
تجمع خانوادهها در مقابل مجلس در حالی برگزار شد که در داخل زندان قزلحصار کرج، بیش از ۱۵۰۰ زندانی واحد ۲ با لبهای دوخته، هفتمین روز اعتصاب غذای خود را در اعتراض به موج گسترده اعدامها ادامه میدهند.
به گزارش نون حقوق بشر ایران، تجمع اعتراضی خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام زندان قزلحصار در مقابل مجلس با حمله نیروهای امنیتی مواجه شد؛ شاهدان از ضربوشتم معترضان و خشم شهروندان نسبت به برخورد خشونتآمیز خبر میدهند.
روز یکشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۴، خیابان بهارستان تهران شاهد تجمع خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزلحصار بود. این خانوادهها در اعتراض به موج گسترده اعدامها و برای درخواست لغو احکام مرگ بستگانشان در مقابل ساختمان مجلس گرد آمدند. تجمع مسالمتآمیز آنان با شعارهای «نه به اعدام» و «اعدام نکنید» آغاز شد، اما دقایقی بعد با یورش نیروهای انتظامی و امنیتی به خشونت کشیده شد.
حمله نیروهای امنیتی به معترضان
به گزارش شاهدان عینی، نیروهای امنیتی با استفاده از باتوم به معترضان حمله کرده و شماری از آنها را مورد ضربوشتم قرار دادند. برخی از حاضران اعلام کردند چند تن از زنان حاضر در تجمع نیز بهشدت آسیب دیدند.
با وجود سرکوب، خانوادهها ایستادگی کرده و با فریاد «نه به اعدام» و «اعدام نکنید» به اعتراض خود ادامه دادند. یکی از شاهدان صحنه گفت:
«آنها با دست خالی آمده بودند، فقط صدای اعتراض داشتند. اما نیروهای امنیتی بدون هشدار حمله کردند.»
در پی این سرکوب، رانندگان خودروهای عبوری در خیابان بهارستان با بوق زدن و شعارهای حمایتی از خانوادهها پشتیبانی کردند. برخی از شهروندان با فریاد «ولش کن!» و «حقشونه اعتراض کنن!» به رفتار خشونتآمیز مأموران اعتراض کردند.
تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از محل تجمع نشان میدهد که مأموران در تلاش برای پراکندن جمعیت، تعدادی از معترضان را بازداشت کردهاند. تاکنون آمار دقیقی از بازداشتشدگان در دست نیست.
تجمع در حمایت از اعتراضات درون زندان قزلحصار
تجمع خانوادهها در مقابل مجلس در حالی برگزار شد که در داخل زندان قزلحصار کرج، بیش از ۱۵۰۰ زندانی واحد ۲ با لبهای دوخته، هفتمین روز اعتصاب غذای خود را در اعتراض به موج گسترده اعدامها ادامه میدهند.
منابع داخل زندان گزارش دادهاند که آب واحد ۲ توسط مقامات زندان قطع شده و زندانیان برای تأمین نیازهای اولیه با بحران مواجهاند. وضعیت جسمی بسیاری از آنان بحرانی گزارش شده و موارد متعددی از بیهوشی و افت فشار ثبت شده است.
با وجود وخامت اوضاع، مقامات قضایی و زندان تا کنون هیچ پاسخی به درخواستهای معترضان ندادهاند.
تجمع خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام در برابر مجلس، در امتداد اعتراضهای درون زندان قزلحصار قابل ارزیابی است. همزمانی این دو حرکت نشان میدهد که خشم عمومی نسبت به سیاست اعدام و سرکوب، به مرحلهای تازه رسیده است.
خانوادهها با در دست داشتن تصاویر بستگان خود و پلاکاردهایی با مضمون «زندگی حق است، اعدام را متوقف کنید» خواستار توقف فوری احکام مرگ شدند.
یکی از شرکتکنندگان گفته است:
«بیش از هزار و پانصد انسان در قزلحصار در آستانه مرگاند. ما آمدهایم فقط بگوییم بس است.»






2 پاسخ
در درون انها خانه کردیم ولی در نوبه دوم سه نفر از یارانمان را به بندجرایم عمومی ( هرسه این عزیزان از حزب توده بودند) و ما چهار نفر به اتهام فدایی و یک رفیق پیکاری به بند باز پروی تبعید کردند ان سه عزیز از استوارترین های مانده از سال ۶۲ و زنده یاد پرویز مرسلی از اوایل سال ۶۰ بودند زنده یاد پرویز در پیوند گیری وانس و اجتماعی بودن لنگه نداشت با هر وسیله ای که بود برای ما مجله های ورزشی می فرستاد ( حمام سووینان دوست توتاردی عین زنده یاد احمد اسدلالهی بود) بند ما حدود ۱۲۰ نفری بود با یک دستشویی یک توالت از وضع بند نگویم و شرایط بغایت بغرنج و حتی غیر قابل تخلیل ( مخصوصن برای خود من که ادمی سر به زیر و بدور از عوالم باندبازی و دعوا راه انداختن ها چرا که از اول دبستان نیز این چنین بودم و سخت درس خوان ( نفر دوم در منطقه خودمان در کلاس ششم ابتدایی که از کلاس دوم برای حل مسایل به همین کلاس ششمی دعوت میکردند چون کاراکتر نزدیک به پایان است بقیه بماند
در مورد زندانیان عادی ما کم کار کرده ایم و ان شناختی که شایسته اکادمیسینهای طرفداران پایین جامعه مربوط بوده در این مورد کمتر تحقیق کرده اند من فقط نوشته های زنده یاد سعید سلطان پور را درمورد معتادین خوانده ام ولی خودم از سال ۶۰ در بین این زندانیان بمدت دوسال هم بند و بعد از ۱۰ سال دوباره بمدت ۱۴ ماه هم بند شده ام البته اکثرن معتادان وتعدادی نیز جرایم عمومی باهم بوده اند( این هم بندی در زندان تبریز بوده ) درسالهای اول تعداد ما برتعداد انها بیشتر بود( در بند سه گانه) ولی در بندهای دیگر تعداد انها بمراتب بیشتر بودند حتی در بند دارالتعدیب ( کودکان فکر کنم پایین تر از ۱۵ ساله) نیز زندانیان سیاسی با جرایم عمومی قاطی بودند . ما از این زندانیان انچه در توان داشتیم به نفع حفظ خود و فرستادن پیام ها به سایر بند ها و در ضمن با گذراز جان های شیرینی که هر روزه حتی به ده ها هم میرسی د خانه کردیم