سرکوب تنها سنگر جمهوری اسلامی
در حالی که اعمال سیاستهای چپاولگرانه به سفره و معیشت مردم روزبهروز شدت بیشتری مییابد، جمهوری اسلامی از ترس تعمیق اعتراض و شورش گرسنگان و پیشروی نیروهای اجتماعی علیه «نظم» پوشالی و فاسدش، هر چه بیشتر پشت سنگر همیشگی خود پناه میگیرد: تهدید و ارعاب، دستگیری و نهایتا اعدام.
همانگونه که در دوران بازسازی سرمایه و سود، برای جاری کردن سیاستهای ادغام در سرمایه جهانی، هموار کردن راه برای خصوصی سازی و غارت اموال عمومی و تامین ارزان نیروی کار، نیاز به یک تسویه حساب سیاسیوجود داشت و در همین راستا قتل عام هزاران زندانی سیاسی در دههی۶۰ پیش درآمد این سیاستها بود؛در شرایط کنونی نیز شاهد تکرار همین سناریوی فاجعهبار هستیم. اخراج مهاجران افغان، هزاران دستگیری پس از جنگ «دوازده روزه» با اتهامهای واهی، احکام سنگین و اعدامهای بیسابقه در چند ماه اخیر و آخرین مورد آن حمله و دستگیری تعدادی از پژوهشگران و اندیشمندان در حوزهی چپ،اپیزودهایی از این سناریوی فاجعهبار هستند.
ما زنان ضمن حمایت از«بیانیه جمعی از فعالین سیاسی، اجتماعی و مدنی در محکومیت بازداشتهای اخیر» اعلام میکنیم که حق اندیشیدن، نقد کردن و بیان، حق بنیادین هر جامعهای است و هیچ ساختاری نمیتواند با هیچ بهانهای آنرا محدود کند. هر نوع تهاجم به معیشت و حقوق اجتماعی مردم، بامبارزاترادیکال انان مواجه خواهد شد.
ما خواهان توقف و لغو اعدام، آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و پاسخگویی مسببان فقر و فلاکت وسرکوبمردمهستیم.
آبان ماه ۱۴۰۴
با پرچم پر شکوه «زن، زندگی، آزادی» علیه زنستیزی خونین ایستادهایم
سال ها پس از نامگذاری ۲۵ نوامبر به عنوان روز جهانی «نه به خشونت علیه زنان» توسط زنان فعال امریکای لاتین، درسال ۱۹۸۱، خشونت علیه زنان در سراسر جهان همچنان و با شدتی هر چه بیشتر از طریق جنگ، کشتار و فقر روزافزونِ ادامه دارد. ما زنان ایرانی نیز تحت حکومتی اقتدارگرا، فاسدو دینی، بهرغم سالها مبارزه و پرداخت بهای سنگین، از جمله تحمل انواع مجازات، زندان، شکنجه و اعدام، ستم و تبعیض بیسابقهای را تجربه میکنیم.
چنانچه، مردسالاری،مذهب و سرمایه داری به شکلی در هم تنیده، از خانه تا کارخانه و از خیابان تا رسانه، از بدن زن و کارشبهعنوان ابزاری برای بازتولید نظام سلطه و سود بهره میگیرند و در این راستا ازهیچخشونتقانونیوساختاریرویگرداننیستند. مذهبو مردسالاری در همکاری و همیاری با سرمایهداری، اطاعت زن، انجام کار خانگی، پرورش کودکان، نگهداری از سالمندان، بیماران و انجام انواع خدمات به مرد خانواده را امری مقدسمیدانند و تداوم بهره کشی را توجیه میکنند. افزون بر آن انواع و اقسام محدودیتها را بر زنان تحمیل میکنند: از خلع عاملیت زنان در زندگی اجتماعی و شخصی تا اعمال انواع محدودیتها در ازدواج و طلاق و حتی تحمیل بارداری و حجاب اجباری. بنابراین زن و بدنش برای سرمایهداری و همپیمانانش بهوسیلهای برای بهرهکشی و سودآوری مضاعف در خانه و خارج از خانه تبدیل شده است. در این راستا ابزار رسانه و تبلیغات را نیز به خدمت گرفتهاند و از طریق آن بدن زنان را همچون کالایی، گاه برای فرزندآوری و گاه فروش سکس و زیبایی، به نمایش میگذارند و از این طریق با افزودن بر لشکر بیکاران و گرسنگان و خرید ارزان نیروی کار و یا تجارت سکس و زیبایی برای خود سودهای هنگفت تولید میکنند.
فراتر از این، مردسالاری و مذهب با تبدیل زنان به جنس دوم اعتمادبهنفس آنان را خدشهدار کرده و خواستههای خود را در باورهای جامعه نهادینه میکنند و تحت عنوانهای متحجرانهای همچون «ناموس،آبرو و غیرت»، نه تنها انواع خشونت علیه زنان و از جمله جنایاتی همچون زنکشی را به امری خانوادگی و عادی تبدیل میکنند، بلکه با وضع قوانین ارتجاعی و قرون وسطایی همچون حق مردان بر جان زنان و فرزندان این جنایات را «اموری شخصی» تلقی میکنند و آنها را مشروع و قانونی جلوه میدهند. حال آنکه «زن کشی» امر و اتفاقی در حوزهی شخصی و خصوصی نیست بلکه وحشیانهترین شکل تنبیه زنانی است که هریک بهنوعی به ظلم و ستم و کنترل «نه» گفتهاند. بیشک حکومتعاملومشوقاصلیاینجنایات است.
زنان ایرانی در طول تاریخ و بخصوص در چند دههی اخیر، علیه این همه تبعیض و نابرابری ایستادهومبارزهکردهاند. انها به خوبی میدانند که رهایی را در شعار و روی کاغذ نمیتوان معنا کرد، بلکه با مبارزهای همه جانبه علیه کلیه ساختارهای ضد زن حاکم و تجربهی رهایی در زیست روزمره معنا مییابد و متحقق میشود. بنابراین ما معنای خشونت را در اشکال آشکار و پنهان، مستقیم و غیرمستقیم سرکوب، در تمامی ابعاد فیزیکی، رفتاری، روانی، جنسی و جنسیتی، کلامی، اقتصادی، ساختاری، از درگیریهای فردی و زن کشیهای مردسالارانه تا جنگها و نسل کشیهای گسترده و به مفهوم محرومیت از یک زندگی انسانی درک کرده و در همین راستا است که باور داریم:
هر گاه زنی ناتوان از تامین نیازهای انسانی خود باشد، اولین پلهی سقوط به فضاهای تبعیضآمیز جنسیتی را پیشرو خواهد داشت. اگر معیشت انسانها به هر دلیل به گروگان گرفته شود، آزادی انتخاب برایشان میسر نخواهد بود.زنان مانند تمام انسانهای تحت ستم باید( تاکید میکنیم «باید») از تولیدات اجتماعی بهاندازهی تامین رفاه و معیشتشان سهم ببرند.
حق انتخاب برای مادر شدن یا نشدن جزو حقوق اولیهی زنان است. در انتخاب شغل، محل سکونت، سفر و… نباید منتظر فرمان و اجازهی کسی باشند و باید به راحتی بتوانند از روابط سلطهگرانه خارج شده و نگران تامین مخارج زندگی خود نباشند.
هیچ نهاد مذهبی، دولتی، رسانهای و آموزشی، حق ایجاد محدویت و یا تبلیغ و توهین علیه انتخابسبکزندگیوپوششو … برایانسانها(با هر نوع گرایش جنسیتی) را ندارد.
از آنجایی که زنان و کودکان اولین قربانیان خشونتهای ناشی از جنگ،تحریم،نسلکشیهاو سیاستهای مداخلهگرانهی حکومتها ( تجاوز، قتل و فقر فزاینده) هستند، ما زنان پیشگامانحمایتازصلحو«نهبهجنگ» درمنطقهوجهانهستیم.
زندان، شکنجه و اعدام (قتل عمد حکومتی) ابزار اعمال خشونت و رعب و وحشت است و ما قویا با آنها مبارزه میکنیم.
بدون آزادی بیقید و شرط اندیشه و بیان، مبارزه با خشونت ممکن نیست. ما مبارزات خود را علیه سانسور و محدودیتهای ایجاد شده در رسانهها و در مسیر ایجاد فضایی شفاف ادامه میدهیم.
بحرانهای محیط زیستی زندگیها را به مخاطره انداخته، خشونت و محرومیت و فقر را برای همهی موجودات زنده، از جملهانسانها و بخصوص برای زنان، عمیقتر کرده است. ما زنان که طعم تلخ و زیانبار پروژههای تخریب محیط زیست را چشیدهایم، بارها با ایجاد سد معبر و سازماندهی تظاهرات در جهت تامین آب و هوای سالم و همچنین حفظ اقلیممان، بهرغم سرکوبهای خشونتبار، تلاش کرده و خواهیم کرد. زندگی و رفاه اکثریت موجودات زنده، از جمله انسانها نباید قربانی منفعتطلبی عدهی قلیلی از مدیران و حاکمان درقدرتشود.
مبارزات ما همبستهوبینالمللی است. زنان مرز، ملیت و قومیت نمیشناسند. ما زنان ایرانی، افغانستانی، سودانی، سومالیایی، فلسطینی، مهاجر، کرد و ترک و فارس، لر و بلوچ و عرب، کارگر و معلم و پرستار و اقشار و طبقات دیگرهمگی در کنار هم، علیه خشونت، برای ازادی، صلح و برابری مبارزه میکنیم .
ما هیچ گاه سکوت نکردهایم، قدرت خود را در مبارزات همهجانبه و همبستگی و سازمانیابی نشان داده و خواهیم داد. ما به تلاش و مبارزهی خود در حوزههای مختلف ادامه میدهیم،مقابله با خشونت را در دستور کار خود داشته و داریم و آن را حق خود میدانیم. ماازخاکسترخشونت،جهانینومیسازیم. جهانیبدونمالک،بدوناربابوبدونقداستدروغین. جهانی برای رهایی زن، رهایی انسان و رهایی هستی.
آذر ماه ۱۴۰۴






یک پاسخ
این بیانیه بسیار دقیق تنظیم شده و زنان نویسنده نه با طرح عاجزانه یک مطالبه، بلکه با طرح قدرتمندانه تصویر خود از حضورشان علیه مردان همدست نظام مردسالار نیز اعلام موضعی قاطع و روشن کردهاند. مهمتر اینکه با صراحت زنان لزبین را نیز شمول کرده و از تصویر هترونورماتیو محافظهکار فاصله گرفتهاند. این یک پیشرفت جدی است که چند سالیست جوانه زده و هر روز قویتر میشود. بیش باد. شادی امین