
در حالی که نگرانی از پیشروی روسیه و احتمال شکست ناتو در اوکراین از سطح فرماندهان نظامی و رهبران سیاسی جنگطلب به درون رسانهها کشیده شده، اکنون سایمون تیسدل، نویسنده و مفسر بخش خارجی روزنامه گاردین، زنگ هشدار را به صدا درآورده است. او در این مقاله از تردیدها و ناتوانی غرب سخن میگوید و هشدار میدهد سقوط اوکراین میتواند به یک شکست استراتژیک تاریخی برای ناتو و اروپا تبدیل شود.
طی ۴۰ ماه خونین و بیرحمانه، اوکراین با اشغالگر روس جنگیده است. از فوریه ۲۰۲۲، زمانی که حمله سراسری و تمامعیار مسکو آغاز شد، مردم این کشور با حملات بیوقفه و ویرانگر مواجه بودهاند. دهها هزار نفر کشته یا زخمی شدهاند و میلیونها نفر خانههای خود را از دست دادهاند. صنایع، فروشگاهها، مدارس، بیمارستانها و نیروگاههای اوکراین در آتش میسوزند، زمینهای حاصلخیز آن نابود شده است. کودکانش یتیم، آسیبدیده روانی یا ربوده شدهاند. علیرغم درخواستهای مکرر، جهان نتوانسته این کشتار را متوقف کند. و با این حال، اوکراین با وجود کمبود نیرو و تسلیحات، به مبارزه ادامه داده است.
قهرمانی اوکراینیها در دل این وحشت چنان به امری عادی بدل شده که تقریباً بدیهی فرض میشود. اما در حالی که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، جنگ را تشدید کرده و هر شب با موج بیسابقهای از پهپادهای مسلح بر سر کیف و سایر شهرها رعب میپراکند، و در حالی که حمایت آمریکا و تلاشهای صلح متزلزل شده و سربازان خسته اوکراینی در خط مقدم با فرسودگی روبهرو هستند، این آسودگی خاطر، هرچه بیشتر، بیجا به نظر میرسد. پرسشی که دیگر فرضی نیست، هر روز واقعیتر و فوریتر میشود: اگر اوکراین سقوط کند چه میشود؟
پاسخ: اگر اوکراین سقوط کند، این سقوط به معنای یک شکست استراتژیک حماسی برای غرب خواهد بود که همسنگ یا حتی فراتر از فاجعههای افغانستان و عراق است. پیامدهای منفی آن برای اروپا، بریتانیا، اتحاد فراآتلانتیک و حقوق بینالملل واقعاً هراسانگیز است. همین فکر باید ذهنها را متمرکز کند.
از روزهای پایانی ۲۰۲۳، زمانی که ضدحمله اوکراین متوقف شد، مشخص شد که اوکراین در حال پیروزی نیست. در بیشتر ماههای امسال، نیروهای روسی بدون توجه به هزینهها، به تدریج در دونتسک و سایر مناطق شرق، پیشروی کردهاند. برآوردها نشان میدهد تلفات روسیه اخیراً از یک میلیون کشته و زخمی فراتر رفته است. با این حال، آنها همچنان به حملات خود ادامه میدهند. اگرچه هنوز پیشرفت بزرگی از سوی روسیه رخ نداده است، اما برای مدافعان اوکراینی که گرفتار شده و کمبود تجهیزات دارند، این جنگ اکنون به یک نبرد روزانه برای بقا بدل شده است. اینکه اصلاً میتوانند همچنان مقاومت کنند، خود شگفتانگیز است.
اینکه اوکراین تا چه مدت میتواند در میدان نبرد، در آسمان، و در عرصه دیپلماتیک و سیاسی مقاومت کند، بهشدت مورد تردید است. این کشور با کمبود نیروی انسانی، مهمات و موشکهای رهگیر مواجه است. همچنان میتواند بهشدت ضربه بزند. اشغال منطقه کورسک روسیه توسط اوکراین و انهدام بمبافکنهای راهبردی روسیه در ماه گذشته در عمق خاک این کشور، شگفتانگیز بود. اما این موفقیتهای موقت، توازن قدرت یا مسیر کلی تحولات را تغییر نمیدهد.
همچنین اوکراین به طور فزایندهای از کمبود دوستان قابلاعتماد رنج میبرد، هرچند شاید این موضوع همیشه وجود داشته است. پوتین، «ائتلاف مایل به جنگ» خود را – شامل چین، ایران، کره شمالی و دیگران – برای حمایت از ماشین جنگی خود بسیج کرده است. معادل غربی آن، به رهبری بریتانیا و فرانسه، در حالت تعلیق قرار دارد. استقرار یک «نیروی اطمینانبخش نظامی» امکانپذیر نیست. به دلیل لجاجت پوتین و بیکفایتی دونالد ترامپ، هیچ آتشبس قابل اجرایی وجود ندارد و هیچ چشماندازی برای آن در کار نیست.
هفته گذشته در لندن، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، و کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، وعدههای آشنای حمایت قاطعانه را تکرار کردند. گفتنش آسان است. اما ارائه کمک نظامی مؤثر دشوارتر است. مانند سایر کشورهای اروپایی، بریتانیا و فرانسه فاقد تسلیحات پیشرفته و تجهیزات لازم به میزان کافی هستند؛ تجهیزاتی که تنها ایالات متحده میتواند تأمین کند.
برای پر کردن این خلأ، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، پیشنهاد کرده که باتریهای پدافند هوایی پاتریوت آمریکا را خریداری کرده و به کیف اهدا کند. اما مانند اتحادیه اروپا و نشست اخیر سران ناتو، اولویت اصلی مرتس، دفاع از امنیت ملی آلمان است. در حالی که او موشکهایی برای اوکراین کنار میگذارد، هزینههای دفاعی آلمان را سه برابر کرده است. بریتانیا نیز همین کار را انجام میدهد.
ترامپ، میمون تسلیمطلب آمریکا، همچنان بزرگترین سردرد دیپلماتیک کیف است. طرح آتشبس ۳۰ روزه و نامتوازن او از سوی مسکو رد شد، پیشنهاد معاملات تجاری او میان آمریکا و روسیه نادیده گرفته شد. پس از ماهها بدگویی درباره ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، و چاپلوسی برای پوتین، این «نابغه بسیار با ثبات» اکنون به این نتیجه رسیده است که رهبر روسیه – که یک جنایتکار جنگی تحت تعقیب است – «چرند» میگوید و قابل اعتماد نیست. چه کشف بزرگی!
ترامپ اکنون میگوید که ارسال محدود سلاحهای دفاعی به کیف را از سر خواهد گرفت و شاید از تحریمهای بیشتری حمایت کند. اما این موضوع نه به سیاست مربوط است و نه به اصول. غرور او جریحهدار شده است. احساساتش آسیب دیده است. یک جمله تحسینآمیز از جانب برادر لبخند به لب کرملین میتواند بلافاصله نظر او را تغییر دهد. ترامپ مانند همه گردنکلفتها، غریزی طرف قویتر را میگیرد. جای تعجب نیست که پوتین محاسبه میکند میتواند اوکراین را فرسوده کند، از غرب پیشی بگیرد و در این جنگ پیروز شود.
همه چیز از دست نرفته است. چه با ترامپ، چه بدون او، ناتو میتواند همانطور که بارها در اینجا تأکید شده، رویکردی قاطعتر اتخاذ کند؛ با اعمال مناطق پرواز ممنوع بر فراز بخشهای آزاد اوکراین و هدف قرار دادن موشکها و پهپادهای ورودی. موضع نظامی روشن است، استدلالهای حقوقی و بشردوستانه نیز غیرقابل رد است. روسیه بارها به حاکمیت همسایگان عضو ناتو تجاوز میکند. تلاشهای پوتین برای باجخواهی هستهای، که جو بایدن را بهشدت نگران کرده بود، مایه تحقیر است. اگر ناتو فقط شهامت لازم را داشت، میتوانست پوتین را سر جایش بنشاند.
اگر این امکانپذیر نباشد، تحریمهای جدید آمریکا و اتحادیه اروپا علیه صادرات نفت روسیه باید بدون هیچ تأخیری اعمال شود. میلیاردها دلار اموال کرملین که در بانکهای غربی نگهداری میشود باید مصادره شده و برای تأمین تسلیحات و بازسازی هزینه شود. کشورهایی مانند هند که از تحریم کرملین امتناع کرده و از این جنگ سود میبرند، باید دعوت شوند تا گزارش تکاندهنده جدید دادگاه حقوق بشر اروپا درباره وحشیگری جنایات جنگی روسیه را بخوانند – و به آنها گفته شود که باید یک طرف را انتخاب کنند.
اکنون دو نتیجه محتملتر از سایر سناریوها به نظر میرسد: یک جنگ بیپایان و بینتیجه، یا سقوط اوکراین. شکست اوکراین و توافقی مطابق شرایط سلطهجویانه پوتین، شکست کل غرب خواهد بود – یک ناکامی استراتژیک که نویدبخش دورانی از درگیری دائمی و گسترده در سراسر اروپا خواهد بود. حتی برای روسها نیز، هیچیک از این دو نتیجه، پیروزی پایدار نخواهد بود. تلاشهای بیشتری لازم است تا سیاستمداران و مردم روسیه متقاعد شوند که این جنگ، که چنان هزینههای سنگینی از نظر جان انسانها و منابع مالی برای کشورشان داشته، میتواند از طریق مذاکره پایان یابد، نگرانیهای امنیتی مشروع آنها بررسی خواهد شد، و جایگزینهای دیگر بسیار بدتر خواهند بود.
اما نخست، آنها باید او را کنار بزنند. معمار اصلی این وحشت، نویسنده اصلی رسوایی روسیه، باید خلع سلاح، برکنار و به عدالت بینالمللی سپرده شود. پوتین باید سقوط کند، نه اوکراین.
علیرغم ادعای نویسنده ی گاردین، این جنگ، جنگی نیست که ناتو در آن «غایب» بوده باشد تا اکنون گفته شود برای پایان دادن به آن وارد شود و با شکست پوتین و افراشتن پرچم پیروزی در کییف خاتمهاش دهد؛ ناتو از پیش از جنگ و در تمام مدت، با کمکهای فکری، مالی و لجستیکی در این جنگ حضور داشته و علیرغم مخالفت نیروهایی که خواهان حل اختلاف از طریق مذاکره بودهاند، بر پیروزی در جبهه و شکست روسیه تأکید کرده است؛ راهی که همین نوشته و فراخون مداخله بیشتر ناتو در جنگ بازتاب شکست آن است.






3 پاسخ
حیرت آور است گه چگونه غرب روسیه و پوتین را برای جنگ در اکرایین محکوممیکنند، ، ولی در مورد فلسطین چشمانشان کور گوهایشان کر و وجدان نداشته آنها آسوده است ، سقوط بشریت
سایمون تیسدل مفسر جنگ افرو
آقای سایمون مانند تمام جنگ افروزان تاریخ با تهیج کور در شیپور جنگ می دمد ،ناتو با تخلف از قراردادهای پس از فروپاشی اتحادشوروی ،نه تنها در جهت انحلال ناتو تلاش نکرد بلکه جهت گسترش جغرافیای اروپای شرقی ،و رسیدن به رویای روسیه تجزیه شده دست به انقلاب های رنگی زد هدف کسب بازار کشورهای جدید ،تحمیل نظامی گری در جهت کمپانی های امریکایی وجند ملیتی بود ،واست امروز شکست اوکراین بدرستی شکست ناتو با سیاست های جنگ طلبانه است ،مردم اروپا از هزینه های میلیاردی برای ادامه کمک به اوکراین در این جنگ مخالفند ،جنگ جهانی سوم آغاز شده است آیا نیروهای صلح طلب می توانند با اعتراضات وحمایت از احزاب مخالف جنگ وگسترش ناتو جهان را از جنگ سوم جهانی نجات دهند
بله و ترسناک است که اینان مردمان جهان را به لبه چه پرتگاه خطرناکی کشیده اند. مضحک تر اینکه فقط چند روز پیش از حمله روسیه به اکرایین، پوتین از غرب و ناتو درخواست کرد که نگرانی های امنیتی روسب( عضویت اوکرایین در ناتو) را در نظر بگیرند و مانع جنگ شوند اما دریغ از گوش شنوا چرا که ناتو خواهان جنگ بود به بهای نابودی هر دو کشور و اکنون نویسنده جنگ طلب روزنامه به اصطلاح ” چپگرا” اظهار می کند که مردم روسیه پوتین را براندازند و ما قول می دهیم که نگرانی های امنیتی روسیه را در نظر بگیریم! زهی بی شرمی!