بدون جنگ، بدون بمب: خفه‌سازی، نقشهٔ راه ترامپ برای تغییر رژیم در ونزوئلا – میشل النر، برگردان: شبنم آذری

کودکان در یک آشپزخانهٔ عمومی در کاراکاس، ونزوئلا منتظر دریافت غذا هستند

گرسنه‌سازی اقتصادی هیچ‌یک از هزینه‌های سیاسیِ فوریِ یک مداخلهٔ نظامی را ندارد، اما در عوض ویرانی‌ای آهسته، فراگیر و عمیق به بار می‌آورد.

پرسروصداترین پرسش این روزها در واشنگتن این است که آیا دونالد ترامپ قصد دارد به ونزوئلا حمله کند یا نه. واقعیتِ آرام‌تر ــ و به‌مراتب خطرناک‌تر ــ این است: احتمالاً چنین نخواهد کرد. نه به این دلیل که برای جان مردم ونزوئلا ارزشی قائل است، بلکه چون به راهبردی دست یافته که ارزان‌تر است، در داخل آمریکا ریسک سیاسی کمتری دارد و بی‌نهایت ویرانگرتر است: جنگ اقتصادی.

ونزوئلا پیش‌تر سال‌ها جنگ اقتصادی را پشت سر گذاشته است. با وجود دو دهه تحریم‌های فراگیر ایالات متحده که برای خفه‌کردن اقتصاد این کشور طراحی شده‌اند، ونزوئلا راه‌هایی برای سازگاری یافته است: نفت از مسیرهای جایگزین به بازار رسیده؛ جوامع راهبردهای بقا را توسعه داده‌اند؛ مردم با خلاقیت و تاب‌آوری کمبودها و سختی‌ها را تحمل کرده‌اند. درست همین توانِ دوام‌آوری است که دولت ترامپ می‌کوشد درهم بشکند.

ترامپ به‌جای آغاز تهاجم نظامی‌ای که واکنش منفی افکار عمومی و نظارت کنگره را برمی‌انگیزد، بر چیزی موذیانه‌تر پافشاری می‌کند: خفه‌سازی کامل اقتصادی. با تشدید محدودیت‌ها بر صادرات نفت ونزوئلا ــ منبع اصلی درآمد این کشور ــ دولت ترامپ آگاهانه ونزوئلا را به سمت فروپاشی تمام‌عیار انسانی سوق می‌دهد.

در ماه‌های اخیر، اقدامات ایالات متحده در دریای کارائیب ــ از جمله آزار و توقیف نفتکش‌های مرتبط با ونزوئلا ــ نشان‌دهندهٔ گذار از فشار مالی به اعمال نیروی دریاییِ غیرقانونی است. این عملیات‌ها به‌طور فزاینده توان ونزوئلا برای جابه‌جایی منابع خود در آب‌های بین‌المللی را هدف گرفته‌اند. نفتکش‌ها به تأخیر افتاده‌اند، توقیف شده‌اند، با تحریم‌های ثانویه تهدید شده‌اند یا تحت اجبار وادار به تغییر مسیر شده‌اند. هدف، خفه‌سازی است.

این اقدامات بر اساس حقوق بین‌الملل غیرقانونی است.

آزادی کشتیرانی در آب‌های آزاد یکی از ارکان حقوق بین‌الملل دریایی است که در کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل متحد تصریح شده است. توقیف یک‌جانبهٔ کشتی‌های تجاریِ غیرنظامی، بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل، اصل برابری حاکمیت‌ها و عدم مداخله را نقض می‌کند.

اجرای فراسرزمینیِ تحریم‌های آمریکا ــ یعنی مجازات کشورهای ثالث و بازیگران خصوصی به‌خاطر مشارکت در تجارت قانونی با ونزوئلا ــ هیچ مبنای حقوقی ندارد. این اعمال اجبار است، بی‌پرده و آشکار. مهم‌تر از آن، نیتِ نهفته در آن مجازات جمعی است.

با جلوگیری از صادرات نفت ونزوئلا ــ درآمدی که واردات غذا، دارو، برق و خدمات عمومی را تأمین می‌کند ــ دولت ترامپ آگاهانه شرایط محرومیت گسترده را مهندسی می‌کند. در حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مجازات جمعی دقیقاً به این دلیل ممنوع است که غیرنظامیان را به‌مثابه ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی هدف می‌گیرد. اگر این روند ادامه یابد، با تصاویر هولناکی روبه‌رو خواهیم شد: قفسه‌های خالی، کودکان دچار سوءتغذیه، بیمارستان‌های ازهم‌گسیخته، مردمی که برای یافتن غذا دست به زباله‌گردی می‌زنند. صحنه‌هایی که یادآور تصاویر غزه است؛ جایی که محاصره و گرسنه‌سازی به‌عنوان سلاح جنگی عادی‌سازی شده‌اند.

اقدامات ایالات متحده بی‌تردید میلیون‌ها ونزوئلایی را وادار به ترک کشور خواهد کرد؛ مردمی که احتمالاً می‌کوشند خود را به ایالات متحده برسانند ــ کشوری که به آنان گفته می‌شود برای خانواده‌ها امن است و مملو از فرصت‌های اقتصادی و امنیت. اما ترامپ مرزهای آمریکا را می‌بندد، مسیرهای پناهندگی را قطع می‌کند و مهاجرت را جرم‌انگاری می‌کند. وقتی مردم گرسنه می‌شوند، وقتی اقتصادها درهم می‌شکنند، وقتی زندگی روزمره غیرقابل‌تحمل می‌شود، مردم مهاجرت می‌کنند.

مسدودکردن راه ورود ونزوئلایی‌ها به ایالات متحده، هم‌زمان با نابودکردن نظام‌مند شرایطی که امکان بقا در وطن را فراهم می‌کند، به این معناست که کشورهای همسایه مانند کلمبیا، برزیل و شیلی باید هزینهٔ انسانی تصمیم‌های واشنگتن را به دوش بکشند. این همان شیوه‌ای است که امپراتوری با آن خسارت‌ها را برون‌سپاری می‌کند. اما این کشورها خود با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و جابه‌جایی گستردهٔ ونزوئلایی‌ها کل منطقه را بی‌ثبات خواهد کرد.

ونزوئلا یک مورد آزمون است. آنچه اکنون در حال پالایش و تکمیل است ــ محاصرهٔ اقتصادی بدون اعلام جنگ رسمی، اعمال زور دریایی بدون اعلام محاصره، گرسنه‌سازی بدون بمب ــ یک الگو است. هر کشوری که از تمکین به مطالبات سیاسی و اقتصادی واشنگتن سر باز بزند باید به این روند توجه کند. این، نقشهٔ راه تغییر رژیم در قرن بیست‌ویکم خواهد بود.

و این همان‌گونه‌ای است که ترامپ می‌تواند به کنگرهٔ ایالات متحده اطمینان بدهد که «به جنگ» با ونزوئلا نمی‌رود. نیازی هم ندارد. خفه‌سازی اقتصادی هیچ‌یک از هزینه‌های سیاسیِ فوریِ یک مداخلهٔ نظامی را ندارد، در حالی که ویرانی‌ای آهسته و گسترده وارد می‌کند. نه تابوت‌هایی به خاک آمریکا بازمی‌گردد، نه خدمت وظیفه‌ای در کار است، نه کارزارهای بمبارانِ تلویزیونی. فقط فرسایش پیوستهٔ زندگی در جایی دیگر.

محاسبهٔ ترامپ بی‌رحمانه ساده است: ونزوئلایی‌ها را آن‌قدر در تنگنا بگذارید که علیه مادورو برخیزند و او را سرنگون کنند. همین محاسبه شش دهه پشت سیاست ایالات متحده در قبال کوبا بوده است ــ و شکست خورده. خفه‌سازی اقتصادی دموکراسی نمی‌آورد؛ رنج می‌آورد. و حتی اگر به شکلی تلخ و بعید موفق به سرنگونی دولت می‌شد، نتیجهٔ محتمل نه آزادی، بلکه هرج‌ومرج بود ــ احتمالاً یک جنگ داخلیِ طولانی‌مدت که می‌تواند کشور و کل منطقه را برای دهه‌ها ویران کند.

اگر این محاصرهٔ اقتصادی ادامه یابد، اگر نفت ونزوئلا به‌طور کامل قطع شود، اگر کشور از ابزارهای تأمین غذای خود محروم بماند، اگر اجازه داده شود گرسنگی کاری را به پایان برساند که بمب‌ها دیگر از نظر سیاسی برای انجامش «مفید» نیستند، آنگاه ممکن است کریسمس گذشته به‌عنوان یکی از آخرین زمان‌هایی به یاد آورده شود که ونزوئلایی‌ها توانستند چیزی شبیه به زندگی عادی را جشن بگیرند ــ دست‌کم در آیندهٔ نزدیک.

نظرسنجی‌ها به‌طور پیوسته نشان می‌دهند که نزدیک به ۷۰ درصد مردم ایالات متحده با مداخلهٔ نظامی در ونزوئلا مخالف‌اند. جنگ آن‌گونه که هست شناخته می‌شود: خشونت‌بار، ویرانگر، غیرقابل‌قبول. اما با تحریم‌ها طور دیگری برخورد می‌شود. بسیاری گمان می‌کنند تحریم‌ها جایگزینی بی‌ضررند؛ راهی برای اعمال «فشار» بدون خون‌ریزی.

این فرض به‌طرزی خطرناک نادرست است. بنا بر یک مطالعهٔ جامع در نشریهٔ پزشکی لنست، تحریم‌ها میزان مرگ‌ومیر را تا سطوحی قابل‌مقایسه با درگیری‌های مسلحانه افزایش می‌دهند و نخست کودکان و سالمندان را هدف می‌گیرند. تحریم‌ها از آسیب به غیرنظامیان جلوگیری نمی‌کنند ــ آن را به‌طور نظام‌مند تولید می‌کنند.

اگر با جنگ مخالفیم چون می‌کُشد، باید با تحریم‌هایی که همان کار را می‌کنند نیز مخالف باشیم؛ آرام‌تر، کندتر و با پاسخ‌گویی بسیار کمتر. اگر با جنگ اقتصادی با همان فوریتی که برای بمب‌ها و تهاجم‌ها قائلیم مقابله نکنیم، تحریم‌ها همچنان سلاحِ ترجیحی خواهند ماند: از نظر سیاسی راحت، اما به همان اندازه مرگبار.

برچسب ها

یوشکا فیشر، وزیر خارجه پیشین آلمان و یکی از چهره‌های شناخته‌شده جنبش سبزها، در گفت‌وگویی جنجالی دربارهٔ بازدارندگی اروپا، نقش رهبری آلمان و حتی تسلیح هسته‌ای قاره سخن گفت. او در این گفت‌وگو صریحاً اعلام کرد: «اگر امروز جوان بودم، داوطلبانه به خدمت سربازی می‌رفتم»
پس از بازداشت نیکلاس مادورو و آغاز ریاست موقت دلسی رودریگز، واشنگتن و کاراکاس وارد مرحله‌ای تازه از تعامل شده‌اند. ایالات متحده از «روابط متوازن» سخن می‌گوید، اما هم‌زمان درباره فروش نفت، توقیف کشتی‌ها و مسیر آینده دولت ونزوئلا تصمیم می‌گیرد. در چنین وضعیتی، واقعاً چه کسی ونزوئلا را اداره می‌کند؟

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی