ائتلاف چپ انقلابی با کدام نیروها و چرا؟ – آرمان بهروزی

همانگونە کە پیش بینی می شد، متأسفانە حملە دوبارە امپریالیسم امریکا و دولت اسرائیل بە ایران آغاز شد. چپ انقلابی در ایران و سراسر جهان این حملە ویرانگر و از مدتها پیش برنامەریزی شدە امپریالیستی را کە در جهت تثبیت منافع ژئوپولیتیک امپریالیسم امریکا و دولت اسرائیل صورت می گیرد، بشدت محکوم میکند. هیچ نیروی مترقی در جهان وجود ندارد، کە یک جنگ تجاوزکارانە و بە ادعای اسرائیل “پیشگیرانە” علیە کشور دیگری را نکوهش و محکوم نکند. در همان حال رژیم جمهوری اسلامی نیز بعنوان طرف دوم این ماجرا جویی مرگبار بشدت محکوم است و این حملە امپریالیستی نمی تواند از ماهیت ارتجاعی آن کاستە و برایش مشروعیت ایجاد کند.

این رژیم ارتجاعی سالهاست کە منابع عظیمی از ثروت کشور را خرج ماجراجویی‌هایی منطقەای کردە و ایران را در یک بن بست خطرناک ژئوپلیتیک قرار دادە است، همچانکە در سایر عرصەها نیز ایران را دچار بحران و بن بست کردە است. رژیم از یک طرف با شعلەور ساختن رقابتهای بیهودە منطقەای، شعارها و تهدیدات پوچ و دخالت فعال در امور کشورهای منطقە از طریق نیروهای نیابتی و غیرە بە پدید آمدن زمینە این جنگ یاری رساندە است. از طرف دیگر رژیم در حالیکە در طی چند دهە یک میزان نجومی (شاید چندین تریلیون دلار) از ثروت کشور و از جیب مردم را غارت کردە، بە حلقوم الیگارشی فاسد و انگل ایران و نیز بطور مستقیم و غیرمستقیم بە صندوق کنسرنهای امپریالیستی واریز کردە است، هنوز بعد از نیم قرن نتوانستە است یک سیستم دفاع ضدهوایی قوی و بازدارندە ایجاد کند. 

از طرف دیگر چگونە میتوان با بزرگترین نیروهای نظامی جهان غرب در افتاد (چیزی کە وقوع جنگ را اجتناب ناپذیر می سازد)، ولی از آنطرف بجای بستن یک آلیانس نظامی و دفاعی با چین و روسیە، یک نوع سیاست خارجی ناصادقانە و حسابگرانە با این دو کشور را در پیش گرفت، آنها را فقط برای “ترساندن” آمریکا و گرفتن امتیاز مطرح کرد و بە الیگارشی پروغرب ایران اجازە داد کە از طریق دهها و صدها کانال و نهاد و روزنامە و مٶسسە “اصلاح طلب” سالیان سال بە چین ستیزی و روسیە ستیزی پرداختە و از آن طرف آمریکا وغرب را بعنوان قبلەگاە آمال و آرزوها بە مردم بویژە جوانان ایران بفروشد؟ چگونە می توان در برابر این دو دولت فوق العادە خطرناک بە رجزخوانی پرداخت و در مقابل آنها قد علم کرد، و در همان حال ستون پنجم آنها را کە الیگارشی پرو غرب و اصلاح طلبان ریاکار هستند، دهەها در دامن خود پروراند و چاق و چلە کرد؟ چگونە می توان ادعای مقاومت و مقابلە در برابر بزرگترین قدرتهای نظامی یعنی امپریالیسم آمریکا و دولت اسرائیل را داشت ولی امکان داد کە ستون پنجم و جاسوسان این دولتها در تمام تار وپود دستگاههای دولتی، نظامی و اطلاعاتی ایران تا بالاترین سطوح نفوذ کنند؟ این حجم گستردە از نفوذ عوامل این دولتها را تنها می توان با حجم نجومی فساد و ارتشاء در نظام جمهوری اسلامی و عدم باور بسیاری از مقامات بلندپایە آن بە بقای رژیم توضیح داد.

این جنگ بر شدت بحران موجود و پیچیدگی شرایط  در ایران و بە تبع آن افزایش مخاطرات پیش رو بشدت خواهد افزود. زندگی عادی مردم بشدت مختل خواهد شد، ویرانیهای عظیمی ببار خواهد آمد و متأسفانە ممکن است شمار زیادی از مردم بیگناە در آتش این جنگ بسوزند و جان خود را از دست دهند. همچنین آیندە کشور در هالەای از ابهام و پرسش قرار می گیرد. در چنین شرایطی نیروهای راست بویژە در قامت سلطنت طلبان فاشیست پیرو رضا پهلوی تمام تلاش خود را بکار خواهند برد تا با استفادە از ترفند “حفظ  تمامیت ارضی” و “جلوگیری از فروپاشی و تجزیە” خود را بە آلترناتیو بلامنازع تبدیل ساختە، از دل این جنگ، ویرانیها و مصائب آن بعنوان یگانە آلترناتیو مطرح بیرون آمدە و پیروزمندانە قدرت را بدست گیرند.

دقیقا در پاسخ بە این خطر بزرگ است کە مسئلە ائتلاف چپ انقلابی با سایر نیروها بە یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل می شود. در مقالە قبلی بە این موضوع پرداختە شد کە قدم نخست و سنگ بنای یک دژ مستحکم در مقابل فاشیسم سلطنت طلبان و دیگر سناریوهای ضدانقلابی ایجاد یک جبهە فراگیر از همە نیروهای چپ انقلابی است. این جبهە بە معنی وحدت سازمانی یا سیاسی ایدئولوژیک و در هم آمیختن “هویت” های گوناگون نیست، بلکە یک اتحاد استراتژیک در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی، برانداختن نظام سرمایەداری و برقراری نظام سوسیالیستی و حاکمیت شورایی در ایران بر اساس خرد و آرای جمعی همە کارگران و زحمتکشان (مزدبگیر و غیر مزدبگیر) است، بعبارت دیگر ایجاد یک هویت سیاسی و سازمانی عامتر با حفظ هویتهای مشخص و گوناگون و اختلافات موجود  در چهارچوب آن. در آیندە باز هم بە جزئیات این مسئلە خواهیم پرداخت.

چنین جبهە یا اتحادی با اینکە برای فعال شدن بلوک چپ و تبدیل شدن نیروهای چپ انقلابی بە یک عامل مهم و بازدارندە در مقابل نیروهای راست و فاشیستی، بویژە جلوگیری از قدرت گیری سلطنت طلبان یک شرط لازم است، ولی در شرایط کنونی ایران کافی نیست. تنظیم استراتژی و تاکتیک مبارزاتی طبیعتا باید بر اساس واقع گرایی و با توجە بە تناسب قوا و نیز در پیوند با شرایط مشخص باشد. چنانچە ما این عوامل را در نظر بگیریم، بە این نتیجە می رسیم کە شرایط کشور با توجە بە عمق بحرانها، بە جان آمدن مردم، جنگ و پیامدهای آن، خطر عاجل نیروهای راست و فاشیست بویژە سلطنت طلبان، یک اقدام عاجل و اساسی را از سوی نیروهای چپ انقلابی می طلبد. از سوی دیگر تناسب قوا در لحظە کنونی بسود نیروهای چپ انقلابی ایران نیست. این نیروها (بدلیل سرکوب، اختلافات داخلی و پراکندگی و نیز دست بالا داشتن نئوفاشیسم جهانی در فضای مجازی و پیشروی آن میدان سیاسی) با همە تلاش و کوشش تحسین برانگیز خود در این لحظە دارای چنان نیرو و امکاناتی نیستند کە خود بە تنهایی بر روند رویدادها تأثیری تعیین کنندە بگذارند. 

از سویی دیگر برانداختن سرمایەداری و برقراری سوسیالیسم با همە ا‌همیت و ضرورت آن، تنها از طریق خواست و ارادە افراد و سازمانها محقق نمی شود. برای چنین تحولی  باید اندیشە و نیروی چپ در ایران بسیار گستردەتر و قویتر گردد و تودەهای عظیمی از کارگران و زحمتکشان تحت رهمنونهای یک ارگانیزاسیون انقلابی نیرومند (مثلا جبهە فراگیر چپ انقلابی) سازماندهی شدە و وارد میدان مبارزە سیاسی شوند. حال پرسش آن است کە تا آن زمان کە چپ انقلابی بە چنین سطحی از نیرو و سازماندهی تودەای برسد، آیا باید بە همین فعالیتهای محدود و فروتنانە کنونی بسندە کند؟ آیا باید ‌‌همچون نیرویی حاشیەای بە ایفای نقش پرداخت و میدان را بە “بازیگران اصلی” واگذار کرد؟ آیا چنانچە این “بازیگران اصلی” بیشتر و بیشتر میدان را قبضە کنند، نیروهای چپ انقلابی بیشتر بە حاشیە راندە نخواهند شد؟

تصور کنیم کە اگر در سالهای قبل از سقوط رژیم شاە، نیروهای چپ متحد می شدند و سپس ائتلافی با برخی نیروهای ملی و لیبرال دمکرات و متمایل بە چپ (مثلا سازمان مجاهدین خلق آنزمان) با هدف سرنگونی رژیم شاە و ایجاد یک نظم بورژوادمکراتیک بوجود می آوردند، آیا در آنصورت قطب نیرومندی در مقابل روحانیت مرتجع و تشنە بە قدرت و غارت و تشنە بە خون کمونیستها بوجود نمی آمد؟ آیا چنین جبهە ائتلافی بە منزوی ساختن روحانیت نمی انجامید؟ آیا نتیجە چنین ائتلافی در هر حال بهتر آنچە کە بعدها روی داد، نمی شد؟ بە احتمال بسیار قوی چنین ائتلافی از بە قدرت رسیدن روحانیت مرتجع جلوگیری می کرد و شاید بە ایجاد یک وضعیت سیاسی حتی بهتر از زمان مصدق یا سالهای ۲۰-۲۴ می انجامید. آنگاە ائتلاف نیز بە پایان می رسید و هر کدام از نیروها بر اهداف ویژە خود متمرکز می شدند. در چنان شرایطی چپ انقلابی مانند سالهای ۲۰-۲۴ می توانست با استفادە از فضای باز (یا نیمە باز) سیاسی و امکان مبارزات صنفی و سیاسی در مدت زمان کوتاهی بە نیروی مٶثر و قوی در سطح جامعە تبدیل شود و بە آسانی قابل حذف نباشد.

اکنون نیز متأسفانە ما در وضعیتی گرفتار هستیم کە اگر بدتر از سالهای قبل از ۵۷ نباشد، بهتر نیست. نیروهای چپ انقلابی با وجود اتحاد بخشی از آن، در مجموع متفرق و نسبتا ناتوان هستند و از طرف دیگر نیروی وحشی، “زخم خوردە” و انتقامجوی سلطنت طلب  برای بە دست گرفتن قدرت خیز برداشتە است. در چنین شرایطی آیا باید اجازە داد کە فاجعە خمینی تکرار شود؟ آیا چپ انقلابی حتی اگر متحد هم باشد، کە هنوز نیست، می تواند خود بە تنهایی جلو این فاجعە یا فجایع دیگر را سد کند؟ و اگر نمی تواند آیا بهتر نیست در چهارچوب یک ائتلاف سیاسی و با هدفی مشخص و مشترک با برخی نیروهای غیر انقلابی و حتی غیر چپ همکاری کند تا تناسب قوا را بە ضرر نیروهای راست و فاشیستی تغییر دهد؟ ناگفتە پیدا است کە تشکیل ائتلاف بە معنی اتحاد نیست، یک عمل درازمدت و استراتژیک نیست، بلکە اقدامی تاکتیکی و مقطعی است کە هدفی را دنبال می کند کە شرکت کنندگان آن بە تنهایی در رسیدن بە آن ناتوان هستند، ولی با همکاری شانس بمراتب بیشتری برای نیل بە این هدف مشترک را پیدا می کنند.

پرسشی کە در اینجا مطرح می شود، این است کە چپ انقلابی با چە نیروهایی و بر چە مبنایی می تواند ائتلاف تشکیل دهد؟ طبیعتا غیر از نیروهای چپ انقلابی نیروهای چپ غیر انقلابی نیز در جامعە وجود دارند مانند سوسیال دمکراتها و سایر چپهای رفرمیست، چپهای فمینیست، چپهای آنارشیست، چپهای لیبرال، سوسیالیستهای مذهبی و غیرە. در درجە بعدی نیروهای محلی مترقی کە برای رفع ستم مضاعف بر خلقهای غیر فارس مبارزە می کنند. بدنبال آن برخی نیروهای سیاسی بورژوا دمکرات و لیبرال جمهوریخواە قرار دارند کە هر چند خواهان نابودی نظام سرمایەداری نیستند، ولی تا حدود مشخصی بە اصلاحات  و تحولات دمکراتیک در چهارچوب این نظام باور دارند. بعلاوە  نیروهای سیاسی و اجتماعی دیگری وجود دارند کە برای اهداف مشخصی مانند حقوق بشر، حفظ محیط زیست، حقوق زنان و برابری جنسیتی و غیرە فعالیت می کنند. 

چپ انقلابی در مقطع کنونی می تواند با همە این نیروها بە همکاری عملی و تشکیل یک ائتلاف گستردە بپردازد. اساس این ائتلاف می تواند مثلا موارد زیرین باشد: سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و انحلال دستگاههای سرکوبگر آن، مخالفت با سلطنت طلبی ، فاشیسم و دیکتاتوری از هر نوع آن، ایجاد یک جمهوری دمکراتیک، سکولاریسم و دولت لائیک، رفع ستم ملی و ایجاد یک سیستم غیر مرکزگرا، رفع ستم بر زنان و اقلیتهای جنسی، لغو حکم اعدام و شکنجە، آزادی بیان و سایر آزادیهای فردی، مدنی، سیاسی، سندیکایی، مذهبی و غیرە، لغو برنامەهای اقتصاد نئولیبرالی، مصادرە اموال و املاک غارت شدە توسط الیگارشی چپاولگر و دولتی کردن بخشهای کلیدی اقتصادی از جملە منابع، معادن، صنایع کلان، بانکها، رهایی از اقتصاد تک محصولی و اقدام بە “انقلاب صنعتی” در ایران، حفظ محیط زیست، سیاست خارجی مستقل، متوازن و مبتنی بر صلح، عدم مداخلە، و همکاری با سایر کشورها و غیرە. 

هر حزب و جریان سیاسی و اجتماعی کە در چهارچوب چنین  برنامەای و بر پایە موازین دمکراتیک حاضر بە همکاری با نیروی چپ انقلابی در ایران باشد، می تواند جزئی از ائتلاف مذکور باشد. حتی اگر سازمان مجاهدین خلق حاضر بە پذیرش چنین برنامەای باشد و موازین دمکراتیک در چنین ائتلافی را بپذیرد، می تواند وارد این ائتلاف بشود. ولی از آنجاییکە این سازمان خواهان برچیدن اقتصاد نئولیبرالی، خلع قدرت و ثروت از الیگارشی و دولتی کردن بخشهای کلیدی اقتصاد نیست و از آنجاییکە این سازمان جایگاە و وزن سیاسی ویژەای برای خود قایل است و تحمیل رهبری خود را اساس همکاری قرار می دهد، خود بخود از موضوع ائتلاف مورد بحث خارج است. اعلام دولت انتقالی موقت  از سوی خانم رجوی در روزهای اخیر نشانگر آن است کە این سازمان می خواهد سیاست “همە با من”ی را پیش ببرد. بە این ترتیب ائتلاف مورد بحث می تواند در مقابل دو بازیگر اصلی کنونی در صحنە اپوزیسیون یعنی سلطنت طلبان از سویی و مجاهدین خلق از سوی دیگر، قطب سومی ایجاد کند و تناسب نیرو را بە زیان هر دوی این نیروها تغییر دهد.  

آشکار است کە برنامە مشترک این ائتلاف (شامل موارد فوق) یک برنامە سوسیالیستی نیست و تمام موارد آن می تواند در چهارچوب یک نظام سرمایەداری لیبرالی تحقق پذیرد و بهمین جهت می تواند نیروهای غیر چپ انقلابی ولی تحول طلب و اصلاح طلب راستین (نە اصلاح طلبان قلابی حکومتی) را بخود جلب کند. پایگاە طبقاتی این نیروها بورژوازی غیر الیگارشی و خردەبورژوازی است. 

حال این پرسش پیش می آید کە آیا شرکت چپ انقلابی در چنین ائتلافی بە معنی رها کردن مبارزە کارگری و سوسیالیستی، تبدیل شدن چپ بە دنبالەرو بورژوازی و افتادن بە دام آشتی طبقاتی و مشی “همە با همی” است؟ شرکت در چنین ائتلافی بە هیچوجە بە معنی آن نیست کە چپ انقلابی ضمن همکاری در مسیر اهداف ائتلاف، مبارزە سوسیالیستی خود را متوقف کند، اهداف استراتژیک خود را پنهان کند و یا بجای پیشبرد این اهداف، بە سازشکاری و دنبالەروی دچار شود. چپ انقلابی می تواند بر دو ریل حرکت کند، هم برای اهداف ائتلاف تلاش کند و هم درضمن آن برای اهداف درازمدت خود و تحقق انقلاب سوسیالیستی مبارزە کند. این دو مبارزە نافی همدیگر نیسنتد، بلکە در شرایط کنونی ایران می توانند مکمل همدیگر باشند و تلفیق آنها حتی ما را بە اهداف نهایی نزدیکتر می سازد. این بە خود چپ انقلابی بستگی دارد کە در چنین ائتلافی بە دنبالەروی و سازشکاری تن دهد یا همزمان مبارزە سوسیالیستی خود را تقویت بخشد و با گستردن پایگاە تودەای خود در عمل موفق بە کسب هژمونی شود. ائتلاف بخودی خود بە معنی دنبالەروی و آشتی طبقاتی نیست، بلکە چگونگی نقش چپ انقلابی در چهارچوب آن تعیین کنندە است. چپ انقلابی اگر نقش خود را بدرستی بازی نکند، می تواند بە دنبالەرو تبدیل شود، ولی اگر “بازی” را بخوبی پیش ببرد، می تواند حتی بە کسب هژمونی نائل آید. جنبە دیگر قضیە، قواعد و موازینی است کە ائتلاف بر آن بنا شدە است. اگر این موازین دمکراتیک نباشد، نیرویی کە انحصار طلب است، امکانات مالی و رسانەای قویتری دارد و از حمایت و کمکهای دولتهای خارجی برخوردار است، می تواند ائتلاف را بخدمت سیاست خود بگیرد و “همە باهمی” را بە “همە با منی” تبدیل کند.

غیر این دو عامل، عامل دیگری نیز در این امر دخیل است کە آیا چپ انقلابی بە دنبالەرو تبدیل می شود یا نە و آن “شرایط مشخص” است. انقلاب سوسیالیستی در ایران یک ضرورت اجتناب ناپذیر است و اگر ضرورت آن در ایران در مقایسە با شرایط روسیە تزاری بیشتر نباشد، کمتر نیست. ولی این انقلاب علاوە بر ضرورت، بە فراهم بودن شرایط ذهنی و یک نیروی سیاسی و تودەای پرقدرت و سازمان یافتە نیاز دارد کە در شرایط مشخص کنونی ما کم و بیش از آن فاصلە داریم. بنابراین انقلاب سوسیالیستی با همە ضرورت آن و علیرغم خواست و ارادە ما در دستور روز قرار ندارد. متأسفانە ما اکنون در آستانە انقلاب اکتبر روسیە نیستیم. اگرچە ایران  با توجە بە انکشاف نظام سرمایەداری از نظر تاریخی  در مرحلە انقلاب سوسیالیستی قرار دارد، ولی سازمان دهندگان این انقلاب هنوز توان سیاسی و سازمانی بلشویکهای روسیە را پیدا نکردەاند و در هفتەها، ماهها و شاید چند سال آیندە نیز پیدا نخواهند کرد. در چنین شرایطی دو راە بیشتر وجود ندارد. یا باید تحت عنوان حفط استقلال طبقاتی و دوری کردن از آشتی طبقاتی و مبارزە صرفا برای انقلاب سوسیالیستی در حاشیە باقی ماند، نقش چندانی در معادلات سیاسی بازی نکرد و عملا بە دنبالەرو اوضاع و احوال و قضا و قدر تبدیل شد و یا اینکە در همکاری با سایر نیروهای غیر سوسیالیستی بە پیروزی اهداف مشخصی (عمدتا غیر سوسیالیستی) یاری رساند کە تحقق آنها نە فقط در تعارض با انقلاب سوسیالیستی و مبارزە سوسیالیستی  قرار ندارد، بلکە دقیقا راە را برای نیرومند شدن چپ انقلابی و آمادە شدن شرایط  یک انقلاب سوسیالیستی باز می کند. 

اگر امروز در ایران یک چپ متحد، نیرومند و سازمان یافتەای وجود  داشت کە می توانست بلافاصلە انقلاب سوسیالیستی را سازمان دهد، آنگاە مسلما سخن گفتن از ائتلاف با نیروهای غیر انقلابی بیمورد بود و  خواستاران آن نە فقط دنبالەرو و سازشکار، بلکە حتی ضد انقلابی از آب در می آمدند. ولی شرایط مشخص امروز چیز دیگری است. در چنین شرایطی و بویژە در شرایطی کە جنگ ویرانگر بالهای شوم خود را بر کشور گشودە و آیندەای پر مخاطرە در انتظار است، همکاری چپ انقلابی  در چهارچوب یک ائتلاف گستردە با نیروهای غیر انقلابی و لیبرال دمکرات در جهت سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، پایان دادن بە جنگ، جلوگیری از تحقق سناریوهای ضد مردمی و ضد انقلابی از جملە قدرت گیری سلطنت طلبان فاشیست و انجام  تحولات دمکراتیک نە فقط  ضروری، بلکە بە وظیفەای عاجل تبدیل شدە است. وجود یک ائتلاف گستردە بعنوان نیروی سوم در مقابل دو نیروی سلطنت طلب و مجاهدین خلق بدون تردید و بیش از همە بسود نیروهای چپ انقلابی تمام خواهد شد.

آرمان بهروزی

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x