تردید و بی‌اعتمادی، مانع و بستر تحول در ایران – علی سرکوهی

تحولات بنیادین در هر جامعه نیازمند اعتماد و همبستگی اجتماعی است. بدون اعتماد، کنش جمعی از میان می‌رود و هیچ اصلاح یا بازسازی پایداری تحقق نمی‌یابد. در ایران امروز، نقطه مشترک میان مردم، حکومت و اپوزیسیون پراکنده، بی‌اعتمادی است. این وضعیت، چه در روابط میان مردم و حکومت، چه میان مردم و اپوزیسیون و حتی در تعاملات فردی، به یکی از مهم‌ترین موانع تغییر تبدیل شده است. وعده‌های نافرجام، سرکوب اعتراضات و نبود شفافیت، سرمایه اجتماعی را فرسوده و چرخه‌ای از تردید و بدبینی ایجاد کرده است.

بی‌اعتمادی تنها در سطح سیاسی باقی نمانده است. فشارهای اقتصادی، رقابت بر سر منابع محدود و ضعف نهادهای مدنی، فضای اجتماعی را به‌گونه‌ای تغییر داده که حتی اعتماد میان شهروندان کاهش یافته است. جامعه‌ای که اعتماد درونی خود را از دست بدهد، هیجانات زودگذر جایگزین خرد و‌ تعامل سازنده شود، توانایی ایجاد جنبش‌های پایدار را ندارد. در چنین فضایی، همکاری جای خود را به فردگرایی منفی و انفعال می‌دهد و حرکت‌های جمعی، حتی در اوج بحران، به‌سرعت فرسوده می‌شوند. تاریخ معاصر ایران بارها شاهد این چرخه تکراری بوده است.

«حافظه تاریخی» جامعه نیز نقش مهمی در این روند دارد. تجربه‌های تلخ گذشته نشان داده است که تغییرات سیاسی و اجتماعی در ایران پرهزینه و اغلب با نتایجی متفاوت از وعده‌های اولیه همراه بوده‌اند. این حافظه جمعی نوعی محافظه‌کاری ایجاد کرده است، به‌گونه‌ای که مردم ترجیح می‌دهند وضع موجود، هرچند نامطلوب، را تحمل کنند تا وارد مسیری ناشناخته شوند. چنین تردیدی انرژی بالقوه جامعه را خنثی کرده و به بازتولید وضع موجود می‌انجامد.

بااین‌حال، در دل این چرخه منفی، روندی نو در حال شکل‌گیری است. ملت ایران در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که نه‌تنها از حکومت در مسیر عدالت‌خواهی و آزادی‌طلبی پیشی گرفته‌اند، بلکه اپوزیسیون پراکنده داخل و خارج کشور را نیز پشت سر گذاشته‌اند. اگر زمانی حکومت یا اپوزیسیون «لوکوموتیو» تغییر بودند، امروز به «واگن»هایی بدل شده‌اند که تنها به نیروی محرکه مردم وابسته‌اند. اکنون این مردم سازمان‌نیافته اما مصمم‌اند که قطار تغییر را به حرکت در آورده‌اند. 

با وجود فشار و سرکوب، مردم ایران نشان داده‌اند که می خواهند نیروی اصلی تغییر باشند. اعتراضات و جنبش های پی در پی، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات کارگری و کارمندی نمونه‌هایی روشن از اراده جمعی و سازمان‌دهی خودجوش جامعه هستند. امروز، حکومت و اپوزیسیون دیگر محرک اصلی نیستند، آن‌ها به «واگن‌هایی» بدل شده‌اند که تنها با حرکت مردم به پیش می‌روند. این پویایی مردمی، چشم‌اندازی تازه برای ایران می‌گشاید. آینده‌ای که در آن مردم، با اراده‌ای راسخ و نیرومند، مسیر عدالت، آزادی و توسعه را خود خواهند ساخت. هرچند حکومت همچنان ابزار سرکوب و قدرت در سیاست خارجی را حفظ کرده است، اما در عرصه‌های داخلی در مواردی ناگزیر به عقب‌نشینی‌های تاکتیکی شده است.

برای آنکه این انرژی اجتماعی به دستاوردی پایدار تبدیل شود، باید چرخه بی‌اعتمادی شکسته شود. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد این امر تنها با گام‌های تدریجی و ملموس ممکن است: شفافیت و پاسخگویی نهادها، تقویت انجمن‌ها و نهادهای مدنی به‌عنوان بستر اعتماد، اجرای پروژه‌های مشترک محلی برای تعدیل حافظه تاریخی منفی و بازنمایی امیدبخش در رسانه‌ها. همچنین نهادها باید نه‌تنها شرایط بیرونی، بلکه خود را نیز به‌طور انتقادی و سازنده نقد کنند. چنین اقداماتی می‌تواند سرمایه اجتماعی را بازسازی کرده و اعتماد از دست‌رفته را احیا نماید.

در نهایت، اگرچه بی‌اعتمادی همچنان بزرگ‌ترین مانع تغییرات بنیادین در ایران است، اما حرکت و اراده مردم نشان می‌دهد موتور اصلی تحول اجتماعی فرهنگی در دستان آن‌هاست، نه حکومت و نه اپوزیسیون. دولت‌های خارجی نیز در روند تحولات نقش دارند، اما در نهایت ناگزیرند به خواست مردم توجه کنند. این واقعیت چشم‌اندازی تازه برای جامعه ایران می‌گشاید: آینده‌ای که در آن مردم به‌عنوان نیروی محرکه اصلی، خود مسیر عدالت، آزادی و توسعه را خواهند ساخت. 

دکتر علی سرکوهی – روانشناس

برچسب ها

شاهنامهٔ فردوسی صرفاً روایت پهلوانی‌ها و نبردهای اسطوره‌ای نیست، بلکه به‌منزلهٔ حافظهٔ تاریخی و روانی ایرانیان عمل می‌کند؛ متنی که الگوهای پایدار قدرت، هویت، خشونت و پنهان‌کاری را در قالب نمادین بازنمایی می‌سازد

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

6 پاسخ

  1. با تشکر از آقای سرکوهی عزیز برای مقاله‌ی خوب و مفیدشون. اشاره‌ی آقای سرکوهی به مسئله‌ی بی‌اعتمادی به عنوان عاملی منفی هم در رشد اجتماعی و هم پیروزی در مبارزه با دیکتاتوری در ایران خیلی درسته و همین‌طور تاکیدشون بر شکستن چرخه‌ی بی‌اعتمادی با تقویت نهادها و انجمن‌های مدنی و فعالیت‌های مؤثر در این زمینه‌ها. البته شرایط اجتماعی ایران و تسلط قهرآمیز و سرکوب‌گرانه‌ی رژیم بر زندگی جاری مردم، امکانات نزدیکی مردم به هم‌دیگه و رسیدن به اعتماد نسبت به هم رو تا بتونن بر بستر اون حرکتی کارساز انجام بدن، دشوار کرده. عبور از جمهور اسلامی و رسیدن به کشوری آزاد و مستقل و آباد هدف نهایی تمام صنف‌ها و گروه‌های مختلف مردمه که با حکومت درگیر هستن، اما شکل و نحوه‌ی رسیدن به این هدف برای این گروه‌‌ها متفاوته و به همین دلیل نه به اعتماد به هم می‌رسن و نه به موفقیت در مبارزه‌شون. همین‌طور که آقای سرکوهی هم اشاره کرده‌ن، به یک اعتماد عمومی بر زمینه‌ی یک هدف عمومی مشخص نیازه تا پیروزی به دست بیاد. به امید اون روز.

  2. علاوه بر موارد فوق که کاملا درسته ، به نظر من یکی از دلایل ناامیدی مردم شاید این است که مردم در کل فکر می‌کنند که انتخاب کننده نیستند. اکثر انقلابات مخملی و از طرف محور شرارت: آمریکا، انگلیس و اسرائیل بوده است که به نمایندگی از دولت پنهان ( صهیونیست‌ها ) است. نتیجه هیچ به اصطلاح انقلابی موفقیت آمیز نبوده است. عراق، افغانستان، لیبی، و سوریه را دیده اند. مردم یاد گرفته اند که تغییر بایستی ابتدا از تک تک خود مردم صورت بگیرد تا شاید زندگی آنها تغییر کند. در پایان عملکرد قدرتمندانی همچون امریکا و غرب که پرچمدار ا،ادی و دموکراسی بودند را دیدند که ماسک دروغین خود را برداشته اند و در عمل نشان داده اند که آنها فرمانبرداری بیش برای دولت پنهان نیستند.

  3. “…به‌گونه‌ای که مردم ترجیح می‌دهند وضع موجود، هرچند نامطلوب، را تحمل کنند تا وارد مسیری ناشناخته شوند” . با سپاس از نویسنده مقاله .
    چرا و چگونه این بی اعتمادی مردم به دولت و اپوزیسیون وجود دارد ؟ بی اعتنادی مردم به حکومت کاملا موجه و طبیعی و علل ان نیازی به توضیحات مفصلی هم ندارد . ولی بی‌اعتمادی مردم به اپوزیسیون سئوال انگیز و قابل بحث است. مردم به اپوزیسیون اعتمادی ندارند زیرا که خواسته های آنها در اپوزیسیون وجود ندارند و بقول نویسنده مقاله بعد سیاسی مردم از اپوزیسیون بمراتب بالا تر است . راه های برون رفت در برنامه های اپوزیسیون چنین خلاصه می‌شوند :
    سلطنت‌طلبان، مجاهدین ، اصلاح‌طلبان ، و سازمان مجاهدین بدون هیچ اما و اگری خواهان دخالت نظامی و بازگشت به بهشت از دست رفته و یا نظامی تایید شده از آمریکا و اسرائیل اند .

  4. گروهی دیگر از چپهای الهام گرفته از تئوریهای منصور حکمت همان خواستای گروه اول ولی در لفافه “چپ” را که شامل : رهایی از مذهب که آنها جمیع مشکلات را از اسلام و اقتصاد را زیر بنای … میدانند ، استفاده از نیروهای نظامی بیگانگان که به انقلاب مردم ایران کمک نماید ! چین ستیزی ، روس هراسی، مرتجع و فاشیستی خواندن جبهه مقاوت ، موافقت با تحریم های اقتصادی ، مخالفت با غنی سازی اورانیوم ، تضعیف و یا محدود کردن قدرت دفاعی و نظامی کشور، درخواست بستتن سفارت ایران در سایر کشورها و …
    گروه سوم : شامل کلیه تجزیه طلبان کرد ، ترک ، عرب ، بلوچ و ترکمن‌ که خواهان یوگسلاوی شدن ایران بوده و از مردم ایران می‌خواهند با براندازی نظام به جدا سدن آنها از ایران یاری رسانند .

    آخرین گروه، گروه “خشونت پرهیزان” که با توسل بصندوق‌های رای بصورت پارلمانتاریستی و یا “همه پرسی”خواسته هایشان برآورده خواهد شد  که در این نظام کمتر از خواب و خیال نمی‌باشد .

  5. سپاس آقای دکتر علی سرکوهی عزیز. کاملا با شما موافق هستم با وجود کارشکنی ها و ندانم کاری عده چشمگیری از مردم اما: «در نهایت، اگرچه بی‌اعتمادی همچنان بزرگ‌ترین مانع تغییرات بنیادین در ایران است، اما حرکت و اراده مردم نشان می‌دهد موتور اصلی تحول اجتماعی فرهنگی در دستان آن‌هاست، نه حکومت و نه اپوزیسیون. دولت‌های خارجی نیز در روند تحولات نقش دارند، اما در نهایت ناگزیرند به خواست مردم توجه کنند»

  6. جناب سرکوهی, این درست که ” فشارهای اقتصادی، رقابت بر سر منابع محدود و ضعف نهادهای مدنی، فضای اجتماعی را به‌گونه‌ای تغییر داده که حتی اعتماد میان شهروندان کاهش یافته است. ….و “در چنین فضایی، همکاری جای خود را به فردگرایی منفی و انفعال می‌دهد…” اما آنچه بیشترین آسیب را در رابطه با اعتماد و ایجاد تردید در جامعه دامن زد, رو شدن ماهیت واقعی رهبران دینی بود که با ادعای معماران اخلاق و پیام آوران و حافظان ارزش های خدا پسند جامعه را به قهقرایی فاسد تر از آنچه منتقدش بودند کشاندند و وقیحانه با اصرار و سرکوب ادامه دادند. این اگر برای توده مردم کافی نبود متاسفانه همدستی جناحی از چپ که اندیشمندان جامعه شناخته میشدند این بی اعتمادی را تکمیل کرد.

پاسخ دادن به آرش لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی