رسانه به‌مثابه میل جنسی: دیالکتیک قدرت، سانسور و اجتماع – بهار حسینی

رسانه را معمولاً همچون ابزاری برای انتقال معنا و اطلاعات تعریف کرده‌اند؛ چیزی که پیام را از فرستنده به گیرنده منتقل می‌کند. این تصور کلاسیک، رسانه را چیزی بیرون از محتوای آن در نظر می‌گیرد، ظرفی خنثی که کارش تنها جابه‌جایی داده‌هاست. اما چنین نگاهی نه‌تنها نابسنده است، بلکه ماهیت اجتماعی رسانه را پنهان می‌سازد. اگر رسانه را صرفاً ابزار بنامیم، نمی‌توانیم بفهمیم چرا همواره در مرکز تجربه‌ی اجتماعی ما قرار دارد، چرا از عشق و سیاست گرفته تا جنگ و اقتصاد، همه در آن شکل می‌گیرند و بازتولید می‌شوند.

تز این نوشتار آن است که رسانه در ذات خود چیزی جز میل نیست. نه به معنای این‌که میل را بازنمایی می‌کند یا محتوای شهوانی تولید می‌کند، بلکه به معنای عمیق‌تر: رسانه همان منطقی را در سطح اجتماعی سازمان می‌دهد که میل جنسی در سطح فردی و بین‌فردی انجام می‌دهد. میل جنسی نیرویی است که همواره بدن‌ها و نگاه‌ها را به سوی هم می‌کشاند، اما برای بقا باید گاهی فاصله، ممنوعیت و کمبود را بازتولید کند. رسانه دقیقاً همین کار را می‌کند: جذب و اغوا می‌کند، فاصله می‌سازد، سانسور می‌کند، و در همین فرایند جامعه را گرد هم می‌آورد. به همین دلیل، فهم رسانه بدون فهم آن به‌مثابه میل ممکن نیست. میل، هرگز پدیده‌ای صرفاً فردی نیست. حتی در خصوصی‌ترین تجربه‌ها، میل در چارچوب زبان، تصویر و نشانه‌هایی عمل می‌کند که اجتماعی‌اند. میل تنها در نسبت با دیگری معنا می‌یابد، و این دیگری همواره در افق اجتماع حضور دارد. رسانه، از همین منظر، دستگاهی است که میل جمعی را سازمان می‌دهد. رسانه، همچون میل، اقتصادی خاص دارد. تولید، توزیع و مصرف بی‌پایان. هر خبر، هر پیام، هر تصویر رسانه‌ای، لحظه‌ای از تولید میل است. میل به دانستن، میل به دیدن، میل به مشارکت، میل به واکنش‌نشان‌دادن. خبر همیشه «چیزی» را بازمی‌گذارد، گزارش همیشه «بعدی» دارد، روایت رسانه‌ای همیشه ادامه می‌یابد. رسانه، همانند میل، با وعده‌ی ارضا زنده است، نه با تحقق کامل آن.

به این ترتیب، رسانه همان منطق تعلیق میل را در سطح کلان اجتماعی بازتولید می‌کند. مصرف رسانه، در واقع همان بازی بی‌پایان میان امید به وصال و تجربه‌ی فاصله است. ما صفحه‌ها را ورق می‌زنیم، کانال‌ها را عوض می‌کنیم، بی‌پایان اسکرول می‌کنیم، چون میل رسانه‌ای همانند بیشتر میل ها هرگز اشباع نمی‌شود.

اگر رسانه میل است، سانسور چه جایگاهی دارد؟ برداشت متداول این است که سانسور مانع میل است، دشمن آن. اما منطق میل نشان می‌دهد که سانسور نه بیرونی، بلکه ذاتی است. میل دقیقاً در جایی زنده می‌شود که ممنوعیت وجود دارد. آنچه مجاز و بی‌مرز است، جذابیتی ندارد. میل همیشه به‌واسطه‌ی فقدان و ممنوعیت برانگیخته می‌شود. رسانه نیز از همین منطق تبعیت می‌کند. سانسور در رسانه نه‌تنها میل را نابود نمی‌کند، بلکه آن را شدت می‌بخشد. حذف یک تصویر، قطع یک صدا، منع انتشار یک خبر، همه میل را به گردش می‌اندازند. آنچه پنهان می‌شود، دقیقاً همان چیزی است که در ذهن و زبان جمعی بیش از پیش حضور می‌یابد. سانسور به‌جای خاموش‌کردن میل، آن را در سطح اجتماعی متمرکز و تقویت می‌کند. دیالکتیک میل و سانسور در رسانه را می‌توان چنین خلاصه کرد: رسانه با نشان‌دادن، میل را بیدار می‌کند؛ با پنهان‌کردن، آن را شدت می‌بخشد. این چرخه، راز کارایی بی‌پایان رسانه در جامعه است. هیچ رسانه‌ای بدون سانسور وجود ندارد، زیرا خود رسانه در سطح اجتماعی همان سازوکار میل است: جذب و امتناع در هم تنیده. قدرت سیاسی را معمولاً چیزی تصور می‌کنند که رسانه بر آن اعمال می‌شود. حکومت یا دولت رسانه را برای اهداف خود به کار می‌گیرد. اما اگر رسانه همان میل باشد، قدرت نه از بیرون، بلکه از درون رسانه زاده می‌شود. سیاست در واقع چیزی جز مهندسی و هدایت جریان میل اجتماعی از طریق رسانه نیست. تبلیغات سیاسی نمونه‌ی آشکار این منطق است. تبلیغ نه صرفاً انتقال اطلاعات، بلکه سازمان‌دهی میل است: میل به تعلق، میل به امنیت، میل به افتخار. خبر نیز چنین عمل می‌کند: انتخاب آنچه برجسته یا پنهان می‌شود، نه بازتاب واقعیت، بلکه تولید میدان میل جمعی است. پروپاگاندا دقیقاً با همین منطق کار می‌کند. سانسور چیزی را حذف می‌کند تا میل اجتماعی بر محور دیگری متمرکز شود. قدرت سیاسی، بنابراین، درون رسانه همان‌قدر طبیعی است که میل درون بدن. رسانه ابزار قدرت نیست؛ خود قدرت است، زیرا قدرت چیزی جز مهندسی میل جمعی نیست.

رسانه را می‌توان بدن جمعی دانست. همان‌طور که بدن فردی بستر میل است، رسانه بدن اجتماع است که میل جمعی در آن جاری می‌شود. این بدن، نه از گوشت و استخوان، بلکه از کلمات، تصاویر، صداها و داده‌ها ساخته شده است. در این بدن، ما هر یک بخشی از یک میل بزرگ‌تر هستیم. وقتی همگی به یک خبر واکنش نشان می‌دهیم، وقتی در یک هشتگ مشترک مشارکت می‌کنیم، یا وقتی در برابر یک فاجعه‌ی رسانه‌ای به‌طور جمعی می‌ایستیم، بدن رسانه‌ای میل شکل می‌گیرد. در این بدن، مرز فردیت کم‌رنگ می‌شود؛ میل دیگر «میل من» نیست، بلکه میل جمعی است که در من و از طریق من عمل می‌کند. به این ترتیب، رسانه همان چیزی است که اجتماع را به هم پیوند می‌دهد، نه از طریق قرارداد عقلانی، بلکه از طریق گردش میل. رسانه به‌مثابه بدن جمعی میل، در لحظات خاص به اوج می‌رسد. بحران‌ها، جشن‌ها، فجایع، مسابقات. این لحظات، آیین‌های رسانه‌ای‌اند؛کە لحظاتی که میل جمعی به‌طور فشرده و شدید تجربه می‌شود. رسانه در این لحظات نقش صحنه‌ای آیینی را بازی می‌کند: اجتماع بدن‌ها در برابر یک تصویر یا صدا، تجربه‌ی هم‌زمانی، و حس تعلق مشترک. اما این جشن همزمان میدان اعمال انضباط است. رسانه نه‌تنها میل را آزاد می‌کند، بلکه آن را هدایت و مهار می‌کند. چارچوب آیین، شدت تجربه، حتی ریتم واکنش‌ها از پیش مهندسی می‌شوند. دیالکتیک رسانه در همین‌جاست: آزادی و انضباط، لذت و کنترل، همزمان و درهم‌تنیده. رسانه میل را آزاد می‌سازد تا بتواند آن را دقیق‌تر مهار کند. زبان رسانه تنها ابزاری برای انتقال معنا نیست؛ خودِ میل به بیان است. رسانه میل را نه‌تنها تولید می‌کند، بلکه بازتاب آن را نیز در معرض دید قرار می‌دهد. ما نه‌فقط در رسانه میل می‌ورزیم، بلکه میل داریم که میل‌ورزی‌مان دیده شود. لایک‌کردن، کامنت‌گذاشتن، بازنشرکردن، همگی بخشی از همین میل به بازتاب‌اند. رسانه ساختاری می‌سازد که در آن میل نه‌تنها تجربه می‌شود، بلکه خود را بر خود منعکس می‌کند. این بازتاب، میل را تشدید می‌کند: ما میل داریم که میل‌مان را ببینیم، و این چرخه بی‌پایان ادامه دارد.

رسانه و میل جنسی یک ذات دارند. رسانه همان منطقی را در سطح اجتماعی سازمان می‌دهد که میل جنسی در سطح فردی. جذب و فاصله، اغوا و امتناع، آزادی و مهار. سانسور و پروپاگاندا نه چیزی بیرونی، بلکه بخشی از این منطق‌اند. قدرت سیاسی چیزی جز مهندسی میل رسانه‌ای نیست.

از این رو، نقد رسانه بدون نقد سیاست میل ممکن نیست. هر تحلیلی که رسانه را صرفاً ابزار قدرت یا ظرف اطلاعات بداند، از درک این حقیقت باز می‌ماند که رسانه خود میل است—میلی اجتماعی که همواره در تعلیق و سانسور، در جذب و انضباط، بازتولید می‌شود.

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که رسانه نه صرفاً ما را دربر می‌گیرد، بلکه خود همان نیرویی است که ما را به هم پیوند می‌دهد. درک این حقیقت یعنی فهمیدن اینکه اجتماع معاصر چیزی جز صحنه‌ی بی‌پایان میل رسانه‌ای نیست؛ صحنه‌ای که در آن هم لذت و هم کنترل، هم آزادی و هم سانسور، به‌طور همزمان و دیالکتیکی عمل می‌کنند

بهار حسینی

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

2 پاسخ

  1. از نقد دقیق و جدی‌تان ممنونم
    من در پی بازسازی منطق کلاسیک دیالکتیک نبودم استفاده‌ی من از «دیالکتیک» بیشتر ناظر بر سنت‌هایی است که مفهوم را از چارچوب هگلی بیرون می‌کشند. نزد دلوزآنچه «دیالکتیکی» است نه حرکت تز–آنتی‌تز–سنتز بلکه تنشِ بی‌وقفه‌ی نیروها، تولید تفاوت و گریز دائمی از تثبیت است. در این معنا، رسانه و میل را نمی‌توان دو قطب جداگانه دانست که در نهایت به سنتزی برتر برسند، بلکه باید آن‌ها را درون یک میدان تنش مداوم دیدهمچنین در روانکاوی لکان، می‌توان از «دیالکتیک میل و دال» سخن گفت: جایی که میل هیچ‌گاه به ابژه‌ی نهایی‌اش نمی‌رسد و رسانه، به‌مثابه‌ی زنجیره‌ای بی‌پایان از دال‌ها، این فقدان را بازتولید می‌کند. اینجا «دیالکتیک» بیشتر به معنای بازی بی‌پایان کمبود و بازنمایی است، نه جهش به کیفیتی نوین. نزد بودریار تنش میان میل و رسانه را می‌توان به صورت «دیالکتیک وانموده‌ها» فهمید
    بهارحسینی

  2. با سلام،
    دیالکتیکی که در اینجا از آن نام برده می‌شود، هیچ ربطی به دیالکتیک هگلی-مارکسی-انگلسی ندارد. هیچ شباهتی هم به دیالکتیک آدورنو یا جیمسون ندارد.

    برای اینکه بتوان از دیالکتیک سخن گفت باید بتوان در مورد یک “پدیده” (۱) به یک تناقض “درونی” اشاره کرد؛ (۲) “انباشتگی” آن تناقض درونی را نشان داد؛ و (۳) پدید آمدن “کیفیتی” نوین را که گسستی در آن پدیده باشد، نمایان ساخت.

    در دستان هگل-مارکس-انگلس، “دیالکتیک” یک نوع سیستم منطقی مولد (generative) است. در حالیکه در دستان بهار حسینی “دیالکتیک” یک سنگ تزئینی است که در اینجا و آنجای مقاله کار گذاشته می‌شود تا مقاله را زیبا کند. متاسفانه در این نوع از استفاده از “دیالکتیک” او تنها نیست.

    با دیالکتیک به عنوان یک سنگ تزئینی، هیچ جهانی را نمی‌توان تغییر داد.

    با احترام – حسین جرجانی

پاسخ دادن به Hossein Jorjani لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی