با لحظههای حساس بنیان گذاری «گوادلوپ حکومت اسلامی» و «آرماداهای» زیبای ترامپ!
حمله نظامی جدید و گسترده آمریکا و اسرائیل چه اهدافی را دنبال می کند؟
جنگ ۱۲ روزه را بابد پیش پرده اصلی تهاجم سازمان یافته و بسیارگسترده تر اکنون بشمارآورد. که در آن علاوه بر تخریب بیشتر تاسیسیات هستهای، هدفهای مشخصی چون نابودی کامل توان موشکی و نیروهای دریائی رژیم، و در ترکیب با آنها ، حمله و نیز ترور های سیاسی و نظامی و امنیتی بهرده های بالای نظام را نیز در برمی گیرد که در مجموعه خود،آگر بتوانند پیشبروند، تا درهم شکستن ساختارقدرت و برافکنی نظام را در دستور کار خود دارد. باین ترتیب نقشه حمله کنونی و درجه بسیج نیروها و تدارکات به شکل حداکثری صورت گرفته است. حتی پیاده کردن کماندوها و نیروهای محدودنظامی در داخل کشور از هوا یا از مرزهای کشور تحت شرایطی برای هدفهای مشخص عملیاتی منتفی نیست.
ترامپ در سخرانی هیستریک و خطرناک خود گفته است در انجام این ماموریت از کشته شدن نیروهای آمریکایی هم ابائی نخواهد داشت. آنچه که ترامپ را به این بازی بزرگ و پرریسک کشانده است از یکسو قرارگرفتن رژیم در اوج فرسودگی و ضعف و انزوای بزرگ داخلی و بین المللی است. پیروزی های آسان جنگ ۱۲ روزه و تجربه سناریوی پیروزمند مداخله نظامی در ونزوئلاست و همه این ها در قاب اهمیت ژئوپلتیکی عظیم ایران در منطقه و جهان او را باستقبال این قماربزرگ کشانده است . این تهاجم بزرگ، آشکارا با زیرپاگذاشتن حقوق بین الملل و حاکم کردن قانون جنگل برجهان و مناسبات بشر صورت میگیرد (مضمون انتقادی که اخیرا دبیرکل سازمان ملل هم نسبت به حاکمیت خشونت و بی قانونی و زور برجهان هشدار داد). این تجاوز نه فقط با دوزدن سازمان ملل و اعلام جنگ به یک کشور دیگر بدون وجود پیششرطهای ادعائی تهدیدامنیتی بلکه با دورزدن اختیارات کنگره در اعلام جنگ و فریب دادن افکارعمومی آمریکا و جهان (مثل دروغ بافی زمان حمله آمریکا به عراق در دوره بوش پسر) صورتمیگیرد، چنانکه ترامپ ادعای تهدید امنیت آمریکا با موشکهای قاره پیمایی که وجود نداردن کرده است! بهر صورت ترامپ باصطلاح مخالف سرسخت نظامی گری دولت های قبلی آمریکا و علیرغم آن که در داخل آمریکا حدود ۷۰ درصدافکارعمومی مخالف جنگ هستند، او اینک با وسوسه چیدن میوه ممنوعه جنگ، و با زیرپاگذاشتن وعدههای انتخاباتی اش، دست به قمار وریسک بزرگی زده کرده است باپی آمدهای داخلی و منطقه و جهانی نامعلوم.
هم چنین حمله این بار باصطلاح با تدارک از قبل یک آلترناتیو مطیع و سربفرمان و دخیل بسته به تهاجم نظامی بزرگترین قدرت امپریالیستی و نواستعماری جهان و بهنحوی در هماهنگی با رضاپهلوی و آماده سازی او صورت می گیرد که در پیامش به مردم ایران مژده داد، که بالاخره زمان تحقق وعده ترامپ رسید. او حتی قبل ازحمله اظهارامیدوارکرده بود که جشن نوروز را در ایران برگزارکند. ظاهرا متجاوزین حمله به کشور این بار احتیاط به خرج داده و قبل از دزدیدن منارچاه را کنده اند!. ترامپ به قمار بزرگی دست زده است با پیآمدهای کوتاه مدت و درازمدت غیرقابل پیشبینی.
علیه شرایط گیج آور در لحظههای سرنوشتساز!
در ادامه این یادداشت کوتاه، اما لازم است که به یک نکته مهم و مرتبط با کنشگری اشاره کنم: نخست آن که مردم و جامعه و جنبشها و کنشگران پیشرو ایران در ادامه مبارزات و خیزش ها و دست آوردهای تاکنونی خود بخصوص از خیزش زن زندگی آزادی و تداوم و گسترش دامنه جنبشهای مطالباتی اشان علیه فلاکت باید بتوانند با حفظ و تقویت عاملیت خویش و از طریق پیوند جنبش زن زندگی آزادی با عدالت اجتماعی و علیه فلاکت، از منظر صدای سوم و با گفتن «نه» به حاکمیت آدم کش و جنگآفرین ولایت مطلقه، و «نه» به حمله نظامی و به امیال نواستعماری و طعمورزانه و مهارناپذیر قدرت های امپریالیستی (عمدتا دولت آمریکا و اسرائیل) بجای مقهور و تماشاچی شدن باید با هوشیاری کامل آماده حضورآگاهانه و نقش آفرینی در یکی از سرنوشت سازترین لحظههای خطیرتاریخی باشند. و بتوانند با حضور وکنش میدانی به موقع و با رصدکردن فرصتهایی که بطوراجتناب ناپذیر از تصادم دشمنان داخلی و قدرتهای امپریالیستی خارجی بوجود می آید و تبدیل تهدیدها به فرصت ها و فعلیت بخشیدن آنها، بتوانند از حداکثر گسست ها و فضاهای ناشی از این تصادم برای پیشروی خود به سوی اهداف بنیادی خود بهره گیرند. مسیر گذار از حکومتجبار و مرگ آفرین ولایت مطلقه و مقابله با هرشکل دیگری از حکومت استبدادی دیگر، عبور به سلامت مردم زنج دیده و سرکوب شده و فلاکت زده از پرتگاه هولناکیکه در برابرش دهان گشوده است را هموارکنند. با لحظات بسیار حساسی و سرنوشت سازی مواجهیم که آمادگی و هوشیاری ویژه و دوچندان خود را می طلبد. امروزه باگندیده شدن کامل پارادایم اسلام سیاسی گویی باردیگر «لحظه گوادلوپ» فرارسیده است. لحظه ای که ۴۷سال پیش همین قدرتها در نشست گوادلوپ و سپس درمعاملات و چانهزنیهای پشت پرده هایزر با بهشتی ها و نمایندگان خمینی، دیکتاتور درهم شکسته و به پایان رسیده را در معاملهای عمامه با تاج و بیطرف کردن ارتش بیرون بردند. اینک یک باردیگر گوئی تاریخ در مسیر وارونه ای قرارگرفته و همین قدرت ها با سوار شدن بر موج نارضایتی و خشم عمومی مردم و با بی خاصیت شدن عمامه باردیگر به فکر تعویض تاج سربفرمان با عمامه به پایان خط رسید افتادهاند. بار دیگر برآنند که هم چون کودتای ۲۸ مرداد، دست نشانده مطیعی را بر سریرقدرت بنشانند گرچه این بار سوار بر امواج بمب افکن ها و بامداخلهنظامی گسترده و از خلال جنگ و کشتار مردم و ویران سازی کشو. آیا آنها می توانند پیامآورآزادی ورهایی باشند، آنگونه که ترامپ ادعا می کند؟. کافی است نگاهی بهنحوه برخورد او با زمامداران ونزوئلا بیافکنیم که رسما اجازه برداشت ازپول فروش نفت می دهد و مدعی است که ما آن را اداره می کنیم و در موردکوبا می گوید ما می توانیم کوبا را به شکل دوستانه در اختیاربگیریم. همانطور که در سودای تبدیل کانادا با ایالت ۵۱ آمریکا بوده است. با این همه آن چه که آنها از آن غافلند این است که بخشهای مهمی از مردم ایران به بلوغ عبور از چرخه تاریخی صغارت پذیری و استبداد اعم از دینی و موروثی رسیدهاند و بعید است که بهاین آسانیها تن به چرخه معیوب از این استبداد به آن استبدادبدهند.
آرماداهای زیبا و قدرت مؤسس!
خودآگاهی به مساله معوقه تاریخی ایران و گشودن مسیربرون رفت از آن، زیرنظر گرفتن لحظههای گوادلوپ حکومت اسلامی و سودای تأسیس قدرت مؤسس کاذب و این بار عمدتا با قابلگی آمریکا و اسرائیل و از طریق مداخله نظامی و گسیل ناوگانهای عظیم دریایی و بمب افکنهای نامرئی، آن چه که ترامپ آن را «آرماداهای» زیبا و قشنگ می نامد، و بالأخره مهم تر از همه به میان آمدن عاملیت و خودآئینی جامعه و کنشگران است که هم چون بنیان گذاران «قدرت مؤسس» واقعی، مهر ابطال بر پیشانی مدعیان کاذب موج سوار و کاذب بزنند.
تقی روزبه ۲۰۲۶.۰۲. ۲۸




