سمفونی سیزدهم شستاکوویچ «بابی یار»: تأملی ژرف بر جامعه شوروی، تاریخ و انسان‌گرایی

دیمیتری شستاکوویچ، آهنگساز برجسته شوروی

در سال ۱۹۶۲، دیمیتری شستاکوویچ، آهنگساز برجسته شوروی، سمفونی سیزدهم خود را بر اساس پنج شعر از یوگنی یفتوشنکو خلق کرد؛ شعرهایی که متن و محتوای اصلی این اثر را تشکیل می‌دهند. در اشعاری که شستاکوویچ برگزید، یفتوشنکو به بازتاب وضعیت جامعه شوروی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ می‌پردازد. موضوعات این اشعار گستره‌ای وسیع دارند: از رنج‌های تحمیل‌شده به‌وسیله آلمان نازی و نیرویی که در طنز و شوخ‌طبعی برای تاب آوردن پیدا می‌شود، تا زخم‌های استالینیسم و قدرت خاموش زنان استوار. سمفونی همچنین به شرافت در کار و مخالفت با بوروکراسی و فرصت‌طلبی می‌پردازد.

شستاکوویچ که عمیقاً تحت‌تأثیر این اشعار قرار گرفته بود، اجازه یفتوشنکو را برای آهنگسازی بر مبنای آن‌ها گرفت. حاصل کار – که معمولاً به نام «بابی یار» (به دلیل عنوان بخش اول) شناخته می‌شود – از محدوده رویدادهای خاص فراتر می‌رود و با دربرگرفتن تاریخ معاصر شوروی، به ژرفایی فلسفی می‌رسد که موضوعات ماندگار انسانی را احضار می‌کند.

بابی یار و یادمان تراژدی
«بابی یار»، دره‌ای در نزدیکی کی‌یف، یکی از هولناک‌ترین کشتارگاه‌های نسل‌کشی فاشیستی بود. در روزهای ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱، واحد ویژه اس‌اس (Einsatzgruppe C) نزدیک به ۳۴ هزار غیرنظامی یهودی را قتل‌عام کرد. در مجموع، حدود ۱۰۰ هزار نفر – از جمله روماها، اسیران جنگی شوروی و ملی‌گرایان اوکراینی – در این محل کشته شدند. این فاجعه، در کنار مرگ یک میلیون نفر از شهروندان لنینگراد بر اثر گرسنگی در جریان محاصره، نمادی از قساوت اشغال فاشیستی است.

شستاکوویچ پیش‌تر سمفونی هفتم خود را به محاصره لنینگراد اختصاص داده بود. در سمفونی سیزدهم، کشتار بابی یار موضوع بخش آغازین است. این بخش با ورود هولناک گروه کر آغاز می‌شود:

«هیچ یادبودی بر فراز بابی یار نیست / دره پرشیب همچون سنگ‌قبری زمخت است»

در اینجا، «من» شاعرانه-موسیقایی خود را با رنج تاریخی یکی می‌داند: «من هستم.» این همذات‌پنداری، رنج مردم یهود را از کتاب خروج، مصلوب شدن، ماجرای دریفوس، کشتار بیاویستوک، تا سرنوشت آنه فرانک دنبال می‌کند. چنین ادغامی از «من» با آزاردیدگان، شنونده را به فضای مشترک یاد و سوگواری فرا می‌خواند. بابی یار بدین‌سان به نمادی از حافظه جمعی بدل می‌شود.

در این نگاه، یهودی‌ستیزی، معیاری برای سنجش بربریت تاریخی است و نماد همه اشکال نفرت قومی و پیامدهای سلطه و خشونت. غلبه بر تفکر برتری و فرودستی انسانی، شرط بلوغ و انسانیت هر جامعه – حتی جامعه سوسیالیستی – معرفی می‌شود. نابودی چنین اندیشه‌ای پیش‌شرط ساخت جامعه‌ای واقعاً انسانی بر پایه اصول کمونیستی است.

با این همه، «من» شاعرانه-موسیقایی با درد از پیشداوری‌های پایدار ضدیهودی می‌گوید:

«چه کثیف که بی‌کمترین شرم / ضدیهودیان خود را چنین می‌نامند: / «اتحاد مردم روس»»

اثر، سرود «انترناسیونال» را معیار والای انسانیت می‌داند و می‌گوید:

«بگذار انترناسیونال طنین‌اندازد / آن‌گاه که آخرین ضدیهودی زمین / برای همیشه دفن شده باشد»

از نظر موسیقایی، این بخش در فضای تیره سی بمل مینور و بافت‌های هارمونیک نامطبوع شکل می‌گیرد. سازهای زهی بم، بادی‌های برنجی، سازهای کوبه‌ای خفه، و رجیسترهای بم گروه کر و تک‌خوان، فضایی خفه‌کننده و اندوهبار می‌سازند. گروه کر مردانه، صدای جمعی مردم است و عمق رجیسترها، نماد درد جمعی. لحظاتی، موسیقی تقلیدگر صداهاست: صدای پاشیده شدن خون در بیاویستوک یا کوبیده شدن در در داستان آنه فرانک. بخش با این جمله پایان می‌یابد:

«من از نفرت تمام ضدیهودیان منزجرم / گویی که خود یهودی‌ام – / و از همین رو یک روس واقعی‌ام»

بخش دوم: طنز به‌مثابه مقاومت
این بخش با ریتم‌ها و دینامیک‌های غافلگیرکننده، طنز را به نیرویی رام‌نشدنی بدل می‌کند. شخصیت محوری، دلقک یا نصرالدین‌خواجه است که با فقر و زندان خو کرده اما نابودشدنی نیست. در میان صحنه‌های تراژیک، خنده‌اش همچنان می‌پیچد، حتی در حمله به کاخ زمستانی. ارجاع موسیقایی به ترانه اسکاتلندی «وداع مک‌فرسون» یادآور شوخ‌طبعی در لحظه اعدام است.

بخش سوم: در فروشگاه
در تضاد با بخش دوم، اینجا زنان خسته، آهسته با کوزه و کیسه قدم می‌زنند. شستاکوویچ با نقاشی صوتی، صدای کوزه‌ها و قدم‌ها را تصویر می‌کند. تک‌خوان می‌گوید:

«برخی با شال، برخی با روسری… زنان خاموش به فروشگاه می‌آیند»

گروه کر پاسخ می‌دهد:

«آن‌ها همه‌چیز را تاب آورده‌اند، باز هم تاب خواهند آورد»

سادگی موسیقی، فرسودگی و در عین حال پایداری زندگی پس از جنگ را بازتاب می‌دهد.

بخش چهارم: ترس‌ها
لحن به لاگو تاریک بدل می‌شود. توبا با تمی آتونال آغاز می‌کند، گروه کر در یکصداخوانی قاطع وارد می‌شود. اینجا ترس‌های دوران استالینی و ماندگاری آن‌ها به تصویر کشیده می‌شود. تضادی تلخ میان شجاعت بیرونی و ترس درونی شنیده می‌شود:

«ما از ساخت‌وساز در بوران نهراسیدیم، / اما گاهی از گفت‌وگو با خود وحشت داشتیم»

بخش پنجم: حرفه
این بخش بر اساس شعر تازه‌ای از یفتوشنکو ساخته شده و به صداقت و شرافت در کار می‌پردازد. گالیله، دانشمند شجاع، با «حرفه‌ای» مقایسه می‌شود که شجاعتش را نداشت. حرفه واقعی، پیشبرد خیر عمومی است: پزشکانی که از وبا مردند، فضانوردان پیشگام…

«من به حرفه آن‌ها ایمان دارم، / و ایمانشان به من شجاعت می‌دهد»

پیشینه اجرا و واکنش‌ها
اجرای نخست در ۱۸ دسامبر ۱۹۶۲ در کنسرواتوار مسکو، با وجود فشار سیاسی، برگزار شد. پیش از آن، اختلاف میان خروشچف و یفتوشنکو درباره یهودی‌ستیزی رخ داده بود. بخش اول بیشترین جنجال را برانگیخت، زیرا بر کشتار یهودیان تمرکز داشت و از پیشداوری‌های پایدار سخن می‌گفت.

سمفونی سیزدهم در مجموع نوعی ارزیابی از جامعه شوروی اوایل دهه ۱۹۶۰ است؛ نه رد ایدئال سوسیالیستی، بلکه دعوت به تأمل و بازاندیشی در آن. حاصل همکاری شستاکوویچ و یفتوشنکو، چشم‌اندازی عمیقاً انسان‌گرایانه و شاهکاری از رئالیسم سوسیالیستی است.

جنی فرل –People’s World – برگردان برای اخبار روز: لیلا افتخاری

برچسب ها

با تمامِ سال‌های سکوت و خاموشی و با درهایی که روی زنانِ موسیقیدان بسته شد، صدا و نوای آنان خاموش نشد که این صدا، از اعماق تاریخ برمی‌خیزد، از نغمه‌ی مادرانی که لالایی را نخستین درسِ عشق کردند
خالد زیادا، بنیان‌گذار «جشنواره فیلم فلسطین لندن»، تصمیم گرفت برنامه سال ۲۰۲۴ خود را نه با فیلم، بلکه با یک نمایش آغاز کند — نمایشی بر پایه صدای کودکان غزه. او این مأموریت را به الیاس مطر سپرد تا نمایشی بنویسد و کارگردانی کند که نامش را «دانه‌ای شن» گذاشت
استرادا همواره صدای عدالت‌خواهی بوده است. ویدئوی حمایتش از حق سقط جنین در ۲۰۱۸، زمانی‌که هنوز در مکزیک قانونی نشده بود، در اینترنت پربازدید شد. در ۲۰۲۲ نیز ترانه‌ی «اگر مرا بکشند» را در واکنش به قتل دانشجویی به دست راننده تاکسی اینترنتی منتشر کرد.

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی