با تجاوز نیروهای آمریکایی و اسرائیلی به تعداد زیادی از مراکز نظامی و غیر نظامی ایران و حملات موشکی ایران به اسرائیل و اهدافی در جنوب خلیج فارس، جنگ ارتجاعی دیگری ایران و منطقه را در کام خود فرو برده است. در نخستین روزهای این جنگ، علی خامنهای و شماری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی کشته شدند. شادی و پایکوبی بسیاری از مردم که دههها زیر سرکوب این رژیم زیستهاند قابل درک است. مرگ این جنایتکاران ولی لزوما نویدبخش رهایی نیست، بلکه نشان از ورشکستگی رژیم و عدم توانایی آن در مقابل حریفان مقتدر دارد. از میان رفتن افراد به معنای از میان رفتن ساختارها نیست.
این جنگ از همان آغاز نشان داد که قربانیان اصلی آن مردم عادی هستند: کارگران، زنان، کودکان و فرودستان شهری و روستایی. هر دو سوی این درگیری، با وجود تضادهای سیاسی، در یک نقطه مشترکاند: بقای بی قید و شرط مناسبات سرمایهداری، مردسالاری و بازتولید سلطهٔ طبقاتی از طریق سرکوب جنبشهای اجتماعی. با شروع جنگ، همانند جنگ دوازدهروزه، جنبشهای حقطلبانه و آزادیخواه جاری عملاً به پس رانده شدند. نمونه آن جنبش دانشجویی بود که در آستانه اوجگیری عملاً در نطفه خفه شد.
ترامپ و نتانیاهو هدف این جنگ را تعویض رژیم اعلام کردهاند. اگر آنها این هدف را تا پایان دنبال کنند، نتیجهاش چیزی نخواهد بود جز برانداختن یک حکومت فاشیستی نافرمان و جایگزین کردن آن توسط یک حکومت فاشیستی دیگر، که دست به سینه امپریالیستهای غربی و صهیونیستهای جنایتکار باشد. سناریوهای دیگری هم قابل تصور هستند ولی آنچه روشن است این است که متجاوزین خارجی فقط به دنبال تامین منافع خویش از هر طریقی هستند و تمام ادعاهای آنها پیرامون نجات ایرانیان از چنگ استبداد، چیزی جز فریب و ریا نیست. از جانب دیگر هدف جمهوری اسلامی نیز چیزی جز تداوم حاکمیت مرگبار خود به هر قیمت و از جمله کشتار و ویرانی نیست. این رژیم همچنان سودای حفظ خود به عنوان یک قدرت منطقهای را در سر میپروراند و به خاطر این هدف، از جان و مال اکثریت مردم ایران مایه میگذارد. جنگ میان این دو فقط بر سر قدرت و به منظور دفاع از منافع خود و یا بسط و توسعه آن است. ما این جنگ را از هر دو طرف ارتجاعی میدانیم.
ما اعتقاد داریم، این جنگ نهتنها ابزار بازتولید سلطه، بلکه سازوکاری برای تشدید ستم طبقاتی و جنسیتی و سایر ستمهای موجود در جامعه است. در شرایط جنگی، کنترل بر بدنها و زندگی افزایش مییابد، کار بازتولیدی بیمزد سنگینتر میشود، فقر و ناامنی تشدید میگردد و هرگونه صدای اعتراضی با توجیه “امنیت ملی” سرکوب و خفه میشود.
بلوک متحد سوسیالیستی شروع این جنگ و ادامه آن را محکوم میکند و برای پایاندادن به رنجهای مضاعفی که برای تودههای مردم به ارمغان آورده است، خواهان آتشبس فوری و بدون قید وشرط است. ما رهایی از چنگ مصائب موجود در جامعه را نه در پرواز بمبافکنها و موشکها، بلکه در سازماندهی مبارزه انقلابی از پایین، نه فقط بر علیه رژیم متزلزل شده حاکم، بلکه بر علیه کل مناسبات موجود در جامعه و علیه همه جناحهای طبقه حاکم یعنی بورژوازی میدانیم. داشتن چشم امید به یک ناجی از بالا و یا از فرای مرزها مردم را در بیراههها سردرگم خواهد کرد. رهایی کارگران و زحمتکشان فقط در سازماندهی مستقل و دفاع از منافع طبقاتی خود و با تکیه بر نیروی خودشان امکانپذیر است. نه جنگ در این واقعیت تغییری میدهد، نه مداخله خارجی، نه یک کودتا و نه یک تغییر رژیم از بالا. وظیفه ما و سایر کمونیستها کمک به این سازماندهی و در راس آن کمک به تشکیل صف مستقل طبقه کارگر و پیوند آگاهانهٔ آن با جنبشهای اجتماعی موجود است. ما علاوه بر آن موظف به پشتیبانی از گرایشهای سوسیالیستی در جنبشهای ملی، جنبش زنان و سایر جنبشهای موجود در جامعه هستیم. انجام موفقیتآمیز این وظایف تنها زمانی میسر است که به پراکندگی میان خود پایان داده و هر چه سریعتر وارد یک اتحاد عمل گسترده بر علیه همه جناحهای بورژوازی (چه در حاکمیت و چه در اپوزیسیون) شویم. در این راستا بلوک متحد سوسیالیستی دست خود را به سوی همه فعالین کمونیست و سوسیالیست انقلابی، چه افراد غیر حزبی و چه احزاب و سازمانها، دراز میکند.
نه به جنگ ارتجاعی و مداخله خارجی،
نه به استبداد، مردسالاری، دینسالاری و سلطنت.
آتشبس فوری و بدون قید و شرط،
نان، کار، مسکن، آزادی، برابری و حکومت شورایی،
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی،
زنده باد سوسیالیسم.
بلوک متحد سوسیالیستی
سیزدهم اسفند ۱۴۰۴، مطابق چهارم مارس ۲۰۲۶






