آزادی بنگلادش در محاصره – نوشته آتول چاندرا، برگردان: ب. دیدار

امضای سند تسلیم پاکستان توسط سپهبد ارتش پاکستان، ا. ا. ک. نیازی، به فرمانده مشترک نیروی آزادی‌بخش، سپهبد ارتش پاکستان، جگجیت سینگ آرورا، در داکا، ۱۶ دسامبر ۱۹۷۱

در حالی که بنگلادش پیروزی آزادی خود در سال ۱۹۷۱ را جشن می‌گیرد، پایه‌های سکولار و سوسیالیستی تولد این ملت، تحت حمله همگرایی منافع ژئوپلیتیکی ایالات متحده با بنیادگرایی مذهبی قرار دارد.

در ۱۶ دسامبر ۱۹۷۱، سپهبد A.A.K. نیازی، سند تسلیم را در داکا امضا کرد و تولد بنگلادش و شکست یک عملیات نظامی نسل‌کشی که جان صدها هزار نفر را گرفته بود، جشن گرفت. پنجاه و چهار سال بعد، در حالی که بنگلادش برای بزرگداشت روز پیروزی آماده می‌شود، اصول بنیادی آن آزادی: ملی‌گرایی، سکولاریسم، سوسیالیسم و ​​دموکراسی، ویران شده‌اند. مجسمه‌های شیخ مجیب‌الرحمان بنگاباندو تخریب شده‌اند. حزبی که رهبری مبارزه آزادی‌بخش را بر عهده داشت، ممنوع شده است. شیخ حسینه، رهبر و نخست‌وزیر سابق آن، به صورت غیابی به اعدام محکوم شده است.  و نیروهای سیاسی که در سال ۱۹۷۱ با ارتش پاکستان همکاری کردند، به ویژه جماعت اسلامی، بار دیگر در سیاست ملی در حال اوج‌گیری هستند. آنچه ما شاهد آن هستیم صرفاً تغییر حکومت نیست، بلکه تلاشی برای محو هویت بنیادین بنگلادش است که از طریق همگرایی منافع امپریالیستی ایالات متحده و بنیادگرایی مذهبی داخلی سازماندهی شده است.

قرارداد ۱۹۷۱

جنگ آزادی‌بخش بنگلادش هرگز صرفاً در مورد جدایی ارضی از پاکستان نبود. این جنگ نشان‌دهنده رد قاطع نظریه دو ملت بود که شبه قاره را در سال ۱۹۴۷ بر اساس خطوط مذهبی تقسیم کرده بود. جنبش بنگلا بهاشا در سال ۱۹۵۲، که پایه فرهنگی ملی‌گرایی بنگالی را فراهم کرد، ادعا کرد که هویت زبانی و فرهنگی، نه وابستگی مذهبی، جامعه سیاسی را تعریف می‌کند. هنگامی که حزب عوامی لیگ شیخ مجیب‌الرحمان در انتخابات ۱۹۷۰ پیروز شد و قدرت توسط نهاد نظامی پاکستان از او سلب شد، مبارزه آزادی‌بخشی که پس از آن رخ داد، حول چهار ستون قانون اساسی متبلور شد: ملی‌گرایی، سکولاریسم، سوسیالیسم و ​​دموکراسی.  قانون اساسی ۱۹۷۲ به این اصول، جلوه‌ای نهادی بخشید. ماده ۱۲ به طور خاص، حذف فرقه‌گرایی را الزامی می‌دانست، اعطای جایگاه سیاسی به هر مذهبی را ممنوع می‌کرد و سوءاستفاده از دین برای اهداف سیاسی را ممنوع می‌ساخت. این یک تعهد انتزاعی به سکولاریسم به سبک غربی نبود، بلکه پاسخی مستقیم به تجربه زیسته نسل‌کشی بود. کمپین قتل عام، تجاوز و تخریب ارتش پاکستان به طور فعال توسط احزاب مذهبی، به ویژه جماعت اسلامی، که اعضای آن شبه‌نظامیان همدست مانند رزاکار، البدر و الشمس را سازماندهی می‌کردند، حمایت می‌شد. این نیروها در هدف قرار دادن سیستماتیک ملی‌گرایان بنگالی، اقلیت‌های هندو و روشنفکران شرکت داشتند. ممنوعیت قانون اساسی بر سیاست‌های مبتنی بر مذهب، به طور ارگانیک از عزم جنبش آزادی‌بخش مبنی بر اینکه چنین جنایاتی هرگز تکرار نخواهد شد، ناشی شد.

ترور شیخ مجیب الرحمان در ۱۵ آگوست ۱۹۷۵، به همراه بیشتر اعضای خانواده‌اش، آغازگر برچیدن سیستماتیک این پیمان بنیادین بود.  رژیم نظامی ژنرال ضیاءالرحمان از طریق اصلاح قانون اساسی در سال ۱۹۷۷، «سکولاریسم» را با «توکل و ایمان مطلق به خداوند متعال» جایگزین کرد و ممنوعیت احزاب سیاسی مبتنی بر مذهب را لغو کرد. جماعت اسلامی، که رهبران آن پس از سال ۱۹۷۱ به پاکستان گریخته بودند، به زندگی سیاسی بازگشت. اعلام اسلام به عنوان دین رسمی کشور در سال ۱۹۸۸، ضدانقلاب قانون اساسی را تکمیل کرد. با این حال، حتی با وجود این عقب‌نشینی‌ها، خاطره سال ۱۹۷۱ و چارچوب نهادی حزب عوامی لیگ، فضایی رقابتی برای ملی‌گرایی سکولار را حفظ کرد. محاکمه‌های جنایات جنگی که در زمان دولت شیخ حسینه بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶ آغاز شد و منجر به محکومیت و اعدام چندین رهبر جماعت به دلیل نقش آنها در نسل‌کشی ۱۹۷۱ شد، مهم‌ترین تلاش برای مواجهه با این تاریخ و دفاع از میراث آزادی بود.

ژئوپلیتیک تغییر رژیم

رویدادهای اوت ۲۰۲۴ را باید در چارچوب وسیع‌تر رقابت قدرت‌های بزرگ در هند و اقیانوسیه درک کرد. بنگلادش موقعیتی با اهمیت استراتژیک استثنایی دارد. این کشور که در محل تلاقی جنوب و جنوب شرقی آسیا واقع شده است، با ساحلی در خلیج بنگال که تقریباً یک چهارم تجارت دریایی جهانی از آن عبور می‌کند، نمایانگر چیزی است که برنامه‌ریزان استراتژیک ایالات متحده آن را به عنوان یک گره حیاتی در معماری مهار چین شناسایی کرده‌اند. استراتژی هند و اقیانوسیه ایالات متحده، که از طریق اتحاد چهارگانه و شبکه‌ای از مشارکت‌های نظامی عملیاتی شده است، مستلزم همکاری دولت‌ها در سراسر منطقه است. بنگلادش تحت رهبری شیخ حسینه، با روابط اقتصادی گسترده خود با چین از طریق ابتکار کمربند و جاده و امتناع از ارائه امکانات نظامی به ایالات متحده، به ویژه در جزیره سنت مارتین، مانعی برای این استراتژی بود.

شیخ حسینه خود در اظهاراتی که توسط رسانه‌های هندی گزارش شده است، ادعا کرد که “کشوری با مردم سفیدپوست” در تلاش برای بی‌ثبات کردن دولت او است زیرا او از به خطر انداختن حاکمیت بنگلادش خودداری کرده است. این ترتیب زمانی گویا است.  در ماه مه ۲۰۲۴، مقامات آمریکایی برای بحث در مورد استراتژی هند و اقیانوس آرام از داکا بازدید کردند. در عرض چند هفته، اعتراضاتی که به دلیل سهمیه‌های شغلی خدمات ملکی آغاز شده بود، به جنبشی گسترده‌تر با درخواست استعفای حسینه تبدیل شد. تا ۵ اوت، او از کشور گریخت. سرعتی که ایالات متحده با آن دولت موقت به رهبری محمد یونس را پذیرفت، از جمله بسته ۲۰۲ میلیون دلاری USAID و دیدار رئیس جمهور بایدن با یونس در مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر، نشان دهنده سطحی از هماهنگی قبلی است که نیاز به بررسی دقیق دارد.

تحلیلگران چینی نگرانی‌های خود را صریح بیان کرده‌اند. محققان در موسسات تحقیقاتی چینی خاطرنشان کرده‌اند که موقعیت ژئوپلیتیکی بنگلادش، در صورت موفقیت ایالات متحده در تغییر جهت‌گیری سیاسی خود، آن را به یک “تغییر دهنده بازی” بالقوه در سیاست جنوب آسیا تبدیل می‌کند. پیشنهادهای دیپلماتیک اولیه دولت موقت به واشنگتن، همراه با سرد شدن روابط آن با هند، نشان می‌دهد که این نگرانی‌ها موجه هستند.  این الگو از پاکستان، جایی که عمران خان مدعی دخالت ایالات متحده در برکناری خود در سال ۲۰۲۲ شده است، و از موارد متعدد دیگر در سراسر جنوب جهان که دولت‌هایی که سیاست‌های خارجی مستقلی را دنبال می‌کنند با بی‌ثباتی مواجه شده‌اند، آشنا است.

ابزار بنیادگرایی

ابزار داخلی برای این تجدید سازمان، احیای نیروهای بنیادگرای مذهبی بوده است. لغو ممنوعیت جماعت اسلامی توسط دولت موقت، که تحت قانون ضد تروریسم اعمال شده بود، حزبی را که رهبرانش به نسل‌کشی محکوم شده بودند، قادر ساخته است تا دوباره وارد زندگی سیاسی شود. نفوذ فزاینده حفاظت اسلام، که پیش از این علیه وبلاگ‌نویسان سکولار بسیج شده بود و با موفقیت برای حذف مجسمه بانوی عدالت از محوطه دیوان عالی در سال ۲۰۱۷ فشار آورده بود، نشان دهنده تغییر گسترده‌تری در فضای سیاسی است. تخریب مجسمه‌های مجیب‌الرحمان و موزه یادبود بنگاباندو در اوت ۲۰۲۴، خرابکاری تصادفی نبود، بلکه نابودی نمادین میراث ملی‌گرایی سکولار بود.


منبع: Bangladesh’s liberation under siege : Peoples Dispatch

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی