راهکارهای رضا پهلوی در جنبش اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴ – احمد هاشمی

شانزده جنبش اعتراضی بزرگ در ایران و نقش رضا پهلوی

از اسفند ماه سال ۱۳۵۷ که زنان ایران دراعتراض به فرمان حجاب اجباری روح‌الله خمینی به خیابان‌ها آمدند، تا اعتراضات خونین دی ماه ۱۴۰۴، ما  شاهد حداقل شانزده جنبش اعتراضی بزرگ در ایران هستیم:

اعتراضات گسترده به حجاب اجباری، اعتراض به بررسی طرح «عدم ‌کفایت رئیس‌جمهوربنی صدر”، اعتراضات تهیدستان و حاشیه‌ نشینان درمشهد، اعتراض خونین قزوین، تظاهرات معیشتی در اسلام شهر، اعتراضات در کوی دانشگاه، اعتراضات در اهواز، جنبش اعتراضی علیه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری (جنبش سبز)، اعتراضات گسترده در خوزستان، اعتراضات معیشتی دی‌ماه ۱۳۹۶، اعتراضات درویش‌های گنابادی، اعتراضات آبان ۹۸ در صد شهر ایران، اعتراضات سوخت‌بران و مردم در سیستان و بلوچستان، اعتراض‌های گسترده در خوزستان و اصفهان، جنبش اعتراضی “زن، زندگی، Hزادی”، اعتراضات خونین دی ماه  ۱۴۰۴”

در تمامی پانزده جنبش اعتراضی بزرگ در ایران نقش رضا پهلوی بسیار ناچیز بوده است. در دوره جنبش سبز رضا پهلوی با دستبند سبز ظاهر شد.

در آن دوره او طرفدار مبارزه مسالمت آمیز علیه رژیم، با این دید که الزامأ همیشه درچ ارچوب قانون نیست، بودند و در این رابطه مطالعه کتاب “نافرمانی مدنی” مشاور خود “جین شارپ”  را به هموطنان توصیه می کردند.

آغاز جنبش “زن، زندگی، آزادی” باعث شور و شوق گسترده ای در فضاهای واقعی و مجازی، در بلوک‌های متعدد اپوزیسیون خارج از کشور، به ویژه  دربلوک راست میانه و راست با هدایت رضا پهلوی شد.

با نشست “آینده جنبش دموکراسی ایران” رضا پهلوی به همراهی چند چهره شناخته شده، در نقش یک گروه راهبردی ظاهر شدند و در ادامه کارشان، منشوری را تحت عنوان منشور مهسا منتشر کردند.

جهت گیری‌های عمده این بلوک در رابطه با رقیبان سیاسی در راستای به حاشیه راندن آن‌ها و تلاش برای تحمیل نوعی سلطه سیاسی بود.

در آن سوی مرز یعنی در داخل ایران جنبش “زن، زندگی، آزادی” مانند سایر جنبش های اجتماعی که ساختار محلی و غیرمتمرکز داشت، فاقد رهبری بود.

بلوک راست میانه و راست با ادعای برتری بر سایر بلوک‌های سیاسی در دیاسپورا، هدفش مصادره نمایندگی و رهبری جنبش “زن، زندگی، آزادی” بود. 

 فروپاشی گروه راهبردی منشور مهسا، آثار مخربی در مسیر یک ائتلاف واقعی و مؤثر در داخل  و خارج گذاشت.

اعتراضات گسترده اقتصادی در ایران در روز ۷ دی ۱۴۰۴، با اعتراض بخشی از کسبه و بازاریان در پاساژ علاءالدین و بازار تهران شروع شد.

جرقه این اعتراضات به دلیل افزایش قیمت ارزهای خارجی و سکه بود. اعتراضات اقتصادی که برخاسته از نارضایتی صنفی – معیشتی بود، به سرعت سیاسی شد و سرتاسری گشت.

با فراخوان تظاهرات در روز های ۱۸ و ۱۹ دی ماه  توسط  رضا پهلوی، اعتراضات وارد فاز جدیدی شد و رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی دست به کشتار وسیع هزاران معترض در سرتاسر ایران زد.

 رضا پهلوی در مصاحبه با سی بی اس نیوز در پاسخ به پرسش درباره قبول مسئولیت کشته شدگانی که با فراخوان او به خیابان ها رفته اند گفت: ”این جنگ است، و جنگ تلفات دارد”. او به عنوان رهبر دوران گذار، مدعی است که فرماندهی این “جنگ” با هدف تغییر رژیم در ایران را بر عهده دارد.

راه‌کارهای رضا پهلوی رهبر خود خوانده  دوران گذار، در جنبش اعتراضی مردم ایران

اعتراضات گسترده اقتصادی که از روز ۷ دی ۱۴۰۴ تا روز ۱۷ دی استمرار داشت، بار دیگر ظرفیت جنبش اعتراضی در ایران را نشان داد.  مسئله برای هر نیروی میدانی در این زمان، تعیین مهم ترین وا صلی ترین عوامل تداوم جنبش اعتراضی بود.

با درس‌گیری از تجربه  شانزده اعتراض بزرگ در شرایط خاص ایران، می توان پاسخ های زیر را جمع بندی نمود:

الف-  هر‌ راهکاری که زمینه ساز تحمیل یک نبرد قطعی پیش‌رس باشد و فاکتورهای توازن نیرو و آمادگی مردم را درنظر نداشته باشد، حاوی اشتباه جبران‌ناپذیر است.

ب- راهکاری که توجه به شکاف های درون نیروی اقتدارگرا را نداشته و توانایی استفاده و بهربرداری از این شکاف ها را برای تداوم و گسترش اعتراضات نداشته باشد، مانع بزرگی بر سر راه اعتراضات خواهد بود.

ج- راهکاری که  فاقد هدف های مرحله ای باشد و برنامه ای برای این هدف های مرحله ای نداشته باشد، یک راهکار عقیم است.

د- راهکاری که ناتوان از تنظیم شعارهایی متحد کننده دریک جنبش گثرت گرا باشد، مانند فنر فشرده ای است که ناگهان رها می شود و نتیجه ای به بار نمی آورد. 

ه- راهکاری که قادر نباشد توازنی در عرصه تبلیغ، ترویج و سازماندهی برقرار کند که همه مطالبات گروه های متعدد در یک جنبش گثرت گرا را نمایندگی شوند، راهکاری فلج است.

و-  راهکاری که برنامه ای برای کاهش هزینه مخالفت و سرکوب جنبش را نداشته باشد، در عمل ناتوان است.

فراخوان رضا پهلوی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ هیچ تناسبی با راهکارهای پیشگفته نداشته است.  این فراخوان متکی بر دو فاکتور بوده  است:

  1. درک ابزاری رضا پهلوی از مردم ایران برای کسب قدرت 
  2. حمایت نیروهای نظامی خارجی، عامل تعیین کننده برای کسب قدرت.

 زیرا در دیدگاه رضا پهلوی رهبر خودخوانده دوران گذار، ملاک مشروع نبودن جمهوری اسلامی، حاکم نبودن خاندان او است و از آنجائی که، هدف تنها حاکم شدن دوباره خاندان پهلوی است، می توان از مردم به عنوان ابزاری برای تغییر رژیم استفاده نمود، این بدان معنی است که “مردم تنها گوشت دم توپ” هستند.

ahmad.haschemi@gmx.at

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

6 پاسخ

  1. با سلام به خانم گیتی سلامتی و با تشکر از توجه شما به نوشته
    و- راهکاری که برنامه ای برای کاهش هزینه مخالفت و سرکوب جنبش را نداشته باشد، در عمل ناتوان است.
    در اینجا بحث بر سر دیدگاه فلسفی نیست، بلکه مسائل عینی و میدانی جنبش اعتراضی شهروندان ایران، در کلیت آن است .
    تجربه جنبش های اعتراضی متعدد در ایران و جهان حاکی از این است که پیشگام‌ شدن بخشی از همراهان در اقدامات بر ضد جنبش اعتراضی، برای اقدامات سرکوب‌گرانه رژیم و دستگاه حاکم مشروعیت ایجاد می‌کند .
    مثال: شعارسلطنت طلبان برعلیه شرکت کنندگان در مراسم تجمع سوگواری در رابطه با مرگ آقای علیکردی، رضا پهلوی نیز به جای اعتراض به مدافعان خود در ایران به آن‌ها می‌گوید «از همه شما سپاس‌گزارم که شعارهایی به نفع من دادید».
    در این مراسم تعداد زیادی از شرکت کنندگان از جمله نرگس محمدی و سپیده قلیان دستگیر شدند

  2. جناب هاشمی, من شخصا مخالف سلطنت برای ایران هستم. اما انتقاد ها و ایرادات شما و دیگران به رضا پهلوی را درک نمیکنم. در لحظه ای که قیام رخ داده و مردم در زیر گلوله های رژیم جان میبازند هر نیرو و شخصیت سیاسی که خواهان سرنگونی رژیم است را تا زمانی که متعهد به رفراندم برای نوع حکومت آینده باشد میباید خوشامد گفت. رضا کاظم زاده تحت عنوان نگاه از بالا مینویسد: در میان بخشی از تحلیلگران نوعی نگاه تحقیرآمیز و از بالا به پدیده پهلوی همچنان حفظ شده است. این نگاه که ریشه در تاریخ منازعات ایدئولوژیک دهه های گذشته دارد، اغلب با نوعی خشم فروخورده یا کینه حل نشده همراه است. در چنین چارچوبی، محبوبیت اجتماعی رضا پهلوی نه به عنوان یک واقعیت اجتماعی قابل توضیح، بلکه به مثابه “خطا”، “فریب تودهها”یا “بازگشت ارتجاع” فهم میشود. نتیجه آن است که تحلیل جای خود را به داوری اخلاقی و تحقیر اجتماعی میدهد؛ داوری ای که بیش از آنکه درباره جامعه ایران سخن بگوید، از موضع و موقعیت روانی خود تحلیلگر پرده برمیدارد.

  3. یادآوری خوبی از جنبشهای اعتراضی بدست دادید. ناکارآمدی رضا پهلوی را، هم در شمایل یک نماد تمام خواه و هم در نقش یک شهروند نا کارآمد، خوب بیان کردید. اگر ترامپ یک شیاد (شارلاتان) کارآمد است، رضا پهلوی با هدف کسب قدرت موروثی بهر روش و گونه، ردای شیاد ناکارآمد را بتن کرده. ج.ا هم که کارنامه سیاه خود را دارد.

  4. اقای هاشمی گرامی: می خواستم به یک نکته در باره ی شیوه ی نگرش و نوع نگاه شما در تحلیلی که کرده اید اشاره کنم:
    اقای خامنه ای ولی فقیه کشورمان و فرمانده ی کل قوا تقصیر (مسبب) کشتار، و خشونت در این اعتراضات را رئیس جمهوری امریکا(ترامپ) دانست.
    اقای احمد هاشمی تحلیل گر مسائل ایران و مقاله نویس فعال و ماهر کشورمان تقصیر این کشتار و خشونت را اقای رضا پهلوی دانست.
    چه همخوانی عجیبی در تحلیل !
    دنبال مقصر گشتن! نگاه سیاه و سفید دیدن!

    1. با درود به گیتی سلامی، آقای هاشمی یک بررسی فشرده ی تحلیلی و تاریخی نمود و بر اساس این تحلیل منطقی تاریخی به این نتیجه رسید که برای رضا پهلوی پسر شاه سابق ایران، ملاک مشروع نبودن جمهوری اسلامی، حاکم نبودن خاندان او است و از آنجائی که هدف تنها حاکم شدن دوباره خاندان پهلوی است، می توان از مردم به عنوان ابزاری برای تغییر رژیم استفاده نمود، این بدان معنی است که “مردم تنها گوشت دم توپ” هستند. متاسفانه شما به جای نقد تحلیل و بررسی ایشان دست به تخریب ایشان زدید و بررسی او را با سخنان خامنه ای مقایسه کردید. این کار شما خانم محترم تحلیل و برخورد نقد نیست انگ و برچسب به مخالف نظری خود است.

      1. با سلام اقای حمید، بطور خلاصه برای رفع سوء تفاهم ، قصد من نشان دادن دیدگاه فلسفی در هر دو نگاه أست از این منظر که ، انسان و یا به عبارت دیگر مردم به مثابه ی فاعلان قائم به ذات دیده نشده اند ، یکی استدلال کرده این مردمان ابزاری در دست رضا پهلوی برای مقاصد شخصی اش و دیگری استدلال اش این أست که عوامل خارجی و دشمن خارجی ، این مردمان را برای مقاصد خود تحریک کردند.
        بحث من مقایسه ی نوع نگاه و استدلال سیاه – سفید دیدن مسائل بغرنج و پیچیده ی اجتماعی است. از جمع بندی راهکارها تا بخش ه مورد قبول من أست و سپاس از جمع بندی ایشان. بند “و ” بطور کلی قابل قبول من نیست زیرا هیچ جنبشی با خشونت مردمان شروع نشده. چه راهکار و برنامه ای از این بی خشونت تر و کم هزینه تر که عده ای در مکانی جمع شوند و یا راهپیمانی برای خواست خود بکنند ، می شناسید؟ اگر منظور ندادن شعار است و با سکوت ، مردم اعتراض خود را نشان دهند ، باز دیده ایم که جنبش مورد خشونت و سرکوب قرار گرفته.
        با تشکر

پاسخ دادن به گيتي سلامي لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی