
وَهم و امیدِ من از مشرقِ اندوه میوزد؛
از شاخههای درهمِ کاجهایِ سترون میگذرد.
بر سیمِ دیرکهای بینراه:
همسازِ سازها؛
سارها نشستهاند.
شاعری لال
آواز میخواند.
(تفنگداران شلیک میکنند.)
شوقِ ترانهخوانِ من امّا؛
زبانِ سیم و پرنده میداند،
آواز را در ردیفِ سیم؛
با زبانِ پرنده میخواند.
(تفنگداران خاموش میشوند.)
جهان مهآلود میشود
اندوه؛ تمامِ آسمان را میپوشاند؛
ابرهای سوگوار؛
پیامبرانِ عشق میشوند:
و بر خونِ پرنده بر زمین
میبارند.
(تفنگداران از شرم مردهاند.)
* تقسیمات اصلی یک سمفونی معمولاً به چهار بخش (مووِمان) مجزا تقسیم میشود که هر کدام سرعت (تمپو) و حال و هوای متفاوتی دارند: مووِمان اول (سریع و پر انرژی)، موومان دوم (آهسته و احساسی)، مووِمان سوم (متوسط، اغلب رقصگونه مانند مینوئت) و مووِمان چهارم (فینال سریع و باشکوه)، با ساختاری که در طول زمان توسط آهنگسازانی چون هایدن، موتزارت و بتهوون شکل گرفته است، هرچند ممکن است استثناهایی نیز وجود داشته باشد.




