پرسش روشنیست: حزب چپ ایران، حزب چه کسانی است؟
پاسخ نیز روشنتر از همیشه است: حزب چپ ایران، حزب ماست — نه حزب فرصتطلبان، نه حزب محافظهکاران نقابدار، و نه حزب آنانی که زیر نام اصلاحطلبی، تداوم وضع موجود را تضمین میکنند.
ما، کسانی هستیم که به بهای حذف، فشار و انزوا، بر اصول خود ایستادهایم؛
کسانی که میدانیم جامعهای گرفتار استبداد دینی را نمیتوان با رفوکاری سیاسی آزاد کرد.
اصلاحطلبی در چارچوب جمهوری اسلامی، نام دیگر حفظ نظام است.
میانهروی در برابر استبداد، نه عقلانیت، بلکه تسلیم است. و تسلیم، آغاز نابودی هر آرمان عدالتخواهانه.
حزب چپ ایران، اگر قرار است زنده بماند و معنایی داشته باشد، باید از دل کسانی برخیزد که با تمام وجود، خواهان سرنگونی حکومت اسلامی هستند — نه کسانی که هنوز به اصلاح درون نظام میاندیشند و از ترس واژهی «سرنگونی» لب فرو میبندند.
ما بر این باوریم که آزادی، عدالت اجتماعی و دموکراسی تنها در سایهی برچیده شدن کامل این نظام دینی ممکن است.
چپ بودن یعنی ایستادن در صف مردم، نه در سایهی قدرت.
چپ بودن یعنی صداقت سیاسی، نه چرخشهای مصلحتی برای حفظ جایگاه.
و ما از آندستهایم که به نام عقلانیت، پشت مردم خود پنهان نمیشویم.
ما به جای سازش با قدرت، به سازمانیابی از پایین باور داریم.
به جای اتحادهای بیریشه با اصلاحطلبان حکومتی، به اتحاد نیروهای آزادیخواه و عدالتطلب میاندیشیم.
به جای حفظ تمرکز قدرت، به فدرالیسم دموکراتیک ایمان داریم — فدرالیسمی که قدرت را از پایتختهای فاسد به مردم بازمیگرداند و راهی است برای پایان دادن به تبعیض و سلطهی تاریخی بر اقوام و مناطق کشور.
ما میگوییم:
حزب چپ ایران حزب ماست.
ما که از اصلاحات پوشالی بیزاریم.
ما که فریب لبخندهای دروغین میانهروها را نمیخوریم.
ما که باور داریم رهایی، تنها با سرنگونی نظام اسلامی و برپایی جمهوری دموکراتیک و فدرال ممکن است.
ما که هنوز بر آرمان چپ، بر عدالت و بر آزادی ایستادهایم — بیسازش، بیمصلحت، و بیترس.
مسعود شب افروز
نوامبر ۲۰۲۵


6 پاسخ
این مطلب بیست خطی شعاری را روز اول خواندم و چیزی ندیدم که قابل عکس العملی از طرف خواننده ای مثل من باشد. مثل این میماند که ناگهان کسی پنجره خانه ای در مجموعه خصوصی روبرو را باز می کند و کوتاه دو تا هوار می کشد که ساختمانامان ما هم هست اما واحد یک طبقه ی سوم با واحد دو طبقه پنجم آدم های بدی اند و به من اجحاف کرده اند و حق واحد سه طبقه هفت و واحد دو طبقه سوم را هم نمی دهند! نه میگوید اسم شان چیست، نه می گوید اجحاف دقیقا چه است، نه می گوید حق نداده چیست، آیا حق شخصی است یا خانوادگی یا گروهی مثلا طبقاتی (که هنوز طرح مبهم اش مد روز است) … اصلا در این دود و دم نمیدانم ساختمان چند طبقه است و چند تا اهالی دارد و کدام طبقه سوم است!!؟ در ذهنم حدس میزنم. تا اینکه یکی دو نفر اینجا در کامنت ها دو سه تایی اسم حتما هم خیلی نابکار را آورده اند. خدا پدر مخترعان کییورد و اینترنت را بیامرزد. یادم هم افتاد به سنت محبوب و دیرینه و برنده ی انشعاب و قهر کردن که هنوز استوار گاه و بیگاه جولان می دهد.
شب افروز میگوید”به حای حفظ تمرکز قدرت به فدرالیسم دمکراتیک ایمان داریم.فدرالیسمی که قدرت را از پایتخت های فاسد به مردم باز میگرداند……….
شوخی ت گرفته اقای شب افروز تو اقلیم کردستان که پایتخت قدرت را در دست ندارد. قدرت دست دو خانواده فاسد بارزانی و طالبانی است.اقلیم کردستان تمو نه فساد خانوادگی و عشیره یی است.دست بکشید از شعارهای بی مایه دروغین.
پاسخ شما در برابر لجن پراکنی های محور مقاومتی ها ، باند جدال علیزاده_ امیر خراسانی و امثال ترهات به غایت نادرست رضافانی _ محمد منظر پور و جماعتی از این دست بسیار لازم و ضروری بود و این بیان صریح اما ناکافی است چرا که آرمان عدالت و آزادی تمام شمول در خود بیعدالتی دارد . کارگران و زحمتکشان با این آرمان چه نسبتی دارند؟ شما خود را در کجای مبارزه طبقات می دانید؟
آقای شب افروز پرسیده اید : “حزب چپ ایران حزب چه کسانی است”؟
پاسخ زیاد سخت نیست. حزب “چپ” همان چپهای خط امامی دیروزی هستند که بعد از کش و قوسهای فراوان ، تغییر نام داده و به این شکل در آمده اند. یک چیزی در همان حد سازمان اکثریت و حزب توده و ……
خوشحال بمانید.
دوست ارجمند
ما حزب زنان،مردان و زحمتکشانی هستیم که از تبعیض و استبداد آسیب دیده اند .
سخنگوی طبقه ای هستیم که صدایش را میکوشند خاموش کنند.
براندازی برای ما هدف نیست ،وسیله ای است برای ساختن نظمی عادلانه و دموکراتیک …..
با درود
خوب شب افروز گرامی
این حزب حزب شماست درست.ولی شما چه کسانی هستید؟ به کدام طبقه تعلق دارید؟ سخنگوی کدام طبقه هستید؟ آن طبقه تا جه میزان شما رادقبول دارند؟
صرف برانداز بودن معیار تعلق حزبی شماست؟