سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به چه بهایی؟ – مرضیه شاه‌بزاز

انگار تاریخ ایران را داستایوسکی دارد می نویسد، که بدینگونه مردم را بین “رژیم جمهوری اسلامی ایران” و “امپریالیست آمریکا و اسرائیل” قرار می دهد، بین قصاب و گرگ. داستایوسکی در رمانهایش، شخصیتهای داستان را بین دو سناریوی اخلاقی تقریبا ناممکنِ پر از حاشیه به چالش می کشاند.

بنا به برخی آمارها، میانگین درصد سالانه‌ی تورم سالهای اخیر ایران حدود ۴۳٪ بوده، با جهشی ۷۲٪ ی در مواد غذایی، بخصوص لبنیات و نان در ماه های اخیر. تظاهرات دی ماه اخیر، که با تورم و افت ارزشی ریال آغاز شد و به خاک و خون کشیده شد، سناریویی تقریبا از پیش تعیین شده بود که تنها روز آغازش کاملن مشخص نبود (چرا که کرکسها از رنج و جان مردم تغذیه می کنند، منتظر اعتراضات مردمی بودند). چگونه یک کودتا را باید سر و سامان داد، چگونه کشورهای غربی بخصوص امریکا، با برنامه ریزی طولانی، سرنوشت دیگر کشورهای جهان را تغییر می دهند و تعیین می کنند، البته با همکاری دانسته یا نادانسته‌ی برخی از شخصیتهای همان کشورها و بیشتر بر اساس خیانت، فساد و بیعرضگی دولتهای داخلی. 

ظاهرا در دی ماه این گذشت، مردم برای وضع معیشتی خود و این بار به ابتکار بازار به خیابان آمدند، و کرکسان در کمین، وضع را مناسب دیدند و استفاده کردند و در پی خواسته های خود با برنامه ای مشخص خیابان را به آشوب کشاندند و رژیم همیشه آماده‌ی سرکوب را بهانه به دست دادند و کشور را بار دیگر در خون آغشتند. موساد و اسرائیل علنا گفتند که ما در خیابانهای ایران بطور فیزیکی حضور داریم و ترامپ تشویق کرد که ادامه دهید و نهادهای حکومتی را در دست بگیرید، ما در راه هستیم! کانال ۱۴ اسرائیل علنا اعلام می کرد که موساد و عوامل اسرائیل در خیابانهای ایران بطور فیزیکی در میان مردم، با اسلحه حضور دارند و به کشتن ماموران رژیم مشغولند و با اطلاعیه های علنی، جوانان را تهییج و تظاهرات را جهت می دادند. موساد پیامهای فارسی می فرستاد، در جاهای مختلف خارج از کشور، در سایتها و نشستهای سلطنت طلبان، حکومت اسرائیل حضور فیزیکی خود را با مردم ایران در خیابان (از جمله در نشستی در تورنتو که ویدیوش در سطح گسترده ای پخش شد) تبلیغ می کرد.  چهره ی نمایشی رضا پهلوی را با پرچم ایران و اسرائیل همزمان به میدان فرستادند و مردم ایران کشته شدند و پیامد آن، محدود کردن بیشتر آزادی های اندک و کنترل بیشتر رژیم و بهانه ای برای اعدام و زندانی کردن و سرکوب شد. در روزهای پس از این خواهیم دید! کجا رفت گشایش وضع معیشتی ایرانیان؟ ما را با توطئه در روشی فاسد راندند و هدف گم شد، هدیه ای دیگر به الیگارش های حاکم بر ایران.

در چهارم فوریه‌ی ۲۰۲۵، ترامپ تنها چند روز پس از آغاز دور دوم ریاست جمهوری اش، دستور برنامه ریزی و اجرای “فشار حد اکثری” به ایران را صادر نمود و در ششم فوریه دولت او، این برنامه را به مرحله ی اجرا درآورد.  از جمله، تمام دست اندرکارانِ بین المللی را که نفت ایران را به چین منتقل می کردند، بعلاوه‌ی امور مربوط به پالایشگاه های نفت ایران در چین و دیگر ارتباطات اقتصادی-سیاسی با ایران را تحریم نمود که این خود ضربه بزرگ دیگری به اقتصاد ضعیف و تحریم شده‌ی ایران وارد کرد. شعار اسکات بسنت scott bessent  رئیس خزانه داری آمریکا که مجری این برنامه ی ترامپ است این بود “دوباره ایران را ورشکسته بکنیم”، “Make Iran broke again”،  این شعار در طول تظاهرات اخیر به پیروی از شعار سناتور راست افراطی امریکا، لنزی گرام به “دوباره ایران را عظیم کنیم” تغییر کرد و شعار هواداران رضا پهلوی نیز شد. این شعار برگرفته از شعار ترامپ و اطرافیان او (ماگا) هست که “آمریکا را دوباره عظیم کنیم”.

 در شش مارس ۲۰۲۵، رئیس خزانه داری امریکا بسنت در مصاحبه ای گفت که با اجرای “فشار حداکثری بر ایران” ترامپ، صدور روزانه‌ی ۱.۵ میلیون بشکه ای ایران را به خارج به قطره ای تبدیل می کنیم، تاسیسات نفتی و کارخانه های پهپاد سازی‌اش را در هم میشکنیم و دسترسی ایران را به مراکز اقتصادی جهان بکلی قطع می کنیم. جالب اینجاست که پس از این مصاحبه، قیمت بورس شرکتهای نفتی آمریکا بالا رفت. در همین مصاحبه، بسنت اظهار داشت که اگر من یک ایرانی بودم، تمام ثروتم را از ریال بیرون می کشیدم. (لینک مصاحبه در پانویس).

همزمان با فشار حداکثری اقتصادی آمریکا با پشتیبانی و یا سکوت کشورهای دنباله رو و بخصوص اروپایی، تحریکات نظامی منطقه ای با حضور اسرائیل بر علیه ایران نیز آغاز شد، که ضربه‌ی بیشتر علنی اش، جنگ دوازده روزه ی جولای ۲۰۲۵ بود که به بهای جان بیش از هزار ایرانی تمام شد. این جنگ به دلیل تلفات اسرائیل و نداشتن موشکهای محدود دفاعی بر علیه موشکهای ایرانی ادامه نیافت و اینبار آمریکا و اسرائیل برنامه ی دیگری را تدارک دیدند که جنگ را در داخل مرزهای ایران بکشانند و رژیم اسلامی را سرنگون کنند و سپس ایران را تجزیه کنند و پس از آن هر چی شد، شد، خود ایرانیان در داخل مرزهای شکسته و پاشیده ی خود قربانی شوند. این روش، روشی تجربه شده در کشورهای نافرمان دیگری است که آمریکا رژیم آنها را سرنگون و کشورشان را به جنگ داخلی کشاند و در فقر و ضعف ابدی فرو برد، لیبی نمونه ی کلاسیک آن است. دستور عملِ تجزیه ی ایران، دیگر امری سِری نیست، اینبار روزنامه ی وال استریت آمریکا با وقاحت، مرزهای ایران را مصنوعی خواند و به تبلیغ تجزیه ی ایران پرداخت. باید یادآور کرد که اصطلاح “مرزهای مصنوعی” پیش از این به کشور اسرائیل نسبت داده می شد که مدام مرزهایش با اشغال سرزمین دیگران، توسعه و تغییر می یافتند.

رضا پهلوی، این وسط ملیجکی در دسترس بود که توانستند از او و هوادارانش به عنوان اهرمی برای پیشبرد برنامه های خود استفاده کنند بدون اینکه هیچ تعهدی (بجز وعده) در قبال خدمات او داشته باشند. رضا پهلوی و اطرافیانش اگر کمی درایت به خرج می دادند باید میدانستند و باید بدانند که ارزش او و آنها در حد یک وسیله و یک دستمال است که پس از استفاده، هر وقت لازم شد، به دور انداخته می شود. باید از تاریخ پدر خود اقلا یاد می گرفت. می گویند اگر بر کول جانور درنده‌ای سواری می خوری، بدان که بالاخره خود روزی نیز طعمه اش خواهی شد(۲). در هر صورت، در این جریان خاص، لازم شد که از این شاهزاده‌ی فاسد بی تجربه و ناکارآمد استفاده شود بدون هیچ تعهد واقعی برای آینده اش. با اعتراف علنی دست اندرکاران، برنامه ی ترامپ برای سرنگونی رژیم ایران، دانسته با بهای خون ایرانیان و تجزیه ی کشور طرح ریزی شده است.

بسیار گفته و شنیده شده که رژیم اسلامی دیکتاتوری و ضد مردمی است و درصد بسیار بالایی از مردم ایران، در آرزوی محو این رژیم ساعت شماری می کنند، بیشترها از نظر اقتصادی و آزادی و درصد کمتری از مواضع دیگر.

پس فکر نکنم لازم باشد که پس از اینهمه تجربه، اینجا از جنایت پیشگی و دیکتاتوری و بی عرضگی دولت الیگارشی ایران نوشته شود، هر چند که این رژیم بار دیگر ثابت کرد که جان ایرانیان، توپ دم گوشت است که برای هر اتفاق سیاسی یا اعتراضی قربانی می شوند و  اینبار بی محابا به تظاهرکنندگان تیراندازی کرد و تر و خشک را با هم قربانی نمود. تنها نکته ی اضافی اینست، اگر تو حکومتی قهار هستی، اگر راست می گویی و اینهمه خرابکار و اسلحه به کشورت صادر کرده اند، پس تو در مقابل اولین وظیفه ات که حفظ جان مردم و مرزهای کشور است، رفوزه شدی و قابلیت حکومت بر ایران را عملا نداری. دوم اینکه بجای حفظ جان و مال مردم، تو خود برای سرکوب تروریستهای از خارج وارد شده، بدون هیچ ملاحظه و برنامه ای به کشتار عمومی دست زدی تا آنها را نیز همراه مردم بکشی که بار دیگر گواهی بر جنایت پیشگی و بی عرضگی حکومت توست. 

بطور کلی و ساده، آمریکا و به تبعیت از آن، اروپا، اول ایران را تحریم و ایزوله کردند، برای ورشکسته شدن بانکها و نابودی ساختارهای کشوری، دستش را از منابع مالی و اقتصاد جهانی بریدند، سپس مدام تحریم را شدیدتر کردند تا چنان عرصه بر مردم تنگ شود که مردم به خیابان بریزند و با پشتیبانی و حمله‌ی آمریکا و اسرائیل، دولت ایران را سرنگون کنند. در این پروسه، رژیم جمهوری اسلامی نیز حکومت الیگارشها شد و  دانسته تنها برای حفظ حاکمیت خود تلاش کرد و می کند، نه برای حفظ مردم و کشور ایران و اینست که ایران، کشوری با ثروتهای طبیعی هنگفت بدینجا کشیده شده است.

نفسی تازه کنیم و از بالا به دو سه هفته ی گذشته بنگریم

باید که بینشی ژرف و گسترده داشت و آینده نگر بود و درس گرفت، نابودی رژیم جمهوری اسلامی به هر بهایی، هرگز!

بی تعارف، ملتی رمانتیک و احساساتی هستیم و فرهنگ غالبِ تاریخی و زمان حال ما، احساسات را بر صدر می نشاند. یاد نگرفته ایم با برنامه ریزی پیش برویم و پیش از آغاز به پایان بیندیشیم، می گوییم این رژیم برود، بعد فکرش را می کنیم و این سرمایه ای شد برای رضا پهلوی و ولی نعمت هایش (اسرائیل و آمریکا) و نتیجه اش فعلا همینکه می بینیم. کشتار و زندانی کردن مردم و بخصوص جوانان معترض، بدون هیچگونه دستاورد اقتصادی یا اجتماعی (آزادی). البته خصوصیات عمومی و فرهنگی ما نتیجه ی سرکوب و تعلیم حکومتهای مختلف و بخصوص رژیم کنونی است که بجای پیشرفت و رشد فرهنگی-اجتماعی، از روز اولِ حکومت خود، عمدا ما را به قهقرای فرهنگی و اقتصادی راند و هنوز می راند. از آموزش در دبستان شروع می کند تا کنترل در محیط کار و غیره و با جاری کردن فرهنگی عقب افتاده در تمام کشور و تمام گستره های شخصی و اجتماعی.

باید ناگفته نگذاشت که رضا پهلوی به مردم ایران بدهکار جان فرزندانشان است و به تاریخ ایران، بدهکار تلاش در تجزیه‌ی ایران و به جوانان ایران، بدهکار از گسترش فضای ناامیدی و بی باوری به مبارزه که  ممکن است مدتها بر ایران سایه افکند. اما باید بیاد داشت که او، آنچه ادعا می کند، نیست. کی پدر و پدربزرگش برای خیانتهایی که به ایران کردند پوزش خواستند که اینک از او اینچنین انتظاری را داشت؟ 

آیا این جریان بین امپریالیست آمریکا و اسرائیل و ایران به این سادگی (!) تمام شد، مسلما نه. امیدوارا وقایع اخیر ایران، آغاز یک پایان خاص نباشند، پایان استقلال و یکپارچگی ایران. شادا که اگر پایان رژیم دیکتاتور-الیگارشی اسلامی باشند، برای بهروزی مردم و کشور ایران! نه به بهای استقلال و یکپارچگی! 

بیراهه کشاندن جنبش مردمی ، مرحله ی دوم جنگ دوازده روزه بود و باز بزودی مرحله ی سوم نیز شروع خواهد شد. اگر آمریکا لحظه ای از سرِ اشتغال به تهاجم به کشورهای دیگر از تهاجم به ایران دمی غافل می ماند، دولت اسرائیل و موساد و چنگال هایشان در آمریکا هر لحظه در تکاپوی نابودی ایران و رژیم جمهوری اسلامی خواهند بود، و مردم ایران با وضع فعلی، سرگردان بین دو انتخاب چون سناریوهای داستایوفسکی خواهند ماند. اما راه سومی نیز داریم، برنامه ریزی و سازماندهی مستقل با رهبری پیشروان عدالتخواه ایرانی!

 —————————————————————

۱) https://www.cnbc.com/2025/03/06/us-will-collapse-irans-economy-by-shutting-down-its-oil-industry-treasury-secretary-says.html

۲) به نقل از جفری ساکس از قول کندی در سال ۱۹۶۱ در مراسم تحلیف ریاست جمهوریش!

مرضیه شاه بزاز- چهارم بهمن ماه ۱۴۰۴

divanpress.com

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

10 پاسخ

  1. ۱- “باید ناگفته نگذاشت که رضا پهلوی به مردم ایران بدهکار … تلاش در تجزیه ایران است.” این گفته درست نیست. ناسیونالیستهای افراطی و فاشیستهایی که در زیر پرچم آقای پهلوی گرد امده اند نه خواستار تجزیه ایران بل خواستار یکپارچگی آن به هر بهایی هستند. این بها در صورت قدرت یافتن نیروهایی که به بهانه ی فدرالیسم انگیزه ی گسستن از ایران و پیوستن به جمهوری آذربایجان یا جمهوری کوردستان مستقل را دارند، جنگ داخلی خواهد بود. در صورت قدرت یافتن سازمانهای اقوام ایرانی که خواستار ایران یکپارچه هستند به تلاش برای بهبود شرایط این اقلیتها در چهارچوب کشور ایران منتهی خواهد شد.
    2- در یک جنبش گسترده ی مردمی بسیاری بازیگران (همچون موساد و سیا) میتوانند بر اساس ارزیابیهای خودشان شریک دزد یا یار قافله باشند. این کار آنها مسئولیت را از دوش آنکه فرمان کشتار میدهد برنمیدارد.
    3- “جان ایرانیان توپ دم گوشت است”. نویسنده میخواهد بگوید “جان ایرانیان گوشت دم توپ است” اما سواد ادبی او فراتر از این خرده نگری هاست.

    1. دوست “بی نام” عزیز، سپاس از تصحیح شماره ۳،گوشت دم توپ! شاید رضا پهلوی و اطرافیان ایرانی او ایرانی یکپارچه می خواهند ولی بنا بر شواهد تاریخی فراوان، آمریکا و اسراءیل، در تلاشند که ایران را تجزیه بکنند و رفتن رضا پهلوی زیر پرچم این دو، مشارکت در تجزیه ی ایران است. امیدوارم یکی از اولیه ترین کارهای حکومت آینده ی ایران، بهبود بخشیدن به شرایط زندگی اقلیتهای ایرانی و استانهای اقلیت نشین باشد که باید سالهای سال در حکومت پهلوی صورت می گرفت که نشد و جمهوری اسلامی هم که دشمنی خاصی با اقلیتها دارد و بدتر از دوران شاه کرد. گاهی اشتباهی “عدو سبب خیر می شود”، اما هرگز امیدی به آمریکا و اسراییل نیست!

  2. جانا سخن از زبان ما می گویی !حقیقت را گفتید و آنقدر واضح که اگر کسی مخالفت کرد باید در عقلش شک کند. بی رودروایستی الان رضا پهلوی و کومله و پژاک ومجاهدین خلق به کشته سازی روی آورده‌اند هر چه کشته بیشتر خانواده آن کشته شدگان به صف آنها خواهند پیوست.من چون آذربایجانی هستم این اواخر می خواستم یک فراخوان ویدیویی به اذری زبان ها بدهم و بگویم : ای مردم عده ای این طرف و عده ای انطرف کمر به قتل مردم بسته اند و شما مردم خودرا از این قضایا بیرون نگاه کنید تا ببینیم مرحله بعدی چیست.از دل این اتفاقات آزادی و دموکراسی بیرون نخواهد آمد .

  3. ادامه :مشکل بخشی از چپ ایرانی، گیر افتادن در فاضلابی از آنتی‌آمریکانیسم و اسرائیل‌ستیزی است که دیگر راه خروجی ندارد. در حالی که بخش بزرگی از چپ جهانی آشکارا درکنار اسلام سیاسی ایستاده، اینجا معترض ایرانی به‌راحتی «عامل موساد» یا «جاسوس امپریالیسم» نامیده می‌شود” ” بیانه ارگانیزاسیون کمونیست آلمان امروز با پرچم آخوند ها” آخوندها بلشویک معرفی می‌شوند و خیابان، صحنه‌ی «جنگ طبقاتی»؛ انگار لنین با عمامه انقلاب کرده و مارکس رساله‌اش را در قم نوشته است. سپاه پاسداران ارتش سرخ و معترضین منشویک. خجالت و رودربایستی با «رفقای جهانی»، عجیب نیست که خانم مرضیه شاه‌بزاز خواستار پاسخ‌گویی: ترامپ، نتانیاهو، دیگران جز آن کسی که اسلحه در دست داشت و شلیک کرد.

    1. نتانیاهو و ترامپ هم ‌با ادعای کمک در راه است ، با ادعای اینکه در کنار هر معترضی یک موسادی ایستاده است و سیا در کنار معترضین در خیابان است اسلحه در دست دژخیمان اسلامی را مشروعیت بخشیدن و نعمتی شد برای رژیم فاشیستی اسلامی. فاشیست ها به هم یاری رساندند

  4. داستایوفسکی اگر زنده بود، احتمالاً بعد از خواندن بعضی «بیانیه‌ها» نه جنایت و مکافات می‌نوشت، نه برادران کارامازوف؛
    داستایوفسکی با روان انسان درگیر بود، نه با اعلامیه سیاسی. تقلیل آثار او به دوگانه‌ی پوسیده‌ی «یا رژیم یا امپریالیسم» نه نقد ادبی است و نه تحلیل تاریخی؛ بیشتر شبیه جزوه‌های رنگ‌ورو‌رفته‌ی جنگ سرد است. با خواندن این بیانیه‌ها، انگار روح حزب توده‌ی سال ۵۷ دوباره ظاهر شده: از بالا تا پایین، آمریکا و اسرائیل همه‌جا حاضرند، جز در جهان واقعی. گویی هنوز کسی خبر ندارد که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشیده و میراثش امروز به شکل بمباران، کشتن کودکان و فروش پهپاد به جمهوری اسلامی ادامه حیات می‌دهد. این نگاه، واقعیت را فدای نوستالژی ایدئولوژیک کرده است؛ نوستالژی‌ای که هر اعتراضی را «توطئه» می‌بیند و هر سرکوبی را «ضرورت تاریخی»

  5. خانم بزاز امثال شما ۴۷ سال در اپوزیسیون وقت داشتید به گفته خودتان” برنامه ریزی و سازماندهی مستقل با رهبری پیشروان عدالتخواه ایرانی” در خط سومی خودتان بکنید ولی حتی توان به اعتصاب کشاندن دوتا کارگر را هم نداشتید با اینکه مدعی هستید به قشر کارگر نزدیک هستند کمونیستها. خب اگر کارگران صنعت نفت و پتروشیمی ایران را که منبع درآمد اصلی ماشین جنگی رژیم شیعه فاشیستی ملاها را تامین میکنند قانع کنید اعتصاب کنند اصلا لازم به جنگ و جدال خیابانی نیست یا دخالت خارجی. رژیم منفور اگر پول نداشته باشد دستمزد مزدوران خودش را بپردازد زیر فشار اقتصادی استخوانش له می‌شود. ولی امثال شما با تحریم اقتصادی رژیم مخالفید، با جنگ تهاجمی خارجی علیه رژیم هم مخالفید، با جنگ داخلی هم مخالفید، لابد فکر می‌کنید با دسته گل دادن به رژیم سرکوبگر داوطلبانه از قدرت کنار می‌کشد؟اگر کمک به جنبش براندازی رژیم جنایتکار نمی‌توانید باشید حداقل چوب لای چرخ سرنگونی رژیم نکنید! این رژیم فقط زبان زور می‌فهمد، باید به هر قیمتی برود!

پاسخ دادن به فعال برانداز رژیم منفور! لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی