
جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران شروع کردهاند همزمان در چند لایه پیش میرود: در آسمان تهران و شهرهای ایران با حملات پیدرپی، در لبنان با گشوده شدن یا تشدید جبهه حزبالله، در جنوب خلیج فارس با حملات مداوم جمهوری اسلامی به پایگاههای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج و در دریا با تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز و حوادث کشتیرانی، و در عرصه سیاسی با اختلافنظرهای آشکار میان متحدان غربی و جدال بر سر مشروعیت حقوقی جنگ
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران وارد پنجمین روز شد؛ در حالی که اسرائیل از آغاز «موج گستردهای از حملات» به اهداف دولتی در تهران خبر داد و رسانههای ایران نیز از وقوع انفجارهایی در شرق و شمالشرق پایتخت گزارش کردند. بنا به این مجموعه خبرها، حملات شبانه برای چهارمین شب پیاپی شهرهای ایران را لرزانده و اسرائیل اعلام کرده است که در چارچوب این موج، مجموعهای از مراکز حاکمیتی در تهران، از جمله ساختمانهای مرتبط با دولت و حتی «دفتر ریاستجمهوری» را هدف قرار داده است.
همزمان با تشدید حملات هوایی، ایران نیز از ادامه حملات تلافیجویانه سخن گفته است. سپاه پاسداران اعلام کرد که در «هفدهمین موج» عملیات خود، بیش از ۴۰ موشک به سوی «اهداف آمریکایی و اسرائیلی» شلیک کرده است. در اسرائیل، آژیرهای خطر در بخشهای وسیعی از کشور از جمله اورشلیم و تلآویو به صدا درآمد و ارتش اسرائیل گفت برای «رهگیری تهدید» در حال عملیات است؛ با این حال تا زمان انتشار این خبرها گزارشی از اصابت مستقیم یا تلفات فوری منتشر نشده است.
در یکی از تحولات نظامی مهم، ارتش اسرائیل مدعی شد یک جنگنده «اف-۳۵» اسرائیلی یک هواپیمای جنگی سرنشیندار ایران را در آسمان تهران سرنگون کرده و آن را نخستین مورد در نوع خود دانست. از سوی ایران واکنشی فوری به این ادعا گزارش نشده است.
فضای داخلی ایران هنوز زیر سایه مرگ علی خامنهای و بحران جانشینی قرار دارد. رسانههای دولتی ایران اعلام کردند مراسم وداع و بزرگداشت خامنهای از چهارشنبه شب در مصلای تهران آغاز میشود و سه روز ادامه خواهد داشت و زمان تشییع رسمی پس از نهایی شدن اعلام میشود. در همین حال، گزارشهایی از رقابتهای پشتپرده برای تعیین رهبر بعدی منتشر شده و از مجتبی خامنهای به عنوان یکی از گزینههای اصلی یاد شده است. در سوی مقابل، وزیر دفاع اسرائیل تهدید کرده است هر فردی بهعنوان جانشین خامنهای منصوب شود، «هدف قطعی ترور» خواهد بود؛ تهدیدی که سطح درگیری را از میدان نظامی به حوزه آشکارِ «حذف رهبران» میکشاند و خطر ورود جنگ به چرخهای بیپایان از ترورها و پاسخها را بالا میبرد.
جنگ محدود به ایران نمانده و لبنان نیز همچنان در آتش حملات است. گزارشها از تداوم بمبارانهای اسرائیل در ضاحیه، در جنوب بیروت، حکایت دارد؛ منطقهای که پایگاه اجتماعی و عملیاتی حزبالله توصیف میشود. وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد حملات اسرائیل به دو شهرک در جنوب بیروت دستکم شش کشته و هشت زخمی بر جای گذاشته است. همزمان گزارشهایی از جابهجایی گسترده غیرنظامیان و افزایش آوارگی منتشر شده و گفته میشود دهها هزار نفر در نتیجه موج تازه حملات از خانههای خود رانده شدهاند.
در سطح دیپلماتیک، تنش میان تهران و واشنگتن آشکارتر شده است. وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، در موضعی تند گفت ترامپ با حمله در میانه مذاکرات هستهای «به دیپلماسی خیانت کرده» و «میز مذاکره را بمباران کرده است». از سوی دیگر، گزارشها حاکی است دولت ترامپ همچنان بهطور کامل بر سر «دلایل و اهداف جنگ» به جمعبندی واحدی نرسیده و در همان حال، واشنگتن تلاش ایران برای گفتوگو را رد کرده است؛ وضعیتی که به ابهام درباره پایانبندی جنگ و مسیر خروج از بحران دامن میزند.
در اروپا شکافها و واکنشها در حال عمیقتر شدن است. نخستوزیر اسپانیا در برابر تهدیدهای ترامپ تأکید کرده موضع مادرید «نه به جنگ» است و اعلام کرده کشورش حاضر نیست در اقدامی که آن را خلاف ارزشها و منافع خود میداند شریک شود. در کانادا، نخستوزیر این کشور گفته حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران «در نگاه نخست» با حقوق بینالملل ناسازگار به نظر میرسد؛ هرچند تاکید کرده کانادا با جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای همدل است. این موضعگیریها همزمان با بحثهای داخلی در آمریکا درباره اختیارات جنگی و نبود استدلال روشن برای شروع جنگ، نشان میدهد بحران از سطح منطقهای به جدال سیاسی در پایتختهای غربی نیز کشیده شده است.
اما شاید فوریترین پیامد جنگ، شوک سنگین انرژی و آشفتگی بازارها باشد. با توقف یا اختلال صادرات انرژی از منطقه و حملات به تاسیسات و کشتیرانی، قیمت نفت و گاز جهش کرده و بازارهای جهانی متلاطم شدهاند؛ بهگونهای که در آسیا افتهای سنگین در شاخصها گزارش شده و نگرانی از سرایت بحران به اقتصاد جهانی افزایش یافته است. در کانون این نگرانیها، تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور میکند. ادعاهای متناقضی درباره وضعیت هرمز مطرح شده است: مقامهای سپاه میگویند کنترل تنگه در دست ایران است و عبور کشتیها با خطر حمله روبهروست، اما فرماندهی مرکزی آمریکا ادعا کرده «حتی یک کشتی ایرانی» در خلیج فارس، تنگه هرمز یا دریای عمان در حال حرکت نیست و نیروی دریایی ایران عملاً زمینگیر شده است. در همین چارچوب، ترامپ گفته ناوگان آمریکا ممکن است برای اسکورت نفتکشها در تنگه هرمز وارد عمل شود؛ اقدامی که در صورت اجرا، خطر برخورد مستقیم و گسترش جنگ دریایی را بالا میبرد.
در کنار همه این تحولات، یک رویداد دریایی نیز بر پیچیدگی بحران افزوده است: گزارش شده نیروهای سریلانکا دستکم ۳۰ نفر را از یک ناو ایرانی در حال غرق شدن در نزدیکی آبهای این کشور نجات دادهاند و مجروحان به بیمارستان منتقل شدهاند. علت حادثه در این خبرها روشن نیست، اما در شرایط جنگی، هر رخداد در خطوط کشتیرانی میتواند به موج تازهای از تنشها و اتهامزنیها دامن بزند.
جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران شروع کردهاند همزمان در چند لایه پیش میرود: در آسمان تهران و شهرهای ایران با حملات پیدرپی، در لبنان با گشوده شدن یا تشدید جبهه حزبالله، در جنوب خلیج فارس با حملات مداوم جمهوری اسلامی به پایگاههای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج و در دریا با تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز و حوادث کشتیرانی، و در عرصه سیاسی با اختلافنظرهای آشکار میان متحدان غربی و جدال بر سر مشروعیت حقوقی جنگ. با نزدیک شدن به مراسم بزرگداشت خامنهای و تشدید بحث جانشینی در تهران، و همزمان با تهدیدهای اسرائیل علیه رهبر بعدی، چشمانداز پایان جنگ همچنان مبهم است و نشانهها از احتمال طولانیتر شدن بحران و سنگینتر شدن هزینههای انسانی و اقتصادی حکایت دارد.

