دو روز قبل کامنتی را با عنوان “آن جمعیت انبوه اشتباه کردند” را نوشتم. دوستان زیادی آن راپسندیدند. تعدادی نقد و ملاحظه را هم دریافت کردم. اینجا باردیگر آن یادداشت را منتشر میکنم. پایین تر در رابطه با بعضی از نقد و ملاحظات دریافت شده توضیحاتی خواهم داد.
آن جمعیت انبوه اشتباه کردند
پروپاگاند و ادعا میکنند، “بیش از ۲۰۰ هزار نفر” در مونیخ به سخنان پهلوی گوش دادند؟! یادشان رفته است در بهمن ۵۷ چند برابر بیشتر از جمعیت مونیخ ، روز بازگشت خمینی جلاد به تهران، در بهشت زهرا به چرندیات خمینی گوش دادند. آن جمعیت بزرگ گوش سپرده به خمینی در بهمن ۵۷ در جهل و اشتباه محض بودند. امروز و در بهمن ۱۴۰۴ با صدای بلندتر و بسیار محکمتر باید گفت، گوش سپردگان به رضا پهلوی نه فقط در اشتباهند، حامل ویروس جهل مرکب اند. این ویروس ضد اجتماعی و ضد آزادیخواهی را در نطفه باید خشکاند.
بهمن ۱۴۰۴
هدف من از کامنت کوتاه بالا یادآوری پدیده ای مضر و بارها تجربه شده است. اولأ تأکید بر اینست، نفس جمعیت زیاد و انبوه، نه تنها صد هزار نفره، حتی میلیونی، حقانیت حرکتی را نشان نمیدهد. مقایسه جمعیت وسیع گوش سپرده به خمینی در بهمن ۵۷ با اجتماع مونیخ گوش سپرده به رضا پهلوی از اینجا درمیاد. امروز مردم ایران در ابعاد دهها میلیونی تأیید میکنند، آنهایی که از سر توهم به فراخوان خمینی پاسخ مثبت میدادند، سخت در اشتباه بودند و آن دسته هم که راه و روش و سیاست خمینی را “انتخاب، کرده و بخشأ هنوز به آن معتقدند، در جهل محض بسر برده و میبرند. این پدیده دو وجهی امروز حول فراخوان جریانات دست راستی آن هم طالب جنگ و ویرانی جامعه و از جمله رضا پهلوی دارد تکرار میشود. پس موظفیم هشدار دهیم و تلاش کنیم، این تجربه تلخ باردیگر تکرار نشود. تلاش کنیم نیروی ضد آزادیخواهی و ضد اجتماعی را ایزوله کنیم.
دوستان و رفقایی از جمله از میان تأییدکنندگان کامنت بالا نوشته اند، “چنین یادداشت کوتاهی کافی نیست، بلکه اوضاع و احوال سیاسی و چرایی گردهمایی جمعیت زیادی حول فراخوان رضا پهلوی را باید توضیح داد”. این نکته درست را هم یادآور شده اند، “همه شرکت کنندگان سلطنت طلب نیستند”.
هر دو ملاحظه درست هستند و توضیح من اینست. اولأ خیلی ها، با نگاه صحیح و چپ و کمونیستی در مورد تحولات سیاسی اخیر و برجسته شدن موقعیت سلطنت طلبان تحلیل و بررسی درست به دست داده اند. از جمله حزب ما طی بیانیه ها و اعلامیه ها و اسناد متعدد و به علاوه تعداد قابل توجهی از رفقای حزب در نوشته ها و مصاحبه ها و میزگردهای کتبی و تصویری در مورد این اوضاع و نقش ارتجاعی اپوزیسیون راست و به ویژه سلطنت طلبان آگاهگری کردیم. و البته هنوز کافی نیست و اینکار را مستدل و شفاف به عنوان یکی از وظایف کمونیستی خود ادامه میدهیم. شخصا در دو ماه گذشته با سخنرانی در کنفرانسها و سمینار ها و مصاحبه و میزگردهای تلویزیونی و با چند نوشته و مطالب در مورد اوضاع سیاسی، نقش سناریوسیاهی سلطنت طلبان و رضا پهلوی اظهار نظر کرده ام. فرض من اینست بخشی از دوستان صرفنطر از موافقت و یا مخالفت و یا داشتن نگاه انتقادی نسبت به سیاستهای ما و دیدگاه خود من،آشنای دیدگاه و سیاست ما هستند.آن بخش از دوستان که از سیاستهای ما مطلع نیستند را به مطالعه ادبیات و نوشته هایمان دعوت میکنم.
به علاوه در آن کامنت کوتاه فرق قائل شده ام بین شرکت کنندگانی که کاملأ آگاهانه انتخاب کرده و حول سخنان رضا پهلوی جمع شده و آنها را حامل “ویروس جهل مرکب” میدانم و طیف وسیعتر شرکت کنندگان که سمپاتی خاصی به سلطنت طلبی و رضا پهلوی ندارند، اما با توجیهات سطحی و مصلحتی و غیر قابل دفاع در آنجا حضور به هم رسانده اند. خطابم به این بخش تأکید بر “اشتباه بودن” حضور آنها و تقاضای دوری کردن از چنین مصلحت گراییهای مضر و پراشتباه است.
در همین رابطه این نکته هم مطرح شده است، “تیتر موضوع نادرست نیست، اما همه آن مردم را “ویروس ” خواندن درست نیست. در این یادداشت، “توده ها تحقیر شده است” . توضیحم اینست در آن کامنت به کسی گفته نشده “ویروس” و حرمت شخصی انسانها رعایت شده است. بلکه نسبت به آن دسته که آگاهانه ارتجاع سلطنتی را انتخاب کرده اند، محقیم آگاهگری کنیم، که “حامل ویروس جهل” احیای حکومت استبداد فردی و موروثی شاهی هستند، که مردم ایران با مبارزات انقلابی خود بساط ۲۵۰۰ساله آنها را جارو کردند. صد البته یادآوری اشتباه مردم، به معای تحقیر مردم نیست، بلکه بخشی از روند مناسبات طبیعی و اجتماعی میان انسانها در حیات اجتماعی است.
نهایتأ دوستانی نوشته اند، “این ضعف آلترناتیو چپ و سوسیالیستی است، که بخشهای زیادی از مردم حول سیاست راستها جمع میشوند”. در این نتیجه گیری درجه ای از واقعیت تلخ و البته درجه ای توجیهات و ارزیابی نادرست هم وجود دارد. واقعیت تلخ آنجا است، که قطب چپ و سوسیالیستی ایران با وجود موقعیت اجتماعی و مبارزاتی گسترده، شامل جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی رادیکال و بخش عمده نیروهای چپ و کمونیست در داخل و خارج هنوز در قامت آلترناتیو قابل انتخاب ابراز وجود نمیکند. این کمبود مهمی است. تلاش برای پرکردن این خلأ از نان شب واجب تر است.
با این وصف بخش نادرست این ارزیابی آنجا است، در مبارزات داخل و خارج کشور قطب چپ و سوسیالیست با هر درجه از کمبود و محدودیت اما حضوردارد. هر انسان و جمع مبارز و آزادیخواه میتواند در فعالیت و ابراز وجود اعتراضی و مبارزاتی با جریانات آزادیخواه و رادیکال همراهی و همگامی دشته باشند. به ویژه در خارج کشور میتوانند به تقویت آکسیونها وفعالیتهای مبارزاتی نیروهای چپ، آزادیخواه و کمونیست همت گمارند. لذا شرکت در متینگهای جریانات راست بورژوایی و در رأس آنها جریان دست راستی و فاشیستی سلطنت طلبان و پاسخ مثبت به فراخوانهای آنها مطلقأ توجیه پذیر نیست.
اسفند ۱۴۰۴



