نگاهی به فیلم حوا، مریم، عایشه – چشم عام، نگاه خاص

کارگردان و نویسنده: صحرا کریمی
تهیه کننده: کتایون شهابی و صحرا کریمی
بازیگران: آرزو آریاپور، فرشته افشار، حسیبا ابراهیمی
زبان: فارسی
محل روایت: کابل امروز

داستان فیلم: از طریق سه شخصیت اصلی فیلم: حوا، مریم و عایشه، سه داستان موازی از زندگی زن افغان روایت می‌شود: حوا، زنی حامله، سنتی، خانه‌دار و سرشار از مسئولیت، در بستری مردسالار و معمولاً بی‌توجه به درد و خواسته‌هایش است. مریم، زنی تحصیل‌کرده، مجری تلویزیونی، آگاه به حقوق و مسئولیت‌ها، درگیر خیانت همسر و مشکلات جدّی در زندگی‌زناشویی است. و عایشه، دختر جوانی که خارج از چارچوب ازدواج باردار شده است و تحت فشار اجتماعی و خانواده، مجبور است تصمیمات سختی بگیرد.  

فیلم در کابل فیلم‌برداری شده و تلاش دارد تصویر زن افغانستانی را در واقعیت‌های زندگی روزمره‌اش، بدون شعارزدگی یا اغراقِ صرفا به تصویر بکشد. به همین دلیل فیلم ریتمی بسیار آرام دارد و فاقد اسلوب‌های توریستی زن‌ستیز یا قهرمان‌سازی‌های غلیظ است. آنچه که به تصویر می‌کشد دردها، کمبودها، انتظارات سنتی، تضاد بین خواسته‌های فردی و فشارهای اجتماعی است. 

 انتخاب سه زن از سه نسل و موقعیت اجتماعی متفاوت باعث شده فیلم تصویری چندوجهی از وضعیت زنان ارائه دهد. یعنی نه یک داستان تکراری از «زن قربانی» بلکه زنانی با خواسته‌ها، امکانات محدود و متفاوت. شخصیت‌ها  با بازیگرانی چون آرزو آریاپور (حوا)، فرشته افشار (مریم) و حسیبا ابراهیمی (عایشه) باورپذیرند. استفاده‌ی کارگردان از لوکیش‌های واقعی و ریتم دقیق و کند فیلم و همچنین نحوه‌ی استفاده از دوربین و صدابرداری که باعث می‌شود تماشاگر حس حضور در میان زندگی روزمره‌ی این زنان را داشته باشد، این حس باورپذیری و حس و حال طبیعی و مستندگونه‌ی فیلم را بیشتر می‌کند. 

فیلم با طرح موضوعاتی همچون خشونت خانگی، خیانت، انتخاب برای مادر شدن یا نشدن، فشار اجتماعی برای ازدواج بر مسائلی انگشت می‌گذارد که در افغانستان و سایر جوامع سنتی کمتر به شکل صریح به آن‌ها پرداخته شده است. در عین حال هدف فیلم بیشتر طرح این مسائل و معضلات است تا ارائه‌ی راهکار و از این لحاظ برخی مخاطبان ممکن است از اینکه فیلم به نوعی به نقطه‌ی عطف تغییر نمی‌رسد، احساس خوبی به فیلم  نداشته باشند. فیلم در نمایش محدودیت‌ها و فشارها بسیار موفق است، اما کمتر بر جنبه‌های تغییر تدریجی، مقاومت یا امیدهای کوچک تمرکز دارد. ریتم کند فیلم و تمرکز زیاد بر جزئیات نیز ممکن است برای برخی از بینندگان خسته کننده باشد، به‌ویژه برای کسانی که انتظار دارند داستان‌ها سریع‌تر پیش بروند و یا لحظات دراماتیکی در فیلم ببینند. 

استقلال و بودجه‌ و امکانات محدود فیلم باعث شده گاه در طراحی صحنه، نورپردازی یا برخی جنبه‌های فنی از جمله  تنوع در صحنه‌ها، ریتم فیلم و… ضعف‌هایی دیده شود، هرچند این ضعف‌ها با واقع‌گرایی و سادگی بیان کم‌رنگ می‌شوند.

فیلم حوا، مریم، عایشه بیش از آنکه بخواهد شعار بدهد، واقعیت را لمس می‌کند و به تماشاگر کمک می‌کند شرایط زنان افغان را از دید درون و نه صرفاً از بیرون، ببیند. این دیدِ درون به درک همدلانه کمک می‌کند.  پرسش حق انتخابِ زن در مادر شدن یا نشدن، حق کنترل بر بدن، حق آزادی در زندگی شخصی و خانوادگی از محورهای مهم فیلم‌اند.  فیلم نشان می‌دهد که چگونه سنت، فرهنگ و مردسالاری نه فقط در قالب قوانین، که در روابط روزمره، زبان، انتظارات و افکار عمومی نفوذ دارد. انتخاب سه زن از موقعیت‌های اجتماعی و سطح آگاهی متفاوت آن‌ها بیانگر و نشان‌دهنده‌ی این است که زن بودن در افغانستان تجربه‌ای همگانی نیست، بلکه متأثر از سن، تحصیل، وضعیت مالی و خانواده است.  این فیلم به شکل گیری گفت‌وگو درباره‌ی زن، حقوق او، نقش سنت و تأثیرات اجتماعی در جوامع افغانستانی و فارسی زبان کمک کرده است.  اهمیت این‌که زنان و داستان‌هایشان روایت شوند، تأکیدی است بر دیده شدن و شنیده شدن.

این فیلم به خاطر اینکه توانسته است صداهای زنانه را در شرایط دشوار روایت کند فیلمی موفق است، یعنی روایت و تصویرسازی از زنان و صداهایی که  غالباً کمتر دیده شده‌اند یا به طور کلیشه‌ای روایت شده‌اند. فیلم تمرکزش را بر واقعیت می‌گذارد، نه بر نمادپردازیِ اغراق شده و همین باعث می‌شود تأثیری که بر بیننده می‌گذارد عمیق باشد. 

مقایسه با فیلم سنگ‌صبور (عتیق رحیمی، ۲۰۱۲):

هر دو فیلم بر تجربه‌ی زن افغان تمرکز دارند و  تابوهای مسکوت مانده درباره‌ی بدن، زناشویی و جامعه مردسالار را افشا می‌کنند.  سنگ‌صبور بیشتر استعاری و شاعرانه است، شخصیت زن در گفت‌وگو با همسر نباتی‌اش رازهای پنهان را فاش می‌کند. اما حوا، مریم، عایشه واقع‌گراتر است و سه نمونه‌ی متفاوت از زنان را بدون نمادپردازی سنگین، در بستر اجتماعی نشان می‌دهد.

مقایسه با فیلم (Osama) صدیق برمک، ۲۰۰۳

هر دو روایتگر زن افغان‌اند که تحت سلطه‌ی ساختار اجتماعی مجبور به انتخاب‌های دردناک می‌شوند. Osama  بیشتر یک تراژدی اجتماعی-سیاسی است که سیاست طالبان را نقد می‌کند. اما حوا، مریم، عایشه روایتی پساطالبانی دارد و تمرکز اصلی‌اش بر روابط روزمره، بارداری و جایگاه زن در خانواده است.

نقاط برجسته فیلم «حوا، مریم، عایشه» در مقایسه با فیلم های دیگر این منطقه 

برای نخستین بار سه داستان متفاوت از زنان افغان هم‌زمان روایت می‌شود. برخلاف بیشتر آثار منطقه که به ازدواج یا آزادی‌های اجتماعی می‌پردازند، این فیلم بر بارداری و حق انتخاب در مادری متمرکز است. در حالی‌که برخی آثار افغانستان بار سیاسی یا استعاری سنگینی دارند، کریمی روایت ساده، روزمره و ملموس را انتخاب کرده است. 

حوا و عایشه همسایه‌اند. در صحنه‌هایی دیده می‌شود که عایشه از پنجره یا حیاط حوا را می‌بیند. این نزدیکی جغرافیایی نشان می‌دهد که تجربه‌های زنانه، حتی وقتی متفاوت‌اند، در زندگی روزمره خیلی به هم نزدیک و درهم‌تنیده‌اند.  مریم به عنوان یک مجری تلویزیونی شناخته‌شده، برای حوا و عایشه چهره‌ای آشناست. یعنی حتی اگر رابطه‌ی شخصی مستقیم با او نداشته باشند، در فضای عمومی زندگی آنان حضور دارد. این خودش نمادی است از پیوند بین حوزه‌ی خصوصی (خانه و زندگی شخصی) و حوزه‌ی عمومی (رسانه، جامعه، تصویر زن). این شناخت قبلی باعث می‌شود پایان فیلم فقط  تصادفی ساده نباشد، بلکه تقاطع سرنوشت‌ها باشد: زنانی که هرکدام مسیر متفاوتی داشته‌اند، نهایتاً در جایی جمع می‌شوند که درباره‌ی مهم‌ترین مسئله‌ی مشترک‌شان (بدن، بارداری، انتخاب) تصمیم‌گیری می‌شود؛ در مطب دکتر. حضور سه زن در مطب، با این‌که قبلاً به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم یکدیگر را می‌شناختند، بر اشتراک تجربه ها تأکید می‌کند آن‌ها بخشی از یک شبکه‌ی اجتماعی-فرهنگی‌اند که زنان افغان را به هم متصل می‌کند، حتی اگر روایت‌های فردی‌شان متفاوت باشد. انتخاب مطب دکتر (آن هم دکتر زن) هم تأکیدی است بر اینکه زنان نه‌تنها در زندگی شخصی، بلکه در فضای اجتماعی هم به هم متصل‌اند، و هم اینکه امکان ایجاد شبکه‌های همبستگی زنانه وجود دارد حتی اگر این همبستگی هنوز ناپخته یا خاموش باشد.

لایه‌های نمادین صحنه‌ی پایانی

الف:  با وجود اینکه هر سه زن از موقعیت‌های اجتماعی متفاوت می‌آیند، همه در یک نقطه مشترک‌اند: بدن، بارداری، و فشار اجتماعی نسبت به مادر شدن. مطب دکتر تبدیل می‌شود به فضایی که این تجربه‌ی مشترک عیان می‌شود. ب) مونث بودن پزشک زنان و زایمان  می‌تواند معنای اعتماد، پناه و قدرتی باشد که زنان از یکدیگر می‌گیرند. جامعه مردسالار پاسخ‌گو نیست، اما در دایره‌ی زنانه می‌شود راه‌حل یا دست‌کم همدلی پیدا کرد. ج)  مطب دکتر جایی است که تصمیمات مهم درباره‌ی بدن و مادری گرفته می‌شود (ادامه بارداری، سقط، مراقبت). و اینکه  قرار گرفتن سه داستان متفاوت در یک مکان، نشان می‌دهد که همه‌ی زنان صرف‌نظر از طبقه یا موقعیت اجتماعی، در نهایت به حق انتخاب درباره‌ی بدن خود می‌رسند. یا دست‌کم آرزو دارند برسند. د) می‌توان گفت که فیلمساز با این پایان می‌خواهد بگوید: سرنوشت زن افغان هر چقدر متفاوت به نظر برسد، در نهایت در یک چرخه‌ی مشترک قرار می‌گیرد: چرخه‌ی مادر شدن یا مقاومت در برابر آن. ه)  فیلم راه‌حل مشخصی نمی‌دهد. حضور سه زن در یک اتاق، بیشتر طرح پرسش است تا پاسخ: «زن افغان تا چه اندازه اختیار دارد؟ و چه می‌شود اگر این زنان با یکدیگر همبستگی داشته باشند؟»

درباره کارگران: صحرا کریمی یکی از چهره‌های برجسته و پیشرو در سینمای افغانستان و فیلمسازی جسور است که تلاش دارد صدای زنان افغانستان را به گوش جهانیان برساند. متولد کابل است و تحصیلات خود را تا مقطع دکترای سینما در دانشگاه هنرهای نمایشی و فیلم در براتیسلاوا، اسلواکی به پایان رسانده است. صحرا کریمی قبل از ساخت حوا، مریم، عایشه، چندین فیلم کوتاه و مستند ساخته است و  آثارش اغلب با محوریت زنان، هویت و زندگی روزمره در  افغانستان است.  در سال ۲۰۱۹ با فیلم حوا، مریم، عایشه در جشنواره فیلم ونیز حضور یافت و فیلم نماینده‌ی رسمی افغانستان در اسکار ۲۰۲۰ شد. صحرا کریمی علاوه بر فیلم‌سازی، در حوزه‌ی حقوق زنان و آزادی بیان فعال بوده است و  در دوره‌ای ریاست افغان فیلم، نهاد دولتی سینمای افغانستان را برعهده داشت. پس از سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ با انتشار ویدیوهایی از خیابان‌های شهر، توجه جهانیان را به وضعیت زنان افغان جلب کرد.  صحرا کریمی نه فقط یک فیلم‌ساز، بلکه یک صدای مقاومت است. زنی که با دوربینش روایت‌های خاموش را ثبت  و با جسارت از مرزهای فرهنگی عبور می‌کند.

شهریور ۱۴۰۰

چشم عام، نگاه خاص
ما گروهی از زنان و از  مخاطبان  عام سینما هستیم که نه نکات فنی و حرفه‌ای بلکه عمدتا محتوا و پیام فیلم‌هایی را که می‌بینیم مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهیم و خاص‌تر اینکه فیلم‌هایی که انتخاب می‌کنیم عمدتا در حوزه‌ی زنان است. و با این توضیح نام «چشم‌عام، نگاه خاص» را برای خود برگزیده‌ایم.

برچسب ها

سؤال اصلی  این است که چه اتفاقی برای اسب افتاد. فیلم «اسب تورین» با اشاره به رویدادی که گفته می‌شود فریدریش نیچه در زمستان ۱۸۸۹ شاهد آن بوده، آغاز می‌شود، رویدادی که گمان می‌رود واسطه‌ی فروپاشی روانی او بوده است
فیلم «فلسطین ۳۶» یادآوری تلخی است که نقشه راه جنایات جنگی هولناک اسرائیل در غزه، نزدیک به یک قرن پیش توسط امپراتوری بریتانیا ترسیم شده بود؛ امپراتوری‌ای که فلسطینی‌ها برای پایان دادن به ستم آن قیام کردند و شکست خوردند
فیلم Before the Flood ۲۰۱۶ مستندی است درباره‌ی بحران تغییرات اقلیمی که با روایت لئوناردو دی‌کاپریو ساخته شد. او به‌عنوان «پیام‌آور صلح سازمان ملل» در زمینه تغییرات آب‌وهوایی، به نقاط مختلف جهان سفر می‌کند تا اثرات مستقیم گرمایش زمین و راه‌حل‌های ممکن برای مقابله با آن را نشان دهد
کربی دیک متولد 1952، یکی از مستندسازان برجسته و جسور آمریکاست که تخصصش در افشای ساختارهای پنهان قدرت، خشونت جنسی و فساد نهادی‌ست. او دو بار نامزد اسکار، دو بار برنده‌ی جایزه‌ی امی و یک بار برنده‌ی جایزه‌ی Peabody شد و جایزه‌ی Nestor Almendros را برای شجاعت در فیلم‌سازی کسب کرد

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی