
علی باباچاهی، شاعر، منتقد ادبی و از چهرههای تأثیرگذار شعر معاصر ایران، پس از دورهای بیماری، در ۸۳ سالگی در بیمارستانی در کرج درگذشت.
علی باباچاهی متولد سال ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر بود. او از دهه ۱۳۴۰ وارد فضای ادبی ایران شد و بهسرعت به یکی از صداهای شاخص شعر نو بدل گشت. نخستین مجموعه شعرش با عنوان «در بیتکیهگاهی» در سال ۱۳۴۶ منتشر شد؛ سالی که همزمان با آن مجله ادبی تکاپو را در بوشهر بنیان گذاشت. این نشریه که با استقبال محافل فرهنگی و روشنفکری روبهرو شد، پس از انتشار تنها سه شماره، تحت فشار ساواک و به بهانه نداشتن مجوز تعطیل شد. با این حال، مجلاتی چون «خوشه» و «فردوسی» مطالب تکاپو را بازنشر کردند و احمد شاملو نیز یکی از سخنرانیهایش را از طریق همین مجله منتشر کرد.
باباچاهی پیش از انقلاب با نشریات مهم ادبی و فرهنگی از جمله «خوشه»، «روشنفکر»، «رودکی» و «کتاب هفته» همکاری مستمر داشت و سه مجموعه شعر دیگر نیز در همان دوره منتشر کرد. پس از انقلاب، فعالیتهای او بیشتر بر ویرایش کتاب، تحقیق در متون کهن، همکاری با ناشران و مرکز نشر دانشگاهی متمرکز شد. او سالها دبیر صفحه شعر ماهنامه ادبی «آدینه» بود و نقش مهمی در معرفی و نقد جریانهای شعری ایفا کرد.
این شاعر و منتقد ادبی از شاعران پرکار نسل خود به شمار میرفت و حدود ۳۰ کتاب در حوزه شعر، نقد و پژوهش از او منتشر شده است. از جمله آثار پژوهشی او میتوان به «شروهسرایی در جنوب ایران» و بررسی آثار شاعرانی چون منوچهر شیبانی، فریدون توللی و اسماعیل شاهرودی اشاره کرد. او همچنین دو کتاب شعر کودک در کارنامه خود داشت.
در میان مجموعههای شعری باباچاهی، آثاری چون «نمنم بارانم»، «عقل عذابم میدهد»، «هوش و حواس گل شببو برای من کافیست»، «بیا گوشماهی جمع کنیم»، «قیافهام که خیلی مشکوک است»، «پیکاسو در آبهای خلیج فارس» و «دنیا اشتباه میکند» از شناختهشدهترین کتابهای او به شمار میروند.
از زندگی و کار ادبی علی باباچاهی دو فیلم مستند ساخته شده است. مستند «این قیافه مشکوک» به کارگردانی وحید علیزاده رزازی که در تابستان ۱۳۹۰ ساخته شد، به بررسی شعر، دیدگاهها و جایگاه ادبی او میپردازد و نظرهای شماری از چهرههای ادبی درباره شخصیت و آثارش را دربرمیگیرد.
باباچاهی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بوشهر گذراند و از همان سالهای نوجوانی به شعر و ادبیات گرایش پیدا کرد. نخستین شعرهایش با نام مستعار «ع. فریاد» در مجلات تهران منتشر شد، اما پس از آنکه یکی از شعرهایش در مجله «امید ایران» به عنوان «بهترین شعر هفته» برگزیده شد، آثارش را با نام خود منتشر کرد. او از میانه دهه ۱۳۴۰ وارد آموزش و پرورش شد و حدود ۱۸ سال در بوشهر به تدریس ادبیات پرداخت، تا آنکه در سال ۱۳۶۲ به اجبار بازنشسته شد.
علی باباچاهی از کسانی بود که قرار بود در سال ۱۳۷۵ در توطئه وزارت اطلاعات ایران، مشهور به اتوبوس ارمنستان، به همراه عده زیادی از نویسندگان و شاعران مخالف جمهوری اسلامی کشته شوند.
این شاعر و منتقد ادبی در کنار شعر، با طرح مباحث نظری از جمله «شعر پسانیمایی» و سپس «شعر در وضعیت دیگر»، بحثها و واکنشهای گستردهای در فضای ادبی ایران برانگیخت و بهعنوان یکی از چهرههای جدلی و اثرگذار در نقد شعر معاصر شناخته میشد.






