آن روز فروپاشی – اتابک فتح‌اله‌زاده 

این آشی من در آوردی که نظام جمهوری اسلامی در این چهار دهه گذشته برای ملت و کشور پخته است اکنون  خود نیز ناگریز  شده  دردل فاجعه ای که خودش معمار آن بوده، زندگی کند. الان هم و غم سران نظام در شرایط کنونی بقا خود شده است.     

اگر به کل صفحه شطرنج سیاست ایران نگاه کنیم به احتمال زیاد وقوع فروپاشی بسیار محتمل است. اما این فروپاشی به چه شکل  و چگونه صورت خواهد گرفت از هم اکنون پیش بینی آن بسیار دشوار  است.  همیشه در جریان بازی، همواره فاکتورهای متعدد می تواند سناریوهای تازه ای ایجاد کند.    

 به مصاحبه چند روز پیش ناتانیاهو نمی توان بی توجه ماند. او ضمن تاکید به «ماموریت تاریخی اسرائیل» می گوید: ما برای تمام کردن کار به تائید و عدم  تائید آمریکا نخواهیم ماند، در حالت دفاع باقی نخواهیم ماند و این کار را  به پایان خواهیم رساند. ممکن است درصدی از سخنان ناتانیاهو جنبه ی بلوف و تبلیغاتی داشته باشد، اما اگر نظام به سمت توافق پایدار نرود انتظار حمله مجدد به اشکال مختلف را نباید نادیده گرفت. همچنین نباید فراموش کرد اسرائیل تاکنون این توانایی را داشته که دست آمریکا و اروپا را در پوست گردو بگذارد. 

ایراد کار ناشی از هویت  و سرشت سیاست خارجی نظام جمهوری اسلام است. باید گفت از اول کار استراتژی سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی منطبق با کلان استراتژی کشور ما نبود و نیست. در کلان استراتژی ها  اولویت با منافع ملی کشور می باشد. غم هر ایرانی وطن دوست، غم ایران است نه نظام جمهوری اسلامی یا نظام دیگر. اگر سران نظام جمهوری اسلامی چشم بینا داشته باشند این را خواهند دید  هر کسی در آمریکا سر کار بیاید این کلان استراتژی ها سر جای خود می ماند.  

اگر حکومت ایران تغییر جدی در رفتار خود نشان ندهد و در مذاکرات نظام جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل به نتیجه ملموسی نرسد،  معلوم نیست سناریوهای آینده در داخل ایران چگونه پیش خواهد رفت. آیا جنگ فرسایشی ادامه خواهد یافت؟ اگر ایران به سمت ساخت  بمب اتم برود  آیا جنگ همه جانبه رخ خواهد داد؟ آنچه امرروز مشاهده می شود یکی از اهداف آمریکا و اسرائیل ناتوان و فلج کردن نظام جمهوری اسلامی از پاسخ گویی به جامعه است. خواست آمریکا و اسرائیل فقط سرنگونی نیست ادامه این وضعیت خطرش کمتر از سرنگونی نیست. 

 اگر به زمین بازی و بازیگران صحنه سیاست ایران نگاه کنیم می توان به نیروهای که در سناریوهای  آینده نقش داشته باشند، اشاره کرد.  

  1. سلطنت طلبان  

آقای رضا پهلوی ادعا می کند پس از فروپاشی می تواند اوضاع  را کنترل و رهبری کند. اگر از منظر اخلاقی بگذریم که او می خواهد با تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا به پادشاهی برسد اما شواهد نشان می دهد سلطنت طبان در داخل ایران  طرفدارنی دارد اما آنان در این مورد بیش از حد غلو می کنند. آنان تا امروز فاقد توان مبارزاتی و تشکیلاتی و رهبری میدانی هستند. باید دید  اگر آن روز مبادا برسد آیا سلطنت طلبان  موفق و قادر به سازماندهی و تشکیلات در داخل کشور می شوند یا نه؟ 

  1. بخشی از نیروهای پای کار جمهوری اسلامی 

به باور من، حاکمیت در ایران با محوریت خامنه ای و همراهی حدود سی و چهل نفر نظامی و شخصی اداره می شود و دیگر نهادها و جریان های حکومتی تابع این حلقه محدود هستند. گردش اداره حاکمیت در ایران ویژگی های خاص خود را دارد.

در هنگامه فروپاشی باید دید نیروهای نزدیک به حلقه قدرت، از جمله سران سپاه و جبهه پایداری، چگونه رفتار خواهند کرد. این نیروها در هنگامه فروپاشی هم سازماندهی و اسلحه و قدرت توان سرکوب را دارند. درست است که در زمان فروپاشی شیرازه نظام به هم می ریزد و دست کم کنترل بخش هایی از کشور از دست خواهد رفت، اما تا زمانی که آمریکا قصد پیاده کردن نیروی نظامی در ایران را نداشته باشد بخش قابل توجهی از سرکوبگران نظام همچنان با توسل به خشونت و اسلحه فعال خواهند بود. برخی معتقدند ممکن است بخشی از نیروهای سپاه  متوسل به کودتا شوند. اما من احتمال کودتا در ایران را به دو دلیل کم می دانم. در ایران، بر خلاف ترکیه، پاکستان و برخی کشورهای عربی، کودتا سابقه مرسوم ندارد. افزون بر این، نیرویی که قصد کودتای نظامی دارد باید بر زیرمجموعه خود تسلط داشته باشد. در حالی که بدنه سپاه دلخوشی از فرماندهان ندارند. خاتمی وقتی رئیس جمهور شد گفت: ۸۰% بدنه سپاه به من رای دادند. اکنون پس از گذشت این همه سال شرایط  به گونه ای است که بعید می دانم  بدنه سپاه در شرایط کنونی از رهبران و سازمان دهندگان کودتا پیروی کند.

  1. همگرائی بخشی از اصلاح طلبان، اصولگرایان و نیروهای تحول‌خواه  

 این نیروها  خواهان تغییر در سیاست خارجی و داخلی هستند. نشانه هایی از حرکت این ها دیده می شود اما تاکنون جسارت و شجاعت جدی از آنان مشاهده نشده است. این نیروها منتظر فرصت اند. شخصیت شاخص این نیرو مهندس موسوی و تاج زاده و بخشی از اصلاح طلبان هستند. 

 در شرایط بحرانی بدون جامعه مدنی قدرتمند و فعال و بدون رهبری سازمان یافته، پیشبرد مبارزه مسالمت آمیز و عقب راندن نیروهای سرکوبگر ممکن نیست. متاسفانه این رهبران در زندان هستند. ارتباط نسلی آنها با جوانان قطع شده است و به زبان دیگر ارتباط ارگانیک این رهبران با بدنه فعال جامعه کم رنگ و ضعیف تر شده است.  

با تمام این مشکلات، این نیروها در داخل کشور از نیروی انسانی، شبکه ارتباطی با جامعه برخوردارند و دارای تجربه سیاسی و سازماندهی اند  و می توانند در داخل کشور عاملیت داشته باشند.  

در شرایط سرنگونی؛  بخشی از کردها از جمله کومله و پژاک در کردستان، سازمان مجاهدین و جیش العدل در سیستان و بلوجستان با حمایت های آشکار و پنهان عوامل خارجی فعال تر خواهند شد. این جریانات کم و بیش دارای تشکیلات، سازماندهی و نیرو هستند.         

    برچسب ها

    اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

    توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
    هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

    یک پاسخ

    1. تعریف اپوزیسیون باید رئالیستی شود ،چگونه؟
      پوزیسیون کدام است؟
      جبهه بندی همسایگان و قدرت های بزرگ در مقابل ایران چگونه است ؟ چگونه از همه امکانات استفاده کنیم و مستقل بمانیم ؟
      در اینجا شمایی کمرنگ بوسیله نویسنده محترم عنوان شده است که روی آن باید کار کرد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آگهی