
جنبش زنان موتورسوار در ایران، پدیدهای است که فراتر از علاقه شخصی به موتورسواری عمل میکند و در بافت اجتماعی و سیاسی کشور نمادی از بازتعریف فضاهای عمومی و مرزهای جنسیتی است. هر موتورسوار زن با حرکت خود، محدودیتهای تحمیلشده به حضور زنانه در جامعه را به چالش میکشد و نشان میدهد که مقاومت مدنی میتواند به اشکال غیرمتمرکز و روزمره ظهور یابد. برای درک اهمیت این جنبش، باید زمینه اجتماعی و تاریخی ایران را بررسی کرد؛ جایی که قوانین و هنجارهای اجتماعی حضور زنان در فضاهای عمومی را محدود کرده و خیابانها و میدانها عمدتاً عرصه نمایش قدرت مردانه بودهاند. این محدودیتها تنها جنبه قانونی نداشتهاند، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی نیز حضور فعال زنان را کنترل میکنند و انتظارهای سنتی و نُرمهای اجتماعی، حضور زنان را تحت فشار قرار میدهند. در چنین فضایی، هر حرکت زنانه برای تصرف فضاهای عمومی، ماهیتی سیاسی و اجتماعی پیدا میکند، حتی اگر ظاهراً ساده باشد.
قتل ژینا امینی، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود و اعتراضات گستردهای در پی داشت. جنبش ژینا امینی توانست تأثیرات طولانیمدتی بر جامعه ایران بگذارد و الهامبخش شکلگیری اقدامات فردی و جمعی شود. زنان موتورسوار امروز، در ادامه این مسیر، خشم و نارضایتی جمعی را به حرکت و عمل روزمره بدل میکنند. هر بار که زنان بر موتورهای خود سوار میشوند و خیابانها را طی میکنند، قواعد اجتماعی و جنسیتی موجود را به چالش میکشند. این حرکت ماهیتی فردی دارد، اما اثر جمعی و نمادین آن پیام سیاسی و فرهنگی قدرتمندی را منتقل میکند و نشان میدهد که مقاومت مدنی میتواند در قالبی غیرمتمرکز و روزمره ظهور یابد. موتورسواری زنان از منظر فرهنگی و نمادین، بازتعریف قدرت زنانه و حضور فعال زن در جامعه است. خیابانها و فضاهای عمومی که سالها عرصه انحصاری مردانه بودند، با حضور زنان موتورسوار، مجدداً بازتعریف میشوند و این بازتعریف نه با شعار و تجمع، بلکه با حرکت روزمره و مستمر تحقق مییابد. موتور به نماد استقلال، قدرت و قابلیت انتخاب بدل میشود و زنان موتورسوار نشان میدهند که حضور فعال در جامعه و تصرف فضاهای عمومی حق طبیعی آنان است. این عمل روزمره تبدیل به شکل نوینی از اعتراض و مقاومت میشود که به بازتعریف نقش زن در جامعه کمک میکند.
نقش رسانههای دیجیتال در تقویت این جنبش نیز قابل توجه است. انتشار تصاویر و ویدئوهای زنان موتورسوار در شبکههای اجتماعی، بازتاب داخلی و جهانی دارد و به نوعی مقاومت فرهنگی و سیاسی فراتر از مرزهای جغرافیایی تبدیل میشود. شبکههای اجتماعی به این زنان امکان میدهد پیام خود را بدون نیاز به تجمعات رسمی منتقل کنند و همبستگی داخلی و جهانی ایجاد شود. مشاهده زنان موتورسوار توسط طیف وسیعی از جامعه باعث ایجاد گفتوگوهای فرهنگی و اجتماعی درباره حقوق زنان، استقلال و آزادی میشود و پیام اصلی این تصاویر تأکید بر حق طبیعی زنان برای حضور و حرکت در فضاهای عمومی است.
از منظر نظری، جنبش زنان موتورسوار را میتوان در چارچوب نظریههای قدرت، مقاومت و جنسیت بررسی کرد. حضور زنان در فضاهای عمومی قواعد غالب مردانه را بازتعریف میکند و نشان میدهد که قدرت اجتماعی تنها از طریق ساختارهای رسمی اعمال نمیشود؛ بلکه میتواند از طریق اشکال عملی و نمادین، مانند موتورسواری، ظهور یابد. این جنبش نمونهای از مقاومت مدنی غیرمتمرکز است؛ برخلاف تجمعات رسمی که نیازمند سازماندهی و رهبری مشخص هستند، زنان موتورسوار با حرکات فردی و مستقل پیامهای اجتماعی و سیاسی خود را منتقل میکنند. این الگو نشان میدهد مقاومت میتواند پراکنده و غیررسمی اما مؤثر باشد. همچنین، بازتعریف هویت زنانه در ایران پیامد مهم دیگری از این جنبش است. محدودیتها و قوانین سختگیرانه علیه زنان همواره حضور آنان را در فضاهای عمومی کنترل کرده است، اما با ظهور این جنبش، مفهوم حضور فعال و مستقل زنانه وارد عرصه عمومی شده است. این حضور پیامدهای فرهنگی و اجتماعی دارد: نخست، هنجارهای جنسیتی در سطح جامعه زیر سؤال میرود؛ دوم، امکان گفتوگو درباره حقوق و آزادیهای زنان تقویت میشود و سوم، راه برای شکلگیری جنبشهای مدنی و فرهنگی دیگر باز میشود. جنبش موتورسواران زن ادامه مسیر ژینا امینی است. آنها اندوه و خشم جمعی را به حرکت و عمل روزمره تبدیل میکنند و نشان میدهند اعتراض میتواند در اشکال مختلف و غیرمتمرکز ظاهر شود. موتورسواری نماد بازتعریف قدرت، استقلال و حضور فعال زنانه است و هر حرکت، هر مسیر طیشده و هر عبور از خیابان، پیام سیاسی و اجتماعی خود را دارد.
زنان موتورسوار نمونهای از تغییر اجتماعی مبتنی بر عمل روزمره هستند و نشان میدهند مقاومت میتواند در قالبهای غیرمتمرکز، فردی و روزمره ظهور یابد و حتی بدون شعار یا تجمع، پیام سیاسی و فرهنگی قدرتمندی داشته باشد. موتورسواری زنان ادامه مسیر ژینا امینی است. تبدیل اعتراض، خشم و اندوه به حرکت، بازتعریف فضای عمومی و بازنمایی قدرت زنانه. این پدیده علاوه بر جنبه اجتماعی و سیاسی، به بازخوانی نظریههای قدرت، مقاومت و جنسیت در ایران کمک میکند و نشان میدهد حرکتهای فردی، حتی اگر به ظاهر ساده و شخصی باشند، میتوانند ابزار تغییر اجتماعی و فرهنگی باشند. زنان موتورسوار با هر مسیر طیشده و هر حضور ملموس نشان میدهند قدرت در عمل روزمره نهفته است و مقاومت میتواند ساده و در عین حال مؤثر باشد.
بهار حسینی


4 پاسخ
خانم بهار حسینی:
«شریفه محمدی» فعال کارگری که در تلاش بود اتحادیهی آزاد در ایران ایجاد کند،«پخشان عزیزی» و «وریشه مرادی»، زنان کرد که تنها جرمشان فعالیت مدنی است،باتهام خیانت به کشور محکوم به اعدام شدهاند.
و شما پرچمدار “جنبش موتورسواران زن ادامه مسیر ژینا امینی است”!!
بنده یکبار دیگر جدا از پیشتازی زنان و شعار زن زندگی آزادی شعارهای خیزش ۱۴۰۱ را یادآوری میکنم:
مرگ بر دیکتاتور-مرگ بر جمهوری اسلامی
فقر فساد گرونی میریم تا سرنگونی
کرد بلوچ آذری، آزادی برابری
نه کولبری نه سوخت بری،آزادی برابری
نان کار آزادی
قسم به خون یاران،ایستاده ایم تا پایان و…
شعارهای رادیکال در بخشهایی از جنبش به ویژه در کردستان، بخشهایی از جنبش کارگری و دانشجویی و نیز در بلوچستان بودیم:
از کردستان تا جلفا، قدرت به دست شورا
نه به ستمگر-چه شاه باشه چه رهبر
نان کار آزادی، اداره شورایی
نه سلطنت،نه رهبری،آزادی برابری
نه پهلوی،نه رهبری،دمکراسی،برابری
نه شاه میخایم-نه ملا،قدرت بدست شورا
نظرتان چیست؟
برداشت من از “هنجارهای اجتماعی” به ساختارهایی اشاره میکند که در طول دههها، چه در دوران سلطنت و چه در جمهوری اسلامی، بر بدن و حضور اجتماعی زنان اعمال شدهاند. در واقع، هدف دقیقاً نقد همان سیاستهایی است که میکوشند زندگی روزمره و انتخابهای فردی را به عرصهای از کنترل سیاسی بدل کنند.
بسیاری از کنشهای نمادین، در بستر طبقاتی خاصی ظهور میکنند. اما حتی در همین سطح نمادین هم، شکستن انحصار خیابان و بازتعریف بدن اجتماعی در فضای عمومی، میتواند پیامدهایی فراتر از طبقه داشته باشد.
هدف من ستایش “موتور داشتن” نیست! صرفا نشان دادن شکلی از اشکال بازپس گیری حق است. در کشورهای دیگر کنش ها از گونه های دیگری ست که پس از براندازی ساختارهای قدرت در زمانه پیشین شکل گرفتند. موضوع انتخابی من نخست: اهمیت داشتن ادامه ی شکستن سدهای اختناق اجتماعی. دوم: اهمیت تغییر حتی کوچک ترین محدودیت هایی که در ادامه ی جنبش ژیناست.
جنبش ژینا عمق آن در همان شعارهای رادیکالی نهفته است که شما یادآوری کردیدشعارهایی که مستقیماً ساختار قدرت، فقر، تبعیض و استثمار را هدف قرار میدادند. اما پس از هر خیزش انقلابی، اشکال مقاومت در جامعه دگرگون میشوند. وقتی سرکوب شدید مانع سازمانیابی آشکار سیاسی میشودانرژی جنبش در سطحهای خردتر فرهنگیتر و روزمرهتری جریان پیدا میکند. «مقاومت خُرد» آنگونه که فوکو و بعدها باتلر توصیف میکنند: کنشهایی که سیاست را از عرصهی قدرت رسمی به بدن، فضا، و زندگی روزمره منتقل میکنند. در این معنا،«جنبش زنان موتورسوار» نه جایگزین خیزش ژینا است و نه در تضاد با شعارهای طبقاتی و انقلابی آن. بلکه شکلی از استمرار آن است در شرایطی که امکان اعتراض جمعی محدود شده است. بنابراین تأکید من بر جنبش زنان موتورسوار، نادیدهگرفتن ستم طبقاتی یا فراموشی زندانیان سیاسی نیست؛ بلکه اشاره به این است که سیاست در ایران امروز تنها در سطح شعارها یا سازمانها جریان ندارد، بلکه در کوچکترین اشکال زیستن و حرکت هم ادامه مییابد.
“برای درک اهمیت این جنبش؟!، باید زمینه اجتماعی و تاریخی ایران….جائی که هنجارهای اجتماعی حضور زنان در فضاهای عمومی را محدد کرده…” رژیم وابسته به امپریالیسم حاکم بر کشور ما برای بقایش به اختناق نیاز دارد و تور سرکوب را به تمام زوایای زندگی مردم اعم از زن و مرد گسترش می دهد و آن سیاست ربطی به هنجار های اجتماعی ایران و ایرانی ندارد. شما با این برداشت نادرستتان به همه ایرانیان توهین نابخشودنی نمودید. در کدام کشور غربی زنان موتور سواری می کنند. تنها زنان بورژوا در ایران می توانند موتور بخرند و گر نه زحمتکشان محتاج نان شبند. در زمان شاه برای دست یابی به عالیترین خواستها انسانی مبارزه می نمودیم و امروز برای طرز پوشاک زنان! و این دقیقاً همان چیزی است که آورندگان این رژیم می خواهند از ما سر بزند.