حزب کمونیست یونان: مداخله‌ی آمریکا در ونزوئلا حلقه‌ای در زنجیره‌ی رقابت‌ها برای برتری در نظام امپریالیستی جهانی

مداخله ایالات متحده در ونزوئلا اوج تشدید چندماهه‌ی تجاوزگری آمریکا علیه این کشور و به‌طور کلی در سراسر «صحنه» آمریکای لاتین و مرکزی به‌شمار می‌آید.

علل واقعی این مداخله، در پسِ بهانه‌هایی چون «مبارزه با قاچاق مواد مخدر» و «بازگرداندن دموکراسی»،  تشدید رقابت آمریکا و چین برای برتری در چارچوب نظام امپریالیستی بین‌المللی، اهمیت راهبردی آمریکای لاتین به‌عنوان کریدور تجاری و مخزن مواد خام حیاتی، و نیز کنترل بر ونزوئلا به‌عنوان کشوری برخوردار از منابع عظیم طبیعی است.

واقعیت مسلم این است که بار دیگر کانون تنش و درگیری دیگرِی شعله‌ور شده است؛ کانونی که خطر گسترش آن به سراسر آمریکای لاتین وجود دارد، به رقابت‌های فزاینده‌ی امپریالیستی دامن می‌زند و رویاروییِ فراگیر را بیش از پیش نزدیک می‌کند.

برخی از «حلقه‌ها» در زنجیره‌ی رویدادهایی که ریزوسپاستیس ثبت و افشا کرده است، به درک این تحولاتِ پرشتاب کمک می‌کنند و تصویر بزرگ‌تری را آشکار می‌سازند که پشت تبلیغات یورو-آتلانتیکیِ بازتولیدشده از سوی دولت(یونان) و بازنشرِ غیرانتقادیِ آن توسط رسانه‌های بورژوایی کشور ما قرار دارد.

«امنیت ملی» و «دکترین مونرو»ی جدید

در دسامبر ۲۰۲۵، کاخ سفید «راهبرد امنیت ملی ایالات متحده» را منتشر کرد؛ سندی که در عمل نقشه‌ی راه سیاست خارجی دولت ترامپ را تشکیل می‌دهد. اشارات آن به آمریکای لاتین به‌ویژه افشاگرانه است.

در این سند به‌صراحت آمده است:

«پس از سال‌ها غفلت و بی‌توجهی، ایالات متحده دکترین مونرو را بار دیگر تثبیت و اجرا خواهد کرد تا برتری آمریکا را در نیمکره‌ی غربی احیا کند؛ با هدف حفاظت از سرزمین‌مان و دسترسی‌مان به مناطق جغرافیاییِ حیاتی در سراسر منطقه.»

این امر احیای دکترین نواستعماریِ ۱۸۲۳ است؛ دکترینی که ایالات متحده از طریق آن، قاره‌ی آمریکا را حوزه‌ی انحصاری «نفوذ» واشنگتن اعلام کرد.

حتی مهم‌تر، اشاره به «رقبای برون‌نیمکره‌ای» است:

«ما توانایی رقبای برون‌نیمکره‌ای را برای استقرار نیروها یا دیگر قابلیت‌های تهدیدآمیز، یا برای مالکیت یا کنترل دارایی‌های دارای اهمیت راهبردی در نیمکره‌ی خودمان، سلب خواهیم کرد.»

هدف، مسدود کردن نفوذ قدرت‌هایی است که به اردوگاه امپریالیستیِ در حال شکل‌گیریِ اوراسیایی تعلق دارند؛ پیش از همه چین و روسیه.

این راهبرد، اقدامات مشخصی را برای آمریکای لاتین برمی‌شمارد، از جمله: «تنظیم آرایش نظامی جهانی ما برای مقابله با تهدیدهای فوری در نیمکره‌مان»؛ «حضور متناسب‌تر گارد ساحلی و نیز نیروی دریایی برای کنترل کریدورهای دریایی»؛ «استقرارهای هدفمند برای امنیت مرزی و شکست کارتل‌ها، از جمله—در صورت لزوم—به‌کارگیری نیروی مرگبار»؛ و «ایجاد یا گسترش دسترسی به مکان‌های دارای اهمیت راهبردی».

نگرانی‌ها دربارهٔ نفوذ چین

«نگرانی‌های» آمریکا درباره‌ی «رقبای برون‌نیمکره‌ای» از منظر منافع انحصارات آمریکایی بیان می‌شود، چرا که چین طی دو دهه‌ی گذشته به نفوذ چشمگیری در آمریکای لاتین دست یافته است.

داده‌ها گویای این واقعیت‌اند. در سال ۲۰۰۰، بازار چین کمتر از ۲ درصد از صادرات آمریکای لاتین را به خود اختصاص می‌داد. امروز، چین شریک تجاری نخست آمریکای جنوبی و دومین شریک بزرگ در کل آمریکای لاتین است—تنها یک رتبه پایین‌تر از ایالات متحده.

حجم کل تجارت با چین در سال ۲۰۲۴ به رکورد تاریخی ۵۱۸٫۴۷ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل ۶ درصد افزایش نشان می‌دهد. برای کشورهایی مانند برزیل، شیلی و پرو، پکن هم‌اکنون بزرگ‌ترین شریک تجاری است. تحلیل‌گران پیش‌بینی می‌کنند که تا سال ۲۰۳۵، چین می‌تواند از ایالات متحده پیشی بگیرد و به مهم‌ترین شریک تجاری کل منطقه تبدیل شود.

نفوذ اقتصادی صرفاً به تجارت محدود نمی‌شود. از سال ۲۰۰۵، «بانک توسعه‎ی چین» و «بانک صادرات و واردات چین» بیش از ۱۴۱ میلیارد دلار تعهدات وام به کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب ارائه کرده‌اند.

این رقم از مجموع وام‌دهیِ بانک جهانی، بانک توسعه‌ی بین‌آمریکایی و بانک توسعه‌ی آمریکای لاتین در همان دوره فراتر می‌رود. این وام‌ها عمدتاً به چهار کشور—آرژانتین، برزیل، اکوادور و ونزوئلا—اختصاص یافته‌اند که روی‌هم‌رفته نزدیک به ۹۳ درصد از کل مبلغ را به خود اختصاص می‌دهند. بخش عمده‌یاین منابع به پروژه‌های انرژی (۶۹ درصد) و زیرساخت‌ها (۱۹ درصد) هدایت شده است.

در این رابطه ونزوئلا جایگاه متمایزی دارد. این کشور وام‌های دولتی چین را  به ارزش نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار دریافت کرده است- تقریباً دو برابر مبلغی که برزیل، دومین وام‌گیرنده‎ی بزرگ، دریافت کرده است.

چین همچنین بزرگ‌ترین خریدار نفت ونزوئلاست. تصادفی نیست که تنها چند ساعت پیش از حمله‌ی آمریکا، رئیس‌جمهور مادورو در کاراکاس با نماینده‌ی ویژه‌ی چین در امور آمریکای لاتین، «چیو شیائوچی»، دیدار کرد و پس از آن اعلام نمود: «تعهد خود را به مشارکت راهبردی—که در بخش‌های مختلف در حال تقویت است—بار دیگر تأیید کردیم.»

فراتر از تجارت و وام‌ها، شرکت‌های چینی مالکیت یا کنترل بیش از ده زیرساخت بندریِ راهبردی را در آمریکای لاتین و کارائیب به‌دست آورده‌اند. پروژه‌های زیرساختی چین در منطقه طی پنج سال گذشته ۵۰ درصد افزایش یافته است.

شرکت هواوی اکنون با همه‌ی ارائه‌دهندگان اصلی تلفن همراه و اینترنت در منطقه همکاری می‌کند و زیرساخت‌های 5G را توسعه می‌دهد. نمونه‌ای شاخص، بندر «چانکای» در پرو است که توسط شرکت چینی «کاسکو» ساخته و اداره می‌شود. این بندر پس از تکمیل، توان جابه‌جایی ۳٫۵ میلیون کانتینر در سال را خواهد داشت و می‌تواند به بزرگ‌ترین بندری تبدیل شود که توسط یک شرکت دولتی چینی در جهان اداره می‌شود.

ابتکار «کمربند و جاده» نیز به منطقه گسترش یافته است، به‌گونه‌ای که ۲۴ کشور از ۳۳ کشور عضو «جامعه‌ی کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب» (CELAC) اکنون شریک این پروژه‌ی چین هستند. در نشست وزرای «مجمع چین–سلک» در پکن در سال ۲۰۲۵، رئیس‌جمهور چین تعهد یک خط اعتباری جدید ۹ میلیارد دلاری برای منطقه را اعلام کرد.

نفت و مواد خام راهبردی

ونزوئلا بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده‌ی نفت جهان را در اختیار دارد: ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت خام که بنا بر داده‌های «اداره‌ی اطلاعات انرژی آمریکا» (EIA)، حدود ۱۷٫۵ درصد از ذخایر جهانی را تشکیل می‌دهد. با این حال، تولید نفت در دهه‌های اخیر به‌سبب تحریم‌ها، بحران اقتصادی و کمبود سرمایه‌گذاری به‌شدت کاهش یافته است.

امروز این کشور حدود یک میلیون بشکه در روز تولید می‌کند- کمتر از نیمی از تولید پیش از به‌قدرت‌رسیدن مادورو در سال ۲۰۱۳. شرکت دولتی PDVSA برآورد می‌کند که خطوط لوله‌ی آن طی ۵۰ سال گذشته نوسازی نشده‌اند و حتی بازگرداندن تولید به سطوح پیشین (که خود پایین بوده‌اند) به ۵۸ میلیارد دلار هزینه نیاز دارد.

اهمیت آمریکای لاتین تنها به نفت محدود نمی‌شود. این منطقه مرکز عظیمی از ثروت‌های معدنی و طبیعی است که برای بخش‌های راهبردی اقتصاد- به‌ویژه در شرایط تدارکات جنگیِ جهانی-اهمیتی تعیین‌کننده دارند.

بر اساس گزارشی از کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای آمریکای لاتین و کارائیب (ECLAC)، این مواد خام «اغلب نهاده‌های ضروری برای طیف گسترده‌ای از بخش‌های راهبردی، از جمله انرژی‌های تجدیدپذیر، صنعت دیجیتال، فضا، دفاع و بهداشت را تشکیل می‌دهند.»

این منطقه نزدیک به ۲۰ درصد از ذخایر جهانی نفت، ۴۷ درصد از ذخایر لیتیوم، ۳۶٫۶ درصد مس، ۳۴٫۵ درصد نقره، ۲۳٫۸ درصد گرافیت طبیعی، ۲۰٫۶ درصد قلع، ۱۸٫۸ درصد آهن، ۱۶٫۷ درصد عناصر نادر خاکی و ۱۵٫۷ درصد نیکل جهان را در خود جای داده است.

این منطقه نه‌تنها از نظر ذخایر غنی است، بلکه تولیدکننده‌ای عمده نیز به‌شمار می‌آید: بیش از ۵۰ درصد تولید جهانی نقره، ۳۷ درصد مس و لیتیوم، ۳۶ درصد مولیبدن، ۲۰ درصد قلع و روی، و ۱۶ درصد آهن را به خود اختصاص می‌دهد.

به‌اصطلاح «مثلث لیتیوم» (شیلی، بولیوی، آرژانتین) به کانون توجه صنعت خودروهای برقی تبدیل شده است. شرکت‌های چینی بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۸ بیش از ۷۳ میلیارد دلار در بخش مواد خام آمریکای لاتین سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

برزیل به‌دلیل ذخایر عظیم نیوبیوم – فلزی که برای تقویت فولاد به‌کار می‌رود و برای موتورهای هواپیما، موتورهای موشکی و محصولات فناوریِ پیشرفته مناسب تلقی می‌شود- از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این منطقه همچنین میزبان بیش از ۳۰ درصد از جنگل‌های اولیه‌ی کره زمین است و تولیدات کشاورزی و دامداری آن از اهمیتی عظیم برخوردار است.

در دو دهه‌ی گذشته، نزدیک به یک‌چهارم سرمایه‌گذاری جهانی در استخراج فلزات غیرآهنی در این منطقه؛ بیشتر در برزیل، شیلی، پرو و مکزیک متمرکز بوده است.

رقابت برای کنترل بر این منابع در قلب رویارویی آمریکا و چین قرار دارد. سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی چین در منطقه بر بخش‌هایی – مانند مخابرات، فناوری و انرژی- متمرکز است که پکن آن‌ها را «زیرساخت‌های نوین» می‌نامد واین بخش‌ها ۵۸ درصد از کل سرمایه‌گذاری چین در آمریکای لاتین را دربرمی‌گیرند.

«نقطه‌ی داغ» دیگری در نقشه‌ی رقابت‌ها

دخالت در ونزوئلا، درندگی و دورویی امپریالیست‌ها را تأیید می‌کند. با مداخله‌ی آمریکا، آمریکای لاتین  به «نقطه‌های داغ» سیاره افزوده می‌شود. پس از اوکراین، خاورمیانه و شرق آسیا، قاره‌ی آمریکا به میدان رویارویی آشکار تبدیل می‌گردد.

راهبرد امنیت ملی آمریکا به‌صراحت به جابه‌جایی مجدد نیروهای نظامی از جبهه‌های دیگر به آمریکای لاتین اشاره می‌کند. ترامپ پنهان نکرده است که پس از ونزوئلا، کوبا و نیکاراگوئه نیز در تیررس قرار دارند؛ و هم‌زمان مکزیک را آشکارا تهدید کرده و مدعی شده است که این کشور «توسط کارتل‌ها اداره می‌شود» و «باید کاری در این‌باره انجام شود».

جنایت امپریالیستی در ونزوئلا «پرده‌ی پایانی» نیست، بلکه آغاز اثر دومینویی است که در سراسر منطقه گسترش خواهد یافت. از همین‌رو، دولت یونان با حمایت از این مداخله و بهانه‌های امپریالیسم یورو-آتلانتیکی- در کنار دیگر احزابی که علل واقعی برنامه‌ریزی‌های امپریالیستی را پنهان می‌کنند و با دولت در خدمت به منافع طبقه‌یبورژوا همسو می‌شوند- مسئولیتی عظیم بر عهده دارد؛ امری که راه را برای درگیری عمیق‌تر هموار می‌سازد.

مقاله منتشرشده در «ریزوسپاستیس»، ارگان کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست یونان ، ۵ ژانویه ۲۰۲۶

برگرفته از: دردفاع از کمونیسم

ترجمه: داود جلیلی

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی