اسماعیل بخشی فعال کارگری اخراج شده هفت تپه و از سرشناسترین چهرههای جنبش کارگری در مصاحبه ای با وبسایت اندیشه و پیکار در مورد وضعیت فعلی جامعه گفته است:
من تقریبا ۶-۷ سالی است که هفتتپه نیستم ولی الان در تمام ایران بین مردم راه میروم. مردم واقعا از دست حاکمیت و جمهوری اسلامی خسته شدهاند، میگویند هیچ راهی هم نیست ولی من میگویم هست. متشکل بشویم و نیروی کار را از حکومت بگیریم. این را هنوز امتحان نکردهایم. میگویند تمام راهها را رفتیم. ولی این یکی را نرفتهایم: بدون خونریزی، بدون خشونت. توجه دارید؟
ولی خب اوضاع کشور یک جوری است که مردم اینقدر به تنگ آمدهاند، یک: از شرایط اقتصادی. دو: از ظلمهای بیدلیل جمهوری اسلامی بر این مردم سر بحث حجاب، سر مسائل عقیدتی، سر خیلی موضوعات بیربط دیگری که به این مردم دارد فشار میاورد و متاسفانه گروههایی هم هستند که خیلی به مردم رویا فروشی کردهاند. خیلی از مردم میگویند بابا بگذار آمریکا و اسرائیل بزنند، دیگر رنگی از سیاهی بالاتر نیست. به درست و غلط آن کاری ندارم. من دارم جامعه را نشان میدهم، جامعه را میگویم. مردم تردید در دلشان هست؛ اضطراب هست که اگر جنگ بشود چه پیش میآید؛ اگر جنگ نشود چه میشود. میدانید که جامعه جنگزده چه اوضایی خواهد داشت و همزمان اگر جنگ نشود، یعنی تداوام جمهوری اسلامی. یعنی مردم در یک تناقض خیلی عجیب غریب گیر کردهاند، بین جنگ یا بودن جمهوری اسلامی. من میگویم راه سومی هم هست: متشکل بشویم و این نیروی کار را بگیریم. اگر نتیجه نداد بعد هر کس خواست حمله بکند و هر کس راه دیگری را خواست امتحان بکند.
در این خیزش همه بودند. هیچ حامی داخلیای نداریم یا گروهی که بگوید مثلا دارم ساپورت میکنم و رهبری میکنم. شما این حرفها را باور نکنید. این خیزش کاملا مردمی بود. از دل مردم صورت گرفت، این خیزش از دل مردم سر کشید تا به هجدهام و نوزدهام دی رسید. بعد دیگرانی آمدن خود را قاطی کردند و خود را رهبر کردند، بعد هم زدند زیرش و گفتند ما مسئولیتی نداریم. برای خودشان فراخوان دادند، حتی فراخوان خودشان را هم گردن نگرفتند.
مردم به تنگ آمدهاند. خیلی از شعارها سلبی بود. این را هم بگویم که ممکن است یک جمعیتی بیاید تو خیابان و یک شعاری بدهد که من خوشم نمیآید، من میدانم آن شعار سلبی است من کاری به آن شعاری که از دهانشان درمیآید ندارم، من به آن رنجی که باعث شده آن جوان بیاید تو خیابان کار دارم. توجه دارید؟ این خیزش کاملا مردمی بود و اگر کسی میگوید ما رهبری کردیم، دروغ است. مردم خودجوش آمدند و بعد از این که این جریان خودجوش شکل گرفت خیلیها خودشان را اضافه کردند و اگر میگویند از جایی مردم ساپورت میشدند یا مثلا اداره میشدند، درست نیست. این مردم تنهاتر از همیشه هستند و جز خودشان هیچکس دیگری را ندارند و به خاطر همین میگویم نیرویی در همین مردم وجود دارد که اگر آن را از کارفرمای بزرگ یعنی دولت بگیرند به راحتی فلج میشود و مجبور میشود تن بدهد به خواستهای مردم.


