کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید): در حمایت از جنبش انقلابی مردم ایران

روز یکشنبه هفتم دیماه ۱۴۰۴ بازار بزرگ تهران و به دنبال آن بازارهای مناطق دیگر تهران در اعتراض به بالا رفتن قیمت دلار و هزینه‌های جاری زندگی، مغازه‌ها را بستند و به راهپیمایی و اعتراض دست زدند. به فاصله کوتاهی، خشم توده‌های مردم به تنگ آمده از گرانی و افزایش روزانه هزینه زندگی، فقر و تهیدستی، نابرابری و ستم طبقاتی، بحران آب، برق، محیط زیست و آلودگی هوا که تماما محصول مستقیم عملکرد نظام فاسد و ناکارآمد جمهوری اسلامی است، در سراسر ایران فوران کرد. این گسترش سریع جغرافیایی و اجتماعی مبارزات مردم، برگرفته از عمق بحران و پیوند مشترک تجربه‌های زیستی لایه‌های متنوع‌تری از جامعه است که بهم ریختگی مناسبات اقتصادی و فروپاشی افق‌های معیشتی را در ایران نشان می‌دهد.

نارضایتی مردم از وضعیت فلاکت بار موجود و انزجار عمیق‌شان از جمهوری اسلامی که از دوران سرکوب جنبش انقلابی «زن زندگی آزادی» در زیر پوست جامعه انباشته شده بود، منتظر جرقه‌ای بود تا بار دیگر از اعماق به سطح بیاید. در یک هفته گذشته گروه‌های مختلف مردم ایران یک صدا و یک پارچه به مصاف جمهوری اسلامی و نیروهای مزدور و ضدمردمی‌اش برخاسته‌اند. توده‌های رنجدیده مردم، بویژه نسل‌های جوانتر شجاعانه و جان بر کف به نبردی دلاورانه با نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی مشغول هستند.

آنچه که توده‌های مردم ایران برای ادامه این اعتراضات تا پیروزی به آن نیاز دارند، همانا میلیونی شدن اعتراضات در کلان شهرها، اتحاد و همبستگی و گسترش آن به تمامی سطوح جامعه، بویژه کارگران بخش‌هایی مهمی نظیر شرکت نفت و بنادر صدور نفت و گاز است، که با اعتصاب خود می‌توانند راه صدور نفت و گاز جمهوری اسلامی و نهادهای وابسته به آن، بویژه سپاه پاسداران را به خارج به‌بندند. اعتصاب کارگران شرکت نفت و گاز می‌تواند شریان حیاتی رژیم را مسدود کند. شرایط کاملا برای دخالت طبقه کارگر ایران در اعتراضات آماده است. موقعیت انقلابی است و جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین موقعیت خود در چند سال اخیر بسر می‌برد. بی تردید با یک اعتصاب عمومی سیاسی، طبقه کارگر می‌تواند آخرین ضربه را بر پیکر ضعیف و فرتوت جمهوری اسلامی وارد کند. شرایط ذهنی و عینی طبقۀ کارگر برای اعتصاب عمومی سیاسی آماده است. دیگر کسی نباید در حاشیه بماند و نظاره‌گر وقایع باشد. نباید اجازه داد جمهوری اسلامی این بار نیز با کشتار جوانان، قیام را سرکوب کند. ادامه حیات این رژیم خونخوار و ضدبشری به معنای افزایش فقر و فلاکت و تهیدستی و فروپاشی زندگی و معیشت میلیون‌ها کارگر و زحمتکش است.

جمهوری اسلامی برای جلوگیری از میلیونی شدن اعتراضات در کلان شهرها و شکل‌گیری اعتصابات کارگری از تمام ظرفیت‌های امنیتی‌اش برای به آشوب کشاندن و سرکوب اعتراضات در این مرحله استفاده می‌کند. نباید این بار به جمهوری اسلامی فرصت چنین کاری داده شود.

در این میان و در اوج جنبش سرنگون طلبی توده‌های مردم ایران، ترامپ، رئیس جمهور اقتدارگرای آمریکای امپریالیست،  به جمهوری اسلامی هشدار داده است، که اگر مردم را  بکشد، آماده دفاع از مردم ایران است. ترامپ اما فراموش کرده بگوید که در کدام مقطع از عمر سراسر خونآلود امپراطوری ایالات متحده، کشورش به دفاع یا در حمایت از مردم به کشوری حمله کرده است، که برای آنها آزادی و دمکراسی به ارمغان آورده باشد؟ دریغ از یک نمونه. نه تنها چنین چیزی در قاموس و بخشی از سیاست امپریالیستی کشورش نبوده و نیست، بلکه آنچه تا کنون اتفاق افتاده برعکس بوده و در تمامی کودتاهایی که انجام داده و حملاتی که به کشورهای دیگر کرده است، هرگز منافع مردم را در نظر نگرفته و جز کشتار مردم، ویرانی، ایجاد جنگ داخلی و پاره پاره کردن، یا اشغال نظامی آنها دستاوردی برای مردم آن کشورها نداشته است. این امپراطوری، همواره از مردم و مبارزات‌شان برای پیشبرد اهداف سیاسی و نظامی‌اش استفاده می‌کند. اکنون در این بازۀ زمانی که توده‌های رنجدیده ایران برای چهارمین بار در یک دهه اخیر، با شجاعت و از جان گذشتگی به مقابله با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بپا خاسته‌اند، ترامپ قصد دارد با هدف به انحراف و به آشوب کشاندن مبارزات انقلابی آنان، از اعتراضاتشان به عنوان یک ابزار جنگی علیه حاکمان فاسد و تبهکار جمهوری اسلامی استفاده کند. کاری را که می‌خواستند در جریان جنگ دوازده روز انجام دهند و نتوانستند. اکنون می‌خواهند با دخالت‌گری نظامی، مبارزات خیابانی توده‌های مردم ایران را به انحراف بکشانند.

اما، توده‌های میلیونی مردم زحمتکش ایران هشیارتر از آن هستند که اینان بتواند از آنها استفاده ابزاری کنند، کشورشان را اشغال و به ویرانه تبدیل کنند. به جز رضا پهلوی و سلطنت طلبان فاشیست که موافق حمله امریکا و اسراییل به ایران هستند، اکثریت مردم مخالف مداخله یک کشور خارجی در امور داخلی کشورشان هستند.

توده‌های مردم ایران برای سرنگونی رژیم منفور جمهوری اسلامی به دخالت خارجی نیاز ندارند و آگاه هستند که بمب و جنگ برایشان آزادی و رفاه و دمکراسی نمی‌آورند. توده‌های رنجدیده مردم ایران، در نزدیک به پنجاه سال گذشته، با اتکا به قدرت و اتحاد جمعی، یک انقلاب و چهار جنبش انقلابی را تجربه کرده‌اند. مردم ایران مردمی سربلند و آزاده هستند و به توانایی های خود برای ایجاد حاکمیتی مردمی بر کشورشان می‌بالند و هرگز حاضر نیستند به گذشته برگردند و بازیچه و فرمانبر امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها شوند و سرنوشت کشورشان را به آنها بسپارند.

رضا پهلوی به دنبال هشدار ترامپ به جمهوری اسلامی، قصد ترامپ برای مداخله نظامی در ایران را ستود و در پیامی به او قول داد که او می‌تواند در ایران منافع آمریکا را تامین کند. او در این پیام، بار دیگر بر سرسپردگی‌اش به امریکا تاکید کرده است. او نیز مانند پدر بزرگ و پدرش می‌خواهد توسط یک حکومت خارجی در ایران به قدرت برسد. او خوب می‌داند که از طریق برپایی یک انقلاب اجتماعی هیچ شانسی از طرف مردم ندارد. اکثریت مردم ایران به او اعتنایی ندارند و حاضر نیستند به سلطنتی که چهل و شش سال پیش آنرا به زباله دان تاریخ سپردند، برگردند. نسل‌های جوانتر اساسا قائم به حکومت رهبری یک نفره و دست‌نشانده و غیردمکراتیک نیستند. تاریخ سلطنت‌های دست‌ساز در ایران در سال پنجاه و هفت به پایان رسید. حتی ترامپ در تویتی در شبکه اجتماعیاش “تروث سوشیال” نوشت، که از یک شورای حکام در ایران حمایت می‌کند.

همزمان با آغاز اعتراضات توده‌های مردم ایران، تلویزیون منوتو اقدام به صداگذاری و شعار بر روی شمار زیادی از فیلم‌های اعتراضات به نفع رضا پهلوی و رضا شاه کرد و هنوز هم به اقدامات کثیف خود ادامه می‌دهد. تلویزیون ایران اینترنشنال و ایندیپندت فارسی، دو رسانه طرفدار رضا پهلوی و سلطنت نیز آنها را نشر می‌دهند. پُر واضح است که طرفداران رضا پهلوی نیز اینگون جعلیات را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌دهند. این کار را البته برای فریب افکار عمومی مردم در ایران نکرده‌اند. اکثریت قریب به اتفاق مردمی که در ایران مبارزه می‌کنند، می‌دانند که آنها این شعارها را نداده‌اند. این کار را آنها برای جلب توجه اسرائیل و امریکا کرده‌اند که به آنان بگویند بیشتر مردم ایران سلطنت و رضا پهلوی را می‌خواهند.

مردم آگاه و مبارز ایران نه شیخ می‌خواهند و نه شاه، نه جنگ و ویرانی می‌خواهند و نه پاره پاره شدن کشورشان. آنها رفاه، آزادی، برابری و یک زندگی شرافتمندانه می‌خواهند. هر کس که مانع مبارزات آنها برای سرنگونی انقلای جمهوری اسلامی و رهایی از وضعیت فلاکت‌بار کنونی شود، چه عمامه داشته باشد و چه تاج، دشمن واقعی مردم ایران است.

کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید) از موج نوین اعتراضات توده‌ای در ایران حمایت می‌کند و اقدامات سرکوبگرانه و جنایتکارانه جمهوری اسلامی برای عقیم کردن مبارزات حق‌طلبانه مردمی که برای یک زندگی بهتر بپا خاسته‌اند را قویاً محکوم می‌کند. کانون به رژیم هشدار می‌دهد از سنگین‌ترشدن پرونده جنایاتش اجتناب کند و جاده را برای مداخلات خارجی در ایران صاف نکند.

کانون همچنان هرگونه مداخله خارجی در امور ایران، حمله به این کشور و به انحراف کشاندن انقلاب توده‌های ستمدیده ایران را قویا محکوم می‌کند.

کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)
۱۴دی ۱۴۰۴ برابر با ۴ ژانویه ۲۰۲۶

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی