اینجانب، بنا بر ملاحظات دقیق، عمیق و گاه آشکارا احساسی،
اعلام میدارم که با شعار «سرنگونی» مخالفم؛
نه به دلیل ماهیت آن، بلکه به سبب پیامدهای ناگزیرش
بر روان لطیف دوستان اصلاحطلب.
تجربه نشان داده است که ذکر واژهٔ «سرنگونی»
در یک نشست دوستانه، واکنشی پدید میآورد
که از حیث شدت، با هشدار زلزلهٔ ۷ ریشتر رقابت میکند.
یکی بیدرنگ رنگ میبازد،
دیگری با شتاب به سراغ لیوان آب میرود،
و سومی با لحنی خطابهوار هشدار میدهد:
«همین ادبیات خشونتآمیز، کشور را به اینجا رسانده!»
با توجه به این حساسیتها،
بنده ترجیح میدهم از تعابیری معتدل و کمخطر استفاده کنم؛
واژگانی نظیر:
• «عبور مدنی»
• «گذر آرام»
• «جابهجایی ساختاریِ بدون تکانهای زائد»
و یا در نسخهٔ بسیار دوستانهتر:
«ترک مودبانهٔ قدرت توسط طرف مقابل»
روشن است که این واژگان
احساس امنیت زبانی ایجاد کرده
و امکان میدهد جلسه بدون نیاز
به مداخلهٔ دارویی ادامه یابد.
علاوه بر این، بهکارگیری محترمانهٔ «عبور» بهجای «سرنگونی»،
این مزیت را دارد که شنونده نپندارد
قرار است در میدان توپخانه عملیات رزمی آغاز کنیم؛
بلکه چنین مینماید که گروهی از شهروندان مؤدب
در حال قدمزدن علمیـفرهنگی
در حوالی ساختار قدرتاند.
بهطور خلاصه معتقدم،
اگر روزی قرار باشد ساختاری کنار رود،
بهتر است با لحنی متین و اداری
اطلاعیهای صادر کند:
«ساختار محترم،
به موجب این اعلامیه، از ادامهٔ خدمت معاف بوده
و مقتضی است صندلی خود را
جهت استفادهٔ عموم آزاد بگذارد.»
بدینسان نه صدایی بلند میشود،
نه دستوپایی میلرزد،
و نه دوستان اصلاحطلب
به وضعیت اضطراب تشکیلاتی فرو میافتند.
مسعود شب افروز
نوامبر ۲۰۲۵





6 پاسخ
قدرتهایی که با صراحت تمام بار ها هدف از تحریمها را ایجاد زمینه برای شورشهای اجتماعی علیه حکومت مطرح کرده اند تا بتوانند در شرایطی که حاکمیت درضعف کامل و رو در روی مردم قرار دارد به تسلیم کامل وادارند و یا سرنگونش کنند و کشور را تکه پاره و چپاول کرده و به زیر سلطه کامل خود در آورند .جنگ دوازده روزه بمنظور تحقق اهداف مشترک امپریالیستی صهیونیستی به منظور رژیم چنج، سرنگونی و سرانجام پاره پاره کردن ایران بود. این جنگ تبهکارانه “فرصتی طلایی”برای اپوزیسیون خود فروخته و پارکابی امپریالیسم برای کسب قدرت و اداره امورجامعه بود . جنگ تجاوزکارانه ۱۲ روزه خوشبختانه با شکست روبرو شد و آن اهداف شوم را محقق نکرد اما کل این اپوزیسیون ارتجاعی و خودفروخته را هم دگرگون ساخت. اهداف آمریکا و اسرائیل در جنگ تجاوزکارانه علیه ایران که از سالها قبل در اشکال تحریم های غیر قانونی اقتصادی و جنگ وترور دانشمندان هسته ای و تخریب درایران در جریان بود،…
جناب شب افروز اگر واژه سرنگونی نزد اصلاح طلبان مترادف با خوردن میوه ممنوعه است که سبب اخراجشان از بهشت جمهوری اسلامی میشود, متاسفانه به نظر میرسد اکثریت مردم نیز نگران از دست دادن همین جهنم اند.
این نوشته را برای خامنه ای بفرستید تا محترمانه قدرت را ترک کند و کار سرنگونی طلبان را تخته کنید! کاش این نوشته خیلی زود تر نوشته میشد تا جلوی انقلاب فرانسه و انقلابات بعدی گرفته میشد و این همه مردم کشته نمیشدند !
شما توجه نکردید! که این نوشته به صورت طعنه و طنز و خطاب به بخشی از جناح “حزب چپ ایران”و از دوستان و هم حزبی های نویسنده مقاله(مسعود شب افروز)، نوشته شده و به شکلی از آنان گله کرده و تقاضا میکند که توهم به اصلاح طلبان و روشهای مدنی و گذار و ….را رها کرده و به سرنگونی جمهوری اسلامی بیاندیشند. اینکه ایشان این شیوه را برای نقد دوستانش پیشه کرده و صریح و رک و راست و پوست کنده صحبت نمی کند، خود ایشان باید توضیح دهد….
که امیدوارم این کار را انجام دهد و رو در بایستی و …. را کنار بگذارد. شاید ایشان در فکر جدایی از حزب خودش میباشد و در حال زمینه سازی است. اله اعلم
در حالیکه گردانندگان “حزب چپ” صف کشیده اند تا با روزنامه حکومتی شرق مصاحبه و از قهرمان بازی های قدیم و قبل از بهمن ۵۷ خود تا قبل از پیوستن به خط امام و چپ ستیزی خود نوشته و بگویند و زمانیکه منتظرند، حصر نشین کوچه اختر که کماکان پیرو “پدر دلسوز”، “امام روشنضمیر”، و “امام دوراندیش” است بیانیه ای صادر کرده و خواهان رفراندم و مجلس موسسان شود و اینان شتابزده آنرا امضا کنند. و کسانیکه گوش بزنگ هستند تا مبادا قهرمانی تیمهای ورزشی حکومت را تبریک نگفته باشند و…
اینان هم مانند پسر شاه از چپ “افراطی” و “رادیکال” که خواهان سرنگونی انقلابی حکومت بدست توانمند مردم هستند بیزارند.
واژگانی مانند گذار مسالمت آمیز، خشونت پرهیز، رفراندم، قانون اساسی و….نام رمز است تا بگویند:
ما اهل انقلاب نیستیم.
خیال می کنند ده ها میلیون کارگر،مزد بگیر، معلم،پرستار و بازنشسته با حقوق روزی ۳ دلار و زیر خط فقر که شعار اصلاح طلب، اصولگرا-دشمن بازنشسته ها می دهد، منتظر اینان نشسته اند.
…به حمله گسترده هوایی و موشکی منجر شد که در ادامه قرار بود ایران در نقشه خاورمیانه جدید آمریکا و اسرائیل و در تقابل با قدرت های جهانی و در راس آنها چین و روسیه ونظم در حال گذار به نظم جدید جهانی، ابتدا ویران، در هم کوبیده شده و مستاصل و سپس به وسیله گماشته هایشان اداره شود همه این طرحها فعلن با شکست روبرو شده است. لیکن با تهدیدات جدید وخطر حمله احتمالی مجدد به ایران اپوزیسیون پارکابی امپریالیسم در هیبت اتنیکی و تجزیه طلبانه در اسلو گرد آمدند تا درمورد آینده ایران پس از سرنگونی رژیم و شکل اداره امور کشور وتقسیم قدرت به گفتگو به پردازند. این نشست آن روی سکه همایش امپریالیستی جرج تاون و کنفرانس مونیخ بود و جز این نبود و نیست .