“ما در این ائتلاف به حفظ محیطزیست، عدالت اجتماعی، حقوق برابر زنان و مردان، تثبیت انتخابات آزاد، تأمین و تضمین حقوق بنیادین همهی تنوعات ملی و مذهبی کوردستان و نهادمند کردن سیستم مدیریتی و دموکراتیک در کوردستان ایران باور داریم. همزمان، تلاش برای استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک و سکولار در ایران که حقوق ملتها و پیروان مذاهب و ادیان مختلف کشور را تضمین کند، وظیفهی خود میدانیم. “ بیانیهی اعلام موجودیت ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران
ائتلاف پنج حزب کُردستان ایران در ۳ اسفندماه ۱۴۰۴ / ۲۲ فوریه ۲۰۲۶ را میتوان یکی از تحولات مهم سیاسی سالهای اخیر در فضای اپوزیسیون ایران ـ بطور عام ـ و در کُردستان ایران ـ بطور خاص ـ دانست. این همگرایی سیاسی که میان پنج جریان ‘حزب آزادی کُردستان، حزب حیات آزاد کُردستان، حزب دمکرات کُردستان ایران، سازمان خبات کُردستان ایران و کومله زحمتکشان کُردستان’ با دیدگاههای متفاوت شکل گرفته، نه تنها در سطح کُردستان بلکه در سطح سرتاسری نیز بازتاب گستردهای داشته است. واکنشها به این ائتلاف، طیفی متنوع از تحسین و امیدواری تا انتقادات و حتی تخریب و تهدید را دربر گرفته و نشان میدهد که مساله کُردستان همچنان یکی از گرههای اصلی سیاست در ایران باقی مانده است.
این ائتلاف، با وجود تفاوتهای فکری، ایدئولوژیک و راهبردی میان احزاب تشکیلدهنده، نمونهای از بلوغ سیاسی و احساس مسئولیت جمعی به شمار میآید. در شرایطی که شکاف در میان بسیاری از نیروهای سیاسی در ایران عمیقتر شده است، همگرایی نیروهایی با دیدگاههای متفاوت بیانگر درک مشترک آنان از ضرورت اتحاد برای دفاع از حقوق ملی، مدنی و سیاسی مردم کُردستان و عدالت اجتماعی، دمکراسی و آزادی سیاسی برای تمام مردم ایران است. چنین تجربهای میتواند الگویی برای سایر نیروهای سیاسی ایران باشد؛ الگویی مبتنی بر پذیرش تکثر، گفتوگو و اولویت دادن به منافع جمعی بر رقابتهای حزبی.
بخشی از منتقدان این ائتلاف، آنهایی هستند که خود را «چپ» مینامند، اما بدون اتکا به مبانی نظری منسجم مارکسیستی و با تکرار شعارهای کلی، جنبش ملی کُردستان و سایر ملل تحت ستم ایران را مصداق «قومگرایی» میدانند. این جریانها با قرائتی خودساخته از رابطه مبارزه طبقاتی و ملی، هرگونه سازمانیابی سیاسی مبتنی بر هویت ملی را تهدیدی علیه وحدت طبقه کارگر تلقی میکنند. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده است که نادیده گرفتن مساله ملی و حق تعیین سرنوشت ملل در ایران نه تنها به تحکیم همبستگی طبقاتی منجر نشده بلکه به بازتولید بیاعتمادی و گسستهای عمیقتر انجامیده است. مساله ملی در ایران و بویژه در کُردستان صرفاً اقتصادی یا طبقاتی نیست؛ بلکه ابعادی تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی دارد که بدون به رسمیت شناختن آن، دستیابی به راهحل پایدار ممکن نخواهد بود.
در سوی دیگر، واکنش نیروهای راست و تمامیتخواه ـ بویژه اظهارات تند آقای رضا پهلوی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق)- که احزاب کُردستان ایران را به «تجزیهطلبی» متهم کرد، موجی از انتقادها را برانگیخت. او با هشدار نسبت به این ائتلاف و وعده برخورد قاطع، عملاً رویکردی امنیتی و تقابلی را بازتولید کرد؛ رویکردی که نیاکان دیکتاتور او در دوران رضا شاه و محمدرضا شاه نیز نسبت به مطالبات کُردها اتخاذ کرده بودند. طرفداران این رویکرد گویا فراموش کردهاند که همین احزاب کُردستانی پس از سقوط رژیم پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی، از پایههای اصلی مبارزه علیه حکومت جهل و خرافات در ایران بوده و در این مسیر هزاران کشته و زندانی دادهاند. آنان با طرح شعار دموکراسی برای ایران و حق تعیین سرنوشت ملل در چارچوب ایران، بر تداوم مبارزه سیاسی خود تأکید کردهاند. استقبال و پشتیبانی مردم کُردستان از احزاب ملی خود نیز بیانگر پایگاه اجتماعی و نفوذ این جریانها در جامعه است.
سیاستهای تمرکزگرایانه در دوران رضا شاه و محمدرضا شاه، که با سرکوب نظامی و انکار هویتهای ملی همراه بود، نه تنها مساله کُردستان را حل نکرد بلکه آن را به یکی از ریشهدارترین مطالبات سیاسی در کُردستان ایران بدل ساخت. تکرار ادبیات تهدید و سرکوب، بازگشت به سیاستهای ناکام گذشته است.
در ۴۷ سال گذشته، جمهوری اسلامی ایران با ابزارهای امنیتی، قضایی و نظامی تلاش کرده است صدای مطالبات کُردها را خاموش کند. با این حال، این سیاستها نهتنها به حذف هویت کُردی منجر نشده بلکه در مواردی موجب تقویت حس همبستگی و مطالبهگری شده است. در همین چارچوب، موضعگیری آقای عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کُردستان ایران، که به دلیل داشتن انتقاداتی به بیانیه ائتلاف ۵ حزب کُردستانی آن را امضا نکرده بود، در واکنش به پیام رضا پهلوی بازتاب گستردهای یافته است. او با اشاره به تجربه تاریخی سرکوب، تأکید کرد که آنچه طی دههها با کشتار، اعدام و تبعید حاصل نشد، با چنین تهدیدهای نیز محقق نخواهد شد. این موضعگیری نشان میدهد که مساله هویت و حقوق ملی با ابزار قهر حلپذیر نیست. آقای عبدالله مهتدی هشدار میدهد:
“آنچه رژیم جلاد جمهوری اسلامی طی چهل و هفت سال کشتار و سرکوب نتوانست در بزانو درآوردن کُردها و خاموش کردن صدای حقطلبانه آنها به دست آورد، شما نیز نخواهید توانست. جایی که پدران و پدربزرگان نتوانستند با همه زورها و اعدامها و تبعیدها و ترفندها ملت کُرد را هویتزدایی کنند، از شما نیز کاری ساخته نخواهد بود. از این اطلاعیه نیز جز ننگین کردن نامتان و کارنامهتان نتیجهای برنخواهد آمد.”
یکی از محورهای اصلی اتهامات راستگرایان تمامیت خواه به این ائتلاف، برچسب «تجزیهطلبی» است. در حالی که بسیاری از احزاب کُردی در سالهای اخیر بر راهکارهایی چون فدرالیسم، تمرکززدایی یا اشکال دموکراتیک تقسیم قدرت تأکید داشتهاند، مخالفان هرگونه طرح مطالبات ملی را معادل تهدید تمامیت ارضی میدانند. این نگاه تقلیلگرایانه مانع شکلگیری گفتوگویی واقعی درباره ساختار آینده ایران میشود. تجربه کشورهای چندملتی نشان داده است که برسمیت شناختن تنوع ملی نه عامل فروپاشی بلکه زمینهساز ثبات پایدار است.
جمعبندی
ائتلاف پنج حزب کُردستان ایران را میتوان نقطه عطفی در سیاست کُردی و حتی در معادلات اپوزیسیون ایران دانست. واکنشهای تند از سوی برخی جریانها و افراد موسوم به چپ، همزمان با مواضع سلطنتطلبان و همسو با ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، نشاندهنده حساسیت بالای مساله هویت ملی و ساختار قدرت در ایران آینده است.
تجربه تاریخی ـ چه در دوره پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی ـ نشان داده است که سرکوب، انکار و تهدید، مساله کُردستان را حل نکرده، بلکه آن را عمیقتر ساخته است. اگر قرار است آیندهای متفاوت برای ایران رقم بخورد، این آینده ناگزیر باید بر پایه پذیرش تنوع، گفتوگو و احترام متقابل بنا شود.
در پایان، میتوان امیدوار بود که حزب کومله کُردستان ایران و پنج حزب ائتلافکننده در آیندهای نزدیک بتوانند به نقطهای مشترک دست یابند و با همگرایی بیشتر، این روند را گسترش و استحکام بخشند. همچنین، پیوستن نیروها، شخصیتها و نهادهای مدنی و سیاسی کُرد در داخل و خارج از کشور به چنین روندی میتواند این ائتلاف را فراگیرتر، منسجمتر و اثرگذارتر سازد و آن را به بستری مشترک برای پیگیری مطالبات دموکراتیک و ملی در چارچوبی همگرا و مسئولانه تبدیل کند.
مارگاریتا (سِدّا) باریسوونا رودِنکو (۹ اکتبر ۱۹۲۶، تفلیس – ۲٥ ژوئیه ۱۹۷۶، لنینگراد) [٣] دکترای علوم زبانشناسی، خاورشناس، کُردشناس، ادیب و مردمشناس برجسته روس بود که به عنوان بنیانگذار رویکرد ادبیاتپژوهی در علم کُردشناسی شناخته میشود
ضمن تایید نوشته جناب دکتر امین آوه باید گفت؛ حساسیتهای مخالفین ائتلاف احزاب کرد خود نشان گر نامیدی حاصل از عدم پشتیبانی جامعه آگاه مترقی در ایران و بخصوص مردم کردستان است.آنان که خشونت و قتل عام های پدر و پدر بزرگ این جناب را نه تنها بفراموشی نسپرده اند بلکه همانطور در بدو قدرت گیری جمهوری اسلامی با چشم باز فتوای کشتار خویش را با مقاومت خنثی نمودند این بار نیز با اتکا به اتحاد و اتکای تجارب گذشته ادعاهای پوشالی و خواب خرگوشی هر پهلوی مآبی را نقش بر آب خواهند نمود.
ضمن تایید نوشته جناب دکتر امین آوه باید گفت؛ حساسیتهای مخالفین ائتلاف احزاب کرد خود نشان گر نامیدی حاصل از عدم پشتیبانی جامعه آگاه مترقی در ایران و بخصوص مردم کردستان است.آنان که خشونت و قتل عام های پدر و پدر بزرگ این جناب را نه تنها بفراموشی نسپرده اند بلکه همانطور در بدو قدرت گیری جمهوری اسلامی با چشم باز فتوای کشتار خویش را با مقاومت خنثی نمودند این بار نیز با اتکا به اتحاد و اتکای تجارب گذشته ادعاهای پوشالی و خواب خرگوشی هر پهلوی مآبی را نقش بر آب خواهند نمود.