سخنی بی‌پرده با آقای کاظم علمداری – محمود صراف‌پور

نه هرکه چهره بر افروخت دلبری داند
نه هرکه آینه سازد سکندری داند

کرنای توده‌ای‌ستیزی این‌بار از گلوی استاد بازنشستۀ دانشگاهی از شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا به‌گوش می‌رسد. آقای دکتر کاظم علمداری مقاله‌ای با عنوان “استفادهٔ جمهوری اسلامی از افراد منتسب به حزب توده در خارج از کشور (گرایش محور مقاومتی)” در سایت ایران امروز منتشر کرده است و در آن، فرصت را برای حمله به حزب تودۀ ایران مناسب دیده است. او در توصیف علت انتشار این مقاله می‌نویسد:

  “این مقاله خلاصه‌ای است از پژوهشی گسترده‌تر که با هدف بررسی و انتقال آگاهی دربارهٔ نقش چند چهره از نیروهای وابسته به حزب توده – یا جریان‌های نزدیک به آن- در فعالیت‌های برون‌مرزی جمهوری اسلامی تدوین شده است. گرچه حزب توده به‌صورت رسمی چنین سیاستی را دنبال نمی‌کند، اما گرایش‌های توده‌ای معاصر، از جمله رسانه‌هایی چون “پیک‌نت” و “۱۰ مهر”، در عمل به جریان اصلی این جهت‌گیری سیاسی بدل شده‌اند. این نوشته بر “چپ محور مقاومتی” و نقش آن در همکاری با جمهوری اسلامی در چارچوب “عملیات نرم” و “نفوذی” تمرکز دارد.”

  ظاهراً این استاد دانشگاه که با اسلوب‌های علمی پژوهش آشنایی کامل دارد جز یک نمونه که به گفتۀ دکتر مالجو استناد کرده است دلیل دیگری برای اثبات دعاوی و اتهامات خود ارائه نداده‌ است. به‌قول مزدک دانشور: “بیش از ۴۰ سال از سرکوب این حزب می‌گذرد، هنوز هم انتقادات به این حزب از پلمیک‌های سیاسی میان دشمنان قبیله‌ای فراتر نمی‌رود، آخرین آن‌ها یادداشت کاظم علمداری است که حزب توده را- بدون ارائه هیچ سند و مدرکی- در سال‌های پس از انقلاب به استفاده از روش‌های کاگ‌ب و اشتازی در زمینۀ جمع‌آوری اطلاعات و نفوذ و …متهم کرده است.” [اخبار روز، ۲ آذر ۱۴۰۴]

  ماجرا چیست؟ کاظم علمداری به چند عضو سابق حزب تودۀ ایران که سال‌هاست از حزب کنار رفته یا اخراج شده‌اند و عامدانه خود را مدافع مشی گذشتهٔ حزب و سیاست “که بر که”- در آن یکی دو سال فعالیت علنی حزب- معرفی می‌کنند و در حال حاضر هیچ ارتباط و سنخیتی با حزب تودۀ ایران و سیاست‌های کنونی حزب ندارند، اشاره می‌کند. اندک‌شماری از این افراد، سایت اینترنتی خود را با نام و عنوان “ده مهر” ایجاد کرده‌اند و در آن از نظراتی دفاع می‌کنند که هیچ ربطی به سیاست‌های حزب تودهٔ ایران ندارند. البته حساب “پیک نت” و نشریۀ “راه توده” تا حدی از “ده مهر” جداست.

  حزب تودهٔ ایران در اسنادی که منتشر کرده است دیدگاهش را در بارهٔ جایگاه “پیک نت” و “راه توده” به‌روشنی  بیان کرده و گردانندهٔ این دو سایت را وابسته به وزارت اطلاعات و سایت‌های “راه توده” و “پیک ‌نت” را در خدمت جمهوری اسلامی ایران دانسته است. جناب علمداری می‌تواند به مطالبی که حزب منتشر کرده است مراجعه کند.

  کاظم علمداری خودش تصریح دارد “. . . حزب توده به‌صورت رسمی چنین سیاستی را دنبال نمی‌کند” و به‌تلویح می‌گوید و اذعان می‌کند که این افراد و سایت‌ها ارتباطی به حزب تودۀ ایران ندارند. ایشان ظاهراً واقف‌اند که این گروه‌های کوچک، نقشی در تحولات ایران ندارند؛ و موضوع کانونی در طرح این مسائل در نوشتهٔ ایشان همان کارزار علیه حزب تودۀ ایران است.

  دکتر علمداری حتماً خوب می‌داند که حزب تودۀ ایران به‌روشنی نظرات این گروه‌ها را نقد و رد کرده است و برای مبارزهٔ عمومی با رژیم ولایی، زیان‌بار دانسته است. در مطبوعات حزبی پاسخ‌های مستدل به مشی اینان داده شده است که با مراجعه به سایت رسمی حزب تودۀ ایران (https://www.tudehpartyiran.org/) می‌توان آن‌ها را مطالعه کرد. ولی جناب علمداری به دلایلی که بر ما روشن نیست از سیاست‌های نادرست و نابخردانهٔ این گروه‌های ناوابسته به حزب تودهٔ ایران و مخالف سیاست‌های حزب، استفاده می‌کند و بر سیمای مردمی حزب تودۀ ایران چنگ می‌اندازد.

  بخش‌هایی از نوشتهٔ دکتر علمداری را مرور می‌کنیم تا با نگاه کینه‌توزانۀ ایشان علیه حزب ۸۴ سالهٔ تودهٔ ایران آشنا شویم:

  “حزب توده تنها یک حزب سیاسی نبود؛ بلکه سازمانی بود با تجربه‌ای گسترده در مخفی‌کاری و فعالیت زیرزمینی، ارتباطات شبکه‌ای، نفوذ در گروه‌های دیگر و جمع‌آوری اطلاعات، این مهارت‌ها به‌طور مستقیم از الگوهای امنیتی و دستگاه‌های اطلاعاتی شوروی و آلمان شرقی اقتباس شده بود و همین امر حزب توده را به یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های سیاسی- اطلاعاتی در خاورمیانه تبدیل می‌کرد.”

  او سپس می‌افزاید:

  “پس از انقلاب ۱۳۵۷، این توانایی‌ها برای جمهوری اسلامی اهمیت ویژه‌ای یافت و بخشی از کادرهای توده‌ای- چه باورمند و چه فرصت‌طلب- عملاً در فعالیت‌های امنیتی رژیم نقش‌آفرین شدند. آنان در لودادن اعضای گروه‌های سیاسی، تقویت ساختارهای اطلاعاتی تازه‌تأسیس، خبرچینی و نفوذ در محافل سیاسی مشارکت داشتند. این افراد برای توجیه همکاری خود با جمهوری اسلامی، مخالفان سیاسی را آشکارا به “جاسوسی برای امپریالیسم و غرب” متهم می‌کردند و از همین طریق حمایت از سرکوب‌های حکومتی را در میان هوادارانشان مشروع جلوه می‌دادند.”

  در نگاه کاظم علمداری، حزب تودهٔ ایران حزبی مخوف و مافیایی، نافذ در گروه‌های دیگر، با تجربه در جمع‌آوری اطلاعات با مدل پلیس امنیتی شوروی و آلمان شرقی، شریک فعالیت‌های امنیتی رژیم، لودهندۀ اعضای گروه‌های سیاسی، و تقویت‌کنندۀ ساختارهای اطلاعاتی رژیم و امثال آن است.

  به بیان دیگر، این حزب نه نقشی در فرهنگ تحزب دارد، نه مدافع طبقۀ معینی است، نه در سازمان‌دهی کارگران و دهقانان تلاشی کرده است و نه برنامۀ معینی برای نوسازی جامعۀ انقلاب‌کردۀ ایران داشته است. نه ایدئولوژی و اساسنامه‌ای دارد، نه در انتشار و ترجمۀ آثار مارکس، انگلس و لنین و آثار ادبی و اجتماعی جهان تلاش کرده است و نه نقشی در شناسایی استعمار و امپریالیسم داشته است. و درمجموع، همۀ کارنامه‌اش تیره‌وتار بوده است و بس.

  او می‌نویسد:

  “در دههٔ ۱۳۶۰ شماری از افراد با سابقهٔ توده‌ای با اتهاماتی چون “جاسوسی”و “توطئه برای براندازی جمهوری اسلامی” بازداشت، زندانی و شکنجه شدند و حدود صد نفر نیز اعدام گشتند. با این حال، برخی چهره‌های دارای مسئولیت‌های بالای حزبی- برخلاف انتظار- بدون توضیح روشن آزاد شدند و حتی گروهی از آنان توانستند با وجود پیشینهٔ تشکیلاتی، به‌سادگی راهی کشورهای اروپایی و آمریکا شوند.”

  راوی وقتی تصمیم گرفته است از روی دشمنی، تاریخ را روایت کند فراموش می‌کند بگوید که کارگزاران جمهوری اسلامی برای سرکوب حزب تودۀ ایران، از ام‌آی‌سیکس انگلستان و سی‌آی‌ا آمریکا کمک گرفتند و حزب را به صلابه کشیدند. بیش از ۱۰هزار نفر از اعضا، کادرها و رهبری‌اش را روانۀ شکنجه‌گاه‌ها کردند و با شوهای مشمئزکنندۀ تلویزیونی، جسم رنجور و شکنجه‌شدهٔ آن‌ها را وادار به اقرار به کارهایی کردند که نکرده بودند. همان بلایی که امروزه نیز بر سر زندانیان سیاسی آورده می‌شود و انزجار وجدان بیدار جامعه را برمی‌انگیزد.

  دکتر علمداری اتهامی سخیف و مشمئزکننده‌ به حزب تودهٔ ایران می‌زند و می‌نویسد: “آنان در لو دادن اعضای گروه‌های سیاسی، تقویت ساختارهای اطلاعاتی تازه‌تأسیس، خبرچینی و نفوذ در محافل سیاسی مشارکت داشتند”.

  ایشان بر اساس کدام وجدان انسانی به این اتهام بی‌پایه روی می‌آورد و بدون آن‌که دلیل و شاهدی ارائه دهد پی‌درپی آدرس‌های اشتباه می‌دهد؟ باید از ایشان پرسید آن منبع موثق شما که این شهادت را داده یا آن سند حزبی که در آن رهبری حزب به اعضای خود چنین رهنمودی داده است کجاست و چرا منتشر نمی‌کنید؟ برعکس، بی‌تردید، بسیاری کسان در موقع ضرور شهادت خواهند داد که به کمک اعضا و هواداران حزب از مهلکهٔ گرازهای جمهوری اسلامی نجات یافته‌اند.

  دکتر علمداری خوب می‌داند که بیش از هشتاد و چهار سال است که امپریالیسم و ارتجاع داخلی و جهانی حزب تودۀ ایران را جاسوس می‌خوانند. اما این اتهام رذیلانه تا کنون در هیچ دادگاه صالحی ثابت نشده است. سازندگان و مبلغان و شایع‌کنندگان این اتهام به‌طور عمده سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا “سیا”، سازمان اطلاعات و جاسوسی بریتانیا، موساد اسراییل، ساواک و هواداران نظام ستم‌شاهی، و نیروهای سرکوب‌گر وزارت اطلاعات در رژیم کنونی بوده‌ و هستند. شایع کنندگان این اتهام بی‌شرمانه از خود نمی‌پرسند که حزب در ازای این جاسوسی، به‌جز غل و زنجیر و شکنجه و اعدام و تبعید چه بهره‌ای برده و چه پاداشی گرفته است! توده‌ای‌ها فقط یک جرم اصلی و بزرگ دارند و آن مبارزه با امپریالیسم و ارتجاع و دفاع از منافع و حقوق کارگران و زحمت‌کشان است.

  باید از دکتر علمداری پرسید: نزدیک به چهار دهه است که شوروی دیگر وجود ندارد، پس این اتهام‌های سخیفی که به نیروهای مترقی در سطح جهان و از جمله به حزب تودۀ ایران می‌زنند از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ بیش از سی و شش سال از فروپاشی شوروی می‌گذرد، ولی سیاست‌های روشن و درست کنونی حزب تودۀ ایران در مبارزه با ارتجاع و امپریالیسم برای دموکراسی و عدالت اجتماعی و استقلال ملی و نیز نفوذ معنوی آن در کشور همچنان ادامه دارد و می‌درخشد.

  یکی از بهترین شاخص‌های بیان‌گر ماهیت طبقاتی، اصول عقیدتی و خصلت انقلابی حزب تودۀ ایران در درازای ۸۴ سال زندگی پربار آن، همانا پیوند هر طرح و پیشنهاد و برنامۀ مترقی، بنیادی و انقلابی در عرصهٔ دگرگونی‌های اجتماعی یا اقتصادی،  با دیدگاه‌های حزب تودۀ ایران است. گیرایی و جذابیت ایدئولوژیکی، کارایی سیاسی و سازمانی، روی‌آوری زحمت‌کشان و بهترین فرزندان میهن‌دوست این آب و خاک به حزب تودۀ ایران، سبب برانگیختن هراس حیوانی ارتجاع و امپریالیسم و تشدید حمله‌های هدفمند آنان به حزب تودۀ ایران است و بس.

  واقعیت این است که سال‌هاست یورش توده‌ای‌ستیزان به شیوه‌های گوناگون، در فضای تاریخ‌گذشته صورت می‌گیرد. بدین معنا که نقدها نه بر اساس سیاست‌ها و شیوه‌های عمل امروزین حزب، بلکه بر پراتیک سیاسی گذشتۀ حزب، آن هم به‌شکل انتزاعی و تحریف‌شده، متمرکز است. رسانه‌های مدافع سرمایه‌داری ولایی و جهانی، همراه با برخی از نیروهای سیاسیِ به‌دام‌افتاده یا راه‌گم‌کرده، تلاش دارند حزب تودۀ ایران را حزبی تاریخی و موضوعی مربوط به گذشته نشان دهند. و با وجود این، حتی تاریخ مبارزهٔ این حزب را هم عامدانه و آگاهانه تحریف می‌کنند و وارونه نشان می‌دهند؛ و تداوم مبارزات اصولی و پی‌گیر حزب همراه با سیاست‌های منطبق بر تحولات اجتماعی و با منطق علمی را نادیده می‌گیرند. تصویری که از حزب تودهٔ ایران باید ارائه داد نه تصویر حزبی تاریخی در گذشته‌های دور، بلکه تصویر حزبی سیاسی در خط مقدم نبرد برای رهایی میهن است.

  باید به این ترفند مکارانۀ رژیم- که بی‌شباهت به دسیسه‌های کهنۀ امپریالیسم نیست- توجه داشت که همواره سعی کرده است با ایجاد گروه‌های ظاهراً مخالف، زمینه را برای حمله به نیروهای راستین و انقلابی فراهم کند.

  در پیِ یورش‌های گسترده به حزب تودۀ ایران و قتل‌وعام رهبران آن در دهۀ  ۶۰ ، رژیم به ایجاد گروه‌های- به‌ظاهر توده‌ای- دست زد. به آنان فضا داد تا با تأیید ضمنی رژیم، به خدشه‌دارکردن چهرۀ واقعی حزب بپردازند. و بعد، دیگران را واداشت تا بر بستر نظرات این گروه‌های رژیم‌ساخته، به حزب تودۀ ایران حمله کنند و از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اولین و آسان‌ترین تاکتیک هم همانا یکی‌دانستن این- به‌ظاهر- چپ‌ها و حزب است. این بقچۀ ساخته‌وپرداختۀ رژیم، با زیرکی، دوغ و دوشاب را قاطی می‌کند: روسیۀ امروز را همان اتحاد شوروی می‌داند؛ رژیم کنونی ولایت فقیه را همان حاکمیت برآمده از انقلاب  ۵۷  در نظر می‌گیرد؛ و “راه توده”‌ها و “محورمقاومتی‌”ها را همان حزب تودۀ ایران‌ به حساب می‌آورد. با یک‌دست‌کردن این نامتجانس‌ها، زمینه برای مقالاتی از این‌دست فراهم می‌شود. و در آخرین تحلیل، این ارتجاع و امپریالیسم‌اند که جشن می‌گیرند.

  نکته‌ای که باید به آقای علمداری و هم‌فکران ایشان یادآور شد این است که حزب تودۀ ایران را باید در قهرمانانی چون رحمان هاتفی (حیدر مهرگان)، ابوالحسن خطیب، سعید آذرنگ، امیر نیک‌آیین، رفعت محمدزاده، عباس حجری، تقی کی‌منش، اسماعیل ذوالقدر، ابوتراب باقرزاده، علی‌اکبر محجوبیان و صدها توده‌ای با نام و گم‌نام دیگر جست‌وجو کرد. آنانی که در رژیم جمهوری اسلامی زندان کشیدند، شکنجه شدند و سرانجام به چوبۀ دار سپرده شدند، نه وازدگان و توّابانی چون عبدالله شهبازی و مهدی پرتوی که به خدمت دشمن درآمدند و برای خود ننگ ابدی خریدند.

  اکنون مبارزۀ شجاعانه برای افشا و بی‌اثرکردن پروژۀ توده‌ای‌ستیزی به ضرورتی سیاسی تبدیل شده است. نباید آب در هاون کوبید و تصور کرد بدون مبارزه با بوق‌های تبلیغاتی داخلی و خارجیِ توده‌ای‌ستیزی می‌توان جبهۀ ترقی‌خواه گسترده‌ای ساخت و سرنوشت اپوزیسیون را در فضای مسموم موجود هدایت کرد. بدون مبارزۀ همه‌جانبه با توده‌ای‌ستیزیِ مخرب نمی‌توان گل‌ولای راه را پاک کرد و گام‌های استواری به پیش برداشت. باید حصارهای ذهنی ایجاد شده را نقد کرد و در هم شکست و در فضایی سالم‌تر به فکر اتحادعمل‌های کارا و اثرگذار رفت و چپ را در کانون آلترناتیو آیندۀ رژیم قرارداد.

  حزب تودۀ ایران، با تکیه بر ۸۴ سال کار دشوار و پیکار خونین، همچنان زیر شدیدترین حملات جبهۀ مشترک مخالفان، دشمنان زحمت‌کشان، ارتجاع و امپریالیسم به فعالیت و مبارزۀ خود ادامه می‌دهد. علت‌یابی تشدید توطئۀ علیه این حزب کار دشواری نیست. علت را باید در این حقیقت جست‌وجو کرد که حزب تودۀ ایران با غلبه بر پیامدهای یورش‌های مکرر ددمنشانۀ ارتجاع و امپریالیسم- از جمله در دههٔ ۱۳۶۰- و التیام زخم‌هایش، همچنان با عزمی راسخ و قامتی استوار در صحنۀ سیاسی- اجتماعی جامعه حضور دارد و خار چشم دشمنان است و از این رو، کینۀ حیوانی آن‌ها را برانگیخته است.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

21 پاسخ

  1. آقای صراف پور، آری حزب شما اکنون اصلاح شده، اما توجیح و دفاع از همه سیاستهای حزب توده ایران، خود بزرگترین ضربه ها را به این حزب میزند. آیا شما آن پنج سال رهبری کیانوری را از تاریخ هشتاد و چهار ساله حزب توده ایران جدا کرده اید؟ آیا در آن پنج سال خطایی، خبطی، و یا خیانتی در رابطه با آزادی و حقوق بشر مشاهده نکردید؟ آیا شما نشریات این حزب را در زمان کیانوری خوانده اید؟حداقل به صفحات اول نشریات این حزب درطی سالهای ۵۷- ۶۲ نظری بیفکنید. مقاله دکتر علمداری را خوانده ام، اما بعضی از حملات او به حزب شما چندان هم غلط نیستند، حتی اگر او مدافع “لیبرال دمکراسی” جنایتکارانه ناتویی شده باشد، که شده است. بخشی از نوشته شما چرا چنین یکطرفانه و متعصبانه است؟ انگار نه انگار که خط امامی بود و کیانوری ای بودو.! در آن پنج سال، بزرگترین جنایات و تجاوزات به حقوق بشر را یا حمایت کردید و یا زیر سبیلی در کردید. حقیقت را بگوئید. از حقیقت ضربه نخواهید خورد، بلکه از لاپوشانی حقایق ضربه خواهید خورد.

  2. آرش با این کامنت آخرت که آوردی و قضاوت تو در مورد خیزش زن-زندگی-آزادی ک همه ایران را در نوردید و شعارهای تازه ای را در دفاع از خیزش نسل جوان و علیه فقر و ستم و سلطنت و ولایت مطرح کرد ، ثابت کردی آنچه که در مورد تو گفته می‌شود و بعضی کاربران هم بدرستی به آن اشاره کرده اند درست می‌باشد و شما یک محور مقاومت متعهد و قسم خورده هستی. همه این چیزها که نوشتی را روزنامه کیهان شریعتمداری هم نوشته بود، فقط معلوم نیست آنها از روی دست تو نوشته اند یا تو از روی دست آنها .
    بهر حال خدا قوت و دست علی به همراهت.

  3. من پس از دیدن جمله “استفاده رژیم اسلامی ایران از ام آی سیکس و اف،بی،آی برای مقابله با حزب توده” را دیدم از خواندن بقیه مطلب منصرف شدم. نگاهی به روزنامه های خود حزب توده و همینطور نشریات رژیم اسلامی ایران به خوبی نشان می‌دهد که خود رهبران و اعضاء دستگیر شده و نشده خود حزب در دستگیری نه تنها اعضاء و هواداران سایر جریانات سیاسی مخالف رژیم اسلامی ایران که آن ها را عامل امپریالیسم و “ضد انقلاب!” دا‌خلی و خارجی خطاب می‌کرد بلکه عوامل خودی حزبشان موثر بودند.

  4. حمله گسترده به مواضع حزب توده ایران در سالهای ۵۷ تا ۶۱ ناشی از مخالفت گسترده با این نظرات است .
    جریانات لیبرال ، کارگزاران ، مرعشی ها و محمد قوچانی ها و … به مواضع این حزب در آن سالها حمله میکنند .
    اینها تصوری از مواضع فعلی حزب توده ایران ندارند و تصورشان این است که مواضع فعلی این حزب ، بر اساس همان مواضع حزب در سال های اولیه انقلاب است .
    بعنوان نمونه آقای احمد زید آبادی دارای دکترای علوم سیاسی نیز هم همین اشتباه را کرده بود که با تذکر در نامه مردم نظرشان را اصلاح کردند .
    بر این اساس آقای صراف پور نباید نگران این حملات باشند . مخاطب این حملات ، مواضع فعلی حزب توده ایران نیست .
    نظرات فعلی حزب توده ایران زمین تا آسمان با مواضع حزب توده ایران در سالهای اول انقلاب مغایرت دارد .
    درصورتیکه فعالین فعلی حزب توده ایران تلاش بیشتری بنمایند ، نه تنها با نظرات این حزب برخورد نمیشود ، شاید به نوعی از این مواضع استقبال هم بشود . همانطور که آقای زید آبادی دیگر به نقد آن مواضع نپرداخت .

  5. جناب مهرداد ، این که حزب توده ایران در بحث و مذاکره با سایر سازمانهای سیاسی شرکت نمی کند قرین واقع نیست. من خود در جلسات کلاب هاوس شاهد حضور هم رهبری کنونی و هم هواداران حزب بوده ام. در اوج فعالیت شبکه پالتاک حزب توده ایران اطاق هواداران حزب توده ایران تحت نام پیک ایران هر هفته جلسه بحث و گفتگو داشت. در مورد این که چرا رهبری حزب توده ایران در جلسات بی بی سی شرکت نمی کنند ، صلاحدید رهبری حزب است که در صورت ضرورت پاسخ خواهند داد. در مورد این که مردم در مورد حزب توده ایران نظر داده اند من و شما فقط و فقط مجاز هستیم نظر خودمان را بدهیم وبس. من فقط به خودم هیچوقت اجازه نمی دهم از طرف مردم صحبت کنم. اوقات بکام

  6. به کامنتهای “ارش” نماینده “چپ”محور مقاومت که باز نشر نوشته های رسانه های وابسته به سپاه در سایت چپ اخبار روز است دقت فرموده و قضاوت کنید: [نمونه ای از “پیک نت” و “راه توده”]

    حسن نصرالله در واکنش به قتل مهسا گفت:”در خصوص فوت یک خانم که هنوز علت فوتش مشخص نیست ببینیدچه حمله رسانه‌ای در جهان علیه ج.ا شکل گرفته.هدف همه این اتفاقات حمله به ج.ا است”

    کامنت “ارش” زیر مقاله آقای بهزاد کریمی :[نظر حسن نصرالله در مورد شورش کور و بی محتوی“ژن ژیان نازایی” درست و غائله زن-زندگی-آزادی ارتجاعی است]!؟

    و کامنت “ارش” زیر مقاله آقای قاسم مهرآور :[ آن جمله حسن نصرالله را باید با طلا نوشت]!؟

    حسن نصرالله و دوستانش که خیزش ژینا را “غائله”،”اغتشاش” و ارتجاعی دانسته و میلیونها $ از حسین بازجو و بیت رهبری دریافت کردند.زنانی که جنبش مهسا را در داخل زندانها و بیرون از ان حمایت میکنند و زیر اجرای حکم اعدام قرار دارند
    از شعارهای خیزش “زن، زندگی، آزادی”:سید حسن نصرالله میکشیمت بی حیا

    1. @کهنسال گرامی
      در باره محور مقاومتی اسلامی ارش کاملا درست نوشتید و با شما هم عقیده ام.

      وی در تمامی مقالات سایت تلاش دارد با کامنت هایی که کوچکترین ارتباطی با مقاله و موضوع ندارد هم بحث را منحرف کند وهم تا حد ممکن جنایات وتبلیغات مسموم ج.ا را توجیه کند.!

      از طرف دیگر وی با کینه از جنبش های مقاومت ضد حکومتی و دشمنی با خیزش ” زن زندگی آزادی ” تلاش میکند به طور مستمر جنایات و چپاول ج.ا را تا حد ممکن سفید شویی کند

    2. حزب طوفان که در دهه ۴۰ از حزب توده انشعاب کرده و در دهه ۶۰ به شورای ملی مقاومت و بنی صدر پیوسته بود و حالا نیز از مقالات اکثریتی ها و محور مقاومتی و مجامع اسلامی ایرانیان دفاع می‌کند این حزب در عرض سه سال گذشته همواره وابستگی خود را به جناح هایی از ارتجاع اعلام کرده است. دفاع از الیگارشهای پوتین رذل، در مقابل زلنسکی پادوی ناتو، حمایت از جریانات ارتجاعی مانند حزب اله و حماس و
      جهاد اسلامی و کینه ورزی با خیزش ژینا و …دفاع از جنایتکاران شیعی حاکم در مقابل رژیم نژاد پرست و فاشیست و نسل کش اسراییل.
      دریغ از نوشتن یک کامنت در مورد اعتصابات کارگری ،
      دریغ از کامنتی در مورد دزدی و جنگ افروزی و اختلاس و جنایات حکومت و …..

    3. قرار بود در تکمیل همخوانی چپ اینترنتی و محور مقاوت با رضا King ، یاسمین ، با پرچم شیر و خورشید و صلوات الله علیهم بیت رهبری نوشته شود که ناگهان از “ژن ژیان نازایی “سر بیرون آورد !
      اولا کمونیستها هیچگاه دنباله‌روی مردم نبوده و نباید هم باشند. آنها با مردم اند ولی یکقدم جلوتر ، بعنوان چراغ راهنمایی در راه تکاملی جنبش .
      آیا شعار وارداتی” ژن ژیان نازایی”عبدالله اوجالان رهبر”پ گ گ”می‌تواند شعار و مانیفست جنبش چپ ایران باشد ؟
      همهِ قدرتمندان اروپایی و آمریکایی، همه جنگ افروزان بین‌المللی ، همه “مخالفان” داخل و خارج نشین جمهوری اسلامی نه تنها مشکلی با این شعار نداشتند بلکه این شعار و خیزش برحق زنان و جوانان پرشور و بی‌باک ایران علیه نظام فاسد و آدمکش اسلامی وسیله و بهانه‌ای بدست سازمانها و احزاب و گروههای راست و “چپ”و وابسته به غرب داد تا گردهم آیند و کاسه گدایی را در کاخ سفید و کاخ الیزه، پارلمانهای آلمان و بلژیک و ایتالیا و کانادا و غیره بچرخانند …

  7. نظر آقای صرافپور در مورد«کتابچه حقیقت»پیروز دوانی عضو سابق حزب توده که در قتلهای زنجیره ای ۷۷ بقتل رسید چیست؟ در ان کتاب آمده:
    بخش ۲ (ارتباط حزب توده با ک.گ.ب ) و بخش ۴ (نفوذ حزب توده در سازمانهای سیاسی)
    از مقاله: این بقچه “..رژیم کنونی ولایت فقیه را همان حاکمیت برآمده از انقلاب ۵۷ درنظر میگیرد..” 
    مشکل ودردها همه از آنجا شروع شد:که حزبتان حاکمیت برآمده از انقلاب ۵۷ را انقلابی دانست و…
    “بیش از۱۰هزار؟؟؟ از اعضا،کادرها و رهبری‌اش را روانۀ شکنجه‌گاه‌ها…”
    این عدد ازکجا آمد؟مجاهدین که ازهمه بیشتراعدامی و زندانی داشتند که به این فضاحت دچارند!    
    به فرض محال اگر این آمار درست هم باشد باعث و بانی ان حتما کسانی بودند که این حکومت جنایتکار را مترقی و ضد امپریالیست میدانستند و نه “چپهای امریکایی” و
    سازمانهای بالفعل دشمن(کومله-پیکار-اقلیت-اشرف…)
    و بالقوه دشمن(رزمندگان-راه کارگر …)
    این دسته بندی را سپاه و قضائیه جلادان در بهمن ۵۹ انجام داده بود.

  8. جناب صراف‌ پور ممنون از پاسخ!

    در میان تمامی احزاب و گروه‌های اپوزیسیون ایرانی تنها مجاهدین و حزب توده از هرگونه شرکت در بحث و مصاحبه مطبوعاتی خودداری کرده‌اند که این فقط به نفع مخالفین و منشعبین این دو گروه منجر شده است. نمونه اش شرکت علی خدایی در مصاحبه با بی بی سی که نتیجه‌اش تراف او با نمایندگی حزب توده در اذهان ایرانیان شد. برخلاف مجاهدین، از حزب توده انتظار می‌رفت که به جای انتساب مخالفین حزبی به رژیم و سیستم امنیتی به تحلیل دیالکتیکی تضادهای درون حزبی بپردازد. در ضمن تاریخ برخلاف من و شما صبر ایوب ندارد و قضاوت در مورد حزب توده توسط مردم ایران پاسخ داده شده است. این به معنای تبری یگر چپ‌ های پیشا ۵۷ و شکست و فروپاشی آنان در قبال تاریخ نیست. نارسیسیسم و خودمحور پنداری چپ ایران منبئعث از میراث مهدویت شیعی ایرانی است.

  9. سلام آقای صرافپور ،
    بسیار سپاسگزارم از دفاع بحق شما از حزب توده ایران ! منهم به سهم خودم ، گاهی مجوز شده ام به برخی اراجیف که بر علیه حزب بوده است پاسخ دهم . در نگاه کلان ، دو گروه هستند که با حزب توده ایران دشمنی و مخالفت میورزند ! اول، گروه اندکی سرمایه دار و عاشقان سینه چاک آمریکا و استثمار از نوع آمریکایی – دوم ، گروه کثیری از نادانها و عوام که هیچ سر و کاری با کتاب و تاریخ و مطالعه ندارند و یک چیزی در جایی شنیده اند و همان را تکرار میکنند ! مخالفت گروه دوم ، مهم نیست و قابل اصلاح است ، اما گروه اول است که تضاد منافع با راه و روش حزب دارد و دشمن واقعی حزب هم ، اینان هستند ! حزب میگوید ، مالک کشور ۹۰ میلیون ایرانی هستند و آن گروه میگوید ، خیر ! مالک کشور ، ما چند نفر شازده و آقازاده هستیم ! اس و اساس تمام مخالفتها ، اینجاست ! باقی همه شعر است و شعار !

  10. جناب صراف پور حزب توده در انقلاب ۵۷ این شانس را بدست آورد تا اشتباهات سال ۳۲ خود را جبران و اعتبار و اعتماد از دست رفته را دوباره احیا کند. متاسفانه با وجود آن همه تجربه دردناک این مهم نه تنها رخ نداد که خطا های به غایت عمیق تر حزب پس از انقلاب سبب نابودی کامل حزب در همه زمینه ها گردید و امروزه فاقد هرگونه اعتباری در بین اکثریت جامعه شده. با این وجود هواداران این حزب چنان از عملکرد بی نظیر و عالی آن صحبت میکنند که تو گویی همه کور و کرند. اگر امثال من که شانس دیدن کشور های سوسیالیستی واقعا موجود را نداشتیم, بر این تصور غلط بودیم که سوسیالیسم واقعی رخ داده و نباید به پروپاگاندای سرمایه داران بهایی دهیم آیا رهبران حزب که سالیان درازی در آن کشور ها زندگی می کردند از واقعیت آن سوسیالیسم دروغین باخبر نشده بودند؟ اگر نشده بودند که فاقد بینش سیاسی برای رهبری حزب بودند و اگر میدانستند که دروغگویانی بیش نبودند.

  11. جناب مهرداد با احترام ، مقاله مربوط به آقای دکتر علمداری در وب سایت ایران امروز گردیده بود وجوابیه نیزبه آن سایت ارسال گردید ولی انتشار نیافت. در مورد سخنان شما نیز تاریخ قضاوت خواهد کرد.

  12. کهنسال گفت:
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴ در ۶:۴۳ ب٫ظ
    اگر کینگ رضا و یاسمین باپرچم شیر-خورشید میگن:بی بی بزن!
    “چپ” اینترنتی محور مقاومت[پیک نت،راه توده،حزب توفان(انورخوجه)…] و…هم بعد از خواندن سرود “ای ایران” و…این روزها از بیت رهبری خارج،و مشغول کف زدن برای مجسمه شاپور ساسانی در کنسرت میدان انقلاب و…میباشند.اینان و حاضران همایش مونیخ و اسلو و جرج تاون سر و ته یک کرباس که حاضرند زیر هر پرچمی از شیر و خورشید نشان گرفته تا اسرائیل و ج.ا سینه بزنند .”
    اخبار روز چگونه اجازه میدهد اخبار و دروغهای شرم‌آوری را در سایت خود نشر دهد ؟
    آیا اجازه دادن به نشر اینگونه اکاذیب در تایید آنها نیست ؟ آیا اینگونه تهمت ها صحت دارند ؟؟؟

    1. حرف بسیار درستی زده شده است. عصبانیت ندارد! خونسرد باش و آرام ! آرام !
      “چپهای” محور مقاومت که نمونه های آن امده : حزب توفان و پیک نت و راه توده…، که حامی فاشیستهای شیعی هستند، با چماقداران فاشیست طالبان سلطنت و “چپهای” پرو اسراییل که هرکدام آویزان یکی از قطبهای ارتجاعی و سیاهی وتباهی هستند هر دو به مبارزات مردم ایران و کارگران، مزدبگیران و بازنشسته ها و….اعتقادی نداشته و به چشم آنان خاک میپاشند

  13. حزب توده سالها پیش در مورد ؛راه توده؛ که یکی از نام های قدیمی حزب توده بود نظراتش را بیان کرده بود و این جریان جعلی را ساخته وزرات آدمکشی رژیم اسلامی معرفی کرده بود و استفاده از نام ؛راه توده؛ را نیز بخشی از توطعه های رژیم جانیان دانسته بود. می دانیم که تعدادی از اعضای حزب توده از جمله رهبری آن بعد از دستگیری با رژیم برای سرکوب حزب همکاری کردند که به قتل شکنجه و قتل بسیاری از اعضای این حزب شد. کسانی مانند مهدی پرتوی و عبدالله شهبازی به مزدوران و همکاران قاتلان در آمدند و گفته می شود که این مورد در مورد گرداننده ؛راه توده؛ یعنی علی خدایی نیز شده هست و او با رژیم اسلامی علیه حزب توده عمل می کند.

  14. ادامه – بهرحال مواضع او و این جریان جعلی ؛راه توده؛ همان مواضع آدمکشان رژیم بوده و هست و نمی توان آن را نظرات و مواضع حزب توده دانست که علیه رژیم می باشد. حزب توده تحت رهبری کیانوری از رژیم جانیان حمایت کرد و این واقعیت دارد و آن را نمی توان انکار کرد ولی بعد از دستگیری رهبران و اعضای حزب مشخص شد که چه اشتباه مرگباری کرده بودند. البته در مراحلی دیگر سازمان های سیاسی نیز از رژیم حمایت کردند از جمله سازمان مجاهدین خلق که خمینی را حتی کاندید ریاست جمهوری اسلامی کرد. کسانی که تحت هر نامی از جمله نام جعلی دزدیده شده ؛راه توده؛ از رژیم جانیان اسلامی دفاع می کنند فرقی با ایادی رژیم ندارند.

  15. جناب صراف پور مقاله ی آقای علمداری حمله به حزب توده نبود بلکه در پاسخ به برخی هواداران حزب مانند آقای فانی یزدی بود که با زیر سوال بردن ایران آکادمیا زمینه را برای سرکوب اعضای آن فراهم کردند. از منظر دموکراسی حق دفاع برای همگان محفوظ است.

  16. دیدگاه کاظم علمداری در حمایت از مداخله نظامی و در مخالفت با فربیرز رئیس دانا

    اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com
    شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۰ – ۱۴ ژانویه ۲۰۱۲

    . اگررژیمی مانند قذافی با تانک و جت های جنگی به سراغ تظاهر کنندگان می رود باید سازمان ملل با “هروسیله و به هر طریق” جلوی او را بگیرد. چه کسی می تواند بگوید کشتاری که قذافی به راه می انداخت کمتر از آن می بود که رخ داده است؟ مگراینکه تصور کنید به راه انداختن رودخانه های خون شوخی بود. یا بگوئیم مردم می بایست دیکتاتوری او را باز هم تحمل می کردند. در جنگ داخلی الجزایر که هیچ نیروی خارجی مداخله نکرد نزدیک به دویست هزار نفر کشته شدند. در روآندا که هیچ نیروی خارجی مداخله نکرد نزدیک به ۹۰۰ هزار نفر در مدت سه ماه قتل عام شدند. آیا مداخله بشر دوستانه سازمان ملل که مانع از این جنایات علیه بشریت می شد لازم نبود؟

  17. وقتی به سازمان اکثریت در مورد سیاست‌های سال ۶۰ انتقاد شد در پاسخ گفت در کنگره اول انتقاد کردیم خودتان بروید بخوانید!! این همان حکایت آقای صراف‌پور است که حزب توده خود را از راه توده و ده مهر در نوشته‌ای جدا کرد اما فراموش می‌کند که مطبوعات هنوز با علی خدایی و راه توده صحبت می‌کنند نه با محمد امیدوار و حزب توده. پس وقتی ایشان صحبت از “نگاه کینه توزانه علیه حزب ۸۴ ساله توده” می‌کند بهتر است بداند که این فقط مختص دکتر علمداری نیست بلکه پدیده‌ای است ملی و جریانی است دیرپا در بین مردم ایران. ایشان می‌گوید: “گیرایی و جذابیت ایدئولوژیکی حزب توده سبب برانگیختن هراس حیوانی ارتجاع و امپریالیسم…” انگار که امپریالیسم با این همه فلاکت و بدبختی در جهان امروز بیکار است که از حزب توده ایشان به هراسد!

    این نوعی بی‌مسئولیتی است که همه توده‌ای‌ها مقاله علمداری را جای دیگر می‌خوانند شکایتش را اینجا دارند، چون ایشان نمی‌تواند رسماً به آنان پاسخ دهد.

پاسخ دادن به مهرداد ۱ لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی