
الجزیره در تحلیلی مینویسد همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در روز شنبه، دونالد ترامپ با پیامی مستقیم خطاب به نیروهای سپاه پاسداران، نیروهای مسلح و پلیس ایران خواستار «زمین گذاشتن سلاحها» شد و وعده داد در صورت تسلیم، «مصونیت کامل» خواهند داشت؛ در غیر این صورت با «مرگ حتمی» روبهرو میشوند. به گزارش الجزیره، هدف ضمنی این پیام میتوانست تحریک به ریزش، سرپیچی یا شکاف در ساختار نظامی-امنیتی ایران باشد، اما واکنش فوری ایران مسیر دیگری رفت و با پاسخ متقابل با حملات پهپادی و موشکی به اسرائیل و همچنین چند کشور عربی میزبان داراییها و پایگاههای آمریکا در منطقه همراه شد. از نگاه الجزیره، همین روند نشان داد فراخوان ترامپ «به گوش سپاه نرفت» و پرسش اصلی این است که چرا چنین پیامی، با تصور طراحان آن از کارکرد روانیاش، همخوان نشد.
الجزیره برای توضیح این ناکامی، ابتدا به ماهیت سپاه پاسداران میپردازد و تأکید میکند که سپاه یک «نیروی حاشیهای» یا صرفاً یک واحد نظامی معمولی نیست، بلکه یک نیروی نخبه و جزء بهرسمیتشناختهشده در ساختار نظامی ایران است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت و در کنار ارتش رسمی فعالیت میکند، اما مستقیماً به رهبر جمهوری اسلامی پاسخ میدهد. به روایت الجزیره، ستون فقرات دکترین سپاه بر «ولایت فقیه» و حفاظت از انقلاب و وفاداری به رهبر بنا شده است؛ یعنی هویت سازمانی سپاه با منطق «حفاظت از نظام» تعریف میشود، نه با یک قرارداد شغلیِ قابل فسخ با وعدههای بیرونی.
در گام بعد، الجزیره ساختار سپاه را توضیح میدهد: سپاه دارای نیروهای زمینی، دریایی و هوایی است و در درون آن یک نیروی شبهنظامی داخلی به نام بسیج فعالیت میکند؛ همچنین یک نیروی برونمرزی به نام «نیروی قدس» دارد که بر عملیات بیرون از مرزهای ایران تمرکز میکند. نتیجهای که الجزیره از این توصیف میگیرد این است که مخاطب پیام ترامپ، یک بدنه ساده و یکپارچه نیست؛ بلکه شبکهای چندلایه از نیروهای رزمی، امنیت داخلی و عملیات بیرونی است که هر بخش، منافع، مأموریت و پیوندهای ایدئولوژیک خاص خود را دارد.
الجزیره سپس به «کارکردهای سپاه» میپردازد و مینویسد سپاه در دفاع، عملیات خارجی و نفوذ منطقهای ایران نقش کلیدی دارد؛ هم از نظر شمار نیرو (که در متن به حدود ۱۹۰ هزار نیروی فعال و رقم بسیار بالاتر با احتساب ذخیره اشاره شده) و هم از نظر مسئولیتهای راهبردی. طبق این گزارش، مدیریت برنامه موشکی بالستیک ایران، تأمین امنیت برنامه هستهای و هماهنگی با متحدان منطقهای در چارچوب آنچه «محور مقاومت» توصیف میشود، از جمله محورهای اصلی نقش سپاه است. در چنین جایگاهی، درخواست «تسلیم دستهجمعی» یا «زمین گذاشتن سلاح» نهفقط یک فرمان سیاسی، بلکه ضربه به ستونهای بازدارندگی و بقای ساختار قدرت تلقی میشود.
یکی از نکات محوری گزارش الجزیره، پیوندهای اقتصادی و اجتماعی سپاه است. این رسانه یادآوری میکند سپاه سالهاست هدف تحریمهای گسترده قرار دارد و آمریکا در سال ۲۰۱۹ آن را در فهرست «سازمانهای تروریستی خارجی» قرار داد؛ همچنین اتحادیه اروپا نیز در فوریه ۲۰۲۶ اقدامی مشابه انجام داد و تهران نیز متقابلاً نیروهای عضو اتحادیه اروپا را در طبقهبندی «تروریستی» قرار داد. اما مهمتر از برچسبگذاریها، الجزیره تأکید میکند سپاه در اقتصاد و سیاست ایران بهطور عمیق ریشه دوانده است: نقش اقتصادی آن از جنگ ایران و عراق گسترش یافت و از مهندسی و تدارکات جنگی به شبکه شرکتها و قراردادها در بخشهایی مانند منابع طبیعی، حملونقل، زیرساخت، ارتباطات و معدن امتداد پیدا کرد. مقامهای ایرانی این حضور را ذیل مفهوم «اقتصاد مقاومتی» توجیه میکنند و آن را یکی از ابزارهای دور زدن تحریمها میدانند. از نگاه الجزیره، همین پیوندهای اقتصادی و امتیازهای اجتماعیِ ناشی از آن، احتمال «ریزش تودهای» در سپاه را کمتر میکند، چون مسئله فقط باور ایدئولوژیک نیست؛ بلکه شبکهای از قدرت، منافع و جایگاه اجتماعی هم در میان است.
الجزیره سپس به بسیج میپردازد و آن را نیروی داوطلب شبهنظامی میداند که زیرمجموعه سپاه است و از سال ۱۳۵۸ بنیان گذاشته شد. گزارش میگوید بسیج از غیرنظامیان تشکیل میشود؛ بسیاری با انگیزههای اعتقادی و «وفاداری» جذب میشوند، هرچند برخی تحلیلگران نیز به نقش امتیازها و بهبود وضعیت اقتصادی بهعنوان انگیزه جذب، اشاره میکنند. الجزیره بسیج را نیرویی «شدیداً ایدئولوژیک» توصیف میکند که غالباً از جوانان طبقه کارگر شکل میگیرد و در سالهای اخیر در خط مقدم مهار اعتراضات نقش داشته؛ از جمله در اعتراضات ۱۳۸۸ و اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳. گزارش همچنین یادآور میشود که در جنگ ایران و عراق، نیروهای بسیج به خطوط مقدم اعزام میشدند و گاه به «ماموریتهای شهادتطلبانه» تشویق میشدند. کارکرد این بخش در استدلال الجزیره روشن است: وقتی یک نیروی امنیت داخلی با چنین روایت تاریخی و نقش سرکوب داخلی تعریف شده، وعده «مصونیت کامل» از سوی دشمن خارجی الزاماً به «انگیزه خروج» تبدیل نمیشود؛ حتی میتواند اثر معکوس داشته باشد و انسجام را تقویت کند.
الجزیره آنگاه پای صحبت چند مقام و کارشناس میرود تا نشان دهد چرا «اطمینان ترامپ به اثرگذاری پیام» واقعبینانه نیست. یکی از نقلقولها از مایکل مولروی (مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا در امور خاورمیانه) است که میگوید در ایران چندین مرکز قدرت وجود دارد: روحانیت، ارتش، سپاه و دستگاه اطلاعاتی؛ و این مراکز بعید است مطابق خواسته ترامپ و اسرائیل عمل کنند. او همچنین به این اشاره میکند که پیامهای اخیر مقامهای ایرانی، از جمله اظهارات علی لاریجانی، بر قصد برای تشدید درگیری و سوق دادن منطقه به جنگی فراگیر دلالت دارد تا هزینه را نه فقط به آمریکا، بلکه به کشورهای عربی خلیج نیز تحمیل کند.
الجزیره در ادامه یک نگرانی کلیدی را برجسته میکند: برخی تحلیلگران حتی احتمال میدهند همین حملات و ترور رهبر جمهوری اسلامی، به جای فروپاشی سریع، موجب گسترش نفوذ سپاه در دولت شود. در این چارچوب، به نقل از جاناتان پانیکوف (مدیر برنامه امنیتی خاورمیانه در شورای آتلانتیک)، پایان احتمالی رژیم لزوماً به دموکراسی نمیانجامد، بلکه ممکن است به «دولتی تحت کنترل نظامیان» بینجامد که در آن یک رهبر جدید بیشتر نقش نمادین داشته باشد و قدرت واقعی در دست سپاه متمرکز شود. به بیان دیگر، الجزیره میگوید ترامپ ظاهراً سپاه را صرفاً مجموعهای از افراد قابل انصراف با وعده «اماننامه» میبیند، در حالی که ساختارِ سپاه میتواند در خلأ قدرت، حتی پرقدرتتر هم ظاهر شود.
در پاسخ به این پرسش که آیا وعده ترامپ پس از کشته شدن خامنهای میتواند اثر تازهای بگذارد، الجزیره باز هم نتیجهگیری بدبینانه دارد: سپاه ــ بنا بر این تحلیل ــ با وجود سالی پرتلاطم، همچنان توان سازمانی خود را حفظ کرده است؛ چنانکه در جنگ ۲۰۲۵ با اسرائیل نیز توانست جایگزینهایی برای فرماندهان ترورشده تعیین کند و زنجیره فرماندهی را ترمیم کند. همچنین به روایت این گزارش، خود خامنهای پیشتر سازوکارهایی برای جانشینی و جایگزینی در سطوح مختلف تعریف کرده بود. بنابراین، الجزیره نتیجه میگیرد که تصور «فروپاشی سریع با یک پیام تهدیدآمیز و وعده مصونیت» با واقعیت یک نهاد ایدئولوژیک-امنیتیِ ریشهدار و چندمنبعیِ قدرت، همخوان نیست.
جمعبندی گزارش الجزیره این است که ترامپ، با خطاب قرار دادن سپاه و بسیج مانند یک نیروی قابل شکستن با فشار روانیِ کوتاهمدت، نقش واقعی این دو را در ساختار قدرت ایران ــ از وفاداری ایدئولوژیک و جایگاه امنیت داخلی تا شبکه اقتصادی و ظرفیت سازمانی ــ دستکم گرفته است؛ و همین سوءبرداشت، یکی از دلایل اصلیِ «بیاثر ماندن» پیام او در نخستین ساعات جنگ عنوان میشود.




