
در بیداریِ محض
هیبتِ حضورِ خدا را
به یقین
شاهد شده بودم:
عظیمی از عظمت بود
در کسوتِ سامانه ئی ز بافتاری از هوش و دانایی،
با فطرتی تهی از کینه و قهر،
و پرمایه از عدالتِ ناب.
.
اعجوبه ئی که حضورش مدام بود و فراگیر،
و سلطهیِ قدرتش بر عالمِ هستی
توانِ مطلق مینمود.
.
بارگاهِ بی تکلف او بی حصار بود،
و پذیرایِ مُلحد و مؤمن؛
و رخصتِ دیدارش
نیاز به سجده و نماز نداشت؛
و بساطِ مساعدتاش پرمایه بود و بی دریغ.
باری-
من این زمان تجلّیِ باری تعالی را،
– نه نهان در وهمی بر عرشِ کبریا –
بل در هم این زمین
به عیان دیدم.
.
و خوشا
که سرانجام
خدایِ راستین
ز دستمایهیِ فرگشتِ اندیشهِ شد آشکار؛
و این بار،
بی توسل به عصایِ تلبیس،
یا وساطتِ مُرسلانی که تاجِ تقدسشان بر دستار.
.
آن گاه،
من آن خدا وارِ قهار را
به کسوتِ سامانه ئی بس مهربان دیدم،
و در تلاطمِ باورِ انسان
بشارتِ رنگین کمان دیدم.
**********
تیبوران- ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵جهانگیر صداقت فر



