چند نکته در مورد چرایی مبارزه عدم خشونت علیه نظام ارتجاعی و فاسد ولایی در راستای اعتقاد به بیهوده بودن تلاش برای اصلاح رژیم جنایتکار در چارچوب کنونی و لزوم گذار از این حکومت.
حاکمان این رژیم و حامیان مزدورشان بازیگرانی هنجارمحور نیستند که کنشهای خود را بر مبنای احترام به حقوق شهروندی و یا حقوق بشری تنظیم کنند بلکه چون بقایشان به منافع مالی هنگفتی که از طریق فساد نهادینه به دست میآورند استوار شده از رفتارهای خشن و خصمانه علیه معترضینی که به عدم خشونت باور دارند و این تاراج ثروت ملی و ارتجاع قرون وسطایی را بر نمی تابند، دست نخواهند کشید. در عین حال به کرار دیدهایم که نظام حا کم برای استمرار سلطه خود که هم اکنون فقط بواسطه سرکوب و اعدام و ارعاب مردم معترض نیازمند «بهانه» است، نه «دلیل»؛ در نتیجه، بهانهها در صورت وجود، مورد استفاده قرار میگیرند و در صورت عدم وجود «خلق» میشوند.
از ارکان این نظام قوه قضائیهایست متحجر. بیدادگاهی است که با عدالتخواهی و مسئولیتپذیری وابستگان به حکومت آشنایی ندارد. قضات این دم و دستگاه حتی به حقوق اندکی که در قانون اساسی خودشان هم برای شهروندان پیشبینی شده پایبند نیستند بلکه هم فرمانبردار بازجوها هستند و هم تشنه رشوهخواری. عمدتا معمم هستند ولی از اخلاقیات و شرافت کاری بویی نبردهاند. پس به امید آنها نیز نمیتوان به قانونمداری حقوقی رسید چون قضات تبدیل شه اند به ابزار سلطه که از تعابیر شرعی برای پیشبرد منافع خود در بستر نظام ولایی بهره میگیرند.
بلندگوهای حکومتی با اتکا به سرکوب و جنایت سازمان یافته دومسیر را برای خیانت به منافع ملی و ایجاد ناامیدی در مردم هموار میکنند. با تبلیغ توهم قدرت نظام در منطقه حیف و میل منابع کشور را لاپوشانی میکنند و با لجبازی خرافی بر سر اصولی که هیچ خاستگاهی در بین آرای مردم ندارند چون منع موسیقی یا اعمال حجاب اجباری، هویتی نامانوس را بر مردم و فرهنگ ایرانی و ایرانیان تحمیل میکنند تا بتوانند دسترسی به هنر، صنعت و اطلاعات را سانسور کنند.
جنگ دوازده روزه ورشکستگی این توهم قدرت و این انحصار در دسترسی به اطلاعات را به خوبی منعکس کرد چون مردم برای کاهش خسارات ناشی از بمباران خودشان به هم اطلاعرسانی کردند و خودشان برای کاهش آسیب راهکار یافتند.
در چنین شرایطی است که باید با عقلانیت صیانت از زندگی و داشتههای ایرانیان پایبندی خود را به عدم خشونت برای گذار از جمهوری اسلامی عنوان کنیم ولی نه در بستر اصلاحات از درون این نظام بلکه بواسطه راهکارهای مرسوم جهانی مثل همهپرسی تحت نظارت نهادهای موجه بینالمللی.
در این برهه از تاریخ پافشاری بر راهکارهای عدم خشونت معترضین را از دفاع از خود، خانواده و داراییهایشان در مقابل عوامل سرکوب نظام منع نمیکند بلکه این باور را در میان مردم سرکوب شده و جنگزده تقویت میکند که میتوانیم کماکان بر درخواست به حق خود برای به کنار رفتن این هیات حاکمه و مزدورانشان پایبند باشیم بدون آنکه نظام سرکوب بتواند به ما انگ همکاری با دشمن بزند و هم صدای اعتراض و درخواست تحولات بنیادین ایرانیان را به گوش جهان برسانیم.
درخواست همهپرسی ممکن است سهلالوصول و یا خیلی واقع بینانه نباشد ولی راهکاریست برای ثبت اعتراضمان به حکومتی که دنبال فرصت است تا با سرکوب اندک زمانی بیشتر انحصار بهرهبرداری از سفره ثروت ملی را برای خود حفظ کند به دشمن خارجی بگوید که مردم با ما هستند و به مردم بگوید که اگر با ما نباشید حتما با دشمن هستید.
فراگیر شدن درخواست برای همهپرسی برای تغییر قانون اساسی، برای استقلال قوه قضاییه یا حتی برای به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان عضو سازمان ملل.. . و و و…. این نکته را ثابت میکند مردم ایران معقتدند که این نظام ناکارآمد است، فساد در این نظام نهادینه شده و مردم دیگر گول شعارهای این حکومت مبتنی بر توهم قدرت بازدارندگی و دروغ در فراهم سازی رفاه و امنیت و سلامت جامعه را نمیخورند.








4 پاسخ
برای مبارزه غیر مسالمت آمیز میباید درخواست از حکومت همراه نشان دادن قدم بعدی در صورت امتناع رژیم از آن خواست باشد وگرنه رژیم به آن اهمیتی نخواهد داد. در این مسیر یکی از راهکار هایی که میتواند بهانه ای به رژیم برای سرکوب ندهد و و مردم بدنبال اصلاح طلبان حکومتی نروند آن است که فعالان سیاسی داخلی به کمک اصلاح طلبانی که از رژیم عبور کرده اند مشترکا خواهان حمایت مردم در یک راهپیمایی سکوت در سراسر ایران به منظور درخواست از حکومت به همان همه پرسی “جمهوری اسلامی آری یا نه” که خود رژیم مبتکرش بوده شوند . دعوت کنندگان از قبل اعلان خواهند کرد که کسانیکه شعاری بر علیه مقامات حکومتی داده و یا حرکتی مخرب داشته باشند از ما نبوده و بوسیله مردم طرد خواهند شد. چنانچه دولت با چنین راهپیمایی قانونی مخالفت و ممانعت کند ما از نمایندگان مجلس تقاضا خواهیم کرد که رییس جمهور را برای نقض قانون اساسی استیضاح کند وگرنه با اعتصاب سراسری دولت را فلج خواهیم کرد.
سردبیر محترم. گویی اینجانب در ابتدای متن, مبارزه “مسالمت آمیز” را به اشتباه “غیر مسالمت آمیز” نوشته ام. متشکر میشوم اگر آنرا اصلاح نمائید. با تشکر, نیک.
جناب داور که مخالف بکار بردن خشونت در مرحله گذار از رژیم شیعه فاشیستی ملاها میباشید کاملا غیرمنطقی فکر میکنید چون تا زمانیکه طرف مقابل ما یعنی رژیم ملایان خودش اسلحه در دستش دارد و خشونت میکند آنوقت چطور مخالفینش دست بسته تسلیم او باشند؟ شما اگر خوش باورید و اعتقاد به ابزار رفراندوم و گفتگو با یک حکومت جنایتکار اسلامی هستید ابتدا باید قبل از گفتگو از رژیم خونخوار بخواهید که سلاح خودش را زمین بگذارد، آنوقت راه برای رفراندوم و گفتگو باز میشود نه تا زمانیکه رژیم زور و قدرتش بر مخالفینش میچربد و مسلح است و میتواند خواسته خودش را دیکته کند که ۴۶ سال کرد و میکند. شانس آوردیم نگفتید که با دسته گل دادن به رژیم ملایان میشود که داوطلبانه از قدرت کناره بکشند؟ ملاها تازه صاحب چاه های نفت و ثروت ایران شدند و سرمست قدرت سیاسی مطلقه که اجازه شکلگیری هیچ حزب یا نیروی مخالف را از درون ایران ندادند و نمیدهند، انوقت به امثال شما اجازه میدهند صلح آمیز قدرت شان را بگیرید؟ شما نصیحت پدری یا برادری بکنید!
جناب داور, فاجعه اینجاست که ما پس از ۴۶ سال حاکمیتی مغول وآر بنام جمهوری اسلامی و پس ازتاریخی از مبارزات از صدر مشروطه به اینجا رسیده ایم که حتی در واکنش به یک بیانیه برای رفراندم هم عقیده نیستیم و نمیدانیم چه کنیم.