عاشقانه‌ی اندوه – سیدعلی صالحی

بویِ خویِ ماه می‌آید،

باد

از وَرایِ تنِ دویده‌ی دریا

گذشته است:

لغزشِ سایه‌ روشنِ هوا،

لمسِ آرامِ گندم و انار،

و آن اتفاقِ تام… اتفاقِ تمام؛

که آدمی آیا

خود

اولادِ همان دقیقه‌ی دریاوار است؟!

آرام باش،

تلقیِ تو از ولرمایِ واژه‌ها

تنها

رسیدن به زِلزِلت‌الرعشه‌هاست.

چه قهر و چه قیام

من هرگز از تیغِ بی‌نیام

نترسیده‌ام.

و تو نیز

نگرانِ این گفت و نگفت‌ها نباش!

کلمات

خود

با تکلم استعاره

از تاریکیِ هر طعنه‌ی مُطَنطَنی

خواهند گذشت…

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
اسد
اسد
3 ماه قبل

بابا نظر مردم را هم منعکس کنید.

آگهی

1
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x