پویه – مجید میرزایی 

میان این همه دود و غبار و هرم و عرق

میان جنگل جنجال و همهمه ها 

ببین چگونه گم شده ام!

.

ز روی پشته های پریشانی 

به سوی برکه های بلورین شعر می آیم

و غوطه می زنم آنجا میان آن زلال شگفت،

و در کنار جلگه جلبک ها، 

کنار ماسه ها و صدف ها 

به جستجوی بوسه های گمشده در ساحل 

می گردم 

به عهدهای فراموش و رازهای نهان

_نهفته در نفس باد

              گوش می سپرم

به رد پاهایی می اندیشم 

که دست های کوچک باران شست

                             از شن ها …

.

میان برکه های حیرت و حیرانی

به جستجوی تو می گردم

و هیچ بر کفم اما نیست 

   جز کجاوه های کوچک کف…

۱۷ژانویه ۲۰۲۵

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x