از باتوم تا روایت؛ مهندسی فراموشی و سیاست عادی سازی در تجربه جنبش مهسا امینی – سعید مطاعی

در روایت های کلاسیک از قدرت سیاسی سرکوب اغلب با ابزارهای آشکار تعریف میشود پلیس زندان اسلحه و قانون. اما تجربه جوامع معاصر از جمله جامعه ایران نشان میدهد که این ابزارها تنها لایه بیرونی سلطه اند. قدرتی که صرفا بر زور فیزیکی متکی باشد پرهزینه ناپایدار و همواره در معرض مقاومت است. به همین دلیل شکل های پیچیده تری از کنترل پدید آمده اند شکل هایی که نه بدن بلکه ذهن حافظه و معنا را هدف میگیرند.

جنبش مهسا امینی این تمایز را به شکلی عینی آشکار کرد. در حالی که خشونت عریان خیابانی یکی از وجوه سرکوب بود آنچه در تداوم نظم مسلط نقش تعیین کننده تری ایفا کرد تلاش سازمان یافته برای مدیریت روایت و عادی سازی رخداد بود. مهندسی معنا در این زمینه به معنای بازطراحی چارچوب هایی است که در آن مرگ مهسا امینی و اعتراضات پس از آن فهم میشوند. مسئله فقط تحریف حقیقت نیست بلکه تولید نسخه هایی قابل هضم از واقعیت است نسخه هایی که خشم را بی خطر رنج را انتزاعی و اعتراض را فاقد ریشه ساختاری جلوه میدهند. در چنین وضعی نیاز به سرکوب مستقیم کاهش مییابد زیرا جامعه خود در بازتولید سکوت مشارکت میکند.

حافظه جمعی برخلاف تصور رایج انباری ثابت از خاطرات نیست بلکه فرآیندی زنده انتخابی و عمیقا سیاسی است. آنچه یک جامعه به یاد میآورد و آنچه فراموش میکند نتیجه کشمکش دائمی روایت هاست. قدرت سیاسی دقیقا در همین نقطه مداخله میکند کوتاه کردن حافظه بریدن پیوند میان گذشته و حال و تبدیل رخدادهای ساختارشکن به خبرهایی که تاریخ مصرف دارند. در مواجهه با جنبش مهسا امینی این مداخله در قالب تلاش برای فروکاستن اعتراضات به هیجانی زودگذر یا بحرانی مقطعی آشکار شد.

وقتی حافظه کوتاه میشود امکان یادگیری جمعی از میان میرود. هر فاجعه به صورت رویدادی منفرد دیده میشود نه حلقه ای از زنجیره ای ساختاری. در این وضعیت مرگ ها تکرار میشوند و تکرار حساسیت را میفرساید. این فرسایش بستر آن چیزی است که میتوان آن را قتل دوم نامید نه حذف فیزیکی بلکه حذف معنایی. مهسا امینی تنها زمانی دوباره کشته میشود که مرگ او از زمینه سیاسی اجتماعی و تاریخی اش جدا شود.

مفهوم قتل دوم به دقت به همین فرآیند اشاره دارد. نخستین قتل حذف فیزیکی است اما دومی عادی سازی آن حذف است. زمانی که مرگ به آمار تبدیل میشود زمانی که نام ها در میان انبوهی از هشتگ ها و خبرها گم میشوند و زمانی که رنج به محتوایی مصرفی بدل میشود جامعه ناخواسته در حذف معنای آن زندگی مشارکت میکند. این خطر در مورد جنبش مهسا امینی همواره وجود دارد که به خاطره ای خنثی یا نمادی بی خطر تقلیل یابد.

این عادی سازی اغلب از طریق زبان انجام میشود زبانی بی طرف نما زبانی دوطرفه و زبانی که خشونت را به حادثه تقلیل میدهد. زبان اگرچه ابزار ارتباط است همزمان ابزار قدرت نیز هست. تغییر واژه ها تغییر حساسیت ها را به دنبال دارد. وقتی مرگ با واژگانی خنثی توصیف میشود خشم نیز خنثی میشود.

یکی از خطرناک ترین اشکال مهندسی احساس تبدیل همدلی به کنشی مصرفی است. در این حالت همدلی نه به عنوان مسئولیتی اخلاقی بلکه به صورت واکنشی سریع و کم هزینه بروز میکند لایک بازنشر و اظهار تاسف کوتاه. این اشکال اگرچه در ظاهر نشانه حساسیت اند اما اغلب به جای تعمیق آگاهی آن را سطحی میکنند. در بستر جنبش مهسا امینی این خطر همواره وجود داشته است که همدلی گسترده به جای تبدیل شدن به حافظه پایدار به موجی زودگذر بدل شود.

همدلی مصرفی خشم را نیز به همین سرنوشت دچار میکند. خشم اگر سازمان نیابد و به تحلیل و کنش پیوند نخورد به انفجارهای کوتاه مدت و فرساینده تبدیل میشود. این خشم پراکنده نه تنها تهدیدی جدی برای قدرت نیست بلکه میتواند بهانه ای برای بازتولید روایت های امنیتی باشد روایتی که اعتراض را بی منطق و خطرناک جلوه میدهد.

یکی از موفق ترین لحظات سلطه زمانی است که سانسور از بیرون به درون منتقل میشود. در این وضعیت دیگر نیازی به حذف مستقیم صداها نیست افراد خود پیشاپیش خطوط قرمز را درونی کرده اند. این درونی سازی نتیجه سال ها مهندسی معنا ترس خستگی و عادی سازی است. در مواجهه با جنبش مهسا امینی این وضعیت در خودسانسوری گسترده و احتیاط زبانی بسیاری از کنشگران و شهروندان قابل مشاهده بود.

وقتی جامعه سانسورچی حافظه خویش میشود پرسشگری جای خود را به احتیاط و احتیاط به سکوت میدهد. روایت های دستکاری شده بدون مقاومت تکرار میشوند نه الزاماً از سر باور بلکه از سر فرسودگی و بی انرژی بودن برای مقاومت. این سکوت شکلی از مشارکت ناخواسته در نظم مسلط است.

قدرت بیش از آنکه پاسخ تحمیل کند پرسش ها را حذف میکند. روایت های رسمی به گونه ای طراحی میشوند که جای خالی پرسش احساس نشود. داستانی کامل ساده و بسته ارائه میشود که در آن پیچیدگی های ساختاری جایی ندارند. در برابر این روایت ها پرسشگری کنشی رادیکال است. پرسش روایت را ناتمام میکند و ناتمامی خطرناک است. اصرار بر پرسش هایی چون چرا تکرار چرا بی پاسخی و چرا عادی شدن در متن جنبش مهسا امینی شکلی از مقاومت معنایی است.

در این زمینه مقاومت صرفا به معنای حضور فیزیکی در خیابان نیست هرچند آن نیز اهمیت خود را دارد. مقاومت پیش از هر چیز کنشی معنایی است حفظ پیوند میان نام ها و رنج ها جلوگیری از تقلیل واقعیت به نمادهای بی خطر و امتناع از پذیرش روایت های آماده. حفظ معنا یعنی ایستادگی در برابر ساده سازی یادآوری اینکه هر مرگ تاریخی است و هر رنج ساختاری.

اصرار بر حقیقت کامل به معنای دستیابی به دانشی مطلق نیست بلکه به معنای نپذیرفتن روایت های ناقص است. روایت ناقص آن است که بخشی از واقعیت را برجسته و بخش دیگر را حذف میکند تا نتیجه ای بی خطر بسازد. حقیقت کامل همواره ناراحت کننده است زیرا پیوندها را آشکار میکند. پافشاری بر این حقیقت جامعه را از مصرف کننده روایت به تولیدکننده معنا بدل میکند. در این فرآیند حافظه دوباره امتداد مییابد و امکان پیوند میان گذشته حال و آینده بازسازی میشود.

بازگشت به این جمله ضروری است که ما نیز جزئی از زنجیره ایم. این جمله نه از سر سرزنش بلکه از سر مسئولیت طرح میشود. اگر مهندسی سلطه بدون مشارکت اجتماعی کامل نمیشود آنگاه شکستن آن نیز بدون کنش آگاهانه جمعی ممکن نیست. این کنش لزوما قهرمانانه یا پرهیاهو نیست گاه در امتناع از بازنشر روایت تحریف شده است گاه در اصرار بر نام بردن از مهسا امینی و گاه در گفتگویی کوچک اما صادقانه.

قتل دوم هشداری است درباره خطری پنهان تر از خشونت عریان خطر فراموشی عادی سازی و تهی شدن معنا. در جهانی که روایت ها با شتاب تولید و مصرف میشوند مقاومت به معنای کند کردن این شتاب بازگرداندن عمق و حفظ حافظه است. قدرت زمانی واقعا موفق است که جامعه را به همدست خاموش خود بدل کند. در برابر این موفقیت مقاومت نه فقط در خیابان بلکه در ذهن زبان و حافظه رخ میدهد. پافشاری بر حقیقت کامل اگرچه پرهزینه و دشوار است اما تنها راه جلوگیری از تکرار قتل دوم است قتلی که اگر رخ دهد دیگر حتی دیده نمیشود.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی