
جنگی که از شنبه با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، روز یکشنبه ۱۰ اسفند (۱ مارس ۲۰۲۶)، وارد مرحلهای تازه و بهمراتب پیچیدهتر شد. اسرائیل اعلام کرد موج جدیدی از حملات هوایی را علیه تهران آغاز کرده و هدفش «سلطه بر آسمان» و باز کردن مسیر عملیاتی تا پایتخت ایران است؛ حملاتی که به گفته مقامهای اسرائیلی پس از کشتهشدن آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل ادامه پیدا کرده است. همزمان در تهران، حاکمیت ایران در واکنش به خلأ ناشی از مرگ رهبر، از تشکیل سازوکاری موقت برای اداره امور رهبری خبر داد؛ در حالی که تبادل آتش میان ایران و اسرائیل ادامه داشت و دامنه پیامدها به خلیج فارس، حملونقل انرژی، پروازهای بینالمللی و حتی خیابانهای پاکستان و عراق کشیده شد.
به گفته اسرائیل، نیروی هوایی این کشور در ۲۴ ساعت گذشته مجموعهای از حملات را برای «گشودن راه به سوی تهران» انجام داده و بخش عمده سامانههای پدافند هوایی در غرب و مرکز ایران را از کار انداخته است. سخنگوی ارتش اسرائیل تأکید کرد اهداف بیشتری باقی مانده، از جمله تأسیسات مرتبط با تولیدات «نظامی-صنعتی»، و تلآویو توان ادامه عملیات «برای هر مدت لازم» را دارد. در همین چارچوب، اسرائیل جزئیاتی از عملیات هدفگیری خامنهای ارائه داده و مدعی شد او در «مجتمع مرکزی رهبری» در قلب تهران، همراه با مقامهای ارشد دیگر، در یک عملیات «دقیق و گسترده» هدف قرار گرفت.
در طرف ایران، رسانههای رسمی مرگ خامنهای ۸۶ ساله را تأیید کردند و رئیسجمهور مسعود پزشکیان گفت شورایی متشکل از او، رئیس قوه قضاییه و یکی از اعضای شورای نگهبان بهطور موقت وظایف رهبری را بر عهده گرفته است. این انتقال اضطراری، در میانه عملیات نظامیِ ادامهدار و ضربه به رأس هرم فرماندهی صورت میگیرد؛ زیرا بنا بر گزارشهای منتشرشده، همزمان خبرهایی از کشتهشدن مقامهای ارشد نظامی نیز مخابره شده است.
اما روز دوم فقط «جبهه تهران» نبود؛ صحنه جنگ بهسرعت منطقهای شد. در اسرائیل، آژانس امدادی این کشور از کشتهشدن چندین نفر در پی اصابت موشک به شهر بیتشمش خبر داد. همزمان در خلیج فارس، امارات متحده عربی اعلام کرد حملات ایران سه کشته برجا گذاشته و کویت نیز از یک کشته خبر داد. شاهدان از شنیدهشدن انفجارهای تازه برای دومین روز پیاپی در دبی و دوحه گفتند و گزارشها از برخاستن دود تیره بر فراز بندر جبلعلی دبی ــ یکی از پرترددترین بنادر منطقه ــ حکایت داشت؛ نشانهای از آنکه پاسخ ایران، نقاط حساس اقتصادی و لجستیکی را هم درگیر کرده است.
درگیریهای مستقیمی بین جمهوری اسلامی و آمریکا در دریا گزارش شده است. ارتش آمریکا اعلام کرد یک کشتی ایرانی را غرق کرده و در مقابل، رسانههای دولتی ایران به نقل از سپاه پاسداران گزارش دادند که چهار موشک بالستیک به ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» شلیک شده است. در همین حال، دونالد ترامپ هشدار داد اگر ایران دست به اقدامی تلافیجویانه بزند، آمریکا با «نیرویی بیسابقه» پاسخ خواهد داد؛ پیامی که در عمل، سقف تهدیدها را بالاتر میبرد و امکان عقبنشینی سریع را دشوارتر میکند.
در داخل ایران، روز دوم جنگ تصویری دوپاره از جامعه را برجسته کرد: از یک سو تصاویری از عزاداران در تهران که با لباس سیاه در میادین تجمع کردهاند و گریه میکنند، و از سوی دیگر ویدئوهایی که شادی و ابراز خوشحالی در نقاطی دیگر را نشان میدهد؛ از رقص خیابانی تا پایین کشیدهشدن نمادها. خامنهای در دی ماه مجوز سرکوب خونین اعتراضات ضدحکومتی را داده بود؛ زمینهای که شکافهای اجتماعی در ایران را باز هم عمیقتر کرده و اکنون در لحظه مرگ وی، خود را به شکل واکنشهای متضاد نشان میدهد.
بازتابهای روز دوم جنگ، به کشورهای همسایه هم سرایت کرد. در پاکستان، پلیس با معترضان در کراچی درگیر شد؛ معترضانی که پس از انتشار خبر مرگ خامنهای، به سوی کنسولگری آمریکا رفتند و طبق گزارشها با شکستن دیوار بیرونی، وارد محوطه پیرامونی شدند. در این درگیریها دستکم ۹ نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند. در عراق نیز نیروهای امنیتی با گاز اشکآور و نارنجک صوتی تجمع صدها نفر از معترضان نزدیک «منطقه سبز» بغداد و سفارت آمریکا را متفرق کردند. این رخدادها نشان میدهد مرگ خامنهای، علاوه بر پیامدهای امنیتی، یک بارِ عاطفی-سیاسی در میان بخشی از شیعیان منطقه نیز ایجاد کرده و میتواند به بیثباتی داخلی در کشورهای دیگر دامن بزند.
از منظر اقتصادی و لجستیکی، روز دوم با نشانههای آشکار اختلال در یکی از حساسترین گلوگاههای جهان همراه بود. دادههای رهگیری کشتیها نشان داد دستکم ۱۵۰ نفتکش و کشتی حامل گاز طبیعی مایع در آبهای خلیج فارس و بیرون از تنگه هرمز لنگر انداختهاند و دهها کشتی دیگر نیز در سوی دیگر این گلوگاه متوقف ماندهاند؛ وضعیتی که شرکتهای کشتیرانی، مالکان نفتکشها و بازیگران بزرگ انرژی را به تعلیق یا احتیاط شدید در عبور از مسیرهای حیاتی سوق داده و میتواند به افزایش هزینه بیمه و جهش قیمت انرژی منجر شود.
همزمان، حملونقل هوایی نیز همچنان در وضعیت بحران باقی ماند. ادامه حملات و تبادل آتش باعث شد تعطیلی یا محدودیت در برخی فرودگاههای بزرگ منطقه ــ از جمله دبی که یکی از شلوغترین هابهای پروازی جهان است ــ تداوم یابد و به گفته گزارشها، یکی از شدیدترین اختلالهای هوانوردی در سالهای اخیر رقم بخورد؛ اختلالی که فقط مسافران را درگیر نمیکند، بلکه زنجیره تجارت، لجستیک و کسبوکارهای منطقهای را نیز تحت فشار میگذارد.
روز دوم جنگ با سه ویژگی همراه بود: تداوم و گسترش ضربات هوایی اسرائیل به تهران و ادعای از کار انداختن بخش مهمی از پدافند ایران؛ تلاش فوری تهران برای مهار خلأ قدرت از طریق شورای موقت رهبری؛ و منطقهای شدن بحران از طریق حملات متقابل، تلفات غیرنظامی و اختلال در دو شریان حیاتی جهان یعنی انرژی و هوانوردی. در چنین صحنهای، هر دو طرف بر ادامه عملیات تأکید میکنند و همزمان تهدیدهای واشنگتن و وعده «ضربات هولناک» از سوی ایران، چشمانداز فروکش سریع بحران را تیرهتر کرده است.




