یک گام به پیش – فرزانه ر.

چه این نوزادِ پرهیاهو طبیعی به دنیا آمده باشد و چه با ضرب و زورِ فورسپس و سزارین، تفاوتی در اصل ماجرا نمی‌کند. آنان که مسئولیت پاسداری از جانش را بر عهده داشتند، کوتاهی کردند؛ چه آن‌هایی که ادعا می‌کنند «تروریست‌ها» و «عوامل موساد» اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم را به خشونت کشاندند و با گلوله‌های جنگی و تیغ قمه و چاقو جان معترضان را گرفتند، حقیقت را بگویند و چه داستان ببافند، در هر حال مسئول‌اند. مسئول جان مردمی که باید از حضور همان «تروریست‌ها» و «عوامل موساد» حفظشان می‌کردند. و اگر دروغ می‌گویند — که می‌گویند — و خود برای «جمع‌کردن» سریع اعتراضاتی که مدت‌ها انتظارش را می‌کشیدند، آتش خشم را در میان مردمی که چیزی برای از دست دادن ندارند شعله‌ور کردند، هم دروغگو و هم مقصر و جنایتکارند.

رژیم ورشکسته‌ی جمهوری اسلامی مدت‌ها در انتظار فوران خشم انباشته‌ی مردم بود. این بار می‌دانست آنان که به میدان می‌آیند، دغدغه‌ی نان دارند؛ مردمی که جز زنجیرهایشان چیزی برای از دست دادن ندارند و هرچه مستأصل‌تر، خشمگین‌تر و بی‌پرواتر. اگر جنبش «زن، زندگی، آزادی» با مطالبات متکثر خود بر سکولاریسم و رفع تبعیض‌های اجتماعی، سیاسی، قومی، جنسی و مذهبی تأکید داشت و کمتر بر اقتصاد، این خیزش تازه محورش نان بود. از همین رو در استان‌های محرومی چون ایلام و لرستان گستره‌ی بیشتری یافت و خیلی زود به اعتراضاتی خشم‌آلود بدل شد؛ حتی پیش از آنکه وعده‌های دروغین مدعیان رهبری اپوزیسیون یا «رهبران دنیا» به گوش برسد. کسانی که نه برای التیام زخم‌های مردم، بلکه برای منافع خود به میدان آمده بودند: قدرت‌های جهانی برای فشار بر جمهوری اسلامی در مذاکرات، و مدعیان رهبری اپوزیسیون برای کسب جایگاهی که خلأ سازماندهی و بدیلِ ایجابی فراهم کرده بود.

شعارهایی چون «رضا شاه، روحت شاد» و «جاوید شاه» که در سال‌های گذشته به ندرت شنیده می‌شد، ناگهان در این اعتراضات پررنگ شد. حتی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز این شعارها عمدتاً در مناطق محروم شنیده می‌شد و همان‌جا هم زود خاموش شد. این شعارها، برخلاف تحلیل‌های دست‌راستی‌ها که آن را ایجابی می‌دانند، بیش از هر چیز بیان خواستِ گذر از جمهوری اسلامی بود. شعارهای نفی — «مرگ بر دیکتاتور»، «امسال سال خونه…» — برای فریاد این خواست کافی نبود. در نبود بدیلی روشن، مردم برای تأکید بر گذر از جمهوری اسلامی، شعارهایی در حمایت از پهلوی سر دادند. سلطنت‌طلبان نیز فرصت‌طلبانه از این فضا بهره بردند؛ با وعده‌ی «کمک در راه است» و «دارم برمی‌گردم» خشم مردم را تحریک کردند و به نیروهای امنیتی بهانه‌ای تازه برای سرکوب دادند.

اما مردم خوب می‌دانند که رژیم هیچ اعتراضی را برنمی‌تابد و با هر بهانه‌ای لشکرکشی می‌کند. هرچه در پاسخ به نیازهای مردم ناتوان‌تر می‌شود، ترسش از اعتراضات بیشتر می‌گردد. بیش از چهل روز پس از کشتار وحشیانه‌ی معترضان، هنوز هر روز خبر دستگیری ده‌ها و صدها نفر منتشر می‌شود. هزاران تن در زندان‌ها زیر شکنجه‌اند و بسیاری در خطر اعدام.

مردمی که زیر فشار حکومتی چنین بی‌رحم روزگار می‌گذرانند، خود به ابزاری برای اهداف «دوستان» فریبکار بدل شده‌اند؛ همانانی که حتی خبر قتل‌عام آن دو روز را منتشر نکردند و همچنان مردم را فریب دادند. زمانی که جوی خون در خیابان‌ها جاری بود، هنوز فرمان می‌دادند «اماکن دولتی را بگیرید» و وعده‌ی کمک می‌دادند. با گزاره‌های مشکوکی چون «جمهوری اسلامی قول داده آن ۸۰۰ نفر را اعدام نکند» ژست حقوق‌بشری گرفتند و فریبکاری را ادامه دادند.

اما هنگامی که اعتراضات به خاک و خون کشیده شد و به قول جمهوری اسلامی «جمع شد»، «رهبر» اپوزیسیون دیگر فرمان حضور در خیابان نداد؛ تنها گفت بر پشت‌بام‌ها شعار دهید. وعده‌ی «کمک در راه» و «بستن چمدان» نیز دود شد و به هوا رفت، به بهای جان هزاران معترضی که جان به لب رسیده بودند.

در آن‌سو، رهبران جهان نیز وعده‌هایشان را فراموش کردند و نسخه‌ای تازه پیچیدند: ساختن بدیلی از درون حکومت برای منزوی‌کردن هسته‌ی سخت قدرت. همان زمان بوی کباب به مشام برخی «اصلاح‌طلبان» رسید؛ ناگهان لباس اپوزیسیون پوشیدند و شعار رفراندوم و مجلس مؤسسان دادند تا مردم را دوباره وارد بازی «بد و بدتر» کنند.

در این کارزار که تنها مردم قربانی می‌دهند، هیچ‌یک از این نیروها کوتاه نیامده‌اند. رهبران جهان با ناو جنگی و تحریم گاه بر نعل می‌کوبند و گاه بر میخ؛ گاه از حمله سخن می‌گویند — نه برای دفاع از مردم، بلکه برای منافع خود — و هم‌زمان مذاکره می‌کنند. بسیاری از مردم که تنها آرزویشان «رفتن این‌ها»ست، چشم امید به حمله‌ی قدرت‌های جهانی دوخته‌اند و گمان می‌کنند مدعیان رهبری اپوزیسیون برایشان نان و آزادی خواهند آورد.

اما با گذر زمان و فروکش‌کردن خشم نخستین روزها، و با آشکارشدن وعده‌های دروغین، جامعه در حال تأمل است؛ می‌کوشد راهی برای گذر از این تاریکی بیابد. تلاش‌هایی که بارها در بحران‌های مشابه آغاز شد و هرگز به ثمر نرسید، و گاه تنها به تشکل‌هایی بی‌خاصیت انجامید که نام «اتحاد عمل» را یدک می‌کشیدند.

بدیهی است که مردم ایران — به‌ویژه مردم داخل کشور— باید راه‌حلی برای گذر از این بحران بیابند و نیروهای خارج کشور تنها می‌توانند پشتیبان باشند. تجربه نشان داده شعار «همه با هم» همان‌گونه که در انقلاب ۵۷ به بیراهه رفت، امروز نیز راه به جایی نمی‌برد؛ زیرا معنای پنهانش «همه زیر پرچم من» است. کسانی که چنین شعاری می‌دهند، همان‌هایی‌اند که از امروز کمر به حذف مخالفان بسته‌اند. نمی‌دانیم فریبکارتر آنانی بودند که می‌گفتند «همه آزادند، حتی کمونیست‌ها» یا اینانی که اکنون شعار «مرگ بر سه مفسدین» سر می‌دهند. اولی «تقیه» کرد و دومی از همین حالا طناب دار را وعده می‌دهد.

اما در این میان، بضاعت ما مردم چیست؟ ما نه تنها ۴۷ سال، که قرن‌ها زیر سایه‌ی دیکتاتوری زیسته‌ایم: از خلفا و پادشاهان تا رضاخان و حزب رستاخیز و سپس جمهوری اسلامی و ولایت فقیه. نه فرصت تشکل داشته‌ایم و نه مجال آموختن رواداری. اگر امروز نشانی از مدارا در ما دیده می‌شود، از برکت انقلاب ارتباطات و پیوند با جهان است؛ همان چیزی که دیکتاتورها همیشه می‌کوشند از ما دریغ کنند.

ما مردم در سه عرصه نیرو داریم: نیروهای پشتیبان در خارج کشور، نهادها و سازمان‌های مدنی، سیاسی، اجتماعی و صنفی در داخل، و خود مردم معترضی که هر از چند گاه به خیابان می‌آیند — بی‌آنکه سازماندهی داشته باشند — به‌ویژه در قیام‌هایی چون قیام گرسنگان.

برای نیروهای خارج کشور تشکیل یک «جبهه»‌ی پشتیبان آسان‌تر است؛ جبهه‌ای نه بر پایه‌ی «همه‌باهمی»، بلکه اتحاد عملی بر سر پلتفرمی مشترک میان نیروهای مستقل و برابر. اگر هدف امروز «گذر از جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان» است، این می‌تواند حداقلِ لازم برای گردآمدن این نیروها باشد. اما نبود رواداری و تحمل متقابل، تاکنون مانع چنین اتحادی شده است.

با این حال، اگر این نیروها در کنار نهادهای داخلی و مردم قرار گیرند، سه نیرویی خواهیم داشت که در یک راستا و با اهدافی مشترک مبارزه می‌کنند. برخی چشم‌اندازهای رادیکال‌تر دارند، اما در جامعه‌ای دموکراتیک و سکولار فرصت بیشتری برای پی‌گیری آرمان‌های خود خواهند یافت. نیرویی که از مطالبات مردم حمایت نکند، حق رأی دیگران را نادیده بگیرد، ادعای رهبری کند یا قصد مصالحه با حاکمیت داشته باشد، جایی در این ائتلاف ندارد.

گرچه در این سال‌ها تلاش‌هایی برای ایجاد همگرایی میان نیروهای خارج از کشور صورت گرفته، اما حاصل آن جز شکل‌گیری سازمان‌هایی تازه و پراکنده نبوده است. نه «جبهه»‌ای پدید آمده و نه «اتحاد عملی» که بتوان آن را نقطه‌ی اتکایی برای مبارزه دانست. بسیاری از سازمان‌های «با نام» خارج کشور یا در برابر این ضرورت سکوت کرده‌اند یا نقدهایی چنان سنگین وارد کرده‌اند که عملاً هر امکان هم‌گرایی را از میان برده است.

این در حالی است که انتظار می‌رفت مهاجرت این نیروها به خارج از کشور— به دور از سرکوب و فشار امنیتی — فرصتی برای تمرین رواداری، نزدیکی و همکاری فراهم کند. اما آنچه در عمل دیده‌ایم، نه همگرایی، بلکه تکه‌تکه شدن هرچه بیشتر نیروها بوده است؛ سکتاریسمی که هر روز ریشه‌دارتر شده و فاصله‌ها را عمیق‌تر کرده است.

تشکیل یک «جبهه» یا «اتحاد عمل» در خارج کشور باید سال‌ها پیش انجام می‌شد؛ اکنون هر روزی که می‌گذرد، این ضرورت دیرتر و دیرتر می‌شود. زمانی نیروهای خارج کشور در داخل وزنی داشتند، صدایشان شنیده می‌شد و بیانیه‌هایشان خوانده می‌شد. اما امروز، با گذشت زمان و افزایش فاصله، اعتبار و نفوذشان در داخل کم‌رنگ‌تر شده است؛ تا جایی که سال‌هاست کمتر کسی خود را به آن‌ها منتسب می‌کند یا حتی بیانیه‌هایشان را دنبال می‌کند.

با این همه، جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است. به‌ویژه در بزنگاه‌هایی همچون امروز، وجود یک جبهه‌ی منسجم، نیرومند و شفاف — جبهه‌ای که پلتفرمش بر خواست واقعی مردم استوار باشد — هنوز هم می‌تواند نقشی تعیین‌کننده داشته باشد. اگر رضا پهلوی می‌تواند داعیه‌ی «رهبری اپوزیسیون» داشته باشد، بی‌تردید نیروهایی که سال‌ها مبارزه کرده‌اند، هزینه‌های سنگین پرداخته‌اند و مهم‌تر از همه، مطالبات واقعی مردم را نمایندگی می‌کنند، ظرفیت بسیار بیشتری برای جلب اعتماد مردم دارند.

مطالبات واقعی مردم همان‌هایی است که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» فریاد زده شد: سکولاریسم، رفع تبعیض‌های جنسیتی، قومی و مذهبی، آزادی بیان و تشکل، حفاظت از محیط زیست، محاکمه‌ی عادلانه‌ی آمران و عاملان کشتارهای چند دهه‌ی گذشته و عدالت اقتصادی. قیام اخیر تأکید بیشتری بر عدالت اقتصادی و مسئله‌ی نان داشت. این‌ها همان مطالباتی است که سال‌ها از سوی نیروهای مترقی و مردمی تبلیغ شده است. کدام‌یک از نیروهای مدعی رهبری یا حامی مردم با این مطالبات مخالفت دارد؟

تمامی نهادهای مدنی، صنفی، اجتماعی و سیاسی که در این سال‌ها توانسته‌اند از تیغ سرکوب جمهوری اسلامی جان سالم به در ببرند — کارگران، دانشجویان، معلمان، پرستاران، زنان، بازنشستگان، دادخواهان، مدافعان حقوق بشر، فعالان محیط زیست و دیگران — هر یک بخشی یا تمامی این مطالبات را در دستور کار خود دارند. مهم نیست شمار اعضای هر تشکل چقدر است؛ مهم آن است که هر یک نماینده‌ی مطالبات واقعی یک صنف یا گروه اجتماعی‌اند. اگر این نهادها و گروه‌ها در کنار یکدیگر و در قالب «اتحاد عمل» قرار گیرند، تقریباً تمامی مطالبات مردمی که هر از چند گاه از سر استیصال به خیابان می‌آیند، در دستور کار قرار خواهد گرفت.

از این رو، سه نیرویی که می‌توان بر آن‌ها تکیه کرد — نیروهای پشتیبان خارج کشور، نهادها و نیروهای داخلی، و خود مردم — در یک راستا و با اهدافی مشترک مبارزه می‌کنند. بی‌تردید برخی از نیروهای حاضر در این «اتحاد عمل» چشم‌اندازهایی رادیکال‌تر و بلندمدت‌تر دارند؛ آرمان‌هایی دوردست. اما همان‌گونه که گفته شد، اگر این نیروها در این اتحاد با رأی برابر و استقلال حضور داشته باشند، در جامعه‌ای دموکراتیک، سکولار و عادلانه‌تر فرصت بیشتری برای پی‌گیری اهداف بلندمدت خود خواهند یافت.

بدیهی است نیرویی که از این مطالبات حمایت نکند، یا حق رأی دیگران را نادیده بگیرد، یا ادعای رهبری بر ائتلاف داشته باشد، یا قصد مصالحه با حاکمیت کنونی را دنبال کند، جایی در این ائتلاف ندارد. تجمیع نیروهای پراکنده‌ی اپوزیسیون — که هر یک هدفی صنفی، سیاسی، مدنی، اجتماعی یا اقتصادی برای خود تعریف کرده‌اند — باعث می‌شود خواست و مطالبه‌ی هر یک از آن‌ها به مطالبه‌ی جمعی بدل شود و قدرت و عاملیت بیشتری بیابد.

اینکه این جدال به کدام سو خواهد رفت و چه برآیندی از آن سر برخواهد آورد، روشن نیست. سناریوهای بسیاری نوشته شده. مردم نقش دارند، اما قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، جناح‌های جمهوری اسلامی و بخش‌های اقتدارگرای اپوزیسیون نیز می‌کوشند مسیر را به سود خود تغییر دهند. با این همه، باور دارم که وجود یک «جبهه‌ی مردمی» برآمده از «اتحاد عمل» نیروهایی که مطالبات مردم را نمایندگی می‌کنند، در هر شرایطی به سود مردم خواهد بود؛ و در جدال آینده هیچ قدرتی نخواهد توانست آن را نادیده بگیرد.

دوم اسفند ۱۴۰۴

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x