
مقدمه
در روزهایی که در فرانسه، نیکولا سارکوزی، رئیسجمهور پیشین این کشور، برای دومین بار در پروندهای قضائی به اتهام فساد محکوم میشود، نهادهای دموکراتیک این کشور در برابر افکار عمومی و قدرت سیاسی سربلند بیرون میآیند. اما در نقطه مقابل، در ایران، قوه قضائیه همچنان یکی از نهادهای وابسته به قدرت مرکزی باقی مانده که کارنامه آن بهجای عدالتمحوری، بیشتر به ابزار سیاسی سرکوب شباهت دارد.
پرونده سارکوزی؛ بازتاب استقلال قضائی در فرانسه
در یکی از مهمترین احکام قضایی دهه اخیر فرانسه، نیکولا سارکوزی به جرم «تشکیل شبکه فساد» و «پیمان فاسد» با مقامات لیبی در دوران معمر قذافی، به پنج سال زندان، از جمله دو سال حبس قطعی، محکوم شد.
دادگاه تأکید کرد که همکاری مخفیانه او با شبکهای از واسطهها برای تأمین غیرقانونی منابع مالی کمپین انتخاباتی سال ۲۰۰۷، به شکلگیری یک «پیمان فاسد» منجر شده است.
واکنش سارکوزی: او حکم را “ناعادلانه و سیاسی” خواند و اعلام کرد که دادگاه عدالت را محکوم کرده و آن را در دادگاه استیناف به چالش خواهد کشید.
دفاع از حکم: با وجود حملات شدید هواداران راستگرا، دادستانها، قضات، و اتحادیههای قضائی فرانسه با صراحت از استقلال تصمیم قضائی دفاع کردند و آن را نشانهای از سلامت نظام حقوقی کشور دانستند.
استقلال قوه قضائیه در فرانسه چگونه تضمین شده است؟
– قضات مستقل و بدون وابستگی حزبی منصوب میشوند.
– هیچ مقام اجرایی، از رئیسجمهور گرفته تا نخستوزیر، حق دخالت مستقیم در پروندههای جاری را ندارد.
– رسانههای آزاد، افکار عمومی، احزاب و جامعه مدنی، در فضای باز سیاسی، نقش ناظر دارند.
– دادگاههای ویژه (مانند دادگاه عدالت جمهوری) حتی بر جرائم مقامات عالیرتبه نظارت میکنند.
وضعیت مشابه در ایران؛ قضایی سیاسی یا سیاسی قضایی؟
در ایران، قوه قضائیه عملاً وابسته به ساختار ولایت فقیه است. رئیس قوه قضائیه توسط رهبر جمهوری اسلامی منصوب میشود و پاسخگوی هیچ نهاد منتخب مردمی نیست. در این ساختار، بسیاری از پروندهها نه بر اساس قانون، بلکه بر اساس ملاحظات امنیتیـسیاسی رسیدگی میشوند.
ویژگیهای بحران استقلال قضائی در ایران:
۱. وابستگی ساختاری به رهبری:
رئیس قوه قضائیه منصوب مستقیم رهبری است، نه از دل انتخاب یا رأی مردم.
۲. سرکوب منتقدان:
وکلا، روزنامهنگاران، کنشگران و معترضان مدنی همواره در معرض پروندهسازی، بازداشت و احکام سنگیناند.
۳. عدم محاکمه مقامات فاسد حکومتی:
برخلاف فرانسه، تاکنون هیچ مقام ارشد حکومتی بهدلیل فساد مالی، سیاسی یا سوءاستفاده از قدرت بهطور جدی محاکمه نشده است.
۴. نبود رسانههای آزاد:
رسانهها اجازه ندارند درباره پروندههای فساد قدرت گزارشی مستقل منتشر کنند.
برای دفاع از استقلال قوا چه باید کرد؟
– اصلاح قانون اساسی: اصل استقلال قوا باید در ایران بهطور واقعی و نه صوری اجرایی شود.
– انتصاب قضات توسط نهادهای منتخب مردمی (نه رهبری).
– رشد نهادهای مدنی و رسانههای مستقل.
– حذف نهادهای فراقانونی مانند شورای نگهبان که توازن قوا را بر هم میزنند.
درسهایی برای ایرانیان از محاکمه سارکوزی
۱. همه در برابر قانون برابرند، حتی رئیسجمهور.
۲. قدرت رسانههای آزاد و افکار عمومی میتواند قوه قضائیه را به سلامت و استقلال سوق دهد.
۳. برای تحقق عدالت، جامعه باید از ابزارهای ناظر و دادخواهی بهرهمند باشد.
۴. جامعه بدون تفکیک قوا، نه دموکراسی خواهد داشت و نه عدالت.
نتیجهگیری
پرونده سارکوزی بار دیگر نشان داد که حتی در بالاترین سطح قدرت، در نظامهای دموکراتیک، قانون میتواند دست بالا را داشته باشد. اما در ایران، بدون فشار جامعه مدنی، اصلاحات ساختاری و مشارکت نهادهای مستقل، قوه قضائیه همچنان در سایه قدرت سیاسی باقی خواهد ماند. تکرار تجربه فرانسه ممکن نیست، مگر با تحول عمیق در ساختار سیاسیـحقوقی کشور.







یک پاسخ
به امید روزی که قوای ایران هم مستقل شوند🌹🌹🌹🌹🌹