قطعنامه کنگره نوزدهم کومه له  علیه نسل کشی دولت اسرائیل در غزه، علیه کوچ اجباری  و اشغال  و در همبستگی با مردم ستمدیده فلسطین

کنگره نوزدهم کومه له  در شرایطی برگزار می شود که حدود ۲۲ ماه از دور تازه نسل کشی دولت اشغالگر اسرائیل علیه مردم فلسطین در غزه می گذرد. در ۲۲ ماه گذشته ارتش اسرائیل صدها هزار بمب و موشک را به روی غزه ریخته، مردم گرسنه را در صف دریافت غذا به گلوله بسته و بیش از ۶۰ هزار نفر را کشتار، بیش از ۱۳۰ هزار نفر را زخمی و خانه ها، بیمارستانها، مدارس، انبارهای نگهداری غلات، چاههای آب و تمام زیر ساختهای اقتصادی، فرهنگی و خدمات شهری این باریکه را ویران، تمام جمعیت آن را آواره و غزه را غیر قابل سکونت کرده است. دولت اسرائیل حتی در دوره کوتاه آتش بس، زمانی که توپ ها خاموش شدند با تحمیل قحطی و گرسنگی صحنه های تکاندهنده ای از نسل کشی و مرگ و میر کودکان در غزه را به نمایش گذاشت. این موج جدید جنایات جنگی دولت اسرائیل علیه مردم غزه بعد از عملیات تروریستی سازمان حماس به پایگاه های نظامی اسرائیل و غیرنظامیان در چندین منطقه در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ که طی آن صدها نفر از شهروندان اسرائیلی نیز بطور فجیعی کشتار و به گروگان گرفته شدند  آغاز شد. اما جنگ و اشغالگری دولت اسرائیل علیه مردم فلسطین تاریخی خونین و بیش از هفتاد ساله دارد. دولت نژاد پرست اسرائیل بیش از ۷۰ سال است که با حمایت مالی و تسلیحاتی دولت آمریکا و دیگر متحدینش در اروپا، با جنگ افروزی و میلیتاریسم، قتل و آدم ربایی و شهرک سازی در سرزمین های فلسطینی بدون وقفه سیاست اشغالگرانه خود را پیش برده است.

دولت های آمریکا، بریتانیا، کانادا، فرانسه، آلمان و ایتالیا و … نیز در طی ۲۲ ماه اخیر با حمایت بدون قید و شرط از دولت اسرائیل تحت عنوان برسمیت شناختن حق دفاع از خود برای آن، در این جنایت جنگی و به راه انداختن حمام خون در نوار غزه شریک بوده اند. دولت اسرائیل زیر سایه حمایت بی دریغ آمریکا توانست در میانه جنگ استراژی جنگی را بازتعریف و شکل دادن به نظم خاورمیانه ای مورد نظر خود را پیگیری نماید. اشغال کامل غزه و کوچاندن بیش از دو میلیون نفر از مردم فلسطین از سرزمین و زادگاهشان سیاستی است که ترامپ و نتانیاهو در استراتژی جدید جنگی در پیش گرفته اند. آمریکا و متحدین اروپایی آن در ناتو و رسانه های وابسته به آنها با حذف و نادیده گرفتن زمینه های تاریخی جنگ و اشغالگری دولت اسرائیل علیه ملت فلسطین، عملیات حماس در هفتم اکتبر را بانی اصلی این جنگ و بحران معرفی کرده و به بهانه مقابله با خطر حماس دست دولت اسرائیل را برای این نسل کشی آشکار باز گذاشته اند. این در حالی است که دولت اشغالگر اسرائیل طی این سالها تمام قوانین «جنگ متمدنانه جهان آزاد سرمایه داری» و کلیه قطعنامه های سازمان ملل در مورد تشکیل دولت فلسطین و بازگشت آوارگان فلسطینی  را زیر پا گذاشته است.

امروز جنایات جنگی علیه مردم فلسطین و حمام خونی که در غزه به راه افتاده و قحطی و گرسنگی که به ساکنان این باریکه تحمیل شده است، افکار عمومی بشریت آزادیخواه و برابری طلب در سراسر جهان را علیه دولت اشغالگر و نژادپرست اسرائیل و آمریکا و دیگر حامیان آن برانگیخته است. فشار این جنبش جهانی و خشم و انزجار افکار عمومی در خاورمیانه علیه جنایات جنگی دولت اسرائیل، گروه ۷، بلوک کشورهای سرمایه داری صنعتی بر سر برسمیت شناختن دولت فلسطین را دچار شکاف کرد، برخی از سران دولت های اروپا را از ادامه سکوت و رضایت منفعلانه شرمنده ساخت و حکومت های ارتجاعی منطقه مانند اردن، مصر، عربستان، قطر، امارات متحده عربی و عراق و حتی دولت فاشیست ترکیه را وادار کرد تا ریاکارانه سنگ دفاع از مردم فلسطین را به سینه بزنند. این در حالی است که این حکومت های سرمایه داری که بر دریایی از ثروت و سامان این جوامع چنگ انداخته و مسبب فقر و محرومیت و بی حقوقی کارگران و فرودستان هستند، طی این سالها هیچ فرصتی را برای عادی سازی مناسبات با دولت اشغالگر اسرائیل و بند و بست با آمریکا در راستای منافع خود و علیه منافع مردم ستمدیده فلسطین از دست نداده اند.


سران رژیم جمهوری اسلامی نیز در این دوره تلاش کردند به بهانه جنایات جنگی دولت اسرائیل و حمایت دولت های آمریکا و اروپا از این جنایات و با دروغ پردازی در مورد دفاع از مردم فلسطین، علاوه بر تعقیب اهداف منطقه ای، توجه افکار عمومی را از ابعاد فقر و فلاکت اقتصادی و مصائب اجتماعی و جنایاتی که روزانه علیه مردم ایران انجام می دهند به انحراف بکشانند. رژیم جمهوری اسلامی طی این سالها با حمایت های مالی و تسلیحاتی از سازمان جهاد اسلامی و سازمان حماس این فرصت را برای دست راستی ترین احزاب در داخل اسرائیل فراهم آورده تا با بزرگ نمایی خطر حماس و  دیگر گروه های اسلامی، اهرم های قدرت سیاسی و نظامی را در دست بگیرند. آنها با دستاویز قرار دادن مواضع حماس، رژیم جمهوری اسلامی، حزب الله در لبنان و دیگر گروههای تروریست اسلامی، کارگران و مردم طرفدار صلح در اسرائیل و فلسطین را سرکوب کرده اند. حاصل سیاستهای ارتجاعی رژیم جمهوری اسلامی در حمایت از جریان های تروریسم اسلامی در منطقه، تبدیل شدن کشورهای حوزه خلیج به زرادخانه سلاح های آمریکایی و غارت  درآمدهای نفتی این کشورها توسط دولت آمریکا و سایر دولتهای غربی بوده است. 

۲۲ ماه جنگ و نسل کشی در غزه در همانحال که ماهیت فاشیستی دولت اسرائیل و اوج ریاکاری نظم بین المللی دموکراسی لیبرال و مدافعین حقوق بشر را بر ملا کرد، شکست و بن بست کامل حماس و دیگر جریان ها و گروه های اسلامی، هم به عنوان الگوی حکومتی و هم به عنوان استراتژی سیاسی مقابله با اشغالگری و سیاست آپارتاید نژادی دولت اسرائیل را نیز نشان داد. حماس و دیگر گروه های اسلامی با استراتژی، تاکتیک ها و افراطی گری های خود و از جمله با عملیات تروریستی هفت اکتبر و جنایاتی که انجام دادند عملا به تقویت جریان های راست و فاشیستی در اسرائیل و نسل کشی آنها در غزه خدمت می کنند. حماس نه بخشی از راه حل مسئله فلسطین، بلکه بخشی از معضل مردم ستمدیده فلسطین است. جنبش فتح نیز با فساد نهادینه شده و ماهیت استراتژی و ناکارایی سیاستهایش در مقابله با اشغالگری اسرائیل عملا به رشد جریان اسلام سیاسی خدمت کرده است. شکل گیری و تقویت جنبش آزادیخواهانه در فلسطین در گرو آن است که در مسیر مبارزه علیه اشغالگری دولت اسرائیل و رهایی واقعی، کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده فلسطین را از زیر نفوذ این جریان های ارتجاعی بیرون آورده و با راهبردی سوسیالیستی اتحاد و همبستگی آنان با جنبش های پیشرو اجتماعی در اسرائیل و کشورهای منطقه را تقویت کرده و از این مسیر افق تشکیل دولت مستقل و رهایی قطعی را به روی ملت ستمدیده فلسطین بگشاید. اکنون در حالی که ملت فلسطین در بین مناطق تحت اشغال اسرائیل، غزه، ساحل غربی و اردوگاههای آوارگان در اردن و لبنان قطعه، قطعه  شده است، اما امید به تشکیل دولت مستقل و امید به رهایی واقعی همچنان زنده است، فقط تحکیم این پیوندهای همبستگی و تداوم جنبش جهانی علیه نسل کشی اسرائیل و در دفاع از آزادی فلسطین می تواند توازن قوا را به سود این ملت ستمدیده تغییر دهد و چشم انداز امید بخشی را پیش روی مردم این منطقه بگشاید.

کنگره نوزدهم کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، مواضع اعلام شده از جانب کمیته مرکزی کومه له در قبال نسل کشی دولت اسرائیل علیه مردم فلسطین را مورد تأیید قرار می دهد. کنگره نوزدهم کومه له ضمن محکوم کردن شدید نسل کشی دولت اسرائیل در نوار غزه و اعلام همبستگی عمیق با مردم ستمدیده فلسطین، از کارگران  و مردم مبارز و آزادیخواه ایران و کردستان می خواهد که به عنوان بخشی از جنبش جهانی علیه نسل کشی و اشغالگری دولت اسرائیل و در دفاع از آزادی فلسطین نقش خود را ایفا کنند. جنبش کارگری و سوسیالیستی و آزادیخواهی در کردستان فقط در اتحاد و همبستگی با جنبش کارگری در سراسر ایران  و با عمق استراتژیک بخشیدن به وظایف انترناسیونالیستی خود، یعنی با سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی به عنوان پایگاه اصلی ارتجاع اسلام سیاسی در منطقه می تواند، نسیم انقلاب پیروزمند در خاورمیانه را به حرکت در بیاورد و نیروی تازه ای به جوانه های جنبش آزادیخواهی در فلسطین و در منطقه بدمد.

مرداد ۱۴۰۴ – اوت ۲۰۲۵

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

9 پاسخ

  1. آقای کاروی گرامی
    شما که همه آنها را شناخته و میدانید پس چرا می پرسید؟ هر کدام سایت دارند. ۵ دقیقه وقت صرف شود میتوان دانست این قطعنامه و این کنگره مربوط به کدام «کومه له” است.شاید هم طعنه میزنید!؟
    بر همگان ثابت شده که وحدت شدنی نیست.ولی اتحاد عمل، شورای همکاری نیروهای چپ، جبهه، ائتلاف… حول اشتراکات حداقلی بین نیروهای چپ رادیکال و ….میسر است و نیاز به تلاش بیشتر.
    کوملۀ علیزاده هم که رفته کنار مهتدی و هجری و …….(۷ سازمان و حزب)
    سلامت باشید

  2. این اعلامیه از سوی کنگره کو مه له – حزب کمونیست ایران (صلاح مازوجی) است.
    کوملۀ علیزاده با راه کارگر (شالگونی) بیانیه مشترک میدادند که مدتی است با هم قهرند.
    به امید تشکیل آلترناتیو و جبهه متحدی از نیروهای چپ رادیکال و انقلابی (که نه رسانه دارند و نه پول…) حول اشتراکات حداقلی در مقابل “اپوزیسیون” سلطنت راست پرو غرب-اسرائیل و اصلاح طلب و ……

        1. البته آن بخش از اپوزیسیون جمهوری اسلامی هم که اینها (چپها و کمونیستها) قبولش ندارند، خودش هم چیزی به جز ارتجاع و مزخرف گویی و هویت گرایی و حمله به هر رویکرد مترقی و اپورتونیسم و خدمت به دشمنان مردم نیست و نبوده است و نخواهد بود. به هیچ وجه اجازه نمیدهم اپوزیسیون راست از نقد من به اپوزیسیون چپ سوءاستفاده کند. اگر وضع چپ آن است که گفتم، وضع راست که مشخص است!

  3. در جواب کارو به نظر سه جریان کو مه له وجود دارند ؛ جریان درون حزب کمونیست ایران ٫ جریان مهتدی و جریان شورشگری…..این اعلامیه گویا از سمت جریان اول بوده باشد

    1. نه خیر، همکنون ۴ حزب تحت نام کومله در کوردستان ایران فعالیت میکند: ۱- حزب کومله کوردستان ایران (همان جریان مهتدی) ۲- کومله زحمتکشان کوردستان (جریان رضا کعبی) ۳- کومله سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران (جریان علیزاده) ۴- کومله سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران (جریان صلاح مازوجی). “جریان درون حزب کمونیست ایران” که شما میفرمایید از بهمن ۱۴۰۰ دچار انشعاب شده و خودش به دو حزب کاملاً همنام با لوگوی مشابه تقسیم سلولی یافته است! اکنون ۳ سال و نیم است که هیچ یک از دو جریان حاضر به تغیر نام و لوگوی خود نیست و مخاطبان هم اکثراً مثل شما حتی نمیدانند چنین انشعابی رخ داده و این نام به دو حزب متفاوت ارجاع دارد. (انشعاب درمانی در جنبش چپ ایران به درجه ای از ابتذال رسیده که برای سردرآوردن از نامهای گوناگون فدایی و کومله و حزب کمونیست ایران و حکمتیست و غیره باید ابتدا ۴ سال دورۀ لیسانس حزب شناسی و انشعاب شناسی را بگذرانی!)

  4. تاریخ مرداد ۱۴۰۴ زیر این نوشته درست است؟ یعنی دو ماه پس از حمله اسراییل و آمریکا به ایران، این حمله به قدر یک اشاره کوچک هم اهمیت نداشته است؟

  5. من که متوجه نشدم این قطعنامه و این کنگره مربوط به کدام «کومه له – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران» است؟! از بهمن ۱۴۰۰ تاکنون دو حزب بدین نام وجود دارد، بدون حتی یک حرف اختلاف! حتی آرم این دو حزب هم دقیقاً یکیست! هیچ کدام هم حاضر به تغییر نام خود یا قرار دادن پسوندی برای نام خود درون پرانتز نیستند! هم اکنون کار حزبی و سازمانی به جایی رسیده که باید احزاب را به نام پدر و سرکرده و رئیسشان بشناسیم: کوملۀ علیزاده؟ یا کوملۀ صلاح مازوجی؟! بالاخره این بیانیه متعلق به کدام پدر و سرکرده است؟! تکلیف مخاطبتان را مشخص کنید و مردم را به اشتباه نیندازید!

پاسخ دادن به سهراب مبشری لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی