۸مارس، روز جهانی زن، خجسته باد!
زنان در میدان مبارزه اجتماعی و سیاسی
در دوران حاکمیت سرمایه داری تحت رژیم جمهوری اسلامی، زنان و جوانان بسیاری به میدان مبارزه اجتماعی و سیاسی گام نهادهاند. زنان، علیرغم سرکوب، تبعیض و محدودیتهای گسترده، با ایجاد انجمنها، انتشار نشریات و حضور در عرصههای مختلف اجتماعی، نشان دادهاند که مبارزه برای برابری و آزادی تعطیلبردار نیست.
جنبش زنان امروز، محصول بیش از چهار دهه مقاومت و تلاش پیگیر از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون است. در تمام این سالها، زنان با حضور در اعتراضات خیابانی و میدانهای اجتماعی، استبداد حاکم رابرای دستیابی به حقوق برابر و آزادیهای بنیادین به چالش کشیده و برای احقاق حقوق خود ایستادگی کردهاند.
با وجود پویایی و تداوم، جنبش زنان با موانع جدی ساختاری و راهبردی روبهرو بوده و هنوز تا تحقق کامل اهداف خود فاصله دارد. این جنبش از گرایشهای متعددی تشکیل شده است که هر یک راهحلهای متفاوتی پیشنهاد میکنند.
در این میان، گرایش لیبرالی — متکی بر بخشهایی از طبقه متوسط — از امکان بازتولید بیشتری برخوردار بوده و عمدتاً راهبرد اصلاحات تدریجی در چارچوب قوانین موجود را دنبال کرده است؛ رویکردی که در تحولات سیاسی، از جمله رویدادهای سال ۱۳۸۸، آشکار شد.
تشدید بحرانهای اقتصادی و سیاسی، گسترش فقر و بیکاری و فشار روزافزون بر معیشت کارگران و مردم زحمتکش، موجهای پیاپی اعتراضات سراسری و خیزش ها را رقم زده است.
خیزش دیماه ۱۳۹۶ نقطه عطفی بود که کل ساختار سیاسی را هدف قرار داد. خیزش آبان ۱۳۹۸ دشواری شرایط معیشتی را برجسته کرد. زنان در این دو خیزش و همچنین اعتراضات منطقهای پس از آن، حضوری چشمگیر و پیشرو داشتهاند و هزینههای سنگینی از زندان، شکنجه و سرکوب پرداختهاند.
خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نیز بار دیگر نشان داد که بدون حضور و رهبری زنان، هیچ تحول بنیادینی در جامعه ایران امکانپذیر نیست. در جریان این جنبش، مبارزه علیه آپارتاید جنسیتی به یکی از محورهای اصلی اعتراضات مردمی بدل گردید. و سرانجام لغو حجاب اجباری را به شکل دو فاکتو به جمهوری اسلامی تحمیل نمود.
در همه این خیزش ها، پررنگتر شدن حضور زنان مزدبگیر و زحمتکش در صحنه عمومی، از دستاوردهای مهم مبارزاتی بوده است. همچنیندر فاصله این خیزشها، اعتصابات و تجمعهای پیدرپی کارگران، معلمان، دانشجویان، پرستاران و بازنشستگان ادامه یافته و زنان حضوری برجسته و چشمگیر در این مبارزات داشتهاند.
خیزش دیماه ۱۴۰۴
خیزش دیماه ۱۴۰۴ در بستر وخامت بیسابقه شرایط اقتصادی، تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و تعمیق شکاف طبقاتی شکل گرفت. جرقه این موج اعتراضی از اعتصاب بازاریان و مراکز تجاری تهران در پی سقوط ارزش ریال زده شد و بهسرعت به اعتراضات گسترده مردمی در شهرهای مختلف کشور گسترش یافت و کیفیت آن دگرگون شد.
این خیزش، همچون موجهای پیشین اما در ابعادی وسیعتر، کلیت وضعیت معیشتی، نابرابریهای اجتماعی و سرکوب آزادیهای سیاسی و فردی را هدف قرار داد. در این میان، زنان از طبقات مختلف — بهویژه زنان کارگر، زحمتکش و همچنین طبقه متوسط — بخش قابل توجهی از بدنه معترضان را تشکیل دادند و حضوری فعال در صفوف اعتراضات داشتند.
سرکوب این خیزش با خشونتی گسترده تر از همیشه همراه بود: هزاران نفر کشته شدند که شمار زیادی از آنان جوانان و نوجوانان بودند، هزاران نفر مجروح شدند — از جمله افرادی که بینایی خود را از دست دادند — و موج وسیعی از بازداشتها به راه افتاد، هزاران نفر دستگیر شدند و تحت شکنجه و اعترافگیریهای اجباری قرار گرفتند.
در جریان خیزش ۱۴۰۴، نیروهای راست ارتجاعی و سلطنتطلب با طرح فراخوانها و تبلیغات عوامفریبانه، کوشیدند مسیر مبارزات مردمی را منحرف کنند. طرح ادعاهایی مبنی بر دخالت و حمایت نظامی خارجی، عملاً بهانه لازم برای تشدید فضای امنیتی و سرکوب خونین معترضان را فراهم آورد.
این جریانها، با جنگ رسانهای و حمله تبلیغاتی با تکیه بر تلویزیون هایی چون ایران انترناسیونال، من و تو و بی بی سی فارسی، نوک پیکان خود را متوجه نیروهای آزادیخواه و برابریطلب و بخصوص جریان های چپ کردند و کوشیدند بدیلهای ارتجاعی را به جنبش مردم تحمیل کنند.
در جریان این خیزش، نیروهای ارتجاعی نشان دادند که اتکا به مداخلاتقدرت هایی چون امریکا و اسراییل، یا پروژههای از بالا، چگونه هزینه مبارزات مردمی را افزایش داده و مسیر مطالبات واقعی مردم — از جمله مطالبات زنان — را منحرف می کند.
افزون بر این، پسر شاه سابق مدعی ست که در دوران پدرش زنان از آزادی و برابری بهره مند بودند. اما این فقط یک ادعای عوام فریبانه است. در دورههای مختلف سیاسی ایران، زنان همواره با نابرابری حقوقی مواجه بودهاند. هرچند در دوره پیشین برخی حقوق محدود (مانند آزادی نسبی پوشش و دسترسی بیشتر به برخی مشاغل) وجود داشت، اما در حوزههایی چون حضانت، ارث و برابری مزدی، نابرابریهای ساختاری پابرجا بود.این تداوم نابرابریها نشان میدهد که در چارچوب سرمایه داری تحت نظامهای دیکتاتوری، زنان از عمده حقوق ابتدایی خود محروم می مانند.
زنان کارگر و مبارزه علیه ستم دوگانه
زنان کارگر از محرومترین و ارزانترین بخشهای نیروی کار به شمار میآیند و در بازار کار مزدی با موقعیتی شکننده روبهرو هستند. تبعیضهای جنسیتی و نابرابریهای حقوقی، فرودستی اجتماعی آنان را نهادینه کرده و زمینه بهرهکشی مضاعف را فراهم آورده است.
با این حال، زنان کارگر در صفوف مقدم مبارزه حضور یافتهاند. نمونه برجسته آن، حضور فعال زنان در مبارزات کارگران نیشکر هفتتپه است؛ جایی که آنان نه بهعنوان نیروی پشتیبان و پشت جبهه، بلکه دوشادوش مردان در دفاع از مطالبات مزدی، مقابله با خصوصیسازی و طرح کنترل کارگری نقشآفرینی کردند.
همچنین حمایت سازمانیافته زنان و خانوادههای کارگری از اعتصابات و سایر اشکال مبارزه کارگری، بویژه در جریان تشکیل سندیکاهای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و نیشکر هفت تپه، از جلوههای درخشان همبستگی طبقاتی در سالهای اخیر بوده است.
ضرورت سازمانیابی و همبستگی
امروز بیش از هر زمان، تقویت سازمانیابی مستقل و سراسری زنان یک ضرورت عاجل است. افزایش آگاهی اجتماعی نسبت به ستم جنسیتی، تنها زمانی به دستاوردهای پایدار خواهد انجامید که با ایجاد شبکهای از تشکلهای محلی و سراسری همراه شود.
چنین سازمانیابیای میتواند:مبارزات زنان را هماهنگ و متمرکز کند، در مبارزات اجتماعی گوناگون تاثیر گذار باشد، از جمله از زندانیان سیاسی و فعالان کارگری در بند حمایت مؤثر اجتماعی سازمان دهد، در برابر تلاش نیروهای ارتجاعی برای انحراف جنبشها سد ایجاد کندو به مبارزات اجتماعی جهت و انسجام بیشتری ببخشد.
در حوزه مطالبات کلان رفاهی و اجتماعی — از بیمه و خدمات عمومی و حمایت های معیشتی تا امنیت شغلی — بدون پیوند ارگانیک با جنبش کارگری ممکن نیست. نیروی سازمانیافته طبقه کارگر ابزار مادی و تشکیلاتی لازم برای پیشبرد این مطالبات را در اختیار دارد.
از اینرو، پیشروی پایدار جنبش زنان در گرو همبستگی آگاهانه و عملی با جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی است.
در آستانه ۸ مارس۱۴۰۴، بر ضرورت تداوم مبارزه مستقل و سازمانیافته زنان برای برابری، آزادی و عدالت اجتماعی تأکید میکنیم و نسبت به هرگونه تلاش برای انحراف مبارزات مردمی هوشیار میمانیم.
۱۱ اسفند۱۴۰۴
هماهنگی زن و برابری

