
در گزارش تحلیلی و مشروح آتلانتیک، جنگ تازه آمریکا علیه ایران نه بهعنوان یک «عملیات ضربتی»، بلکه بهمثابه پروژهای پرریسک و چندلایه ترسیم میشود که از ماهها پیش زیر فشار محاسبات نظامی، ملاحظات سیاسی داخلی آمریکا، و برآوردهایی خوشبینانه درباره احتمال فروپاشی جمهوری اسلامی شکل گرفته بود؛ پروژهای که در همان روز نخست به دستاوردی «تاریخی» برای واشنگتن تبدیل شد ــ کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی ــ اما به گفته نویسندگان گزارش، «کشتن رهبر یک چیز است و برکنار کردن رژیم چیز دیگر».
آتلانتیک مینویسد در ساعات پایانی پیش از آغاز بمبارانها، دونالد ترامپ خواسته بود «یک بار دیگر» طرح را مرور کند و برای اطمینان از جزئیات، با فرمانده ارشد نظامی آمریکا در خاورمیانه تماس گرفت. او از دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، پرسیده بود رژیم ایران «چگونه احتمالاً تلافی خواهد کرد» و «چه تعداد تلفات آمریکایی» ممکن است رخ دهد. گزارش تأکید میکند ترامپ در هفتههای منتهی به عملیات، بزرگترین تمرکز نیروی نظامی آمریکا در منطقه را از زمان دستور جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به اینسو ایجاد کرده بود؛ نشانهای از مقیاس بیسابقه و پیامدهای بالقوه سنگین تصمیم.
در روایت آتلانتیک، هدف سیاسیِ اعلامی ترامپ از همان ساعات نخست روشن بود: او امیدوار بود کارزار هوایی ــ که با اسرائیل انجام میشد ــ رژیم تهران را تضعیف کند و مردم ایران «حکومت را به دست بگیرند». ترامپ در پیام ویدئویی بامداد همان روز، آن را «احتمالاً تنها فرصت برای نسلها» توصیف کرده بود. در پایان همان روز، مقامهای آمریکایی به این جمعبندی رسیدند که عملیات به یک هدف تاریخی دست یافته است: کشتهشدن آیتالله علی خامنهای. آتلانتیک میگوید مجموعه محل استقرار رهبر جمهوری اسلامی از اهداف اصلی بوده و تصاویر ماهوارهای نشان میداد «چیز زیادی از آن باقی نمانده است».
اما این گزارش از همان نقطه، شکاف میان «ضربه به رأس» و «تغییر رژیم» را محور قرار میدهد. آتلانتیک یادآوری میکند که دولت ترامپ با وجود ماهها بحث و بررسی، حتی در حالی که بعضی از نزدیکترین دستیاران و مشاوران او تردید داشتند تلاش اندکی برای اقناع افکار عمومی آمریکا درباره منطق حمله انجام داد. با این حال، ترامپ قانع شده بود اکنون لحظهای «کمیاب و گذرا» برای تغییر حکومت در ایران است و سقوط حکومتی که از انقلاب ۱۹۷۹ سر کار آمد، میتواند برای او «دستاورد تاریخی» باشد؛ چیزی که به باور او از دست پیشینیانش در هر دو حزب خارج بوده است. ترامپ هنگام اعلام مرگ خامنهای او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» خوانده بود.
آتلانتیک مینویسد در روزهای منتهی به حمله، در درون دولت، مخالفتها یا دستکم تردیدهای جدی وجود داشت. از جمله نام معاون رئیسجمهور ونس، رئیس ستاد مشترک ارتش ژنرال دن کِین، و مقام ارشد پنتاگون البریج کلبی مطرح میشود که نسبت به عملیات تردید داشتند. گزارش بهویژه بر نقش ژنرال کِین دست میگذارد که مطمئن نبود حملات هوایی «بهتنهایی» برای تضعیف رژیم کافی باشد و در جلسات خصوصی درباره پیچیدگی هر اقدام علیه ایران هشدار داده بود. در کنار اینها، سوزی وایلز، رئیس دفتر ترامپ و چهره کلیدی بازگشت سیاسی او در ۲۰۲۴، موضع شخصی صریحی درباره درستی حملات ابراز نکرده بود، اما برای آنکه رئیسجمهور «کاملاً در جریان» باشد، نگرانیها درباره پیامدهای غیرقابل پیشبینی حمله را به او منتقل کرده و حتی گفتوگویی ترتیب داده بود تا یادآوری کند ترامپ در کارزار انتخاباتی وعده داده بود از آغاز «جنگهای خارجی جدید» پرهیز کند. آتلانتیک میافزاید استراتژیستهای جمهوریخواه برای انتخابات میاندورهای ــ که آن هفته در فلوریدا گرد هم آمده بودند ــ نگران شدهاند ماجراجوییهای نظامی خارجی رأیدهندگانی را که خواهان تمرکز بر اقتصادند، از ترامپ دور کند.
گزارش آتلانتیک تلاشهای دیپلماتیکِ واپسین لحظات را نیز شرح میدهد: سفر و دیدار وزیر خارجه عمان با ونس «آخرین تلاش» برای جلوگیری از حمله و خریدن زمان بیشتر برای مذاکراتی بود که عمان میانجیگری میکرد. بنا به روایت گزارش، گفتوگوهای ژنو «پیشرفتهایی» داشت، اما واشنگتن آن را سطحی میدانست، زیرا ایران حاضر نبود با مطالبات دولت ترامپ کنار بیاید؛ مطالباتی که آتلانتیک آنها را بسیار حداکثری توصیف میکند: از جمله «نابودی» سایتهای اصلی هستهای ایران، «تحویل همه اورانیوم غنیشده» به آمریکا، و حذف هرگونه بندهای زماندار (sunset clauses) در توافق. از نگاه نماینده اصلی ترامپ در مذاکرات، استیو ویتکاف، ادامه گفتوگوها بیفایده بود چون طرفین حتی بر سر «چارچوب پایه» به توافق نمیرسیدند. وزیر خارجه عمان بعدتر علناً گفت از اینکه آمریکاییها فرصت بیشتری به دیپلماسی ندادهاند «دلسرد» شده است.
آتلانتیک سپس پرسشی کلیدی را طرح میکند: آیا متحدان منطقهای آمریکا ــ از جمله اسرائیل و کشورهای خلیج ــ میتوانند پیش از آنکه یک خیزش داخلی در ایران شکل بگیرد، موج تلافیجویانه موشکی ایران را تاب بیاورند؟ گزارش میگوید ایران همان روز به اهدافی در منطقه پاسخ داد، اما بسیاری از موشکها ظاهراً رهگیری شدند و خسارت محدود بود؛ با این حال به کشتهشدن دستکم یک نفر در امارات اشاره میشود. این بخش نشان میدهد «زمان» در تصور دولت ترامپ نقش حیاتی دارد: آنها هم به شوک نظامی نیاز دارند و هم به دوام دفاعی متحدان تا شاید در داخل ایران «اتفاق سیاسی» رخ دهد.
اما آتلانتیک چشمانداز قیام مردمی را دستکم در کوتاهمدت «کمنور» میبیند. گزارش به نقل از مقامهای پیشین آمریکا میگوید در درون ساختار قدرت ایران هیچ عنصر آشکاری دیده نمیشود که بتواند بهسرعت قدرت را به دست بگیرد و کشور را به سمت رویکردی مطلوبتر برای واشنگتن ببرد؛ همان چیزی که نویسندگان آن را با نمونه ونزوئلا در ماه گذشته مقایسه میکنند. افزون بر آن، مردم ایران «بیسلاح» هستند و روشن نیست چگونه میتوانند در برابر نیروهای امنیتی که به گفته گزارش در سرکوبهای اخیر ــ بنا بر برخی برآوردها ــ تا دهها هزار غیرنظامی را کشتهاند، مقاومت مؤثر شکل دهند. آتلانتیک همچنین به ساختار سپاه پاسداران اشاره میکند: نهادی با سلسلهمراتب غیرمتمرکز که برای حفظ کنترل در شرایط حملات آموزش دیده است.
با وجود این، ترامپ به روایت آتلانتیک معتقد بود شانس موفقیت قیام مردمی «با گذشت زمان بهتر نمیشود» و اکنون بهترین لحظه برای ضربهزدن است. در این میان نقش بنیامین نتانیاهو برجسته میشود که ترامپ را به اقدام تشویق کرده بود. آتلانتیک مینویسد برخی از مشاوران ترامپ و متحدانی چون سناتور لیندزی گراهام این تصور را داشتند که اگر خامنهای و رئیسجمهور ایران کشته شوند، بخشهایی پایینتر در سپاه ــ که به تعبیر یک مقام آمریکایی «تاجرهای میانرده» هستند نه ایدئولوگهای سختگیر ــ شاید قابل معامله شوند. گزارش هشدار میدهد تاریخ ایران نشان میدهد این برآورد «بیش از حد خوشبینانه» است، اما ترامپ بازداشته نشد؛ بهخصوص که موفقیت نسبی حمله محدود تابستان گذشته به تأسیسات هستهای ایران و نیز عملیات ماه قبل در ونزوئلا، او را به این باور رسانده بود که ارتش آمریکا «نیرویی تقریباً اسطورهای» است که «هر کاری میتواند بکند».
آتلانتیک جنگ ایران را از نظر مقیاس و پیچیدگی، «بسیار بزرگتر» از هر اقدامی میداند که ترامپ در دو دوره ریاستجمهوریاش تجربه کرده است. در همین چارچوب، جاناتان پانیکاف، مقام پیشین اطلاعاتی آمریکا و کارشناس خاورمیانه، نقل میشود که نگران است ترامپ درسِ غلط گرفته باشد: اینکه «میتواند این کار را بکند و واکنشها آنقدر بد نخواهد بود». گزارش سپس یک قیاس سیاسی سنگین میسازد: ترامپ سالها جورج دبلیو بوش را بابت جنگ عراق ــ جنگی که بر فرض وجود سلاحهای کشتارجمعی بنا شده بود ــ تحقیر کرده، اما اکنون ممکن است میراث خودش با تلاش برای سرنگونی «رژیمی قدرتمندتر» در خاورمیانه و جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هستهای تعیین شود.
آتلانتیک تأکید میکند این همان پروژهای نیست که ترامپ به رأیدهندگانش وعده داده بود. یکی از مقامهای پیشین دولت میگوید نگرانی زیادی درباره اثر جنگ بر صحنه سیاست داخلی و انتخابات میاندورهای وجود دارد و از این هم متعجب است که چرا ترامپ از فرصت سخنرانی سالانه وضعیت کشور استفاده نکرد تا برای مردم آمریکا توضیح دهد چرا جنگ با ایران به نفع کشور است و چرا احتمال موفقیت دارد. به گفته او، ایران در آن سخنرانی طولانی فقط «اشارهای کوتاه» دریافت کرد و تمرکز اصلی بر مسائل داخلی بود؛ سپس چند روز بعد ناگهان جنگ آغاز شد و «حس میشود چیزی جور نیست».
در نقطه مقابل، آتلانتیک روایت میکند ترامپ عملاً پیشاپیش تصمیمش را گرفته بود و باور داشت تهران قادر به پیشرفت «معنادار و بلندمدت» در توافق نیست و ظرفیت هستهای بالقوه ایران «عامل غیرقابل پیشبینی» است. با این حال، او هرگز مثل بوش در مسیر عراق، «پرونده عمومی» برای کنار گذاشتن دیپلماسی ارائه نکرد. اینجاست که گزارش به گفتههای بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در ساعات قبل از بمباران اشاره میکند که گفته بود آمریکا و ایران به «قلب» یک توافق نزدیک شدهاند و حتی در گفتوگو با شبکه سیبیاس اعلام کرده بود اگر هدف نهایی این است که ایران «برای همیشه» نتواند بمب بسازد، مذاکرات به «گشایش مهمی» رسیده که قبلاً هرگز به دست نیامده بود.
در بخش نظامی، آتلانتیک میگوید ارتش آمریکا سالها این طرح حمله را تمرین کرده بود و آن را گزینه «حداکثری» میدانست: پس از بمباران اولیه صدها هدف، مرحله تعیینکننده در چند روز بعد رخ میدهد. اما برنامهریزان نظامی همزمان سناریوهای دورتر را نیز دیده بودند: احتمال ادامه حملات برای هفتهها. اگر ایران با موشکهای بالستیک پاسخ دهد ــ که بسیاری از آنها از قبل برای شلیک آمادهاند ــ آمریکا به سراغ لانچرها، انبارها و مسیرهای انتقال خواهد رفت. هر شلیک موشکی، هم تهدیدی علیه پایگاههای آمریکا و اسرائیل است و هم واشنگتن را مجبور میکند موشکهای رهگیر گرانقیمت و محدود خود را مصرف کند؛ چرخهای که میتواند به «تصاعد» حملات منجر شود.
آتلانتیک همچنین مینویسد یکی از دغدغههای فوری، حفاظت از «گلوگاههای اقتصادی» است و در تصورات برنامهریزان، ایران ممکن است در همان ۱۲ ساعت نخست به سمت بستن تنگه هرمز برود؛ مسیری که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. اما در جمعبندی نظامی، حملات صرفاً نظامی بهتنهایی «تغییر رژیم» تولید نمیکند؛ و شاید به همین دلیل ترامپ بهطور مشخص از مردم ایران خواسته بود پس از توقف بمبارانها حکومت را سرنگون کنند.
از همینجا، گزارش آتلانتیک به دوگانه خطرناک «توقف زودهنگام» و «ادامه طولانی» میرسد: اگر حملات خیلی زود متوقف شود، رژیم ممکن است سر جای خود بماند و مذاکرات هستهای آینده هم بسته شود. اگر حملات تا زمانی ادامه یابد که هزینهها حتی برای حاکمان «تحملناپذیر» شود، ممکن است ایران از موضع ضعف مذاکره کند. نقلقولی از یک مقام پیشین دفاعی آورده میشود که میگوید: «بار بعد که با ایران مینشینیم نباید مثل برابرها باشد؛ باید مثل پیروز و مغلوب باشد.» اما دستیابی به چنین وضعیتی، به باور برنامهریزان، ممکن است هفتهها حمله مداوم لازم داشته باشد.
در مقابل، آتلانتیک هشدار میدهد کارزار طولانی میتواند به «دولت شکستخورده با اورانیوم غنیشده»، بیثباتی مسیرهای حیاتی نفت، تهدید متحدان خلیج، بحران پناهجویی و شوک به اقتصاد جهانی منجر شود. در اینجا جمله محوری گزارش مطرح میشود: دانا استرول، مقام پیشین پنتاگون در امور خاورمیانه، میگوید «بدترین پیامد ممکن، هرجومرج کامل است» و از سرریز منطقهای بحران هشدار میدهد.
در پایان، آتلانتیک تصویری از ترامپ ارائه میکند که به گفته گزارش در جمع نزدیکانش گفته باور دارد میراث او میتواند با سرنگونی حکومتهای ونزوئلا، ایران و شاید کوبا تعریف شود؛ میل به «بازترسیم نقشهها» و انجام کاری که پیشینیان نتوانستند. اما حتی در سخنرانی کوتاه پس از آغاز حملات، ترامپ زمانبندی روشنی برای اینکه آمریکا «چقدر منتظر» قیام مردم ایران خواهد ماند ارائه نکرد؛ هرچند بعدتر گفته بود حملات ممکن است «یک هفته یا بیشتر» طول بکشد.
آتلانتیک چند سناریو برای «فردای» احتمالی را کنار هم میگذارد: اگر رژیم فروبپاشد، سپاه از نظر سازمانی بهترین موقعیت را برای پر کردن خلأ دارد و شاید حتی خصمانهتر شود. یا ممکن است آمریکا در میانه عملیات تعریف «موفقیت» را تغییر دهد و پس از تضعیف دفاعی ایران، اعلام پیروزی کند؛ و اگر مردم ایران تا آن زمان حکومت را به دست نگرفته باشند، این بهعنوان «شکست مردم» روایت شود نه شکست راهبرد ترامپ. در برابر اینها، استرول سناریوی امیدوارانهتری را ترسیم میکند: رهبران مخالف از زندان بیرون میآیند و کشور را متحد میکنند، به شرط آنکه حملات طولانی، دستگاه مذهبی-امنیتی رژیم را از کار بیندازد؛ سناریویی که با وعده اخیر دولت ترامپ برای تمرکز بر چین و تهدیدهای نیمکره غربی ناسازگار است و گذشته نشان داده پروژههای تغییر رژیم، بهخصوص از راه دور و بدون نیروی زمینی، کارنامه موفقیت محدودی دارند.
جمعبندی آتلانتیک روشن است: ترامپ میخواهد از باتلاق اجتناب کند و نیروهای زمینی هم قرار نیست اعزام شوند؛ اما حتی با کشتهشدن رهبر جمهوری اسلامی و با وجود توان گستردهای که گزارش به آن اشاره میکند، دستیابی همزمان به اهداف حداکثری ــ از توقف برنامه هستهای و موشکی تا فروپاشی رژیم ــ ممکن است بسیار دشوارتر از آن باشد که رئیسجمهور تصور میکند.




