هممیهنان گرامی!
در پی حملههای تجاوزکارانهٔ رژیم جنایتکار نتانیاهو و امپریالیسم آمریکا به خاک ایران، علی خامنهای، ولیفقیه رژیم و دیکتاتوری که در سی و هفت سال گذشته با سیاستهای مخرب و دیدگاه ارتجاعی «اسلام سیاسی» کشور را به لبهٔ پرتگاه جنگ و نابودی کشاند، عدهای از اعضای خانواده و نزدیکانش، و نیز بخشی از فرماندهان سپاه و سرکوبگران مردم به هلاکت رسیدند.
علی خامنهای در سی و هفت سال گذشته در مقام ولی مطلق فقیه سیاستهای کلان اقتصادی و سمتگیریهای سیاسی کشور را تعیین میکرد و مسئول اصلی سرکوب خونین و خشن هرگونه اعتراض به سیاستهای مخرب جمهوری اسلامی بود. او با اعمال سیاستهای اقتصادی در راستای تأمین منافع کلانسرمایهداری کشور دهها میلیون ایرانی را به فقر و محرومیت کشاند. خانواده و نزدیکانش نیز ثروت و منابع ملی کشور را غارت کردند. مرگ ولی فقیه رژیم میتواند آغاز تحولاتی برای گشوده شدن راهی بهسوی حاکم شدن مردم بر سرنوشت و زندگی خودشان و دمیدن سپیدهٔ آزادی و عدالت در کشور باشد.
در عین حال، میدانیم که امپریالیسم آمریکا و متحدانش در منطقه، بهویژه دولت نژادپرست نتانیاهو، و مزدوران ایرانی آنان مانند رضا پهلوی، نقشههای شومی برای نابود کردن کشور و توانمندیهای آن و تبدیل کردن ایران به نیمهمستعمرهٔ آمریکا در منطقه، یا درگیر کردن ایران در جنگهای داخلی قومی-مذهبی طولانی (نمونهٔ لیبی یا سوریه)، برای نابودی کامل حاکمیت ملی و تجزیهٔ ایران در سر دارند. مردمی که سالها زیر حاکمیت جمهوری اسلامی داغدار عزیزانشان شدهاند، با فقر دستوپنجه نرم کردهاند، از تخریب محیطزیست و آلودگی هوا آسیب دیدهاند، و با بیماری و ناامیدی و نبود چشماندازی روشن برای آینده روبهرو بودهاند، کارگران، زحمتکشان، بازنشستگان، فرهنگیان، زنان، و جوانان و دانشجویان آگاه و مبارز که با پذیرش هزینههای سنگین این پیکار آگاهانه و هشیارانه به مبارزه و اعتراض ادامه دادهاند، به عبارت دیگر، این ملت بزرگ رنجکشیده، از بلوغ و آگاهی لازم برای تعیین مسئولان و مسیر آیندهٔ کشور برخوردارند و نیازی به تحمیل یا تعیین رهبر از سوی متجاوزان و غارتگران خارجی و عوامل ایرانی آنها- چه در بیرون و چه در داخل کشور- ندارند.
هممیهنان گرامی!
در شرایط بحرانی کنونی، ادامه یافتن جنگ و بمباران وحشیانه با هدف نابودی زیرساختارهای کلیدی کشور- که با کشته شدن مردم عادی همراه است، از جمله در شهر میناب که به کشتار بیش از صد دانشآموز دختر انجامید- نمیتواند منافع ملی را تأمین کند و راه را برای تحقق خواستهای آزادیخواهانه و عدالتجویانهٔ مردم و نیروهای ملی و ترقیخواه کشور برای گذار کامل از نظام سیاسی استبدادی حاکم بگشاید. سرنوشت ملتهای دیگر در کشورهایی مثل لیبی و سوریه و یمن و افغانستان و عراق شاهد این مدعاست. به همین دلیل، باید همهٔ تلاشهای ملی و بینالمللی را برای برقراری آتشبس و تحمیل صلح به تجاوزکاران آمریکایی-اسرائیلی و جنگطلبان جمهوری اسلامی، که دم از «انتقام» گسترده میزنند، به کار برد.
برخلاف ادعاهای سران باقیماندهٔ جمهوری اسلامی که سرگرم تعیین شورای رهبری آیندهٔ رژیم اسلامیاند، و با توجه به نفرت و انزجار عمیق مردم از ساختار استبدادی موجود و سیاستهای تحمیلیاش، ادامه یافتن نظام سیاسی کنونی امکانپذیر نیست. تداوم این نظام میتواند ایران را بهسوی پرتگاه خطرناک ازهمپاشیدگی کشور و آسیبهای خانمانسوز جدّی به جامعه سوق دهد. اما به نظر ما سران باقیماندهٔ رژیم برای بقای این نظام و منافع خودشان حاضرند برای حفظ پایههای لرزان قدرتشان به هر معاملهای با ترامپ و نتانیاهو تن دهند و ایران و منافع ملی کشور و زحمتکشان را به حراجی تاریخی بگذارند.
خواست امروز اکثریت مردم ما تغییر کامل نظام سیاسی حاکم بر بنیاد نهاد ارتجاعی ولایت فقیه، جدایی کامل دین از حکومت، و حرکت بهسوی تعیین و برقراری نظامی متکی بر آزادی و ساختارهای دموکراتیک و انتخابی مردم برای تحقق حقوق و آزادیهای دموکراتیک و عدالت اجتماعی است. با ادامه یافتن ساختار پوسیده و ضدّمردمی کنونی و جایگزین شدن یک دیکتاتور با دیکتاتوری دیگر، یا حفظ ساختاری دیکتاتوری با عنوان «شورا»، خواستهای مردمی محقق نمیشود. اجرا شدن چنین سناریویی فاجعهای است که میتواند ایران را بار دیگر تا دهههای طولانی اسیر واپسماندگی، سرکوب آزادیها و حقوق دموکراتیک، فقر، محرومیت اکثریت جامعه، و غارت ثروتهای کشور توسط شمار محدودی از کلانسرمایهداران کند.
هممیهنان گرامی، نیروهای ملی و آزادیخواه کشور!
در شرایطی که بمبارانهای جنایتکارانهٔ آمریکا و اسرائیل ادامه دارد، و در حالی که خلأ رهبری در ساختار جمهوری اسلامی ایجاد شده است، باید با استفاده از همهٔ امکانات و منابع موجود، یکصدا و همدوش و همگام، نخست صلح را به جنگطلبان داخلی و تجاوزگران خارجی تحمیل کرد و سپس شرایط گذار بهسوی ایرانی آزاد و رها از استبداد و بیعدالتی را فراهم آورد.
تصمیمگیرندهٔ آیندهٔ ایران مردم ایراناند!
آزادی برای همه زندانیان سیاسی، عقیدتی و مدنی!
زنده باد صلح، مستحکم باد حاکمیت ملی، پیش بهسوی تشکیل دولت ملی و دموکراتیک!
حزب تودهٔ ایران
۱۰ اسفند ۱۴۰۴

