
در حالی که حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران از صبح شنبه آغاز شد، گزارشهای رسانههای ایران و چند رسانه بینالمللی از یکی از سنگینترین و تکاندهندهترین پیامدهای غیرنظامی این عملیات حکایت دارد: بمباران یک مدرسه دخترانه در شهر میناب در استان هرمزگان که بنا بر گزارشهای منتشرشده، بیش از ۱۰۰ کودک در آن کشته شدهاند؛ رخدادی که مقامهای بهداشتی ایران آن را «تلخترین خبر» این جنگ خواندهاند و میتواند به یکی از کانونهای اصلی جدال سیاسی و حقوقی پیرامون این کارزار نظامی تبدیل شود.
بر پایه گزارش گاردین، والدین ایرانی صبح شنبه فرزندان خود را به مدرسه رسانده بودند که با آغاز بمبارانها در نقاط مختلف کشور، بسیاری با شتاب به سمت مدرسهها بازگشتند. رسانههای تحت کنترل دولت در ایران گزارش دادند که در مدرسه دخترانه «شجره طیبه» در میناب، صحنهای از ویرانی پیش روی خانوادهها قرار گرفت و خبرگزاری «میزان» از کشته شدن دستکم ۱۰۰ کودک و «مفقود بودن دهها نفر دیگر» خبر داد. گاردین تأکید کرده بود که در همان لحظه انتشار، امکان راستیآزمایی مستقلِ رقم تلفات و جزئیات گزارشهای رسمی وجود نداشت، اما به گزارش این روزنامه، یک سرویس راستیآزمایی فارسی و همچنین خبرگزاری رویترز، تصاویر ویدیوییِ منتشرشده از محل را با عکسها و شواهد دیگر تطبیق داده و اصالت مکانِ فیلم را تأیید کردهاند.
همزمان فایننشال تایمز از آمار بالاتری که از سوی مقامهای ایرانی مطرح شده خبر داده و نوشته است بنا بر اعلام نهادهای رسمی، شمار قربانیان این حمله به ۱۴۸ نفر رسیده و شمار زیادی مجروح نیز گزارش شده است؛ گزارشی که این حمله را بخشی از موج گستردهتر حملات همان روز دانسته و واکنش تند مقامهای ایرانی را بازتاب داده است. همچنین واشنگتنپست گزارش کرده مقامهای ایرانی و نمایندگی ایران در سازمان ملل از کشته شدن «بیش از ۱۰۰ کودک» سخن گفتهاند و آمریکا اعلام کرده در حال بررسی گزارشهای مربوط به تلفات غیرنظامی است.
در روایتهای منتشرشده از محل حادثه، از ویدیویی سخن رفته که دود را بر فراز دیوارهای سوخته و آوار پخششده در خیابان نشان میدهد و جمعیتی از ناظرانِ آشفته و گریان را در اطراف محل ثبت کرده است. به گفته گاردین، گزارشهای میدانی حاکی است این مدرسه در مجاورت یک پایگاه یا تأسیسات مرتبط با سپاه پاسداران قرار داشته؛ موضوعی که در صورت تأیید نهایی آمار تلفات، میتواند به یکی از بحثبرانگیزترین نقاط پرونده تبدیل شود، زیرا حمله به هدفی درهمتنیده با زیرساختهای نظامی، از یک سو و ابعاد تلفات کودکان از سوی دیگر، فشار سیاسی و حقوقی سنگینی ایجاد میکند.
حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت ایران، بنا بر گزارش گاردین، این بمباران را «تلخترین خبر» جنگ تا آن لحظه خوانده و نوشته است «خدا میداند چند جسد دیگر کودک را از زیر آوار بیرون خواهند آورد.» این جمله، بهخودیخود نشان میدهد که پرونده تلفات غیرنظامی و بهویژه کودکان، برای تهران میتواند به ابزار اصلی در شکلدهی روایت «نقض حقوق بینالملل» و «حمله به مردم» تبدیل شود؛ بهخصوص در شرایطی که واشنگتن و تلآویو میکوشند عملیات خود را «متمرکز بر اهداف نظامی و حاکمیتی» معرفی کنند.
گاردین در ادامه، تصویری از جامعهای ارائه میکند که در میانه بمبارانها با ترکیبی از وحشت و امید مواجه است: بخشی از مخالفان حکومت از اصابت برخی حملات به ساختمانهای دولتی احساس «سبکشدن» یا «امید به تغییر» دارند، اما همین احساس با نگرانی عمیق از افزایش تلفات غیرنظامیان مهار میشود. این دوگانگی در گفتوگوهای گاردین با چند شهروند تهرانی بازتاب یافته: از نانوایی که از ضربه به مراکز حکومتی «خوشحال» است اما میگوید نگرانیاش کشته شدن بیگناهان است، تا جوانانی که میگویند از جنگ میترسند اما در سرکوبهای اخیر نیز دوستانشان را از دست دادهاند و از این رو، نگاهشان به «خشونت» پیچیدهتر و تلختر شده است.
این گزارشها حملات را در زمینهای داخلی نیز قرار میدهند: حدود هفت هفته پیش از این حمله، حکومت ایران اعتراضات سراسری را با خشونت سرکوب کرده بود و بنا بر دادههای جمعآوریشده توسط «خبرگزاری فعالان حقوق بشر»، شمار کشتههای آن سرکوب به بیش از ۷ هزار نفر رسیده و هزاران مورد دیگر در دست بررسی بوده است. این پیشینه، سبب شده برخی مخالفان حکومت در عین ترس از بمباران خارجی، تجربهای از «زیستن در وضعیت جنگی» را پیشاپیش در سرکوب داخلی احساس کرده باشند.
در تهران، گاردین از قفل شدن ترافیک، تعطیل شدن مدرسهها، تلاش والدین برای رساندن خود به فرزندان، و آمادگی قبلی برخی خانوادهها برای سناریوی جنگ ــ از جمله ذخیره کردن آب و اقلام ضروری ــ گزارش میدهد. برخی نیز از اختلالهای مقطعی در دسترسی به رسانهها و وبسایتها گفتهاند، هرچند روشن نبوده این اختلال ناشی از حملات سایبری است یا فشار بالای مراجعه کاربران.
در مجموع، روایت این گزارش چنین است: حملات گستردهای که با اعلام «عملیات عمده رزمی» از سوی ترامپ آغاز شد، نهتنها میدان نظامی بلکه زیست روزمره شهروندان را در لحظهای کوتاه زیرورو کرد؛ و اکنون، گزارش بمباران مدرسه در میناب ــ با آمارهایی که هنوز درباره شمار دقیق قربانیان اختلاف وجود دارد ــ میتواند به نقطه عطفی در نگاه جهانی به این جنگ بدل شود. اگر ابعاد تلفات کودکان همانگونه که رسانههای ایران میگویند تأیید شود، فشار برای پاسخگویی، تحقیقات مستقل و محکومیتهای بینالمللی افزایش خواهد یافت؛ و همزمان، احتمالاً فضای داخلی ایران نیز بیش از پیش میان خشم، سوگواری، امید به تغییر و ترس از آیندهای خونینتر دوپاره خواهد شد.




