پس از آغاز بمبارانهای اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران و همزمان با گزارشهایی از گسترش عملیات و حملات متقابل در خاک برخی کشورهای منطقه، موجی از واکنشهای بینالمللی شکل گرفته که از حمایت آشکار برخی دولتها از اقدام واشنگتن تا هشدارهای جدی درباره خطر «جنگ گستردهتر» و نقض حقوق بینالملل را در بر میگیرد. در این میان، محور مشترک بسیاری از مواضع، دعوت به کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی است؛ هرچند لحن و جهتگیری کشورها بر اساس منافع و نگرانیهای امنیتیشان تفاوت چشمگیری دارد.
در اروپا، رئیس کمیسیون اروپا اورسولا فوندرلاین و رئیس شورای اروپا آنتونیو کوستا در بیانیهای مشترک ضمن ابراز نگرانی از تحولات، اعلام کردند اتحادیه اروپا در تماس نزدیک با شرکای منطقهای خود باقی میماند و بر «تعهد تزلزلناپذیر» به حفظ امنیت و ثبات منطقهای تأکید کرد. آنها همچنین تصریح کردند هدفشان «تضمین ایمنی هستهای» و جلوگیری از هر اقدامی است که تنشها را تشدید کند یا رژیم جهانی منع گسترش را به خطر بیندازد. در همین چارچوب، به نقش تحریمهای اتحادیه اروپا نیز اشاره شده؛ تحریمهایی که به گفته این گزارش، با هدف فشار بر ساختار قدرت در ایران اعمال شده اما اثرات جانبی آن بر زندگی مردم نیز مطرح است.
بریتانیا با لحنی محتاطانهتر اعلام کرده نمیخواهد وضعیت بدتر شود و به سوی یک درگیری منطقهای گستردهتر بلغزد. اسپانیا اما موضعی صریحتر اتخاذ کرده است: پدرو سانچز، نخستوزیر این کشور، ضمن رد «اقدام نظامی یکجانبه» آمریکا و اسرائیل، همزمان رفتارهای حکومت ایران و سپاه پاسداران را نیز محکوم کرده و خواستار کاهش فوری تنش شده است.
در اردوگاه حامیان واشنگتن، استرالیا آشکارا از اقدام آمریکا دفاع کرده و نخستوزیر این کشور، آنتونی آلبانیزی، گفته استرالیا از اقدام ایالات متحده برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای حمایت میکند. اوکراین نیز در موضعگیری خود، منشأ بحران را در «خشونت و خودسری» حکومت ایران دانسته و آن را دلیل رخدادهای کنونی توصیف کرده است.
در جهان عرب، لبنان تلاش کرده فاصله خود را از هرگونه کشیده شدن به درگیری حفظ کند. نخستوزیر لبنان نواف سلام تأکید کرده کشورش اجازه نخواهد داد کسی لبنان را وارد «ماجراجوییهایی» کند که امنیت و وحدت ملی را تهدید میکند و از شهروندان خواسته با خرد و میهندوستی عمل کنند و منافع کشور را در اولویت بگذارند. رئیسجمهور لبنان ژوزف عون نیز بر ضرورت جلوگیری از گرفتار شدن لبنان در «فاجعههای ناشی از جنگهای بیرونی» تأکید کرده است. در همین گزارش اشاره شده که حزبالله پیشتر گفته بود در صورت محدود بودن ضربههای آمریکا به ایران، وارد اقدام نظامی نمیشود، اما هرگونه تعرض به رهبر جمهوری اسلامی را «خط قرمز» تلقی میکند.
فرانسه موضعی دوگانه اما بسیار پررنگ گرفته است: از یک سو، امانوئل مکرون عملیات جاری آمریکا و اسرائیل را دارای «پیامدهای بسیار جدی برای صلح و امنیت بینالمللی» دانسته و هشدار داده تشدید تنش برای همه خطرناک است و باید متوقف شود. از سوی دیگر، او گفته حکومت ایران باید درک کند اکنون راهی جز ورود به مذاکره «با حسن نیت» برای پایان دادن به برنامه هستهای و موشکی و نیز اقدامات بیثباتکننده منطقهای ندارد. مکرون همچنین از آمادگی فرانسه برای حفاظت از شهروندانش و نیز تأسیسات و منافعش در خاورمیانه سخن گفته و اعلام کرده پاریس خواهان برگزاری نشست فوری شورای امنیت سازمان ملل است و با شرکای اروپایی و دوستانش در خاورمیانه در تماس نزدیک قرار دارد. او در عین حال با اشاره به سرکوبهای داخلی، گفته مردم ایران باید بتوانند آینده خود را آزادانه بسازند.
روسیه در نقطه مقابل، حملات آمریکا و اسرائیل را «ماجراجویی خطرناک» توصیف کرده که منطقه را به سمت فاجعه انسانی و اقتصادی و حتی «خطرهای پرتوزایی» میبرد و آن را تلاشی برای نابودی حکومت ایران دانسته است؛ زیرا به تعبیر مسکو، تهران حاضر نشده زیر «دیکته زور» و هژمونیطلبی تسلیم شود. همچنین گزارش شده سفارت روسیه در اسرائیل به شهروندانش توصیه کرده به دلیل وخامت شدید وضعیت امنیتی، اسرائیل را ترک کنند.
پاکستان نیز اعلام کرده حملات علیه ایران را «قاطعانه» محکوم میکند و آنها را «غیرموجه» خوانده و همزمان خواستار توقف فوری تشدید تنش از طریق بازگشت عاجل به دیپلماسی شده است. اندونزی در موضعی میانجیگرانهتر اعلام کرده آماده است میان واشنگتن و تهران میانجیگری کند و رئیسجمهور این کشور حتی آمادگی خود را برای سفر به تهران در صورت موافقت دو طرف مطرح کرده و از همه طرفها خواسته خویشتنداری کنند و گفتوگو و دیپلماسی را در اولویت بگذارند.
نروژ از زاویه حقوقی وارد شده و وزیر خارجه این کشور گفته بمبارانهای آمریکا و اسرائیل با حقوق بینالملل سازگار نیست. او تأکید کرده «حمله پیشگیرانه» تنها زمانی میتواند مطرح شود که تهدیدی قریبالوقوع وجود داشته باشد و از تلاش برای راهحل دیپلماتیک حمایت کرده است.
در سطح منطقهای، عربستان سعودی واکنش متفاوتی نشان داده و نه بر بمباران ایران، بلکه بر حملات تلافیجویانه ایران به چند کشور عربی تمرکز کرده است. ریاض «حمله ایران» به بحرین، قطر، کویت، اردن و امارات متحده عربی را محکوم کرده و از «همبستگی کامل» خود با این کشورها سخن گفته و وعده کمک داده؛ بیآنکه در این موضعگیری اشارهای به حملات اسرائیل و آمریکا به اهداف داخل ایران داشته باشد.
مجموع این مواضع نشان میدهد بحران تازه، در عین آنکه حول پرونده هستهای و امنیت منطقهای صورتبندی میشود، به سرعت به جدال روایتها درباره مشروعیت اقدام نظامی، خطر گسترش جنگ، و حدود و ثغور حقوق بینالملل تبدیل شده است. در چنین فضایی، درخواستهای فزاینده برای کاهش تنش و بازگشت به مذاکره، در کنار حمایت برخی دولتها از عملیات، تصویر جهانیِ شکافخوردهای را نشان میدهد که هنوز بر سر «راه خروج» از جنگ به جمعبندی مشترک نرسیده است.






