از بغداد تا مونیخ؛ سناریوی تکراری براندازی و خطر چلبی‌سازی در ایران – مهرزاد وطن‌آبادی

در ماه‌های اخیر، برخی از چهره‌ها و گروه‌های برانداز ایرانی، به‌ویژه طیف پهلوی‌طلب و متحدان‌شان، تلاش کرده‌اند با حضور در نشست‌ها و محافل سیاسی بین‌المللی – از جمله نشست موسوم به «مونیخ ۲» – خود را به‌عنوان «نمایندگان آیندهٔ ایران» معرفی کنند. این نشست که خارج از مرزها و در فضایی کاملاً وابسته به محافل قدرت غربی برگزار شد، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی گذاشت که جایگاه و کارکرد واقعی چنین نیروهایی در تحولات داخلی ایران چیست و تا چه اندازه اهداف آن‌ها با خواست مردم و نیروهای مترقی هم‌خوانی دارد.

این نیروها معمولاً با زبانی پرطمطراق از آزادی، دموکراسی و بازسازی کشور سخن می‌گویند، اما بخش مهمی از فعالیت‌شان نه در بطن جامعهٔ ایران و نه با توجه به نیازهای مردم و میهن، بلکه در اتاق‌های لابی قدرت‌های خارجی شکل می‌گیرد. آن‌چه در عمل دیده می‌شود، بیش از آن‌که ارتباطی زنده و ارگانیک با مردم داخل باشد، پیوندی مستقیم با استراتژی‌های کلان دولت‌های غربی‌ست. تجربهٔ چنین پیوندهایی تجربهٔ تازه‌ای نیست؛ تاریخ معاصر خاورمیانه نمونه‌های روشنی از آن را به یاد دارد که یکی از شاخص‌ترین‌شان ماجرای احمد چلبی در عراق است.

احمد چلبی، سیاستمدار تبعیدی عراقی که در سال‌های پایانی قرن بیستم و آغاز قرن بیست‌ویکم میلادی به یکی از مهره‌های اصلی سناریوی تغییر رژیم در بغداد بدل شد، خود را به‌عنوان چهره‌ای «دموکرات» و آماده برای ادارهٔ عراق پس از صدام معرفی می‌کرد. او از سال‌ها پیش در خارج از کشور زندگی کرده و فاقد پایگاه اجتماعی واقعی در داخل بود، اما با برقراری ارتباط نزدیک با دولت‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، توانست نقش مهمی در آماده‌سازی افکار عمومی غرب برای حمله به عراق ایفا کند.

چلبی از طریق «کنگره ملی عراق» – سازمانی که با حمایت مالی و سیاسی مستقیم غرب تأسیس شده بود – «اطلاعات» متعددی دربارهٔ وجود «سلاح‌های کشتارجمعی» در عراق در اختیار پنتاگون و کاخ سفید قرار داد. بعدها ثابت شد که بخش بزرگی از این داده‌ها ساختگی یا اغراق‌آمیز بوده است. با این حال، این داده‌ها به یکی از ستون‌های اصلی توجیه جنگعلی عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی بدل شدند؛ جنگی که با شعار «آزادی عراق» آغاز شد، اما نتیجه‌اش فروپاشی ساختار حکومتی، گسترش شکاف‌های قومی و مذهبی، و سال‌ها بی‌ثباتی و خشونت بود، بی‌ثباتی و خشونتی که هنوز هم عراق از آن رهایی نیافته است.

امروز، وقتی به تصاویر و اظهارات برخی چهره‌های اپوزیسیون ایرانی در نشست مونیخ ۲ نگاه می‌کنیم، شباهت‌هایی با مسیر احمد چلبی دیده می‌شود. همان‌طور که او در آستانهٔ جنگ عراق، پشت درهای بسته با قدرت‌های خارجی معامله سیاسی می‌کرد، برخی از این گروه‌های برون‌مرزی نیز با تنظیم بیانیه‌ها و دیدارهای رسمی و غیررسمی، می‌کوشند به دولت‌های غربی نشان دهند که «گزینهٔ قابل اعتماد» برای دوران پس از تغییر نظام در ایران‌اند. این سناریو نیز مانند نمونهٔ عراقی آن، با این پیش‌فرض پیش می‌رود که نیروی جایگزین می‌تواند از بیرون مرزها و با حمایت خارجی بر سر کار بیاید – مدلی که تجربه نشان داده، بیش از هر چیز به ویرانی و بی‌ثباتی می‌انجامد.

تفاوت بزرگ بین شعار و واقعیت در این‌جاست: همان‌طور که احمد چلبی در عراق نه به دموکراسی پایدار دست یافت و نه به بازسازی ملی، بلکه صرفاً در خدمت یک پروژهٔ ژئوپلیتیک قرار گرفت، خطر آن وجود دارد که نسخهٔ ایرانی چنین نیروهایی نیز در نهایت در چارچوب منافع خارجی تعریف شود، نه منافع ملی. مشکل، صرفاً در وابستگی سیاسی نیست؛ این مدل بافت اجتماعی کشور را هم نادیده می‌گیرد، زیرا بدون پیوند ریشه‌ای با جامعه، هر تغییر تحمیلی از بیرون با مقاومت و بحران مشروعیت روبه‌رو خواهد شد.

تجربهٔ عراق، درس روشن و بی‌پرده‌ای به ما می‌دهد: تغییر رژیم با تکیه بر لابی خارجی و نیروهای فاقد پایگاه اجتماعی، نه به آزادی می‌انجامد و نه به توسعه. نتیجه معمولاً یک کشور ویران و جامعه‌ای شکاف‌خورده است که دهه‌ها زمان می‌برد تا دوباره روی پای خود بایستد. درست همان‌طور که احمد چلبی پس از مدتی کوتاه در قدرت، به حاشیه رانده شد و عراق به صحنهٔ نفوذ و رقابت قدرت‌های بیگانه بدل گشت، هر نیرویی که از خارج تحمیل شود، دیر یا زود به سرنوشت مشابهی دچار خواهد شد.

از این منظر، آن‌چه امروز در بخشی از اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور می‌بینیم، بیش از هر چیز به یک پروژهٔ مصرفی شباهت دارد: تا زمانی که در خدمت اهداف سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ باشد، حمایت می‌شود، اما به محض تغییر اولویت‌ها، کنار گذاشته خواهد شد. همان‌طور که چلبی برای کاخ سفید یک مهرهٔ یک‌بار مصرف بود، نیروهای ایرانی که با همان منطق بازی می‌کنند نیز چنین سرنوشتی خواهند داشت.

درس پایانی روشن است: هر تحول واقعی و پایدار باید از دل جامعه، بر اساس اراده و توان مردم شکل گیرد. آن‌چه از بیرون تحمیل شود، حتی اگر در پوشش شعارهای زیبا بیاید، در عمل چیزی جز بازتولید وابستگی و بی‌ثباتی به همراه نخواهد داشت.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

5 پاسخ

  1. با درود
    جنبش اسقلال طلبانه هند که بعد از ۱۰۰ سال به پیروزی رسید ،با نبردهای خونین ٱغاز شد تا ” بابوجی ” رهبریت جنبش خوشونت پرهیز را با وسیعترین اتحاد به پیروزی رساند، با هزینه ای گزاف ، بزرگترین مهاجرت اجباری در طول تاریخ تا به امروز ، و تجزیه کشور به دو بخش ” پاکستان و هند ” .
    ٱفریقای جنوبی و شیلی علاوه بر مبارزات مردمی و اتحاد فراگیر ، که در مورد شیلی حتی اتحاد با مخالفان ٱلنده را می شود ذکر کرد،
    تحریمهای اقتصادی و دیپلماتیک توسط کشورهای خارجی بود که به پیروزی کمک کرد.
    عده ای که معتقد هستن حمله خارجی می تواند دمکراسی برای ایران بیاورد ، و کشورهای ایتالیا ، فرانسه ، ٱلمان و پاناما و … را مثال می ٱورند را اگر شما توضیحی در این مورد بدهید ممنون می شوم ، چون من جوابی برای رد ٱنها تا الان پیدانکردم.

  2. من هرگز نگفتم روش داخلی به‌طور تضمینی به دموکراسی پایدار ختم می‌شود؛ اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد روش متکی بر مداخله خارجی تقریباً همیشه به ویرانی و وابستگی انجامیده، نه دموکراسی

  3. جالب اینجاست که نه تنها در تاریخ نمونه ای نداریم که دخالت قدرتها جز برای منفعت خود باشد، بلکه جز ویرانی و قتل عام شهروندان حاصلی به بار بیاورد.اما برگزار کنندگان این سیرک های سباسی تاریخ پیوسته خود ما را هم نمی بینند. به سرنوشت پدر و پسر پهلوی که اکنون به نوه اش دخیل بستند هم نگاه نمی کنند.

  4. با درود
    شما با مقایسه دو روش مبارزه که یکی متکی به خارج و دیگری داخلی ، به این نتیجه رسیده اید که روش اول نه به دمکراسی و دومی به یک دمکراسی پایدار منجر خواهد شد ! بهتر نبود نمونه هایی از کشورها که منجر به یک دمکراسی پایدار شده اند را ذکر می کردید ؟
    ٱیا شما گارانتی می دهید که روش مبارزه ی شما به یک دمکراسی پایدار ختم خواهد شد .
    با ٱرزوی سلامتی

پاسخ دادن به خواننده لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی