پایان یک قرن تسلط و آغاز یک دورە نو؛ شکست تاریخی سوسیال‌دموکرات‌ها و ظهور چپ نو در کپنهاگ – ایوب دباغیان

تحولات اخیر سیاسی در کپنهاگ، تنها یک جابه‌جایی معمول انتخاباتی نیست؛ بلکه نقطه‌عطفی تاریخی در یکی از پایدارترین ساختارهای قدرت در دانمارک به شمار می‌آید. انتخابات شهرداری‌ها در دانمارک در روز سه‌شنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵ برگزار شد و نتایج آن روز بعد، یعنی ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵، اعلام گردید. حزبی که نزدیک به یک قرن بدون وقفه ستون اصلی سیاست شهری کپنهاگ بود، یعنی سوسیال‌دموکرات‌ها، در این انتخابات با شکستی کم‌سابقه مواجه شد و جای خود را به نیرویی سپرد که نماد تغییرات اجتماعی و سیاسی نسل جدید دانمارک است: چپ نو (حزب سوسیالیست مردمی / Socialistisk Folkeparti).

سقوط سوسیال‌دموکرات‌ها در این انتخابات را باید نتیجهٔ روندی دانست که در سال‌های اخیر به‌تدریج شکل گرفته بود. حزبی که زمانی نمایندهٔ طبقهٔ کارگر، عدالت اجتماعی و دولت رفاه به شمار می‌رفت، به‌مرور از سیاست‌های سنتی خود فاصله گرفت و به سمت مواضع محافظه‌کارانه‌تر، به‌ویژه در حوزهٔ مهاجرت، همگرایی با سیاست‌های مرکز-راست و مدیریت تکنوکراتیک جامعه حرکت کرد. این تغییرات سبب شد بخش مهمی از حامیان دیرینهٔ این حزب به‌ویژه نسل جوان، کارکنان بخش عمومی، محیط‌زیستی‌ها و گروه‌های شهروندی پیشرو احساس کنند که دیگر صدای واقعی آنها نمایندگی نمی‌شود.

در نقطه مقابل، «چپ نو» در سال‌های اخیر توانست با طرح گفتمانی روشن‌تر و صریح‌تر دربارهٔ عدالت اجتماعی، مقابله با خصوصی‌سازی، بحران مسکن، سیاست‌های زیست‌محیطی پیشرو، و حمایت از اقشار فرودست، به بدیلی معتبر تبدیل شود. کپنهاگ شهری است که امروز با مشکلاتی نظیر افزایش شدید قیمت مسکن، فشار سرمایه‌گذاری‌های سوداگرانه، گسترش نابرابری شهری و چالش‌های زیست‌محیطی روبه‌روست؛ و دقیقاً همین موارد به بستری تبدیل شد که در آن چپ نو توانست پیامش را به‌خوبی بازتاب دهد و پایگاه اجتماعی گسترده‌تری کسب کند.

از این منظر، شکست سوسیال‌دموکرات‌ها نه‌فقط ناشی از ضعف عملکرد یا اشتباهات انتخاباتی، بلکه بازتاب تغییری ساختاری در ترجیحات سیاسی شهروندان کپنهاک است. تغییری که در آن رأی‌دهندگان به سمت احزاب و جریان‌هایی حرکت کرده‌اند که نه ادامهٔ سنت‌های قبلی، بلکه بازتعریف سیاست‌های شهری را پیشنهاد می‌دهند. این تحول نشان می‌دهد که حتی قدیمی‌ترین و ریشه‌دارترین ساختارهای سیاسی نیز اگر در برابر مطالبات نو شفاف و پاسخگو نباشند، دیر یا زود جای خود را به نیروهای جدید خواهند داد.

پیروزی چپ نو را می‌توان آغاز مرحله‌ای تازه از سیاست‌ورزی شهری در دانمارک دانست؛ مرحله‌ای که احتمالاً بر محورهایی چون توسعهٔ پایدار، مبارزه با گران‌سازی شهری، تقویت بخش عمومی، و افزایش مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری‌ها شکل خواهد گرفت. از این رو کپنهاگ می‌تواند به الگویی برای سایر شهرهای اروپایی تبدیل شود، شهرهایی که با بحران‌های مشابه مواجه‌اند و شاهد فاصله‌گیری نسل‌های جدید از احزاب سنتی هستند.

این رخداد همچنین حامل پیامی روشن برای سوسیال‌دموکرات‌هاست: مشروعیت تاریخی، هرچقدر گسترده و عمیق باشد، جایگزین اتصال زنده و روزآمد با مطالبات مردم نمی‌شود. حزبی که زمانی حافظ منافع طبقات پایین و متوسط بود، اگر در نگاه مردم به حزبی بوروکراتیک و محافظه‌کار تبدیل شود، حتی میراث یک قرنی نیز نمی‌تواند پشتوانهٔ قطعی آن باشد.

در نهایت، آنچه در کپنهاگ رخ داد صرفاً پایان یک دورهٔ طولانی نیست؛ بلکه آغاز دوره‌ای است که می‌تواند مسیر جدیدی را در سیاست شهری، عدالت اجتماعی و زیست‌محیطی دانمارک ترسیم کند. پایان یک قرن تسلط، زمانی معنای واقعی پیدا می‌کند که به‌جای خلأ قدرت، شاهد ظهور نیرویی باشیم که روایت تازه‌ای از آینده ارائه می‌دهد و امروز، کپنهاگ دقیقاً در چنین لحظه‌ای ایستاده است.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

3 پاسخ

  1. غیر از چپ نو در دانمارک می‌توان به چپ نوین و رادیکال فرانسه نیز اشاره کرد .

    حزب سوسیالیست فرانسه از قدرتمندترین احزاب این کشور در تمام قرن بیستم بود.این حزب در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ توسط فرانسوا هلاند مجددا به قدرت رسید.
    بعد از اتخاذ واجرا سیاست های نولیبرالی در مدت ریاست جمهوری هلاند , نماینده حزب سوسیالیست در انتخابات ۲۰۲۲ فقط توانست ۱.۷ ٪ یعنی کمتر از ۲ ٪ آرا را کسب کند !
    در همین انتخابات ۲۰۲۲ نماینده چپ نوین و رادیکال فرانسه ژان لوک ملانشون ۲۲٪ ارا را بدست آورد که در تاریخ چپ رادیکال فرانسه بی سابقه بود !

    در ۲۰۲۵ نیز علیرغم جنگ رسانه ای و تبلیغاتی سنگین بورژوازی و حتا چپ های سوسیال لیبرال علیه چپ رادیکال فرانسه، LFI به قدرت اول چپ در فرانسه تبدیل شده است !

    1. آقای شریفی گرامی

      آگاهی به فعالیت و توازن بین نیروهای مدعی چپ، لازمه ی هر شخص و جریان مدعی چپ است.

      سپاسگزار توضیح شما هستم.

    2. آقای شریفی عزیز؛
      ممنون از نکته‌ دقیق‌تان. درست است؛ آنچه امروز در کپنهاگ می‌بینیم بخشی از روندی گسترده‌تر در اروپا است. زمانی سوسیال‌دموکرات‌ها در دانمارک و حزب سوسیالیست در فرانسه نمایندگان اصلی طبقه‌ی کارگر بودند، اما با فاصله گرفتن از مطالبات اجتماعی و گرایش به سیاست‌های نولیبرالی، پایگاه سنتی خود را از دست داده‌اند.
      در مقابل، چپ نو و رادیکال ــ از SF در کپنهاگ تا جریان LFI در فرانسه توانسته‌ است با طرح مطالباتی روشن در زمینه‌ی عدالت اجتماعی، بحران مسکن، مقابله با خصوصی‌سازی و حفاظت از محیط‌زیست، اعتماد نسل‌های جوان‌تر و بخش‌های فرودست را جلب کند.
      این تغییرات نشان می‌دهد که چپ زمانی می‌تواند به نیرویی اثرگذار بدل شود که پیوند واقعی خود را با جامعه و خواست‌های کنونی طبقات فرودست حفظ کند.

پاسخ دادن به قاسم مهراور لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی