توصیه بهزاد کریمی به جمهوری اسلامی – بهزاد عمرانی

در مقاله آقای بهزاد کریمی در اخبار روز، «فرصتی استثنایی برای عقب نشینی جمهوری اسلامی.» واکاوی اینکه چرا رژیم و بناچار کشور ما اکنون در چنین شرایط سخت و خطرناکی قرار گرفته است که با فعال شدن مکانیسم ماشه شرایط تحریمی بسیار سخت تری اقتصاد بخاک نشسته و ساختار های در حال فروپاشی کشور را تهدید می‌کنند ، تماماً فقط از سیاست های غلط رژیم جمهوری اسلامی گفته میشود، که بجای خود درست است. ولی این بازی دو طرف و کنشگر داشته است. آمریکا ، غرب، ناتو و اسرائیل طرف دیگر و بسیار فعال و از قضا بسیار نیرومند تر داستان بوده اند که در بسیاری از گوشه کنارهای دیگر دنیا و از قضای روزگار بیش از همه در منطقه ما آتش سوزانده و از هیچ جنایتی برای تغییر رژیم‌های نابفرمان رویگردان نبوده اند. ایشان حتا به شرط جمهوری اسلامی که در صورتی حاضر به مذاکره با آمریکا است که وسط مذاکرات به ایران حمله نکند هم ایراد می‌گیرند. حتا اگر حمله اسرائیل و آمریکا را به ایران در میانه مذاکرات ایران و آمریکا در نظر نگیریم، حمله اسرائیل به قطر، با هدف روشن قتل تیم مذاکره‌کننده و چهره های کلیدی حماس در دوحه بیش از همه روشن کرده است که دولت کنونی آمریکا تابع هیچ یک از اصول بین‌المللی نیست و گویی مذاکره از نظر دولت آمریکا تنها فرصتی است برای گمراه کردن طرف دیگر مذاکره و دادن گراد برای بمباران و نابود کردن چهره های کلیدی طرف دیگر مذاکره ، حتا تیم مذاکره کننده طرف دیگر در پایتخت یکی از سرسپرده ترین رژیم‌ها که سالهاست نقش میانجی را با توافق آمریکا بازی می‌کند. در مقاله آقای کریمی حتا یک کلمه راجع به این موضوع و مشکل اشاره نشده است.

چی شد؟ بهزاد کریمی میخواهد دل آمریکا را بدست آورد؟ سکوت او در این زمینه و انداختن همه بار گناه بگردن رژیم جمهوری اسلامی شرم آور است. ایشان تمام و کمال موضع آمریکا را اختیار کرده.

در سنگینی مسئولیت رژیم جمهوری اسلامی در کشاندن کشور ما به کجراهه اسلام افراطی با توهم تشکیل نیروی سومی در برابر شرق و غرب ، جای کوچکترین تردیدی نیست. ولی حتا در همین مورد بنا بر اسناد موثق -نوار مذاکرات پنهانی دولت وقت آمریکا باخمینی و سران جبهه ملی و نهضت آزادی افشا شده توسط خانم هما ناطق – سیاست مزورانه دولت وقت آمریکا سهم زیادی داشته است. ولی مشکل آمریکا و غرب بواقع بمب‌های اتمی احتمالی جمهوری اسلامی در آینده ای نامعلوم نیست. هم اکنون ماجراجویی های افسار گسیخته این امپراتوری رو به افول در چهره دولت ترامپ در همدستی بی حد و مرز با رژیم یاغی و جنایتکار محکوم شده اسرائیل باعث بستن پیمان امنیتی همه جانبه ای بین عربستان سعودی و پاکستان، هر دو رژیم‌های اسلامی که شریعت جزو لاینفک قوانین آنهاست، حدود ۱۸۰ بمب اتمی نقد و آماده پاکستان را وارد محاسبات سیاسی – امنیتی منطقه کرده است که تنها یک کور و کر نمیداند، که این بمبها تهدید علیه کدام قدرتی در منطقه است.  از این رو پیشنهاد بهزاد کریمی برای تسلیم جمهوری اسلامی به خواسته های حداکثری آمریکا نه به ریشه های واقعی این درگیری می‌پردازد و نه راه حل و پایانی برای آن است. این پیشنهاد تنها در و دروازه را برای حمله های بعدی اسرائیل و آمریکا باز می‌کند و بدون هیچ تردیدی باعث برداشتن تحریم ها هم نخواهد شد.

مشکل اپوزیسیون ایران این است که امکان تأثیر گذاری بر سیاست امنیتی – دفاعی کشور ندارد. تأمین امنیت ایران در شرایط کنونی تنها با نزدیکی بیشتر و فراگیر تر به محور چین- روسیه ممکن است. از آنجایی که این محور خود در درگیری بیشتری با آمریکا و اروپا قرار دارد، امکان همکاری همه جانبه با آنها بیشتر فراهم است. افزایش تضاد اروپا و آمریکا در زمینه های مختلف، بویژه در روزهای اخیر بر سر جنگ غزه و شناسایی کشور فلسطین از سوی نزدیکترین متحدان اروپایی و غیر اروپایی – کانادا، استرالیا و نیوزیلند – روزنه ها و ترک‌هایی را در میان کشورهای ناتو با آمریکا بوجود آورده، که به یک سیاست سنجیده امکان مانور بیشتری را میدهد. اینکه اپوزیسیون ایران تا چه اندازه می‌تواند بر رژیم جمهوری اسلامی تأثیر بگذارد تا رژیم در این مسیر متحول شود و حرکت کند، موضوع ناروشنی است. ولی از نظر استراتژیک راه حل بهتری بنظر من نمیرسد.

بهزاد عمرانی ، ۳۱شهریور ۱۴۰۴

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

5 پاسخ

  1. شرائط استثنائی دوران جنگ سرد و شوروی که قدرت امپریالیسم را دست کم گرفت و در افغانستان دخالت کرد. در مقابل قرارداد کمپ دیود با جبهه آزادیبخش فلسطین و چند کشور حامی آن روند صلح مصر و اسرائیل را بایکوت کرد.امکان حمایت غرب (گوآدالوپ)از به قدرت رساندن روحانیون مرتجع ایران به رهبری خمینی بالابرد.هرجور میخواهید بنویسید.ولی آمریکا در سال ۵۷ و بعداز ازبالا رفتن حزب الهی ها از دیوار سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۵۸در تهییج و بسیج واپسگرایان اسلامی ایران و جهان حرف اول را میزد.شوروی و طرفدارانش پیش از انقلاب ۵۷ و بعداز آن دنبال حوادث رفتند. در اشغال افغانستان شکست خوردند و بعد «سوسیالیسم واقعا موجود»هم فروپاشید.
    کسی نپرسید .پس چگونه در قطعنامه های احزاب برادر سال ۶۰و ۶۹ آمده بود: ” گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم در مقیاس جهانی انجام شد و بر گشت ناپذیر ست ” آری ,وقتی احزاب کمونیست برادر آن طور رقیب جهانی خود را دست کم گرفتندو خودکشی کردند. طرفداران آنها بهتر ا زاین بحث ها نمی توانند بکنند.تمام

  2. سقوط اتحاد جماهیر شوروی و ظهور نئولیبرالیسم کاری برای روشنفکران چپ انجام داد که چندین دهه طول خواهد کشید. جوان ترها احتمالاً به خاطر نمی آورند که در دهه ۱۹۹۰ چقدر بد گذشت. روشنفکران چپ همه نوع سیاست های جناح راست را تحت لوای آزادی در پیش گرفتند. به یاد دارم، در دوران پرستوریاکا و گلاسنوست (دوران آقای گورباچف) بود. چگونه رفیق کشتگر از فدایی و جناحی که بعدها از حزب توده جدا شد در دهه ۱۹۹۰ با سیاست های چپ (عدالت اجتماعی، برابری، سوسیالیسم) مانند یک بیماری برخورد کرد.
    من نمی گویم اتحاد جماهیر شوروی بهشت ​​بود، مشکلات زیادی داشت به همین دلیل از هم پاشید، اما برخی از مردم ایمان خود را به برابری از دست دادند.

  3. از جسارت اخلاقی شما متشکرم این روزها دنیا در حال تغییر است و بسیاری از پارادایم های قدیمی دیگر کار نمی کنند. جمهوری اسلامی ایران ظلم زیادی کرد تا جایی که اقتصاد ایران را ویران کرد، قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، همبستگی ملی را در بین ایرانیان از بین برد و کم کرد. من اینجا متوقف می شوم وگرنه به هر حال یک لیست طولانی دارم.
    با این اوصاف، آقای بهزاد کریمی دقیقاً جبهه اصلاحات در ایران است، به نظر می رسد در مقایسه با ایران بیشتر طرف غرب است.
    وقتی خیلی جوانتر بودم و کتابی از لنین می خواندم، به یاد می آورم که جمله ای از او دیدم که می گفت: «ما باید حتی از مبارزات سران قبایل افغان حمایت کنیم» علیه امپراتوری بریتانیا.

  4. تا زمانی که شما محور مقاومتی هامنافع رژیم را با منافع ایران یکی میدانید یا بهتر است گفته شود توجیه مینمایید, ارزیابی تک تک شما همین میشود که هست یعنی تبلیغ و تشویق به وابستگی به چین و روسیه. همان داستان واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی. واقعا باید به ماموران KGB و در راس آن پوتین تبریک گفت که تخم تفکری در کشور های دیگری چون ایران کاشته اند که منافع روس ها را در هر شرایطی چه سوسیالیستی باشند و چه امپریالیست تامین مینمایند.

  5. بنظر میرسد که بهزاد کریمی در اخرین مقاله خود بر نکات مهمی تاکید کرده است !

    عمرانی : ” مشکل اپوزیسیون ایران این است که امکان تأثیر گذاری بر سیاست امنیتی – دفاعی کشور ندارد.”
    ولی در کمتر از ۲۴ ساعت آقایان عمرانی و مبشری بسیار سراسیمه و همگام با محور مقاومتی ها در خدمت ج.ا ، ناسیونالیست ها و میلیتاریست های شیفته غنی سازی و سلاح هسته ای به مقاله بهزاد کریمی پاسخ می‌دهند و توصیه می‌کنند !

پاسخ دادن به نیک لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی