تصور زندگی بدون اتکا بە طبیعت حتی برای لحظەای هم ممکن نیست. در واقع بشر هرآنچە برای حیات و توسعە لازم دارد ( هوا، آب، غذا، چوب، معدن و…) از سفرە طبیعت بر میدارد. طی میلیونها سال، زمین سخاوتمندانە از بشر میزبانی کردە و بشر هم چون خود را بخشی از طبیعت دانستە با اقداماتی نظیر: کاشت درخت، همزیستی با سایر جاندارن، پرهیز از تخریب و مصرف بیرویە و… از آن محافظت نمودە است. اما با شروع انقلاب صنعتی و رشد فزایندە جمعیت جهان این چرخە تعامل بە هم خوردە و بشر هموارە در حال هجوم و دستدرازی بە طبیعت بودە است. گرچە بهرەکشی از زمین و تخریب آن در سایە شوم نظام سرمایەداری و حاکمیت منطق سود و سرمایە، بە رویەای کموبیش رایج در جهان تبدیل شدە است ولی این رویە نامیمون در کشور ما بە شیوەای زشتتر و بیرحمانەتر در جریان است. بیبرنامەگی و ناکارآمدی دولتهای پیدرپی در مدیریت منابع و زیستگاەها، استیلای افراد و نهادهای حاکمیتی فاسد بر روند مدیریت و بهرەبرداری از معادن و منابع آب، قرار نگرفتن محیطزیست در اولویت برنامەهای حاکمیت، کشاورزی غیرعلمی، عدم فرهنگسازی در زمینە محافظت از محیطزیست، بیتوجهی بە استانداردهای جهانی در زمینە مصرف آب، تصرف کوهها، جنگلها، مراتع، رودخانەها و سواحل توسط افراد سودجو و باندهای متصل بە قدرت و … ایران را با بحرانهای زیست محیطی همچون فرونشست زمین، گرمای مستمر و غیرقابل تحمل، کاهش جمعیت و تنوع گیاهی و جانوری، کمبود شدید و بیسابقە آب و… مواجە کردە است.
در کشوری با این وضعیت و داشتن آب و هوای نیمە خشک کە در برخی از مناطق آن نە آبی وجود دارد و نە غذایی تولید میشود، کوهها و جنگلهای زاگرس بە عنوان یک اکوسیستم وسیع و یک ذخیرەگاە حیاتی کە هموارە بخش عظیمی از نیاز کشور بە هوای پاک، غذا، آب و… را تامین کردە و میکند موهبت بسیار بزرگی است. ولی متاسفانە زاگرس در اثر مداخلات ویرانگر و دستدرازی باندهای ثروت و قدرت و نهادهای دولتی در معرض نابودی است. برخی از جانواران این منطقە منقرض شدە و یا در معرض تهدید جدی هستند، گرمای بیسابقە هر روز رکورد جدیدی میشکند، زیباییهای زاگرس و دلفریبیاش رو بە پژمردگی میرود، مساحت جنگلهایش هر روز کمتر میشود، برخی شهرهای حوزە زاگرس از آذربایجان و کوردستان (کردستان) گرفتە تا کرمانشاە، ایلام، خوزستان و چهارمحال و بختیاری کە خود از سرشاخەهای حوزەهای آبریز کشور بودند اینک با تنش آبی بیسابقە مواجەاند و…
اگر هم هنوز اندک رمق و رونقی برای زندگی در زاگرس و سایر مناطق کشور ماندە است فقط بە لطف “خاصیت خودبازسازی طبیعت” و همچنین “همت و دلسوزی مردم و فعالان محیط زیست” است و گرنە چپاولگران منابع طبیعی نە تنها بودجە و برنامەای برای احیاء و نگهداری جنگلها، مراتع، رودخانەها و … ندارند بلکە از تدارک اندک تجهیزات اولیە برای مهار آتشهایی کە هر سالە بخش عظیمی از جنگلها و مراتع را خاکستر میکند، سر باز میزنند. در سایە تداوم این دست سیاستهای منفعتپرستانە و غارتگرانە است کە برای نجات طبیعت هیچ هزینەای نمیشود و وقتی آتشسوزیهای سریالی کە هر سالە در اقصینقاط کشور و بە شیوە معنیدارتری در زاگرس و کوردستان (کردستان) تکرار میشود، هر بار جان عدەای از شریفترین انسانهای روزگار را کە خود سرشار از عشق بە زمین و زندگی هستند قربانی میکند. در ۲ مرداد ۱۴۰۴ هم وقتی آتش بە جان کوە آبیدر سنندج افتاد، عدم حضور بەموقع افراد و نهادهای مسئول و فقدان تجهیزات مدرن اطفاء حریق، فعالان محیطزیست و جوانان شهر را ناچار کرد کە خود بە پیکار آتش بروند، کە متاسفانە در این حادثە ۳ نفر از فعالان زیست محیطی سنندج بە نامهای #حمیدمرادی، #چیاکویوسفینژاد و #خباتامینی شهید شدند و بە شهدای سبز کوردستان پیوستند. چندین نفر هم مصدوم شدند کە هنوز ۲ نفر بە نامهای #مصطفیهژبری و #محسن_حسینپناهی در بخش icu بیمارستان کوثر بستری هستند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن عرض تسلیت بە خانوادە شهیدان مرادی، یوسفینژاد و امینی و آرزوی شفای عاجل و کامل برای مصدومان این حادثە تلخ، همدلی و همراهی خود را با مردم سنندج و کوردستان (کردستان) اعلام میدارد و بە جوانان پاک و دلیری کە سخاوتمندانە برای نجات ژینگە (محیط زیست) فداکاری میکنند افتخار میکند. همچنین این شورا بە همە افراد، شرکتها و نهادهای حاکمیتی مسئول یا بهرەبردار هشدار میدهد کە نسبت بە مسئولیتهای خود در برابر مردم و محیطزیست پایبند باشند و بدانند کە دیگر نە طبیعت تاب این حجم از غارتگری و ویرانگری را دارد و نە مردمان این جغرافیا تحمل این اندازە از شقاوت، سودجویی و بیمسئولیتی را.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران



