
اجلاس گروه هفت، که از ۱۵ تا ۱۷ ژوئن در منطقه کوهستانی کاناناسکیس در استان آلبرتای کانادا برگزار میشود، در حالی آغاز شده است که جهان در تلاطم شدید سیاسی و اقتصادی به سر میبرد. سایهی جنگ فاجعهبار میان ایران و اسرائیل، رقابتهای ژئوپولیتیک فزاینده، و نگرانیها از رکود اقتصادی جهانی، بر این نشست سنگینی میکند.
یک مقام فرانسوی که نخواست نامش فاش شود، وضعیت موجود را اینگونه توصیف کرده است: «متحدان آمریکا نگرانند که سیاستهای واشنگتن خطر رکود جهانی را تشدید کند، اما نمیخواهند رئیسجمهور را از خود برانند.» این توصیف کوتاه، تصویری دقیق از تنشهای زیرپوستی این نشست بینالمللی به دست میدهد؛ نشستی که بهویژه بهواسطهی حضور مجدد دونالد ترامپ در کاخ سفید، حساسیت مضاعفی یافته است.
یکجانبهگرایی در رأس نگرانیها
محور اصلی بسیاری از مذاکرات غیررسمی اجلاس، تلاش برای متقاعد کردن ترامپ به بازنگری در دکترین «اول آمریکا» است؛ سیاستی که با تعرفهگذاریهای تهاجمی، خروج از توافقات چندجانبه، و مداخلات نظامی بالقوه، نظم جهانی را به چالش کشیده است. ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود نیز تجربهای پرتنش در اجلاس گروه هفت در کانادا داشت؛ از تاخیر در ورود گرفته تا خروج ناگهانی از بیانیه پایانی و حمله لفظی به جاستین ترودو.
در اجلاس امسال، میزبان کانادایی، مارک کارنی – چهرهای بانفوذ در نهادهای اقتصادی بینالمللی پیش از ورود به سیاست – محتاطانه عمل میکند. با توجه به احتمال شکست مذاکرات، گمان میرود که کارنی حتی ممکن است از تلاش برای صدور بیانیه مشترک صرفنظر کند. برای جلب نظر ترامپ، حتی موضوع بحران آبوهوایی نیز از دستور کار کنار گذاشته شده است.
جنگ ایران و اسرائیل: خط قرمز تازه
در رأس نگرانیها، درگیری نظامی بین ایران و اسرائیل قرار دارد؛ بحرانی که نهتنها ثبات خاورمیانه، بلکه امنیت جهانی را تهدید میکند. چهار قدرت اروپایی – آلمان، فرانسه، بریتانیا و ایتالیا – در بیانیههای علنی از «حق دفاع اسرائیل» حمایت کردهاند، اما در رایزنیهای پشت درهای بسته، خواهان کاهش تنشها شدهاند.
آخرین امید برای باز کردن روزنهای دیپلماتیک، مذاکرات برنامهریزیشده میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان بود که پیش از برگزاری، لغو شد. منابع دیپلماتیک گزارش دادهاند که ترامپ، بدون انتظار برای پایان مذاکرات و در حضور فرستاده ویژه خود، استیو ویتکوف، چراغ سبز حمله به ایران را صادر کرده است.
اروپا خواهان شفافسازی در مورد تصمیم واشنگتن است و از موضع جدید ایالات متحده – مبنی بر سلب حق غنیسازی از ایران – ابراز نگرانی کرده است. این موضع نهتنها بازگشتی از توافق هستهای ۲۰۱۵ محسوب میشود، بلکه احتمال گسست کامل مسیر دیپلماسی را تقویت کرده است.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی، اقدام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در صدور قطعنامهای علیه تهران – با حمایت اروپا – را زمینهساز حمله اسرائیل تلقی کرده و نسبت به بیطرفی اروپا در این بحران بهشدت بدبین شده است. در چنین فضایی، بیم آن میرود که تهران تصمیم بگیرد برای بازدارندگی بیشتر، برنامه هستهای خود را شتاب دهد.
ریچارد نفیو، معاون سابق نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، در نشریه فارن افیرز هشدار داده که: «اگرچه سایت غنیسازی فردو هدف حمله قرار گرفته، اما نشانهای دال بر نابودی کامل زیرساختها یا ذخایر اورانیوم وجود ندارد. در صورت باقی ماندن سانتریفیوژها و اورانیوم غنیشده، ایران ممکن است در عرض چند هفته به نقطه ساخت سلاح نزدیک شود.»
چالش روسیه و نقش ترامپ
در کنار بحران خاورمیانه، موضوع ادامه جنگ در اوکراین و سیاستهای روسیه نیز بار دیگر محور گفتوگوهاست. ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، برای نخستین بار پس از شکست مذاکرات صلح در استانبول با ترامپ دیدار خواهد کرد. رهبران اروپایی، ترامپ را برای اعمال تحریمهای سختتر علیه روسیه تحت فشار گذاشتهاند – از جمله کاهش سقف قیمت نفت روسیه از ۶۰ دلار به ۴۵ دلار – اما مشخص نیست آیا ترامپ تمایلی به تشدید فشار اقتصادی بر کرملین دارد یا خیر.
چین و خطوط تأمین استراتژیک
تنها حوزهای که ممکن است وحدت نظری میان اعضا وجود داشته باشد، استراتژی مشترک در قبال چین است. تمرکز ویژه بر تضمین امنیت خطوط تأمین مواد معدنی حیاتی، مانند لیتیوم و کبالت، در دستور کار قرار گرفته است. این مواد برای صنایع دفاعی و انرژیهای نو حیاتیاند و وابستگی به چین، نگرانی جدی برای قدرتهای غربی ایجاد کرده است.
تغییرات در ترکیب رهبران گروه ۷
نشست امسال با تغییرات چشمگیری در رهبری کشورهای عضو همراه است. از میان هفت عضو اصلی، تنها امانوئل مکرون (فرانسه) و جورجیا ملونی (ایتالیا) از رهبران حاضر در نشست سال گذشته باقی ماندهاند. در بریتانیا، آلمان، ژاپن و ایالات متحده، دولتها تغییر کردهاند و کانادا نیز با نخستوزیر تازهنفس خود، مارک کارنی، پا به اجلاس گذاشته است. این دگرگونی میتواند هم مانع انسجام باشد و هم فرصتی برای بازتعریف سیاستهای جمعی.
تنشها میان ترامپ و همسایگان
روابط ترامپ با مکزیک و کانادا در کانون توجه قرار دارد. کلودیا شاینباوم، رئیسجمهور جدید مکزیک، قرار است نخستین دیدار دوجانبه خود با ترامپ را در حاشیه اجلاس انجام دهد. او پیشتر بهصراحت با طرح آمریکا برای اعزام نیروهای نظامی به مکزیک برای مقابله با کارتلهای مواد مخدر مخالفت کرده و گفته بود: «حاکمیت ملی مقدس است.»
در مقابل، ترامپ لایحهای ارائه داده که حوالههای مالی مهاجران غیرشهروند را هدف مالیاتگذاری قرار میدهد؛ اقدامی که میتواند تأثیر عمیقی بر اقتصاد خانوارهای مکزیکی ساکن ایالات متحده بگذارد.
روابط با کانادا نیز خالی از تنش نبوده است. اگرچه لحن ترامپ در هفتههای اخیر نرمتر شده، اما سه بسته تعرفهای علیه واردات کانادایی، خاطرهای تلخ از دوران اول ریاستجمهوری او باقی گذاشته است. با این حال، کانادا اعلام کرده که در سال ۲۰۲۶ به سقف بودجه دفاعی ناتو خواهد رسید – اقدامی که میتواند دل ترامپ را بهدست آورد.
دعوت از مودی؛ دیپلماسی یا بحران؟
یکی از تصمیمات بحثبرانگیز کارنی، دعوت از نارندرا مودی، نخستوزیر هند، به اجلاس بود؛ آن هم در بحبوحه تنشهای سیاسی شدید میان دهلینو و اتاوا. کانادا هند را به دست داشتن در ترور هاردیپ سینگ نیجار، فعال جنبش «خالصتان»، در خاک خود متهم کرده و شماری از دیپلماتهای هندی را اخراج کرده است. دهلینو نیز در واکنش، کانادا را حامی تجزیهطلبی معرفی کرده است.
حضور مودی در اجلاس، میتواند موجب افزایش تدابیر امنیتی و شکلگیری اعتراضات خیابانی شود؛ بهویژه اگر با اعتراضات ضدترامپ همزمان گردد. امنیت اجلاس، در چنین شرایطی، به اولویتی فوری برای میزبانان تبدیل شده است.
آزمون چندجانبهگرایی و سرنوشت جنگ ایران و اسرائیل
نشست کاناناسکیس فرصتی است برای ارزیابی دوباره مفهوم همکاری بینالمللی. آیا گروه هفت میتواند در برابر امواج یکجانبهگرایی مقاومت کند؟ آیا میتواند جبههای متحد در برابر بحرانهای جهانی شکل دهد؟ یا اینکه مجبور خواهد شد بار دیگر برای حفظ ظواهر وحدت، از حقیقت عبور کند؟
در جهانی که از هر سو درگیر بحران است، اجلاس گروه هفت نه فقط یک رویداد دیپلماتیک، بلکه آینهای از شکافهای ساختاری نظم بینالملل است؛ شکافهایی که اگر به درستی مدیریت نشوند، ممکن است به پرتگاههای تازهای ختم شوند.
رهبران هفت کشور صنعتی جهان، در فضایی پرتنش و در شرایطی که جهان بیش از هر زمان دیگری درگیر شکافهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است، گرد هم آمدهاند. از یکسو، خطر گسترش جنگ و کشیده شدن کشورهای دیگر به درگیری مستقیم وجود دارد، و از سوی دیگر، موج اعتراضات مردمی در خاورمیانه، اروپا و آمریکای شمالی علیه جنگطلبی، نقض حقوق بشر و ریاکاری قدرتهای جهانی در حال گسترش است.
اجلاس گروه هفت در پایان نشست خود در قبال جنگ فاجعهبار ایران و اسرائیل چه خواهد کرد؟ آیا اقدامی مشخص و معنادار در دستور کار خواهد بود، یا این بحران هم با بیانیههایی کلی و تکراری، سرنوشتی مشابه غزه خواهد یافت؟




