قتل حکومتی سمیه رشیدی؛ انتقام از جنبش زن، زندگی، آزادی – عباس منصوران

مرگ سمیه رشیدی یک «حادثه» یا «بیماری» نبود؛ این قتلِ حکومتی است، قتل خاموشی که در دل دیوارهای زندان قرچک رقم خورد. او ماه‌ها از درمان محروم ماند، بارها به بهداری مراجعه کرد، اما پزشکان حکومتی بیماری‌اش را تمسخر کرده و به او برچسب «تمارض» زدند. سرانجام در پی تشنج‌های مکرر، به بیمارستان منتقل شد؛ اما دیگر دیر شده بود.

این همان سیاستی است که حکومت اسلامی سال‌هاست علیه زندانیان سیاسی به کار می‌گیرد: سلب درمان به‌‌سان ابزار شکنجه و مرگ تدریجی. سیاستی که با شکنجه یا تزریق و خوراندن داروهای مرگ، جان بکتاش آبتین، کاووس سیدامامی، بهنام محجوبی و ده‌ها تن دیگر را گرفت و امروز قربانی‌اش زنی از صفوف جنبش «زن، زندگی، آزادی» است.

حکومت،  مانند همیشه با زبانی دروغین و زشت‌خویانه، روایت رسمی‌اش را از بلندگوهای مرگ رسانه‌های وابسته به قوه قضاییه‌ی جلادان  نشر می دهد: نسبت‌دادن «اعتیاد»، «اختلال روانی» یا «وابستگی به گروهک» به زندانیان، تنها برای آنکه حقیقت را دفن کند و مسئولیت جنایت را از دوش خود بردارد. اما هیچ‌یک از این برچسب‌ها نمی‌تواند واقعیت را بپوشاند: سمیه رشیدی قربانی انتقام‌گیری دستگاه سرکوب از خیزش زن، زندگی، آزادی شد.

او در خیابان‌های تهران، تنها به جرم شعارنویسی، بازداشت و شکنجه شد؛ او به زندان منتقل شد، جایی که پیکرش به میدان انتقام حکومت از زنانی بدل شد که آزادی را فریاد می‌زنند. سلب درمان از او تداوم همان خشونتی است که در خیابان‌ها بر پیکر دختران، دانشجویان و کارگران باریده شد.

این مرگ نه انفرادی، که جمعی است؛ چرا که به همه‌ی ما پیام می‌دهد: زنان و مردانی که بر سر «زندگی» و «آزادی» ایستاده‌اند، هدف مرگ سیستماتیک‌اند. این همان تروریسم حکومتی است که با گازهای شیمیایی به مدارس دخترانه حمله می‌کند، با گلوله معترضان را می‌کشد و در زندان‌ها با دارو و درمان بازی می‌کند.

اما خون سمیه رشیدی همانند خون ژینا و ده‌ها زن و مرد دیگر، به رودی بدل می‌شود که از دیوار زندان‌ها گذر کرده و خیابان را دوباره به تسخیر آوردهو به میدان مقاومت بدل خواهد کرد. جنایت‌ حکومتی خود به آتشی تازه در جان این جنبش خواهد دمید.

عباس منصوران ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵/سوم مهر ۱۴۰۴

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

5 پاسخ

  1. مادر گرامی، سلام: امید و آرزو که فرزندتان به سلامت به شما بازگردد. حکومت اسلامی، خود بزرگترین شبکه فروش و تولید مواد مخدر را در دست درد. از جمله در سوریه‌ در زمان اسد و لبنان بزرگترین مراکز تولید مواد مخدر را علاوه بر شرکای طالبانی خود در افغانستان رهبری می کرد و می‌کند. اعدام از هرگونه،‌ چه سیاسی و چه غیرسیاسی، قتل حکومتی به شمار می‌آید. تنها با اتحاد مردم زیر ستم است که با سرنگونی حکومت اسلامی، مهمترین گام به سوی رهایی و برابری و رفع ستم برداشته می‌شود

    1. درست می فرمایید جناب منصوران گرامی:
      اگر امروزه کارگران را با نسبت‌ دادن «اعتیاد»، «اختلال روانی» یا «وابستگی به گروهک» به زندانیان با شکنجه یا تزریق و خوراندن داروهای مرگ و اضافه میکنم همچنین “جاسوس” افغانی و کولبر حامل پهپاد و….به قتل میرسانند، در سالهای اولیه دهه ۶۰ دهها هزار نفر را به اتهام :”قیام مسلحانه، ارتداد از اسلام و قرآن، شرکت در خانه های تیمی، منافق، مفسد فی الارض، باغی، محارب با خدا، استهزا  قراردادن احکام اسلامی، داشتن کتب و نشریات  ضاله…” به اسارت گرفته، به جوخه های اعدام سپرده و بدار کشیدند.

    2. جناب آقای منصوران،
      به این مادر ارجمند که جگر گوشه اش در معرض اعدام است، پیشنهاد و راه حل مشخص باید داد، نه اینکه شعار های کلی داد. اینکه جمهوری اسلامی خود قاچاقچی و تولیدگر مواد مخدر است و شریک طالبان است و اعدام قتل دولتیست و حکومت باید سرنگون شود، پاسخ مشخص به این مادر گرامی نیست. ” سرنگونی و مهم ترین گام به سوی رهایی و برابری و..” بجای خود، اما
      برای کمک کردن به این مادر ارجمند، مهم ترین گام و عمل اکنون چیست؟ یاد بگیرید که به سئوالات مشخص جواب بدید و برخورد مشخص به شرایط مشخص کنید، نه اینکه همه چیز را منوط به سرنگونی و انقلاب کنید. من خود پاسخ مشخصی به این مادر ارجمند ندارم و ازین بابت شرمنده ام، اما مشورت با وکیل و یا گفتگو با نهاد های مدنی و رایگان برای گرفتن امداد، شاید مفید باشد. امیدوارم که دل سنگ مقاماتی که به درد این مادر آگاه هستند، آب شود و فرزند عزیزش را اعدام نکنند و بیش ازین خون ریزی نکنند.

  2. مادر گرامی باید وکیل بگیرید. این حکومت جانی برای ایجاد ترس دست به این جنایات می زند. اعدامی های دیگر هم مجرم نیستند باید تا میتوانید اعتراض و مسئله را علنی کنید. امیدوارم دوستان دیگر که در این مسائل بیشتر میدانند شما را کمک کنند.

  3. سلام
    من مادر زندانی هستم که پسرم رابه جرم مواد مخدر حکم به اعدام دادن فقط بخاطر سابقه که از قبل داشته هیچ گونه آثار جرمی هم نزد فرزندم به عنوان جرم پیدا نشده .حالا تکلیف من مادر چیست وکیل هم گرفتم کلاه سرم گذاشته جان فرزندم رابه هیچ چیز عوض نمیکنم ولی گفتن هزینه کن کردم جواب ندادن بهم.درخپاست راهنمایی دارم

پاسخ دادن به mustafa لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی