ساختار سرکوب رژیم شاه و تجربه راهپیمایی میلیونی سکوت در ۸۸ متوجه اهمیت این مسئله هم نظری وهم درکف خیابان هست و سعی می کند تا اجازه چنان تکراری را ندهد. به این منظور از طریق تمرکز پرتعداد و شمارش قوای برتر نظامی ـ امنیتی در نقاط کلیدی و استراتژیکی شهرها عمل می کند.

خیزش ۱۴۰۱ مانند ۹۶ و ۹۸ بازهم پتانسیل انقلابی مردم درمناطق تحت ستم ملی، شهرستان ها و شهرهای کوچک استان های محروم را به نمایش گذاشت ودرهمان حال شاید بتوان گفت الگویی را درحرکت مبارزه انقلابی از مرکز به “پیرامون و برعکس را نشان می دهد. این خیزش ها ابتدا از تهران و شهرهای بزرگ شروع می شود. شروع حرکت از شهرهای بزرگ بخاطر توجه و حساسیت چه در داخل و چه در خارج ، فشردگی جمعیت و نهادهای اقتصادی، سیاسی، اداری در این مناطق، نقش مهمی را در انعکاس آن بازی می کند. رژیم با در نظر داشتن این موضوع، تمرکز نیروهایش را بر کنترل تهران و سایر کلان شهرها گذاشته است و سیاستی چند لایه در سرکوب سطوح متفاوت مبارزه بخشهای مختلف در مرکز را سعی می کند جلو ببرد. این وضعیت باعث شده است که پیشروان و کنشگران با آگاهی از این ترفندهای رژیم، بوجود آمدن آن فضا ها و مکان های مشخص در مرکز برای اعتراض را فورا تشخیص دهند و اقدام کنند. تمرکز بیشتر بر مرکز باعث می شود که ساختار سرکوب، تمرکز کمتر در شهرستان ها و شهرهای کوچکتر و مناطق تحت ستم ملی را با سرکوبی به مراتب عریان تر و جنایتکارانه تر جبران کند. در جریان این خیزش حرکت از مرکز شروع می شود و به “پیرامون” میرسد. تمرکز کمتر رژیم در “پیرامون” و هم زمانی تظاهرات و درگیری با نیروهای رژیم در شهرهای مختلف یک منطقه، توزیع نیروهای سرکوب در “پیرامون” را به هم می ریزد. “پیرامون” به دلیل سرکوب عریان تر و خشن تر، و پاسخگویی به ضرورت ادامه مبارزه و پیشروی، تاکتیک های مقاومت را به مقابله و گاه حتی حمله میرساند و به مرکز منتقل می کند اما عدم هماهنگی وارتباط سازمان یافته باعث می شود این تاکتیک ها از یک سو کارآیی و تاثیرشان؛ و از سوی دیگر تکامل و ارتقاء شان در وارد آوردن ضربات اساسی به رژیم را محدود کند. این روند هم هر چه بیشتر اهمیت “نقشه راه” که جایگاه و نقش این تاکتیک ها و سازمان یابی مناسب با آن را با توجه به شرایط مناطق مختلف مرکز و “پیرامون” بطور سراسری هدفمند گرداند را مشخص می کند.

ساختار سرکوب رژیم درهمان حالی که دائما آماده و گوش به زنگ شکل گیری یا  شروع هرحرکت اعتراضی است ولی در برابرخیزش ژینا ـ مهسا و ویژگی های آن، غافلگیر وسراسیمه  شده بود. نقش برجسته زنان در تهییج، تبلیغ و رهبری این خیزش، از فراخوان برای اعتراض به قتل ژینا تا سوزاندن روسری ها و اقدام به پوشش اختیاری، تا سردادن شعار “زن، زندگی، آزادی”، روحیه انقلابی وحضورخیابانی پر شمارستمدیدگان از زن و مرد و پیر و جوان در سراسر کشور، و تاکتیک های منعطف تشکلات و گروه های محلی در تداوم بخشیدن به اعتراضات به مدت چندین ماه، توزیع و توازن قوای سرکوب رژیم را بهم می ریخت و اوضاع را از کنترل خارج می کرد. تاکتیک های تجربه شده محاصره وسرکوب رژیم در چارچوب “استراتژی سرکوب حداکثری تا حاکم شدن جو ارعاب” دیگر کارآیی سابق را نداشت. این وضعیت رژیم را وادار کرد تا سیاست سرکوب را با شرایط جدید انطباق دهد. نظام ولایی با انحلال گشت ارشاد و معلق کردن قانون اسلامی در برخورد با پوشش اختیاری زنان دست به یک عقب نشینی به خیال خودشان موقتی زدند. در همان حال با تشدید ارعاب و خشونت برای متوقف کردن حضور جوانان و مردم یا خارج کردن آنها از خیابان در شمارش بالا حتی بطور موقت با استفاده از تجهیزاتی مثل تفنگ های ساچمه ای، بازداشت های گسترده و صدور احکام اعدام در مورد خط قرمز حاکمیت برای ستمدیدگان یعنی رهبری، تشکیلات وبرخورد تهاجمی و قهرآمیز با نیروهای نظامی ـ امنیتی سعی داشت توازن نیرو را به نفع نظام تغییر دهد. رژیم به دشواری تنها توانست از ادامه تظاهرات خیابانی جلوگیری کند.

خیزش ۱۴۰۱، اولین خیزشی بود در دوران حاکمیت اسلامی که بخاطر شرکت و مقاومت زنان توانست به دستاورد عملی مشخصی یعنی پوشش اختیاری درمقابل یکی از مهمترین معیارهای هویتی ـ حکومتی رژیم برسد و علیرغم افت خیزش و تشدید سیاست سرکوب و ارعاب اجتماعی، توانسته آن را حفظ کند، توهم رژیم درموقتی بودن عقب نشینی، دود هوا کند و پلی بزند برای پیوند با مبارزه سراسری بعدی.

چشم اندازها

پیشروی های خیزش که با انقلابی خواندن خود، راه سرنگونی بوسیله انقلاب را ترسیم کرد؛ با “زن، زندگی، آزادی” چارچوب جامعه آینده را مطرح کرد؛ با سازماندهی و رهبری میدانی مبارزات خیابانی، آمادگی خود را برای درهم شکستن ساختار سرکوب رژیم نشان داد؛ باعث شد که موضوع “نقشه راه” به مسئله تعیین کننده برای شکل گیری آلترناتیوتبدیل شود. برنامه سیاسی با انعکاس خود در نقشه راه و پراتیک مبارزاتی محک می خورد و شکل سازمانیابی به طراحی نقشه راه وابسته است. از شیوه سرنگونی و تاکتیک های آن می توان ماهیت نیروی سرنگون کننده و مختصات ساختار و نظم آینده را حدس زد. نقشه راهی که جامعه ای دادخواهانه بر ویرانه های نظم استثمارگرانه و ستمگرانه را به ارمغان می آورد یا نظم موجود را با حک و اصلاح و تغییر شکل احیاء می کند یعنی همان کاری که نظام ولایی اسلامی با موج سواری بر امواج فرایند انقلابی  دهه ۴۰ و ۵۰ با نظم پادشاهی کرد.

در واقع یکی از دلایل افت خیزش و تغییر سطح مبارزات مردم، همین نبود نقشه راه برای سرنگونی و رسیدن به این درک بود که باید هدفمند عمل کرد تا کارآیی مبارزات ستمدیدگان را به سطح سرنگون ساختن انقلابی نظام رساند.

واقعیت این است که گفتمان اصلاح طلبی یا تغییر شکل نظام به جای متلاشی کردن آن، نقشه راه خشونت پرهیزانه، نفی رهبری و تشکیلات البته برای ستمدیدگان، به عنوان یک مجموعه مرتبط و هماهنگ، آلترناتیو طبقه بورژوازی از هر نوع است که بیشتر از هر جایی در میان طبقه متوسط زمینه پذیرش دارد. بویژه در شرایطی که آلترناتیو انقلابی طبقه کارگر هنوز دارای برنامه و نقشه راه؛ رهبری و سازمانیابی سراسری و مستقل خود نیست، حتی میتواند طبقه کارگر و زحمتکشان را به این توهمات دچار کند. پذیرش سرنگونی بوسیله انقلاب وحضور گسترده طبقه متوسط و شرکت فعال و همه جانبه جوانان آن در خیزش و درگیری با نیروهای سرکوب، عصیان و رویگردانی این طبقه از گفتمان بورژوایی و ورشکستگی آن را به نمایش گذاشت.

بن بست ساختاری نظام تنها راهی را که برایش باقی گذاشته، تقویت و اتکا به تنها ساختار باقیمانده یعنی سازمان های نظامی ـ امنیتی برای مقابله با بحران های داخلی و خارجی است. اما از آنجایی که رژیم تهدید وجودی اصلی را از داخل می بیند، از بحران های خارجی هم برای سرکوب داخل استفاده می کند و ازهیچ جنایت سخت و نرمی فروگذار نمی کند.

سیاست سرکوب حاکمیت اسلامی از همان روزاول دیگر برای همه روشن کرده است که جایی برای مبارزه خشونت پرهیزانه با سپاهی و بسیجی و اطلاعاتی برای اجتناب از خونریزی، پایانی بر دور تسلسل خشونت و بهترین شیوه گرفتن نتیجه با کمترین هزینه، وجود ندارد. در واقع کشتار خونین ۹۸ باعث شد که در خیزش “زن زندگی آزادی” هر چه بیشتر ضرورت برخورد  قهرآمیز با نیروهای سرکوب نمایان ترشود.

برآیند خیزش های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ روشن می کند آمدن به خیابان و تظاهرات باید به متلاشی کردن و نابودی ساختار سرکوب بینجامد تا رژیم سرنگون شود. چگونگی برخورد با ساختار سرکوب نظام می تواند با دورنماهای مختلفی صورت بگیرد. از خنثی کردن یا اعلام بی طرفی یا همراه شدن با جریانات غیر انقلابی و راست درون مخالفین و اپوزیسیون که بتواند سازمان و نیروی خود را حفظ کند، چندپارگی و جنگ داخلی، کودتا یا حرکتی نظامی از بالا یا در بالا، تا متلاشی کردن و درهم شکستن آن از پایین. این چشم اندازها در واقع در دو قالب صورت بندی می شود: یا حفظ و استفاده از نیروهای نظامی و امنیتی و ساختار آن برای از دور خارج کردن نیروهای راستین انقلاب همانگونه که ولایت اسلامی با ساواک و ارتش رژیم شاه  کرد و یا متلاشی کردن ساختار سرکوب تا به آخر و جایگرینی کامل آن با یک ساختار پاسخگو و تحت نظارت نهادهای قانونی برای حفاظت از آزادی و حقوق مردم.

سرنگونی رژیم از طریق شکست دادن نیروهای نظامی و امنیتی آن اتفاق می افتد. نقشه راه سرنگونی و سازمان یابی آن برای در هم شکستن ساختار نظامی ـ امنیتی رژیم، نیازبه استراتژی نظامی دارد چرا که با یک نیروی سازمان یافته نظامی باید به مقابله برخیزد. استراتژی نظامی ای که به سازمان یافتن ستمدیدگان کمک کند نه اینکه چشم به بالا داشته باشد و به امید و انتظار شکاف در بین سران سپاه  و فرماندهان ارتش رژیم بماند. در همین رابطه شاهدیم که چگونه ارتجاع سلطنتی سرنگون شده و بخش های بزرگی از جریانات راست درون مخالفین با تبلیغ مبارزه خشونت پرهیزانه و ادامه آن به این امید و انتظار واهی دامن می زنند که با ادامه اینگونه مبارزات، نه در بدنه ساختار نظامی ـ امنیتی بلکه در بین  سران سپاه و فرماندهان ارتش رژیم یا بخش مهمی از آنها شکاف بیفتد و زمینه سرنگونی فراهم شود. از طرف دیگر در میان سازمان ها و احزاب میانه، چپ و کمونیست در خارج از کشور، عموما به داشتن استراتژی نظامی یا  در نظر و عمل اعتقادی ندارند، یا اگر اعتقاد داشته باشند اما آن را مسکوت می گذارند یا به تلاشی جدی برای تعیین چارچوبه  و برنامه ریزی آن اقدامی نمی کنند. به این ترتیب این مجموعه تنها به دنباله روی از مبارزات جاری و ممکن می پردازند بدون آنکه توانایی ترسیم دورنمایی را برای خود یا پیشبرد مبارزات داشته باشند و به سیاق هر چه پیش آید، خوش آید عمل میکنند.

این وضعیت در جریان خیزش ژینا اما در بین پیشروان و کنشگران و رهبران میدانی در داخل در حال تغییر بود و بیشتر به شکل زمزمه های برخورد متقابل با نیروهای مسلح و نظامی حاکمیت مطرح می شد یا حتی صورت میگرفت. بر این اساس زمینه های ضرورت داشتن استراتژی نظامی در این خیزش شکل گرفت. در واقع این داشتن استراتژی نظامی انقلابی در چارچوب “نقشه راه” و متحد کردن ستمدیدگان حول آن در برخورد با ساختار نظامی ـ امنیتی رژیم است که پتانسیل شکاف انداختن دردرون نیروهای رژیم و امکان گذارمسالمت آمیزانقلاب را فراهم میکند و نه به صرف مبارزات خشونت پرهیزانه و قربانی دادن. حتی نیروهای ارتجاع سلطنتی سرنگون شده و جریانات راست مخالف رژیم در خارج با آگاهی ازاین موضوع، استراتژی نظامی ضد انقلابی خود را از بالا و با اتکا و جذب بخشی از سران نظامی رژیم  پیش می برند و به این ترتیب تنها ریاکاری و مردم فریبی خود را در تبلیغ مبارزه خشونت پرهیز آن هم از طرف مردم به عنوان سیاهی لشگری که تنها باید قربانی بدهد، به نمایش می گذارند. همان الگو و نقشه راه ارتجاعی که نظام اسلامی را به قدرت رساند.

این استراتژی نظامی انقلابی است که با شناسایی نقاط ضعف تاکتیکی و استراتژیک رژیم می تواند کارآیی مبارزات ستمدیدگان را به سطح سرنگون ساختن نظام برساند. در درگیری ستمدیدگان سازمان یافته در چارچوبه یک استراتژی نظامی انقلابی با ساختار سرکوب هست که تاکتیک های متنوع و مبتکرانه به اشکال مختلف نقشه مند وهدفمند می شوند.

پایه گذاری وتکمیل وتدوین “نقشه راه” با چنین استراتژی نیاز به ارتباط سیستماتیک بین تشکلات، گروه ها و دسته های انقلابی مناطق مختلف ایران و شکل گیری رهبری سراسری دارد. رهبری فراگیر و اتحاد عمل سراسری و هماهنگ تشکلات مختلف درچارچوبه یک استراتژی نظامی انقلابی برای پیشبرد مبارزه بطور هماهنگ و موثر، شرط لازم سرنگونی است.

رهبری و تشکیلات افقی میدانی، محلی و منطقه ای نیز گامی و نهادی ضروری برای رسیدن به رهبری فراگیرمبتنی بر خرد جمعی وسازمان یابی مناسب آن است. از دل برقراری ارتباط بین رهبری ها و گروه ها و تشکل های افقی ـ میدانی، محلی و منطقه ای هست که امکان تدوین استراتژی سرنگونی و زمینه های شکل گیری رهبری فراگیر و تشکیلات سراسری جمعی با اراده واحد بوجود می آید.

اتوریته و کاریزما در روند بوجود آمدن رهبری و تشکیلات، واقعیت هایی زمینی هستند و در روند تغییر می توانند نقش منفی یا مثبت داشته باشند. سازمانیابی و تشکیلات سازی خود در واقع بوجود آوردن اتوریته است. مسئله اصلی که پیشروان و کنشگران با آن روبرو هستند، این است که چرایی و جایگاه و نقشی که اتوریته و کاریزمای فردی یا نهادی در فرآیند تغییر دارد را تحلیل و روشن کنند.

تاکتیک های مناسب با استراتژی نظامی انقلابی می تواند راه ورود هر چه وسیع تر ستمدیدگان را بگشاید و چگونگی شرکت آنان در انقلاب را روشن کند، مبارزات خیابانی شهرستان ها و شهرها در یک منطقه را هم زمان گرداند، هماهنگی لازم را بین مبارزات پیرامون و مرکز بوجود آورد، تظاهراتهای محلات در تهران و شهرهای بزرگ را به هم پیوند بزند تا مراکزشهری، میدان ها و فضاهای عمومی را از کنترل نیروهای سرکوب خارج کند و در زمان لازم و بر اساس نقشه ای هدفمند به ورای تظاهرات و کارزارهای محاصره و ضد محاصره خیابانی حرکت کند یعنی تسخیر و خلع سلاح پادگانهای سپاه و ارتش، مقرهای بسیج و پاسگاه های نیروهای انتظامی؛ و دستگیری فرماندهان و مهره های اصلی ساختار سرکوب. آنگاه دیگرتسخیر پاستورکار چندان دشواری نخواهد بود.

سهراب رزمیار

۱۳ بهمن ۱۴۰۴

۱. درباره خیزش ۹۶ و ۹۸ به نوشته زیر رجوع کنید:

دورنمای مبارزات ستمدیدگان ایران در ادامه خیزش ژینا

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x