صدای تو – خسرو باقرپور

چه صدای خوبی! آه!
من پیشانه صدای تو را نوشیده بودم
و پستان های رگ کرده ی مادرم
از صدایِ خوبِ تو روشن بود.


من بی محابا روشن ام!
و عاشقِ باران!
بهار بود
صدای باران از خانه ی سبزِ تو می آمد.


به خانه ات آمدم،
خانه ات ابری بود
ابر نمی بارید
صدایِ صاعقه می آمد
واژه ها از دهانِ تو سقوط می کردند
و عشق
زار زار می گریست.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی